رقابتهای انتخاباتی در ایالات متحده آمریکا
| در متن این مقاله از هیچ منبع و مأخذی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع برطبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
پس ازاعلام رسمی نامزد حزب از سوی کنوانسیونهای ملی در ایالات متحده آمریکا، رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا آغاز میشود. درمدت ۶تا۸ ماه بعد، تمام توجهات به سمت شعارها و تبلیغات نامزدها معطوف میشود. این نامزدها که درحقیقت اکنون تشکیلات حزب را با تمام امکانات مالی، تبلیغاتی و رسانهای پشت سر دارند، با قدرت وارد میدان میشوند و در هر گوشه از کشور به سخنرانی و برگزاری میتینگهای تبلیغاتی میپردازند. گاهی لازم میشود نامزد حزب در یک روز د چهار نقطه این کشور پهناور حضور یابد و به سخنرانی بپردازد. رسانهها و شبکههای رادیو وتلویزیونی در پیروزی انتخابات نقش تعیین کنندهای دارند، ونامزدها مجبور هستند ازیک تیم قوی و با تجربه روابط عمومی رسانهای کمک بگیرند.
باتوجه به خصوصی بودن رسانههای گروهی در ایالات متحده آمریکا و هزینههای سرسام آور تبلیغات، نامزدی میتواند در مبارزات انتخاباتی به پیروز دست یابد که از پشتوانه مالی تقریباً نامحدودی برخوردار باشد و حامیانش بتوانند میلیونها دلار در این راه هزینه نمایند. با نگاهی به جدول زیر مشخص میشود که هزینههای انتخاباتی ریاست جمهوری هر دوره به نسبت گذشته به شکل چشمگیری افزایش یافتهاست. جمهوریخواهان (حزب جمهوریخواه آمریکا) به توجه به حامیان ثروتمند خود همواره بیشتر ازدموکراتها (حزب دمکرات آمریکا) در انتخابات پول خرج میکنند. اگر چه در آمریکا پول شرط لازم برای پیروزی در هر انتخاباتی است، لیکن ضرورتاُ شرط کافی به شمار نمیآید. چرا که بارها دیده شدهاست که یک حزب و یا یک فرد با هزینه کمتری به پیروزی دست یافتهاند.
اهمیت مسائل مالی در انتخابات طی چند دهه اخیرآنچنان افزایش یافته که همواره پس از پایان انتخابات بحث وجنجالهای فراوانی در خصوص تخلفات مالی از سوی رقبا علیه یکدیگر مطرح میشود. تاپیش از رسوایی واترگیت، نظارت چندانی بر عملکرد مالی احزاب و نحوه جذب اعانات صورت نمیگرفت. هر حزب بر اساس پایگاه اجتماعی خود و حامیانش به جمع آوری پول برای پرداخت هزینههای انتخاباتی میپرداخت و دراین راه نیز حتی به اعمال فشار، تهدید وباج خواهی نیز متوسل میشد. همچنین گروههای ذی نفوذ وثروتمندان با پرداخت مبالغ کلان به صورت اعانه به احزاب و نامزدها تلاش دارند بر روند تصمیم گیری قوه مجریه و کنگره تاثیر بگذارند. درمقابل، نامزدها نیز پس از پیروزی در انتخابات با استفاده از جایگاه سیاسی خود از حامیانشان حمایت میکنند.
افشاء رسوایی واترگیت در اواسط دهه ۱۹۷۰، ضرورت نظارت دقیق تر بر عملکرد مالی احزاب در جریان انتخابات را مطرح کرد. درماجرای واترگیت اطرافیان ریچارد نیکسون بطور غیر قانونی دستگاه شنود در دفتر مرکزی حزب دموکرات قرار دادند تا از استراتژی انتخاباتی آنان مطلع شوند. همچنین تحقیقات قضایی ثابت کرد که چند میلیون دلار اعانات کلان در اختیار حزب جمهوریخواه قرار گرفته شده بود و به حامیان نیکسون نیز قول داده شده بود که از قراردادهای دولتی سهم زیادی بدست خواهند آورد. پس از این ماجرا نمایندگان کنگره برای جلوگیری از تکرار این رسوایی قانون نحوه تامین هزینههای انتخاباتی احزاب و همچنین پرداخت اعانات را به تصویب رساندند.
قانون رقابتهای انتخاباتی فدرال [ویرایش]
این قانون درسال ۱۹۷۴ به تصویب رسید. بر اساس قانون رقابتهای انتخاباتی فدرال، یک کمیسیون انتخاب فدرال ( Fedral Election Commission (FEC دو حزبی تشکیل شد که دارای ۶ عضو است. این کمیسیون مسئولیت نظارت بر هزینههای انتخاباتی را بر عهده دارد. میزان مجاز پرداخت اعانات به نامزدها و یا احزاب در حال حاضر برای افراد حداکثر ۱۰۰۰ دلار و برای سازمانها حداکثر ۵۰۰۰ دلار است. برای جبران این محدودیت، دولت فدرال موظف است بخشی از هزینههای انتخاباتی را تامین کند تا از این طریق وابستگی نامزدها به گروههای ذی نفوذ و افراد متنفذ و ثروتمند تا حد امکان کاهش یابد. درازای هر ۵۰۰۰ دلار اعانهای که هر نامزد انتخاباتی از حامیانش کسب میکند، دولت فدرال ۲۵۰ دلار به وی پرداخت میکند. بعلاوه دریافت کننده کمک از سوی دولت فدرال ملزم است از یک سو هزینههای تبلیغاتی خود را به سطح معقول محدود کند و از سوی دیگر پرسشنامههایی را تکمیل کند که در آن نحوه تامین درآمدها و چگونگی هزینه مشخص شود. از این طریق کمیسیون انتخابات فدرال قادر است، بر سالم بر گذار شدن انتخابات نظارت و داشته باشد.
قانون رقابتهای انتخاباتی فدرال اغلب از سوی احزاب نادیده گرفته میشود و در جریان انتخابات، نامزدها به شیوههای مختلف و بعضاً دست زدن به شیوههای غیر قانونی به دریافت هرچه بیشتر اعانات انتخاباتی میپردازند.