روز اژدها
| روز اژدها | |
|---|---|
| نویسنده | ریچارد ناک |
| برگرداننده | برگردانده نشده است. |
| ناشر | Pocket Books |
| محل نشر | آمریکا |
| تاریخ نشر | فوریه ۲۰۰۱ |
| شابک | ISBN 0-671-04152-5 |
| تعداد صفحات | ۳۸۴ |
| موضوع | جادو، سلحشوری، اژدها |
| سبک | خیالپردازی |
| زبان | انگلیسی |
| سری | هنر نبرد |
| نوع رسانه | کتاب چاپی |
| تصویرگر | طراح جلد: Samwise Didier |
| کتابشناسی ریچارد ناک | |
روز اژدها (به انگلیسی: Day of the Dragon) نام کتابی خیالپردازی است، اثر ریچارد ناک که جزو مجموعهٔ هنر نبرد به حساب میآید. کتاب مزبور به روایتی چون دیگر کتابهای مجموعهٔ هنر نبرد از روی دستنوشتههای ناتمام تالکین نوشته شده است.
داستان [ویرایش]
داستان بین هنر نبرد ۲ و هنر نبرد ۳ اتفاق میافتد. به یاری مدالی پر شده از قدرت ماورایی به نام اهریمن روان؛ الکستراتزا، ملکهٔ اژدهایان دنیای ازروث در بند طایفهای از ارکها است. ارک ها فرزندان ملکه را به ماشینهای جنگی بدل کردهاند و آسمان ها را در اختیار گرفته اند. شورای جادوگران کیرین تور، به ترغیب کراسوس (جادوگر مرموز شورا)، جادوگری رانده شده و بدنام به نام رونین را به ماموریتی غیرممکن میفرستند: آزاد کردن ملکه اژدها.
شورا، باز هم به ترغیب کراسوس همراه رونین، الفی به نام وریسا ویندرانر را میفرستند تا او را تا مرز قلمرو ارکها راهنما شود.
از آن سو لرد پرستور، که گویا نجیبزادهای است که مشاور ترناس، فرمانروای لردران شده، شاهان اتحاد لردران را به شورایی میخواند و در این شورا همه را به نیروی جادو و هیپنوتیزم وا میدارد تا او را فرمانروای قلمروی آلترک قرار دهند.
با وجود محرمانه بودن سفر رونین و وریسا، بسیاری از ماجرا سر در میآورند، من جمله گابلین ها که اربابان متعدد خویش را مطلع میکنند. که یکی پرستور باشد و دیگری نکروس، فرمانده ارکهای ساکن قلعه گریم باتول که الکسستراتزا را به بند کشیده اند. در نتیجه در راه رفت اژدهایی به رونین حمله میکند. رونین و وریسا میگریزند تا سه دورف شیردال سوار به یاریشان میآیند و هیولا را از آنها دور میکنند.
چندان دور نشدهاند که شوالیه های سیلور هند به آنها میرسند و اگر چه دل خوشی از جادوگران ندارند، اما به احترام الف بانو و اتحاد لردران ایشان را مهمان میکنند.
شب هنگام رونین که وسایلش را از دست داده، برای ارتباط جادویی با کراسوس به بالای باروی ارگ میرود و جادویش را به کار می اندازد. اما در همین لحظه انفجار شدیدی بارو را منهدم می کند و رونین قبلا ز بیهوشی متوجه می شود که چنگالی عظیم او را در هوا گرفته است.
دانکن، فرمانده شوالیه ها رونین که ناپدید شده است را مقصر انفجار میداند و گروهی برای پیدا کردن او به راه می اندازد که وریسا هم همراه آنهاست.
روز نخست جستجو هنوز به پایان نرسیده که بادی شدید شروع به وزش می کند و رونین در میان اردوی دانکن ظاهر می شود. رونین چیزی به یاد ندارد. جز اینکه دستی که او را ربود پنجهٔ اژدهایی بود و او را برای نجات از آوار انفجار ربوده بود. اما این سخن آخر را در برابر دانکن به زبان نمیآورد. به یاری وریسا دانکن او را دربارهٔ انفجار بیگناه مییابد، اما مصر است تا او را دور کند و سوگند میخورد تا همراهان را به سلامت به کرانهٔ دریا برساند.
