دیدگاه‌های مذهبی آدولف هیتلر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

آدولف هیتلر، یک مسیحی کاتولیک بود و همواره در سخنرانی‌های خود از معنویت بعنوان یک عامل انگیزشی برای دستیابی به موفقیت و تقویت قدرت اراده ملت یاد می‌کردند.

هیتلر در سال ۱۹۳۳

تجربه جنگ جهانی اول[ویرایش]

بر اساس مصاحبه ای با یک خبرنگار بریتانیایی سالها پس از جنگ جهانی اول، هیتلر مدعی شد صدایی رازآمیز به او گفته بخشی از یک سنگر شلوغ را طی یک گلوله باران کوچک ترک کند. دقایقی پس از این که منطقه را ترک کرد، بمبی بر آن نقطه خاص افتاد. هیتلر این تجربه را به عنوان پیامی مبنی بر این که او یک فرد نشان شده خاص است که یک کار خاص برای انجام دادن دارد، دید.[۱] به هرحال این داستان در نبرد من نیامد.

دیدگاهها به عنوان یک بزرگسال[ویرایش]

واکنش نسبت به بیخدایی[ویرایش]

هیتلر اغلب بیخدایی را به دشمن کمونیست آلمان نسبت می داد.[۲] در یک سخنرانی در اشتوتگارت در فوریه ۱۹۳۳ او گفت: «امروز آنها می گویند مسیحیت در خطر است، این که ایمان کاتولیک تهدید می شود. پاسخ من به آنها این است: برای زمان حاضر، مسیحیان و نه بیخدایان بین‌المللی در صف اول آلمان ایستاده اند. من تنها در مورد مسیحیت حرف نمی‌زنم؛ من اعتراف می کنم که من هرگز خودم را با احزابی که هدف شان نابودی مسیحیت است متحد نمی‌کنم. چهارده سال آنها دست در دست بیخدایی بوده اند. هیچگاه صدمه ای بزرگتر از آن سالهایی که احزاب مسیحی در کنار آنهایی قرار گرفتند که موجودیت حتمی خداوند را انکار می کردند، به مسیحیت وارد نشد. سراسر حیات فرهنگی آلمان طی این دوره خرد و آلوده شد. این باید وظیفه ما باشد که همه این مظاهر انحطاط در ادبیات، مدارس، و روزنامه‌ها - یعنی، در سراسر فرهنگ مان را - بسوزانیم تا سمی را طی سالهای که طی این چهارده سال گذشته در همه وجوه زندگی ما را رخنه می کرده است حذف کنیم.»[۳]

اسلام و ادیان شرقی[ویرایش]

بین ادیان شرقی، هیتلر رهبران مذهبی چون «کنفسیوس، بودا، و محمد» را چون فراهم آورندگان «تغذیه روحی» توصیف می کرد.[۴] در این زمینه، ارتباط هیتلر با محمد امین الحسینی ، مفتی بیت المقدس - که در ۱۹۴۱ به مرتبه اسیلوم، رده افتخاری یک ارشد اس اس، و یک «نسب نامه نژادی قابل احترام» رسید - بیشتر نشانه احترام دانسته شده تا سودجویی سیاسی.[۵] انتخاب سواستیکا توسط هیتلر به عنوان نماد اصلی و رسمی حزب ناسیونال سوسیالیست، به تبار فرهنگی آریایی مردم آلمانی مربوط بود. آنها آریاییان اولیه هند را به عنوان نشانه ای از یک نماد نژاد برتر آریایی می دانستند.[۶]

منابع[ویرایش]

  • Angebert, Jean-Michel (۱۹۷۴), The Occult and the Third Reich, Macmillan, ISBN 0-02-502150-8 .
  1. Rees, Simon (۲۰۰۳-۱۰-۲۵). "A Slow Fuse — Hitler's World War One Experience". FirstWorldWar.com. http://www.firstworldwar.com/features/aslowfuse.htm. Retrieved ۲۰۰۸-۰۴-۲۸. . See Toland, p. ۶۴.
  2. Norman H. Baynes, ed., The Speeches of Adolf Hitler, April ۱۹۲۲-August 1939. Vol. ۱. Oxford: Oxford University Press, 1942, pp. ۲۴۰, ۳۷۸, ۳۸۶.
  3. Norman H. Baynes, ed., The Speeches of Adolf Hitler, April ۱۹۲۲-August 1939. Vol. ۱. Oxford: Oxford University Press, 1942, p. ۲۴۰.
  4. Angebert 1974, p. ۲۴۶
  5. Angebert 1974, pp. ۲۷۵-۲۷۶ note ۱۴
  6. "Origins of the swastika". BBC. ۲۰۰۵-۰۱-۱۸. http://news.bbc.co.uk/2/hi/uk_news/magazine/4183467.stm. Retrieved ۲۰۰۸-۰۴-۲۸.