رودلف هیلفردینگ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
رودلف هیلفردینگ و همسرش

رودلف هیلفردینگ، [۱] (۱۸۷۷-۱۹۴۱) نظریه‌پرداز اتریشی و از اقتصاددانان بین‌الملل دوم است که بر درک مارکسیستها از سرمایه داری انحصاری تاثیر فراوان گذاشته است.

هیلفردینگ که از رهبران برجسته حزب سوسیال دموکرات آلمان [۲] بود، در کتاب مهم خود با عنوان «سرمایه مالی، مرحله جدید تکامل سرمایه داری » [۳] تفاوت میان سرمایه‌داری مالی انحصارگر و سرمایه‌داری رقابتی اولیه دوران لیبرال را تشریح کرده است. او اگرچه به قانونمندی های سرمایه داری دولتی پای بند نبود، اما به امکان ظهور این شیوه تولیدی اشاره کرده است.

تحصیل و فعالیت سیاسی[ویرایش]

هیلفردینگ در دانشگاه وین به تحصیل پزشکی پرداخت اما علاقه زیادی به اقتصاد داشت و بعد از اتمام تحصیل در رشته طب، در روزنامه دای‌نیوزیت [۴]که ناشر نظریه‌های مارکسیستی بود و پس از مرگ انگلس توسط کارل کائوتسکی اداره می‌شد، در مورد سوسیالیسم مقاله می‌نوشت و از مواضع حزب سوسیال دموکرات آلمان [۵] که مخالف اعطای اعتبار برای مقاصد جنگ جهانی اول بود، حمایت می‌کرد.

هیلفردینگ در طول جنگ، به عنوان پزشک در جبهه اتریش خدمت نمود و در اوایل ۱۹۲۰ تبعیت آلمان را پذیرفت و به عنوان وزیر دارایی در دو کابینه آلمان از ۱۹۲۳ تا ۱۹۲۹ خدمت کرد. وی از ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۳ عضو مجلس آلمان نیز بود.

او با به قدرت رسیدن هیتلر آوارگی را برماندن در آلمان ترجیح داد و در نقاط مختلف اروپا سرگردان بود تا بالاخره در سال ۱۹۴۰ در منطقه آزاد فرانسه اقامت گزید. اما حکومت ویشی فرانسه دستگیرش نمود و تحویل گشتاپو [۶]داد.

رودلف هیلفردینگ در زندان بر اثر شکنجه و کار اجباری جان داد. [۷]

سرمایه ی مالی جدیدترین مرحله ی تکامل سرمایه داری[ویرایش]

کتاب مشهور هیلفردینگ «سرمایه مالی، مرحله جدید تکامل سرمایه داری » [۸]است که هفت سال پیش از پیروزی انقلاب اکتبر در سال ۱۹۱۰ انتشار یافت.

کتاب مزبور با بحث پیرامون پول و اعتبار آغاز می‌شود و پس از توضیح مختصات «پول اعتباری» (سپرده‌های دیداری در مقایسه با اسکناس و مسکوک)، رشد بانک‌ها در ایجاد بنگاه‌های جدید و جدایی روزافزون مالکیت عمومی و مدیریت بنگاه‌ها را بحث کرده است.

وی در این کتاب می‌کوشد با آوردن موضوع انحصارها و بانکداری مبتنی بر اعتبارات، درک تازه ای از مارکسیسم عرضه کند.

مارکس در کتاب سرمایه در مبحث بحران‌های اقتصادی، «نظریه عدم تناسب» [۹] و «طرح تولید مجدد» [۱۰]را پیش می‌کشد تا رابطه میان صنایع تولید کالاهای مصرفی و سرمایه‌ای را نشان دهد. به نظر کارل مارکس می‌بایست این رابطه میان صنایع تولید کالاهای مصرفی و سرمایه‌ای حفظ شود تا نظام سرمایه‌داری بتواند ادامه حیات دهد.[۱۱]

هیلفردینگ در کتاب سرمایه مالی با اشاره به طرح تولید مجدد[۱۲]مارکس نشان داده که رشد انحصارها احتمال نقض شدن برنامه تولید مجدد را دوچندان کرده است.

هیلفردینگ سرمایه مالی را باعث تقویت انحصارها می‌دانست که رقابت را محدود می‌کنند و در عین حال راه سرمایه‌های خارجی را باز کرده و تمایلات امپریالیستی حکومت‌ها را دامن می‌زند.

وی استدلال می‌کرد سرمایه‌داری قرن نوزدهم به دنبال آزادی تجارت بود، اما سرمایه‌داری در «مرحله نهایی» آن متوسل به تعرفه‌های گمرکی برای حمایت از انحصارهای داخلی و تقویت روحیه امپریالیستی می‌شود.

هیلفردینگ در اواخر کتاب ضمن اشاره به رابطه ی بانک ها و سرمایه صنعتی، بحران‌های اقتصادی و رابطه آنها با تمایل رشد یابنده به سوی امپریالیسم را تشریح نموده، نقش مخرب کارتل ها را توضیح می‌دهد.

