روانی (فیلم)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
روانی
کارگردان آلفرد هیچکاک
تهیه‌کننده آلفرد هیچکاک
نویسنده جوزف استفانو بر اساس رمانی از رابرت بلاک
بازیگران آنتونی پرکینز
جنت لی
ورا مایلز
موسیقی برنارد هرمان
فیلم‌برداری رابرت برکس
تدوین جورج توماسینی
تاریخ انتشار ۱۹۶۰
مدت زمان ۱۰۸ دقیقه
زبان انگلیسی
پیش از روانی ۲
صفحه در وب‌گاه IMDb

روانی (به انگلیسی: Psycho) فیلمی دلهره‌آور است به کارگردانی آلفرد هیچکاک محصول سال ۱۹۶۰ کشور آمریکا. این فیلم یکی از برترین فیلم‌های ژانر وحشت تاریخ سینما شناخته شده و در لیست ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینمای جهان در سایت معتبر IMDB در رتبه ۳۱ قرار دارد؛ و با اختلاف زیادی از فیلم سرگیجه بهترین فیلم هیچکاک محسوب میشود. [۱] همچنین این فیلم در لیست "صد سال... صد فیلم" بنیاد فیلم آمریکا که لیستی از ۱۰۰ فیلم برتر تاریخ سینما به انتخاب منتقدان سینما است، در رتبه ۱۸ قرار دارد. شخصیت منفی این فیلم، نورمن بیتس، جزو برترین شروران تاریخ سینمای جهان محسوب میشود و در لیست "۱۰۰ سال... ۱۰۰ شرور و قهرمان" بنیاد فیلم آمریکا،که لیستی از ۵۰ تا از برترین قهرمان‌ها و ۵۰ تا از برترین‌شرورهای تاریخ سینما به انتخاب منتقدان سینماست، در رتبه ۲ قرار دارد. [۲] [۳]

داستان[ویرایش]

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!

شرح داستان: «مارین کرین» (لی) به امید تسهیل کار ازدواجش با «سام لومیس» (گاوین) پولهای کارفرمایش را می‌دزدد و از شهر محل سکونتش خارج می‌شود و بین راه در هتل بیتس، که جوانی به نام «نورمن بیتس» (پرکینز) اداره اش می‌کند، به استراحت می‌پردازد. «نورمن» به او می‌گوید که همراه مادر از لحاظ روانی نامتعادلش در خانه کنار هتل زندگی می‌کند. شب هنگام که، «ماریون» از کار خود پشیمان شده، پیش از خواب به حمام می‌رود و زیر دوش – ظاهراً به دست مادر «نورمن» - به قتل می‌رسد. «نورمن» آثار قتل را پاک می‌کند و جسد «ماریون» و اتوموبیل‌اش را در باتلاق می‌اندازد.
در ادامه «سام» به همراه خواهر ماریون «لی لا» (مایلز) و یک بازرس بیمه به نام «آربوگاست» (بالسام) به جستجوی «ماریون» می‌آیند. آربوگاست ننیز وقتی وارد خانه‌ای میشود که مادر نورمن در آن زندگی میکند، توسط او به قتل میرسد. سرانجام سام و لیلا به دنبال او میایند. هنگامی که سم سر نورمن بیتس را گرم میکند، لیلا به دنبال هرنشانی از مادر نورمن بیتس یا آربوگاست یا مارین میگردد. نورمن ناگهان متوجه ماجرا میشود و به سرعت به دنبال لیلا داخل خانه میدود. لیلا برای اینکه نورمن او را نبیند، وارد انباری زیرپله میشود، که تصادفا همان مکانی است که نورمن مادر خود را در آنجا مخفی کرده. نورمن که تصور میکند لیلا به طبقه بالا رفته، به سرعت از پله ها بالا میرود. در این هنگام، لیلا پیرزنی را میبیند که پشت به او رو به آتش روی صندلی‌ای نشسته،ولی وقتی او را برمیگرداند، متوجه میشود که او چیزی جز یک اسکلت نیست که ده‌سال از دفن شدنش میگذرد.
نقطه گره‌گشایی فیلم، سریع اتفاق میفتد. لیلا با دیدن اسکلت جیغ وحشتناکی میکشد و متوجه میشود که سال‌هاست که مادر بیتس مرده است. ولی ناگهان، زنی با وحشتناک‌ترین غیافه ممکن، با چاقوی بلندی یه سمت او حمله‌ور میشود. این فرد، همان کسیست که مارین و آربوگاست را به قتل رسانده. این فرد، مادر نورمن بیتس نیست؛ بلکه خود نورمن بیتس است؛ که در اثر شوکی که از مرگ مادررش به او وارد شده، خود را شبیه ببه مادرش میکند، و کارهای وحشتناکی انجام میدهد.

