روح مکان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
تجربهٔ روح حاکم بر مکان در مسجد شیخ لطف‌الله.

روح مکان یا حس مکان یا هویت مکان (به لاتین: genius loci) به یک کیفیت متمایز، یگانه و خاص یک مکان یا فضا اشاره دارد که مورد توجه نویسندگان و هنرمندان و دیگر بازدید کنندگان واقع می‌شود. فضاهای دارای این کیفیت‌ها از روحیه و جو تجربی متمایزی بهره‌مندند که عمیقا به یاد ماندنی است.
این ویژگی می‌تواند یک نشان فرهنگی (افسانه‌های محلی، تاریخ، اسطوره، اعتقادات، خاطرات، هنر و غیرو)، مناظر ملموس و فیزیکی یک مکان (مثل کوهها، مرزها، رودها، سبک‌های معماری، دیدها) یا اتفاقات شخصی (مثل خاطرات و حضور نزدیکان و دوستان) باشد.

حس مکان[ویرایش]

حس مکان به معنای ادراک ذهنی مردم ازمحیط و احساسات کم و بیش آگاهانه از محیط خوداست که شخص را در ارتباطی درونی با محیط قرار می¬دهد به طوری که فهم و احساس فرد با ضمینه معنایی محیط پیوندخورده و یک پارچه می¬شود. این حس عاملی است که موجب تبدیل یک فضا به مکانی با خصوصیات حسی و رفتاری ویژه برای افرادی خاص می¬گردد. حس مکان علاوه¬بر اینکه موجب احساس راحتی از یک محیط می¬شود از مفاهیم فرهنگی مورد نظر مردم، روابط اجتماعی فرهنگی جامعه در یک مکان مشخص حمایت کرده و باعث یادآوری تجارب گذشته ودست یابی به هویت برای افراد می¬شود. [۱]

تعریف حس مکان[ویرایش]

اصطلاح حس مکان از ترکیب دو واژه حس و مکان تشکیل شده است. واژه حس درفرهنگ لغت آکسفورد سه معنای اصلی دارد نخست یکی ازحواس پنج گانه، دوم احساس، عاطفه و محبت که در روانشناسی به درک تصویرذهنی گفته می¬شود یعنی قضاوتی که بعد از ادراک معنای شیءنسبت به خود شیءدر فرد به وجود می¬آورد که می¬تواند خوب جذاب یا بد باشد. سوم توانایی در قضاوت درباره¬ی یک موضوع انتزاعی، مثل معنای حس در اصطلاح حس جهت¬یابی که به مفهوم توانایی یک فرد در پیدا کردن مسیر یا توانایی مسیر در نشان دادن به خود انسان است. اما واژه حس دراصطلاح حس مکان بیشتر به مفهوم عاطفه، محبت، قضاوت و تجربه کلی مکان یا توانایی آن در ایجاد حس خاص یا تعلق در افراد است. از دیدگاه روانشناسی محیط انسان به تجربه حسی، عاطفی و معنوی خاص نسبت به محیط نیازدارد. این نیاز از طریق تعامل صمیمی و نوعی هم ذات پنداری با مکانی که در آن سکونت دارد قابل تحقق است. پژوهش¬های انجام شده نشان می¬دهد محیط علاوه بر عناصرکالبدی شامل پیام ها، معانی و رمزهایی است که مردم بر اساس نقشه-ها، توقعات، انگیزه¬ها و دیگر عوامل آن رمز گشایی و ادراک می¬کنند و در مورد آن به قضاوت می¬پردازند. این حس کلی پس ازقضاوت نسبت به محیط خاص در فرد و محیط در بهربرداری بهتر از محیط و رضایت استفاده کنندگان و در نهایت احساس تعلق آنها به محیط و تداوم حضور درآن می شود.[۲]

ماهیت مکان[ویرایش]

ماهیت یک مکان در بعضی عرصه‌ها، کنشی زمانی است که با فصل‌ها و یا دوره‌های یک روز همانند هوا تغییر می‌کند. عواملی که بیش از هرچیز، موقعیت‌های متفاوت را تعیین می‌نماید.[۳]

تبارشناسی روح مکان[ویرایش]

در روم باستان، genius loci روح حافظ یک مکان بود و معمولا به شکل انسانی که یک ظرف شاخ‌مانند، یک بشقاب یا یک مار را حمل می‌کند تصویر می‌شد.[۴] ویتروویوس می‌نویسد که معماران رومی مشخصات بنا را با توجه به روح حافظ طراحی می‌کردند. برای مثال ساختمانی با روح حافظ مونث به شیوه ایونی ساخته می‌شده و بنایی با روح حافظ مذکر به شیوهٔ دوریک.[۵]
پس از افول معماری رومی، روح مکان به روحیهٔ خاص یک مکان یا حس منتقل شونده توسط فضا اطلاق شد.

تفاوت روح مکان و حس مکان[ویرایش]

ویژگی‌های جغرافیایی[ویرایش]

ایجاد یک حس مکان[ویرایش]

در هنر و معماری[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. 16. Norberg-Schulz, Christan (1975)," Meaning in Western Architecture", Praeger Publishers, New York
  2. 16. Norberg-Schulz, Christan (1975)," Meaning in Western Architecture", Praeger Publishers, New York
  3. نوربرگ-شولتز، 1380: 7، الف
  4. Woolf, Greg. (2008). "Divinity and Power in Ancient Rome" in Religion and Power: Divine Kingship in the Ancient World and Beyond ed Nicole Brisch (Oriental Institute Seminars No. 4), Chicago:The Oriental Institute of the University of Chicago
  5. Helen Gardner, pp. 110-114