نظرات هیلفردینگ، در درک اکثر مارکسیستها از پدیده ی سرمایه داری دولتی [۱۳] نقش داشته و کتاب سرمایه ی مالی وی همراه با کتاب «مطالعاتی درباره‌ی امپریالیسم» اثر «جان آتکینسون هابسون »[۱۴] که در سال ۱۹۰۲ تحت عنوان امپریالیسم منتشر شد، تاثیر زیادی روی لنین گذاشته است.[۱۵]

کتاب امپریالیسم، آخرین مرحله سرمایه‌داری[۱۶] او که در سال ۱۹۱۶ منتشر شد، از دو کتاب فوق تاثیر گرفته است.

رودلف هیلفردینگ جدا از سرمایه مالی، در پاسخ به کتاب «ختم نظام مارکسیستی» [۱۷]نوشته بوم- باورک [۱۸] که در سال ۱۸۹۶ منتشر شده بود، کتابی انتشار داد و با استفاده مستقیم از زبان مارکس و انگلس گفتگوی سازنده میان مارکسیسم و اقتصاد بورژوایی را زیر سوال برد.

بوم- باورک، مارکس را با معیارهای خود مورد انتقاد قرار داده بود و هیلفردینگ به انتخاب این معیارها اعتراض داشت و به ماهیت انتقادها کاری نداشت.

نقد کتاب هیلفردینگ[ویرایش]

هیلفردینگ با تاکید بر دو خصلت عمومی سرمایه داری انحصاری یعنی تراکم سرمایه و رابطه ی ارگانیک میان بانک ها و سرمایه ی صنعتی، از سرمایه ی مالی به عنوان مضمون اصلی کارتل ها و تراست ها یاد کرده است.

از آنجا که رابطه شخصی و تشکیلاتی میان سرمایه صنعتی و بانکی و تسلط بانکداران بر مدیران صنایع، از ویژگیهای توسعه آلمان و اتریش بود و مشخصه فوق عمومیت نداشت، تجزیه و تحلیل هیلفردینگ برای فهم روندهای اقتصادی در بیرون از اروپای مرکزی تردید برمی دارد.

نیکلای بوخارین در کتاب «امپریالیسم و اقتصاد جهانی» دیدگاه هیلفردینگ، را نقد کرده و به وضوح نشان داده است که نظام سرمایه داری به واسطه ی نیاز به ارزش اضافه و کسب نرخ سود بیش تر به منظور انباشت سرمایه، لاجرم به سمت جهانی شدن و ایجاد کارتل های بین‌المللی می‌رود.[۱۹]

در نقد دیدگاه هیلفردینگ که ویژگی سرمایه داری انحصاری را تراکم سرمایه و رابطه تنگاتنگ میان بانکها و سرمایه صنعتی می‌دانست، ادوارد برنشتاین، ادعا نمود تراکم هرچه بیشتر سرمایه، مبشر مرحله ی جدیدی از ثبات اقتصادی و صلح سیاسی خواهد بود چرا که کارتلها و تراست ها با استفاده از اقتصاد برنامه ریزی شده می‌توانند به نوسانات بازار و بحرانهای سرمایه داری پایان دهند...[۲۰]

هیلفردینگ در پاسخ به نظریه برنشتاین خاطر نشان کرد که سرمایه مالی با ایجاد شرکتهای فرا ملی و سود های کلان ناشی از سرمایه گذاری در کشورهای توسعه نیافته، هرچه بیشتر به گرایشهای امپریالیستی در سرمایه داری دامن می‌زند..

هیلفردینگ و کارتل جهانی صلح آمیز[ویرایش]

با شعله‌ورشدن جنگ جهانی اول و قربانی‌های بیشمار آن، هیلفردینگ در تحقق دمکراسی سوسیالیستی، دجار نوعی یأس شد و سال ۱۹۱۵ چنین جمع بندی کرد: «به جای پیروزی سوسیالیسم، امکان یک جامعه ی حقیقتاً سازمان یافته، اما به شیوه ای سلسله مراتبی و نه مردم سالار، ظاهر شده و ما سرمایه داری سازمان یافته‌ای خواهیم داشت که بهتر از گذشته می‌تواند نیازهای مادی توده ها را برآورده کند.»[۲۱]

نوشته هیلفردینگ با دیدگاه کائوتسکی شباهت داشت. کائوتسکی می‌گفت با وحدت امپریالیستهای جهان، یک کارتل جهانی صلح آمیز جایگزین تنش های نظامی و سیاسی میان کشورها خواهد شد.