شرح قسمت پایانی داستان:

در قسمت پایانی فیلم، پزشکی که نورمن را معاینه کرده، چنین حرف‌هایی میزند:

"من موفق نشدم با نورمن بیتس حرف بزنم؛ در واقع، من با مادر او حرف زدم. نورمن پس از مرگ پدرش که او را خیلی دوست داشته، تبدیل به فرد خطرناکی میشود. او و مادرش با هم زندگی میکنند و هتل بیتس را راه‌اندازی میکنند. مادرش و او، طوری به یکدیگر علاقه دارند که انگار دنیایی به جز دنیای آن ها وجود ندارد. ولی سپس، مادر او با مرد جدیدی آشنا میشود. و نورمن، حس میکند که همچون آشغالی به دور انداخته شده است. نورمن میداند که مادرش فردی دلرحم و صبور است، با این حال، نسبت به او حس تنفر پیدا میکند و او و همسر جدیدش را، با سم مسموم کرده و میکشد. قتل مادر، یکی از دردناک‌ترین و دیوانه‌کننده ترین قتل‌هاییست که میتواند اتفاق بیفتد؛ و نورمن، که نمیتواند بدون تنها دوستش،مادرش، زندگی کند، اسکلت او را در قالب لباس‌هایی که زمان زنده بودن میپوشید، نگاه میدارد.
با این حال، این اسکلت هیچ‌وقت حرکت نمیکند و نورمن برای اینکه بتواند جای او را پر کند، دچار نوعی بیماری روانی دوشخصیتی میشود؛ و گاهی به هنوان نورمن زندگی میکند، و گاهی در قالب مادر نورمن و با لباس ها و شخصیت او. هر گاه که نورمن و مادرش صحبت میکنند، درواقع این نورمن است که با خودش صحبت میکند، و هروقت هم که مادر تنهاست، نومنی وجود ندارد. موضوع این است که او گاهی نورمن است و گاهی نیست؛ ولی همیشه مادر میماند. با وارد شدن خانم مارین کرین به هتل، نورمن به او علاقه پیدا میکند و میخواهد به او عشق بورزد؛ ولی وقتی در نقش مادر خود فرو میرود، به نورمن این اجازه را نمیدهد. و حتی شب‌هنگام، مادر از روی حسادت، مارین را به قتل میرساند... حالا دیگر بیماری او از بین رفته؛ او دیگر دوشضصیتی نیست، او دیگر نورمن بیتس نیست، او فقط خانم بیتس است."

در این هنگام دوربین اتاقی را نشان میدهد که بیتس در آن با دستانی زنجیر شده نشسته؛ او با خود فکر میکند:
"چقدر غم‌انگیز است که یک مادر باید حرف‌هایی بزند که از پسر خودش انتقاد میکنند. ولی من نمیتوانستم بذارم آن پلیس‌ها فکر کنند که من آن قتل‌ها را انجام داده‌ام. آن ها حالا دیگر با او کاری ندارند؛ عملیی که من باید سال‌ها پیش انجام میدادم. او همیشه پسر بیرحم و بدی بود؛ و در آخر سعی کرد این طور بنماید که این من بودم که آن دختر و آن مرد را کشتم. در حای که من، کاری به جز اینجا نشتن و زل زدن نمیتوانم انجام بدهم. آن ها میدانند که من انگشتم را حتی تکان نخواهم داد؛ شاید این امر آن ها را مشکوک میکند. میدانم که دارند من را تماشا میکنند؛ پس بگذار تماشا کنند! بگذار ببینند که من چجور آدمی هستم، من حتی یک مگس را از خود دور نمیکنم. امیدوارم که با دقت در حال تماشا باشند. آن ها میبینند؛ و با خود میگویند:
"چرا، اون اون زن آزارش به یک مگس هم نمیرسد...
"

و او لبخند میزند. لبخند مادری که خوشحال است جرم پسرش برملا شده. در این لحظه ناگهان تصویر اسکلت مادر نورمن هم به صورت تصویر رو تصویر نشان داده میشود؛ و ما در عجبیم که چه شباهتی بین آن هاست! و همزمان، صحنه بیرون کشیده شدن ماشین مارین کرین از باتلاق، و فاش شدن همه چیز نشان داده میشود.

منابع[ویرایش]

  1. www.imdb.com/chart/top
  2. AFI's 100 Years , 100 Heroes And Villains
  3. AFI's 100 Years , 100 Movies

پیوند به بیرون[ویرایش]

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ روانی (فیلم) موجود است.