روزنامه‌نگاری در ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

روزنامه‌نگاری در ایران در ایران تاریخچه‌ای دیرینه دارد شروع این صنعت از درباره شاهان قدیم بوده‌است و متضمن اخبار مربوط به دربار و خصوصا شخص پادشاه بوده‌است. بنابراین می‌توان روزنامه‌نگاری در ایران را به فصل روزنامه‌نگاری در باستان و روزنامه‌نگاری در عصر معاصر تقسیم کرد.کلمه روزنامه در زبان فارسی درای ریشه‌ای قدیمی است [۱] و در برخی از کتاب‌های سده‌های نخست اسلامی این واژه با شکل روزنامجه دیده می‌شود. در دوران فتحعلی‌شاه، محمدشاه و اوان پادشاهی ناصرالدین شاه، اصطلاح «کاغذ اخبار» مورد استفاده مردم بوده‌است ولی به مرور زمان روزنامه به معنای قدیم بکار رفته و اصطلاح «کاغذ اخبار» متروک شده‌است[۲].


روزنامه‌نگاری در ایران باستان[ویرایش]

روزنامه‌نگاری در تاریخ معاصر[ویرایش]

چاپ نشریات در دوران معاصر در ۱۹۰ سال پیش به وسیلهٔ میرزا صالح شیرازی کازرونی که خود دوره آموزش روزنامه‌نگاری را در انگلستان گذارنده بود آغاز می‌شود. گرچه تلاش‌های وی نسل پروری در پی نداشت و گسستگی مطبوعاتی موجب گردید تجربه اول دفن چندان طرفدار نداشته باشد. روزنامه‌های دوره اول با الگوبرداری از روزنامه‌های خارجی ایرانیزه شده شروع به فعالیت کردند. از نظر شکل روزنامه‌های نخست به نوعی ادامه صفحه‌آرایی نسخه‌های خطی و کتاب‌های چاپ سنگی بودند تا اینکه ایرانیان فرنگ رفته به ویژه آنهایی که در عثمانی تجربه کار روزنامه‌نگاری داشتند پس از بازگشت به خدمت «دستگاه انطباعات» درآمدند و تا حدودی محتوا و شکل روزنامه‌ها را دگرگون کردند. با پایان دوره ناصری پایه روزنامه‌نگاری دولتی لق شد اما روزنامه‌نگاری خصوصی حرفه‌ای به وجود نیامد[۳].

اولین روزنامه چاپی ایران، در دورهً سلطنت «محمد شاه قاجار» به وسیله «میرزا صالح شیرازی کازرونی» در تهران تأسیس شد. اولین شماره این نشریهً ماهیانه که در دوشنبه بیست و پنجم ماه محرم ۱۲۵۳ قمری (اول ماه مهٔ ۱۸۳۷ م.) منتشر شد فاقد نام بخصوصی بود و به ترجمه از واژهٔ فرنگی Newspaper، کاغذ اخبار نامیده می‌شد. [۴].در حال حاضر از این روزنامه هیچ نسخه اصیلی دردست نیست و مطالبی که درباره آن نوشته شده، ذکر دقیقی از مدت و دفعات انتشار آن به میان نمی‌آورد. [۵]

ارومیه اولین شهرستانی است که در تاریخ روزنامه‌نگاری ایران صاحب روزنامه شد. این نشریه که دومین نشریهٔ ایران هم به شمار می‌رود، به زبان آشوری بود و با نام زاهاریرادی باهارا در سال ۱۲۶۵ هجری قمری (۱۸۴۹ میلادی) آغاز به انتشار کرد.[۶]

وقایع اتفاقیه که سومین روزنامه ایران به سبک و شکل امروزی است، از سال سوم پادشاهی ناصرالدین‌شاه یعنی ۱۱۹۰ هجری قمری زیر نظر میرزا تقی‌خان امیر نظام آغاز به انتشار کرد. این نشریه که به روزنامهٔ وقایع اتفاقیه مشهور بود، به صورت هفتگی منتشر می‌شد.