گروه به شهری در کرانهٔ دریا میرسند و آنجا را نیمهویران میبینند. ارکها بر دو اژدها به آنجا حمله کردهاند و تقریباً همه چیز را از جمله تمام کشتیها از میان بردهاند. وریسا، فالستاد، فرماندهٔ دورفهای شیردال سوار را ترغیب میکند که رونین را با خود به مرز گریمباتول برسانند. فالستاد نهایتاً میپذیرد، اما وریسا و دانکن هم همراه با رونین میروند.
در این میان کراسوس که در مییابیم کوریالستراتز، اژدهای سرخ و همسر ملکه، است متوجه میشود که پرستور، همان مرگبال نابودگر، اژدهای سیاه دیوانه و پنجمین اژدها از میان فرمانروایان فرقه های اژدها است که قصد دارد دنیایی جدید بیافریند و همهٔ آفریدگان دیگر را نابود کند.
کوریالستراسز به سراغ اژدهایان بزرگ دیگر میرود و تکتک با مالیگوس اژدهای جادو، نوزدورموی بیزمان و ایسرا بانوی خواب و مرگ میرود تا ایشان را وادارد کاری کنند. به یاد همه میآورد که اهریمن روان در واقع قدرتهای خود ایشان را در خود دارد و اگر به چنگ مرگبال بیافتد نابودی آنها و به دنبالش تمام جهان را در بر دارد.
گروه رونین، در راه به دو اژدهایی برمیخورند که نکروس به استقبالشان فرستاده است. در نبردی دانکن قهرمانانه یکی از اژدهایان را میکشد و خود نیز از زخم تبر ارکی که سوار اژدهاست، میمیرد. نبرد به نفع ارک ها در جریان است که ناگهان مرگبال به کمک میآید و اژدهای دیگر را به شدت زخمی کرده و رونین را هم میرباید و با خود میبرد. روی زمین او به شکل پرستور در میآید و به رونین میگوید که در آزادی الکستراتزا کمکش خواهد کرد به شرطی که فرمانبردار باشد. گردنبندی از سنگی سیاه که از وجود خود اوست به رونین میدهد تا با او در ارتباط باشد. سپس ماشین پرندهٔ گابلینها از راه میرسد و به فرمان پرستور رونین را به سمت گریمباتول میبرد.
از آن سو وریسا و فالستاد هم به دنبال رونین میروند و وریسا که حسی به رونین پیدا کرده، تا او را نیابد آرام نمیگیرد. او گمان می کند که برخلاف چیزی که ساحر به او گفته، ماموریت رونین چیزی بیش از پرس و جو شناسایی است و میداند که رونین در سرزمین ارکها بدون نیروی جنگآوری توانا کاری از پیش نخواهد برد. الف و دورف، با حیلهٔ کریل گابلین خدمتگذار نکروس و پرستور به چنگ ترولها میافتند. اما جوخهای از دورفهای کوه نشین و خویشاوندان فالستاد، به موقع به آنان میرسند و با کشتار ترولها آن دو را آزاد میکنند. وریسا در مییابد که دورفها فرمانبردار کراسوس جادوگر هستند. فرماندهٔ دورفها سنگی همانند گردنبند رونین به آنها میدهد و آن دو را به گریم باتول میرساند.
رونین به گریمباتول میرسد و به چنگ نکروس اسیر میشود. نکروس پس از دیدن اژدهایان مردهاش و رونین گمان میبرد که اتحاد قصد حمله به گریمباتول را دارد، دستور تخلیهٔ گریمباتول و پیوستن به نیروهای جبههٔ شمال را میدهد. و این همان چیزی است که کوریالستراسز و مرگبال میخواهند.
رونین را ارکها اسیر غولی آتشین میگذارند و وقتی وریسا و فالستاد به راهنمایی کریل به زور شمشیر به او میرسند نیمهجان است. اما در بیرون از گریم باتول، مرگبال به انتظار ارک ها و تخم های ملکه اژدها که آنها با خود حمل می کنند نشسته، غافل از اینکه اتحاد اژدهایان بزرگ پس از ده هزار سال دوباره بر علیه او تشکیل شده است: نوزدورمو، مالیگوس و ایسرا که برای نجات خواهر در بندشان به سرعت به طرف گریم باتول پرواز می کنند . . .