دیوید مامیت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
دیوید مامیت
دیوید آلن مامیت

دیوید مامت در ۲۰۰۸
زادروز ۳۰ نوامبر ۱۹۴۷
(۶۶ سال)

شیکاگو، ایلینوی، آمریکا
ملیت آمریکایی پرچم ایالات متحده آمریکا
شناخته‌شده برای کارگردانی
فیلمنامه نویسی
نویسندگی
نمایشنامه‌نویسی
دین یهودی
جایزه‌ها جایزه پولیتزر برای نویسندگی گلن گری گلن روس

دیوید آلن مامیت (به انگلیسی: David Alan Mamet) (متولد ۳۰ نوامبر ۱۹۴۷) یک نویسنده، فیلمنامه‌نویس و کارگردان آمریکایی است، مامیت همچنین موفق به دریافت جایزه پولیتزر برای نویسندگی فیلمنامه فیلم‌های گلن گری گلن روس (۱۹۸۲) (به انگلیسی: Glengarry Glen Ross) و سرعت شخم‌زدن (۱۹۸۸) (به انگلیسی: Speed-the-Plow) شد.او همچنین نویسندهٔ چندین کتاب از جمله "در کارگردانی فیلم" (۱۹۹۲) و "سه استفاده از چاقو" (۱۹۹۶) است.از ممت، نمایشنامه‌های اولئانا و گلن‌گری گلن راس به فارسی ترجمه شده است.

بیوگرافی[ویرایش]

دیوید ممت در محله یهودی‌های جنوب شیکاگو، چند بلوک آن‌طرف‌تر از دریاچه می‌شیگان، بزرگ شد. پدرش، موریس مامیت، وکیل کارگردان و مادرش، لنور جون، معلم مدرسه بود. هر دو طرف خانواده به دنبال آخرین موج مهاجران اروپای مرکزی در سال ۱۹۲۰ به شیکاگو آمده بودند. ممت هنرپیشه کودک بود و تا زمان طلاق پدر و مادرش در مدارس دولتی جنوب تحصیل کرد. او در دبیرستان فرانسیس دبلیو پارکر شیکاگو تعلیم یافت و در دانشگاه گودارد واقع در ورمونت به تحصیلش ادامه داد.اولین فیلمی که مامیت نویسندگی‌اش را کرد "مرد پستچی همیشه دوبار زنگ می‌زند" ساخت سال ۱۹۸۱ میلادی بود.مامیت در سال ۱۹۹۰ با هنرپیشهٔ زنی به نام لیندسی کرویس ازدواج کرد و تا سال ۱۹۹۷ با یکدیگر زندگی کردند و دارای دو فرزند به نام‌های ویلا و زوسیا هستند.ممت از سال ۱۹۹۱ تا کنون در نیوانگلند زندگی می‌کند. [۱]

از زبان جان لار[ویرایش]