صفحه اول یکی از شماره‌های وقایع اتفاقیه

در سال ۱۲۷۷ (قمری) که میرزا ابولحسن‌خان نقاش‌باشی ملقب به صنیع‌الدوله بر انتشرات دولتی و طبع روزنامه‌نگاری نظارت داشت روزنامهٔ وقایع اتفاقیه پس از ۳ سال انتشار با نام جدید «دولت علیه ایران» شروع به فعالیت کرد. روزنامه دولت علیه ایران، روزنامه‌ای مصور بود که در آن تصاویر بزرگان مملکت، درباریان و شاهزادگان با دقت زیاد به چاپ می‌رسید[۷]. خود این نشریه بعد از مدتی انتشار به روزنامه دولتی تغییر نام داد. انتشار این روزنامه تا سال ۱۳۲۴ (قمری) تحت عنوان ایران ادامه داشت و بعد از مدتی وقفه در سال ۱۳۲۹ (قمری) با نام روزنامه رسمی دولت ایران منتشر گردید.
در سال ۱۲۸۳ هجری قمری روزنامهٔ دیگری به نام روزانه ملتی در تهران انتشار یافت. منظور از واژهٔ «ملتی» نشان دادن تمایز آن روزنامه از روزنامه دولتی بود. نخستین نشریهٔ روزانه (یعنی روزنامه به معنی واقعی کلمه) در ایران به نام خلاصة الحوادث در سال ۱۳۱۶ (قمری) در تهران منتشر شد این روزنامه چهار صفحه‌ای بود و اخبار خبرگزاری رویترز را که به قصد هندوستان مخابره می‌شد بازمی‌تاباند.

روزنامه‌های وطن و طلوع نیز از دیگر روزنامه‌های مهم منتشر شده تا پیش از مشروطیت اند. روزنامه وطن (La Patrie) که در سال ۱۲۹۳ انتشار یافت، اولین روزنامه ایرانی دوزبانه (فارسی و فرانسه) تهران بوده و همچنین نخستین روزنامه‌ای بود که در تاریخ کشور توقیف شد [۸]

بعد از استقرار مشروطیت چهار روزنامه به نام‌های مجلس، ندای وطن، حبل‌المتین و صبح صادق، هر روز در ایران منتشر می‌گردید. روزنامهٔ «مجلس» اخبار مجلس شورای ملی را بازمی‌تاباند و زیر نظر میرزا محمد صادق طباطبائی اداره می‌شد. درپی خلع محمد علی شاه از سطلنت، روزنامه‌های متعدد روزانه دیگری نیز در ایران منتشر گردید.

در دوره مشروطیت بیداری افکار عمومی به سرعت و شدت اوج گرفت و روزنامه‌ها نفوذی عظیم و سهم مهمی در تجدید حیات اندیشه‌های مردم داشتند. از روزنامه‌های مهم دوره مشروطیت که تأثیر زیادی بر افکار عمومی داشتند می‌توان به صور اسرافیل و ایران نو اشاره کرد. در این برهه از تاریخ ایران، مطبوعات به عنوان نمادهای دموکراسی و آزادی نقش بزرگی در گسترش مشروطیت داشتند[۹]. درپی اعلام فرمان مشروطیت تعداد و تیراژ مطبوعات افزایش زیادی یافت همانطورکه شمارگان روزنامهٔ مساوات که از جراید مهم و مؤثر انقلاب مشروطه شمرده می‌شد به ۳ هزار، روزنامه صور اصرافیل به ۵ هزار، روزنامه مجلس به تدریج از ۷ هزار به ۱۰ هزار و روزنامه انجمن ملی به ۵ هزار نسخه رسید. به هنگام صدور فرمان مشروطیت تنها ۲۰ روزنامه و نشریه در ایران منتشر می‌گردید اما در پی اعلام این فرمان و در مدت زمان مانده از سال ۱۳۲۴ (قمری)، ۹۲ نشریه شامل ۶۴ عنوان در تهران، ۹ عنوان در اصفهان، ۶ عنوان در تبریز، ۴ عنوان در همدان، لاهیجان و ارومیه هر کدام دو عنوان و کرمانشاه، شیراز، مشهد، بندر انزلی و شهر ری هر کدام یک عنوان، منتشر می‌شد[۱۰].

