رضا قطبی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
رضا قطبی در سالهای تصدی رادیو تلویزیون ملی ایران

مهندس عبدالرضا «رضا» قطبی (زاده ۱۳۱۸ در تهران) سیاست‌مدار ایرانی و رئیس تلویزیون ملی ایران از سال ۱۳۴۲ تا انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ بود. او استاد ریاضی دانشگاه صنعتی آریامهر بود.[۱]

خانواده[ویرایش]

او فرزند محمدعلی قطبی (مهندس ساختمان و مقاطعه کار) و لوئیز صمصام بختیاری و هم‌چنین پسردایی فرح دیبا بود. فرح دیبا به دلیل مرگ پدرش سهراب دیبا، از کودکی با خانواده قطبی زندگی می‌کرد.[۲]

تحصیلات[ویرایش]

قطبی تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه ایتالیایی‌ها و دوره دبیرستان را در مدرسه فرانسوی‌ها گذراند. سپس به کمک بورس خیریه ایزابل تهران به همراه دخترعمه‌اش فرح دیبا جهت ادامه تحصیل رهسپار فرانسه شد و در رشته مهندسی برق در پلی‌تکنیک پاریس مشغول به تحصیل گردید. او در دروس ریاضی از استعداد خوبی برخوردار بود.[۳]

او از دانشجویان ملی‌گرای عضو حزب پان ایرانیست بود، ولی پس از اینکه فرح پهلوی در سال ۱۳۳۸ با محمدرضاشاه پهلوی ازدواج کرد و ملکه ایران شد، تحصیلات خود را به پایان رساند و به ایران بازگشت و به دربار راه پیدا کرد.[نیازمند منبع]

فعالیت‌ها[ویرایش]

او ابتدا در دفتر کوچکی وابسته به وزارت اطلاعات و جهانگردی مشغول به کار شد و طرحهای مربوط به تأسیس یک تشکیلات بزرگ تلویزیونی را تهیه می‌کرد، تا اینکه به ریاست تشکیلات جدید «سازمان تلویزیون ملی ایران» منصوب شد و تا سال ۱۳۵۷ خورشیدی این سمت را برعهده داشت.[نیازمند منبع]

او همچنین مدیر عامل سازمان هنر شیراز بود که از سال ۱۳۴۶ عهده‌دار برگزاری جشن هنر شیراز بود. گفته می‌شود که قطبی و شجاع‌الدین شفا پیشنهاد دهندگان طرح تغییر تقویم کشور از هجری خورشیدی به شاهنشاهی بودند. متن خطابه معروف من صدای انقلاب شما را شنیدم واپسین سخنرانی محمدرضا پهلوی در تلویزیون را نیز او نوشته بود و همو به همراه سید حسین نصر شاه را راضی به خواندن آن کردند.[۴]

افکار و عقاید[ویرایش]

قطبی خود را ناسیونالیست می‌دانست. در تلویزیون از افراد باسواد و با استعداد استفاده می‌کرد. او حتی اجازه داد برخی از مخالفان مانند خسرو گلسرخی و احمد شاملو نیز در تلویزین به فعالیت بپردازند. پخش تصاویر تشییع جنازه غلامرضا تختی از تلویزیون موجب شد تا روابط وی مدتی با محمدرضا پهلوی تیره شود. بخصوص که ساواک نیز مرتبا در خصوص وی گزارش‌های منفی برای شاه می‌فرستاد.[۵]

پس از انقلاب[ویرایش]

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، قطبی مدتی در تهران مخفیانه زندگی می‌کرد تا اینکه فرح پهلوی با پرداخت هزینه‌ای کلان راه خروج وی را فراهم کرد و پس از مرگ شاه بار دیگر قطبی به حلقه یاران فرح پیوست.[۶]

او در آمریکا نیز به فعالیت‌های مخابراتی اشتغال داشته است.[۷]

حاشیه[ویرایش]

با مطرح شدن نام افشین قطبی به عنوان مربیگری تیم فوتبال پرسپولیس در سال ۱۳۸۶ بسیاری از رسانه‌ها مدعی شدند که او پسر رضا قطبی است[۸]. اما افشین قطبی ماه‌ها بعد پیش از نوروز ۱۳۸۷ در یک گفتگوی رادیویی این نسبت را تکذیب کرد[۹].

منبع[ویرایش]

  1. پی نویس ها | Foundation for Iranian Studies
  2. حسین فردوست. «خانواده دیبا و دربار پهلوی». در ظهور و سقوط سلطنت پهلوی. موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی. تهران: اطلاعات، 1368. 210. 
  3. حسین فردوست. «خانواده دیبا و دربار پهلوی». در ظهور و سقوط سلطنت پهلوی. موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی. تهران: اطلاعات، 1368. 210. 
  4. فاطمه معزی. «عبدالرضا قطبی». موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران. بازبینی‌شده در ۲۴ دسامبر ۲۰۰۸. 
  5. سید ابراهیم نبوی. «نراقی و دیگران». در در خشت خام (گفتگو با احسان نراقی). چاپ اول. تهران: جامعه ایرانیان، 1378. 102. شابک ‎۵-۲۱-۵۹۲۵-۹۴۶. 
  6. علی شهبازی. «رضا قطبی». در محافظ شاه. چاپ اول. تهران: اهل قلم، 1377. 267. شابک ‎۹۶۴-۵۵۶۸-۳۴-x. 
  7. سید ابراهیم نبوی. «نراقی و دیگران». در در خشت خام (گفتگو با احسان نراقی). چاپ اول. تهران: جامعه ایرانیان، 1378. 102. شابک ‎۵-۲۱-۵۹۲۵-۹۴۶. 
  8. فاطمه معزی. «آنها این تازه‌وارد را نمی‌خواهند / آتش انتقادهای استوایی و مسیر صعب قطبی». روزنامه اعتماد. بازبینی‌شده در ۲۴ دسامبر ۲۰۰۸. 
  9. «افشین قطبی: پسر رضا قطبی معروف نیستم». عصر ایران. بازبینی‌شده در ۲۴ دسامبر ۲۰۰۸.