او را مردی کوچک ولی با ساختاری مقتدر یافته است، که جدیتی را به شکل ثابت و مشخص تحمیل میکند، تا جایی که «اد کورن» به او نشان «ممت مستحکم» را می‌دهد. ممت نویسنده یکسری از آثار معروف دراماتیک همچون «انحراف جنسی در شیکاگو»، «سریع شخم بزن»، «گلن‌گری، گلن‌راس» (برنده جایزه پولیتزر)، «نوشته رمزی»، «بوفالوی آمریکایی» است. همچنین او فیلمنامه بسیاری از فیلم‌های اصلی را نوشته، مثل «لمس‌ناپذیر»، «هیات منصفه» و «پستچی همیشه دوبار زنگ می‌زند». او 22 نمایشنامه، شش مجموعه مقاله، دو رمان و 14 فیلمنامه-که پنج فیلمنامه را خودش کارگردانی کرده بود- نوشته است. او به معبد خدایان دراماتیست این قرن تعلق دارد؛ هیچ نمایشنامه‌نویس آمریکایی دیگری، جز «تنسی ویلیامز»، با این وسعت به جلو نرفته است. او تجربه شخصی خودش را پیرامون روابط معلول خانوادگی و جهان جنایت زیرزمینی آمریکایی می‌نویسد تا بتواند درام‌های بسیاری خلق کند. او متولد 30 نوامبر 1947 است، فرزند «لئونور (لی)» و «برنی» ممت، دو روشنفکر، از نسل‌اول‌های مترقی و متحرک آمریکایی، که خانواده آنها یهودی‌های اشکنازی از روسیه و لهستان بودند. ممت و خواهرش«لین» در محیطی بزرگ شدند که از نظر لفظی بددهنی رواج داشت و دیوید یاد گرفت که یک شریک زیرک بخشیده شده به خانواده‌اش باشد. در 1958، پدر و مادر ممت از هم جدا شدند و پس از آن بچه‌ها با مادرشان و پدرخوانده جدیدشان زندگی کردند. این یک برنامه‌ریزی خوشحالکننده نبود. ممت در مقاله «چنگال»اش، از یک اتفاق مشخص ناگوار در بچگی‌اش می‌گوید، که در خانه، دیوید با یک چنگال به صورت لین می‌زند و مادرشان، که خشمگین بوده که هیچکدام از بچه‌ها به او درست نمی‌گویند که چه اتفاقی افتاده، باعث شد که لین تا بعد از شام همان‌طور بماند و بعد او را به بیمارستان برد. خیلی زود دیوید به شیکاگو پیش پدرش رفت، اما رابطه او با پدرش هم بسیار پیچیده و دشوار بود. ممت از دانشگاه «گدار» در سال 1969 فارغ‍التحصیل شد؛ او سال اول را حذف کرد تا بتواند در کلاس‌های بازیگری «سنفورد مایسنر»، کسی که بازی بازگویی کلمات را راه‌انداخته بود و تاثیر بسیار زیادی روی ریتم دیالوگ‌های متون ابتدایی ممت داشته است، در نیویورک شرکت کند. در 1971، ممت شروع کرد به درس دادن بازیگری در دانشگاه «گدار». یکی از صمیمی‌ترین دوستانش، «ویلیام. اچ. میسی» که شاگرد کلاسش بود، به یاد دارد که روزی ممت قدم در کلاس گذاشت در حالی که اولین نسخه «انحراف جنسی در شیکاگو» را در دست داشته است. در 1972 ممت شرکت «سنت. نیکولاس» را با «میسی» راه انداخت و یک سال بعد شرکت را به شیکاگو آورد. ممت شروع کرد به کشف دنیای ناهموار زیرین در شهر؛ و بیرون از این فضا بود که ممت توانست اولین شاهکارش، «بوفالوی آمریکایی» را خلق کند، که در سال 1977در برادوی تولید شده است. استفاده مینیمال ممت از زبان، کلید اصلی نمایشنامه‌هایش است؛ او از عبارت‌بندی موجز، انقطاع‌ها، مکث‌ها، توقف‌های میان‌جمله‌ای و شتاب ناگهانی در بیرون‌ریزی خصوصیات شخصیت، در متونش استفاده میکند. با اینکه ممت همیشه در دید هنری‌اش نگاهی فراگیر و گسترده داشته است، اما بعضی وقت‌ها او خود را در قالب یک انسان محافظهکار و ترسوی کنترلکننده نیز نشان می‌دهد. در سال 1976، ممت به نیویورک آمد و با «لیندسی کورس» ازدواج کرد، که این بخشی از آریستوکراسی تئاتری نیویورک بود. او نمایشنامه‌نویسی‌اش را با فیلمنامه‌نوشتن ادامه داد. تمامی فیلمنامه‌های ممت و بیشتر نمایشنامه‌های اصلی‌اش درباره خیانت و فاش کردن اسرار است؛ بسیاری از آنها حول موضوعی علیه هنرمندان می‌چرخند. سه تا از فیلم‌های او— «لبه»، «سگ را بجنبان» و «زندانی اسپانیایی» -که همچنین خودش نیز کارگردانی کرده است نشان از همین دارند. ممت با همسر دومش «ربکا پیدئون» که به نظر او را آرام کرد، به همراه فرزندانش مدت‌ها در ورمانت زندگی میکرده‌اند.

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «David Mamet»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۸ فوریهٔ ۲۰۱۱ میلادی).
  • old.sharghdaily.ir/news/91/05/01/37491.html