در دوره دوم مشروطیت قِطع روزنامه‌های روزانه بزرگتر شد ولی تیراژ آنها کاهش پیدا کرد مثلا روزنامه استقلال ایران از هشتصد تا هزار نسخه و ایران نو که در آن زمان کثیرالانتشارترین روزنامه ایران محسوب می‌شد بین ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ نسخه تیراژ داشت، کاهش این تیراژ را می‌توان در توسعه فقر عمومی به علت حوادث ناگوار در آن مقطع دانست در این دوره معمولاً چندین نفر یک شماره از روزنامه را به شراکت می‌خرید و با هم مطالعه می‌کردند.

اولین‌ها در صنعت روزنامه‌نگاری در ایران[ویرایش]

اولین نشریه به زبان خارجی روزنامه وطن بود. از این روزنامهٔ دو زبانهٔ فارسی-فرانسوی، فقط یک شماره در سال ۱۲۹۳ (قمری) (۱۸۷۵ میلادی) به مدیریت بارون لوئی دونورما بلژیکی منتشر گردید. لوئی دونورما در سال ۱۲۹۲ به همراه ناصرالدین شاه از فرانسه به تهران آمده بود و چون در اولین شماره از روزنامه مقاله‌ای در مورد آزادی نوشت به دستور شاه روزنامه تعطیل و لوئی دونورما نیز از ایران اخراج شد.

اولین روزنامه‌ای که از طرف زنان در ایران منتشر شد دانش نام داشت و در سال ۱۳۲۸ (قمری) توسط همسر میرزا حسین‌خان کحال انتشار می‌یافت. این نشریه از ۱۰ رمضان ۱۳۲۸ ق. تا ۲۷ رجب ۱۳۲۹ ق. در تهران منتشر می‌شد. دانش هفته‌ای یک بار و در هشت صفحه با قطع رحلی و چاپ سربی چاپ می‌شد و علاوه بر ایران در سایر کشورها هم منتشر می‌شد.[۱۱]

اولین نشریه علمی که در ایران منتشر شد روزنامه دولت علیه ایران بود بعد از این روزنامه نشریه‌های دیگری نظیر گنجینه فنون، فلاحت مظفری، مجمع الاخلاق، دعوت الحق، مجمع بهار و آفتاب منتشر شدند.

اولین نشریه فکاهی در ایران که در ایران منشر شده طلوع نام داشت که در سال ۱۳۱۸ (قمری) اولین شماره آن بیرون آمد. مدیر این نشریه عبدالحمیدخان متین‌السلطنه بود که بعدها نماینده مجلس شورای ملی شد[۱۲].[۱۳]

همان‌گونه که پیشتر گفته شد، ارومیه نخستین شهرستانی است که روزنامه‌دار شد.[۶]

سانسور در تاریخ روزنامه‌نگاری ایران[ویرایش]

نخستین فرمان رسمی سانسور در ایران، با توجیه حفظ سلامت اخلاقی کودکان، در رجب سال ۱۲۸۰ ه.ق. از سوی ناصرالدین شاه خطاب به صنیع‌الملک (برادر کمال‌الملک) صادر شد.[۱۴] در این دستور، شاه نگرانی خود را پیرامون مطالبی که «گوشزد اطفال» می‌شود، چنین اظهار داشته‌است:

خاصه اطفال که از مبادی احوال به خواندن این حکایات نامربوط می‌شدند و این روایات منطبعه غیرمستحسنه در جبلت ایشان کالنقشی فی الحجر مرکوز... می‌گردید و... در گردآب هواجس نفسانی و وسواس شیطانی غوطه‌ور می‌گشتند...[۱۴]