در جریان کنگره ی ششم کمینترن، آوتیس میکاییلیان (سلطان زاده) تئوری سرمایه ی مالی هیلفردینگ را به چالش کشید و مخالفت خود با عصر امپریالیسم به مثابه ی دوران سیادت سرمایه ی مالی را به وضوح اعلام کرد... سلطان زاده در ادامه ی سخن رانی خود تئوری سرمایه ی مالی هیلفردینگ را در تضاد با نظریه ی مارکس می‌داند و او را مرتد و جای گاه تئوری اش را زباله‌دان تاریخ می‌خواند.[۲۲]

نیکلای بوخارین در کتاب امپریالیسم و اقتصاد جهانی نتیجه گیری هیلفردینگ را درباره امکان بوجود آمدن یک کارتل جهانی صلح آمیز مورد حمله قرار داد. وی نشان داد که نظام سرمایه داری به سبب نیاز به ارزش اضافه و نرخ سود هرچه بالاتر برای انباشت سرمایه، به سمت جهانی شدن و ایجاد کارتل های بین‌المللی حرکت می‌کند. در عین حال سرمایه داری در سطح ملی برای حفظ سرمایه خود موظف به اتخاذ سیاستهای حفاظتی در سطح داخلی و رقابت هرجه بیشتر با دیگر دولت های سرمایه داری است و این دو گرایش مخالف در نهایت جنگ را به دنبال خواهد داشت.[۲۳]

پانویس[ویرایش]

  1. Rudolf Hilferding
  2. Social Democratic Party of Germany (SPD)
  3. Das Finanzkapital. Eine Studie über die jüngste Entwicklung des Kapitalismus
  4. Die Neue Zeit" The New Times"
  5. SPD – Sozialdemokratische Partei Deutschlands
  6. * اطلاعیه: به دار آویخته شدن رودلف هیلفردینگ رزمنده بزرگ آزادی و کرامت انسانی در زندان
  7. گفتگوی ولت آن لاین با پروفسور هاینریش آگوست وینکلر:امروزه هیچ یادبودی به نام رودولف هیلفردینگ (Rudolf Hilferding) و... وجود ندارد...
  8. Das Finanzkapital. Eine Studie über die jüngste Entwicklung des Kapitalismus
  9. Disproportionality theory of crisis
  10. The Reproduction
  11. در اساس تئورى عدم تناسب بحران مىگوید که سرمایه‌دارى یعنى آنارشى تولید. از این رو تصمیمات فردى سرمایه‌داران براى سرمایه‌گذارى نمىتواند به طور خودبخودى به «شرایط توازن» منجر شود، یعنى شرایطى که در آن یک سطح معین از تولید وسایل تولید با یک سطح معین از تولید وسایل مصرف هم خوانى دارد. از این رو مادام که هیچ اختلاف جدى بین این دو سطح تولید وجود نداشته باشد، هیچ عدم توازن جدى هم وجود ندارد. مثلاً اگر کارتل و انحصارت بسط یابند و سرمایه‌دارى کاملاً سازمان یابد، در آن صورت به باور این تئورى بحرانى نیز پیش نخواهد آمد. ولى وجود یک عدم توازن مزمن بین این بخش تولید وسایل تولید و تولید وسایل مصرف به بحران منجر مىشود... جعفر رسا: بازخوانی مارکس، بازتولید عمومى سرمایه‌دارى
  12. The Reproduction
  13. هیلفردینگ تا پایان عمرش در سال ۱۹۴۱از استفاده از اصطلاح "سرمایه داری دولتی " اجتناب ورزید و این اصطلاح را متناقض نامید چرا که به نظر او" اقتصاد سرمایه داری یعنی اقتصاد بازار و بنابراین یک اقتصاد غیر-بازاری بر مبنای همین تعریف غیر سرمایه داری است. M.L. Howard and J.E. King. “Rudolf Hilferding” in European Economists of the Early Twentieth Century. Edited by Warren J. Samuels. Edward Elgar, 2003. p.129
  14. John Atkinson Hobson
  15. پیش از هیلفردینگ، اوتوبوئر Otto Bauer به نظریه پردازی درباره امپریالیسم پرداخته بود.
  16. V.I. Lenin. Imperialism, The Highest Stage of Capitalism. Collected Works. Vol. 22.
  17. Karl Marx and the Close of His System
  18. Eugen von Böhm-Bawerk
  19. Nikolai Bukharin. Imperialism and World Economy. Introduction by V.I. Lenin. New York: Howard Fertig, 1966.
  20. M.L. Howard and J.E. King. “Rudolf Hilferding” in European Economists of the Early Twentieth Century. Edited by Warren J. Samuels. Edward Elgar, 2003. p. 124.
  21. M.L. Howard and J.E. King. “Rudolf Hilferding” in European Economists of the Early Twentieth Century. Edited by Warren J. Samuels. Edward Elgar, 2003. p 131
  22. م. قراگوزلو: سقوط سرمایه ی مالی یا بحران ساختاری کاپیتالیسم
  23. Nikolai Bukharin. Imperialism and World Economy. Introduction by V.I. Lenin. New York: Howard Fertig, 1966.

منابع[ویرایش]

  • Гильфердинг Р. Капитализм, социализм и социал-демократия: сборник статей и речей

مجموعه ای از مقالات و سخنرانی‌های رودلف هیلفردینگ در مورد سرمایه داری، سوسیالیسم و دموکراسی اجتماعی، انتشارات وزارت خارجه شوروی (سابق) ۱۹۲۸ میلادی