ولی اعمال اولین سانسور در تاریخ روزنامه نگاری ایران، در قالب توقیف یک نشریه، توقیف روزنامه وطن در سال ۱۲۹۳ (قمری) (۱۸۷۵ میلادی) بود که تنها یک شماره از آن چاپ شد. اولین مقررات هم در دوره ناصرالدین شاهی رخ داد و در در ربیع‌الثانی ۱۳۰۲ (۱۸۸۴ (میلادی)) به دستور شاه اداره سانسور با هدف نظارت مستقیم بر کتابهای فارسی‌ای که در ایران چاپ می‌شدند یا اینکه از خارج وارد می‌شدند، تأسیس شد. این اداره زیر نظر وزارت انطباعات مشغول به کار بود. زمینهٔ ایجاد این اداره زمانی رخ داد که یک کتاب به زبان فارسی را نزد شاه بردند و و ناصرالدین شاه از دیدن اهانت‌هایی که در آن نسبت به رجال، مقامات و علمای ایرانی شده بود ناراحت شد و سپس با کمک و یاری محمدحسن صنیع‌الدوله (اعتمادالسلطنه) اداره سانسور را تشکیل داد[۱۵].

مدرسه عالی روزنامه‌نگاری[ویرایش]

با حمایت مصطفی مصباح‌زاده در سال ۱۳۴۳ خورشیدی، مدرسه عالی روزنامه‌نگاری در موسسه کیهان تاسیس شد. این مدرسه به تدریج در طول چند سال برای اولین‌بار در ایران به دانشکده‌ای برای آموزش روزنامه‌نگاری در مقطع کارشناسی تبدیل شد.[۱۶]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. چنانچه برای مثال در شعر حافظ می‌بینیم «آبی به روزنامه اعمال ما فشان//باشد توان سترد حروف گناه از او»
  2. ﺳﺎزﻣﺎن اﺳﻨﺎد ﻣﻠﻲ اﻳﺮان، اﺳﻨﺎد ﻣﻌﺎرف (اﻟﻒ)، ﺷﻤﺎره ﺗﻨﻈﻴﻢ ۵۸۰۰۷–ﭘﺎﻛﺖ۳۰۷۶
  3. قاسمی, سیدفرید. "آشنایی با تاریخ آموزش روزنامه‌نگاری در ایران" (in فارسی). همشهری آنلاین. Retrieved 11 اردیبهشت 1388. 
  4. "اولین روزنامه در ایران از زبان مؤسس آن" (in فارسی). وبگاه موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی. Retrieved 11 اردیبهشت 1388. 
  5. کتاب و مطبوعات در ایران. مرکز آمار ایران. شماره مسلسل 335. تحقیقات و انتشارات مرکز آمار ایران 1352 ص 63
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ «آذربایجان غربی پیشرو در انتشار نشریات استانی»(فارسی)‎. وب‌گاه روزنامه آفرینش، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸. بازبینی‌شده در اردیبهشت ۱۳۸۸. 
  7. "مروری بر مطبوعات ایران روزنامه دولت علیه ایران" (in فارسی). حسام نقیبی مفرد. برای اولین بار در روزنامه شرق منتشر گردیده‌است.. Retrieved 11 اردیبهشت 1388. 
  8. کتاب و مطبوعات در ایران. مرکز آمار ایران. شماره مسلسل 335. تحقیقات و انتشارات مرکز آمار ایران 1352 ص 64
  9. «طبق تجارب تاریخی، زمانی که مطبوعات آزادند دولت‌ها نمی‌توانند رویهٔ دیکتاتوری در پیش گیرند»(فارسی)‎. وب‌گاه مگ ایران، ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸. بازبینی‌شده در اردیبهشت ۱۳۸۸. 
  10. «بازآفرینی نقش رسانه‌ها در انقلاب مشروطیت»(فارسی)‎. وب‌گاه روزنامه آفرینش، ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸. بازبینی‌شده در اردیبهشت ۱۳۸۸. 
  11. ترکچی, فاطمه (30 سپتامبر 2008). "دانش، نخستین مجله زنان ایران" (in فارسی). انجمن زنان پژوهشگر تاریخ. Retrieved 12 اردیبهشت 1388. 
  12. تاریخ تحلیل مطبوعات ایران. ص ۲۱۶
  13. استاد محیط طباطبایی، در کتاب تاریخ تحلیلی مطبوعات ایران و «جهانگیر صلح جو» در کتاب تاریخ مطبوعات در ایران و ادوارد براون ایران‌شناس معروف در کتاب تاریخ مطبوعات و ادربیات ایران، اولین روزنامهً فکاهی و طنز چاپ شده در ایران را طلوع مصور در بوشهـر ذکر کرده‌اند. ولی واقعیت این است که اولین نشریه فکاهی چاپ شده در ایران شبنامه نام داشت که پس از شاهـسون (قدیمی‌ترین نشریه فکاهی که در اسلامبول چاپ و منتشر می‌شد)، در واقع دومین نشریه فکاهی بود که بطور مخفی و مرتب با مطالبی طنزآمیز با چاپ ژلاتین سالهـا در تبریز به چاپ می‌رسید. این نشریه در سال ۱۳۱۰ قمری به مدیریت علیقلیخان آذربایجانی ایجاد شد.ر«صفراف» که دکتر باستانی پاریزی در کتاب نای هـفت بند، او را پدر مطبوعات فکاهـی ایران نامیده‌است، شبنامه خود را در شرایطی منتشر کرد که در جامعهً آن روز چنان استیلای استبدادی حاکم بود و آنچنان سکوت قبرستانی حکم می‌راند که نه تنهـا نشـر جراید آزاد و انتقادی از محالات بود، بلکه خوانده این چنین روزنامه‌ها مجازات مرگ را داشت. به طوری که دکتر مهـدی ملک زاده، پسر ملک المتکلمین می‌نویسد: «در موقع جمع شدن آزادیخواهـان و خواندن روزنامه، هـجـده نفر دستگیر شدند و با دستور ناصرالدین شاه آنهـا را به چاه انداختند و خود شاه با ۵۰ تیر آنهـا را از بین برد و دستور داد چاه را پر کنند.» ر هـمان‌طور که ذکر شد، عده‌ای نیز طلوع مصور را، نخستین روزنامه فکاهـی ایران می‌دانند. روزنامهً طلوع مصور فکاهی بوده و «عبدالحمید خان ثقفی متین السلطنه» آن را در شهـر بوشهـر به سال ۱۳۱۸ هـنگام انجام ماموریت خود در گمرک بنادر، منتشـر ساخت.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ سید علی کاشفی خوانساری (صاحب امتیاز و مدیرمسئول). تولد مطبوعات کودک و نوجوان در ایران، نگاهی کوتاه به تاریخچه شکل‌گیری نشریات کودک و نوجوان در ایران. . ماهنامهٔ شهرزاد (تهران: مؤسسهٔ شهرزاد قصه‌گوی کودک)، ۱۳۸۷. 
  15. «اولین سانسورها»(فارسی)‎. وب‌گاه سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸. بازبینی‌شده در اردیبهشت ۱۳۸۸. 
  16. کاظم معتمدنژاد و سمفونی ناتمامش، بی‌بی‌سی فارسی


منابع[ویرایش]

  • محیط طباطبائی, محمد (1375) (in فارسی). تاریخ تحلیلی مطبوعات ایران. اول. بعثت. pp. 320. Retrieved 13 اردیبهشت 1388. 
  • براون, ادوارد (1386). تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطیت. ترجمه‌شده توسط:محمد عباسی. تهران: نشر علم. pp. 672 ص. ISBN 9663 - 405964. Retrieved 13 اردیبهشت 1388.