دور دنیا در هشتاد روز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
دور دنیا در هشتاد روز
نویسنده ژول ورن
برگرداننده محمدرضا جعفری
ناشر
ناشر فارسی: مجموعه کتابهای طلایی
موضوع تخیلی
کتاب‌شناسی ژول ورن

دور دنیا در هشتاد روز (به فرانسوی: Le tour du monde en quatre-vingt jours) نام رمانی است، نوشته ژول ورن، نویسنده نامدار فرانسوی، که موضوعی تخیلی دارد. این رمان نخستین بار در سال ۱۸۷۲ منتشر شد. دور دنیا در هشتاد روز. رمان پرحادثه از ژول ورن، نویسنده فرانسوی، منتشر شده به سال ۱۸۷۳. این رمان در شمار بهترین آثار نویسنده است.

خلاصه داستان[ویرایش]

نقشه مسافرت دور دنیا در هشتاد روز

یک جنتلمن انگلیسی به نام فیلاس فوگ با رفقای خود در باشگاه شرط می‌بندد که دور دنیا را در ۸۰ روز بپیماید و به همراهی خدمتکار وفادارش به نام ژان، معروف به پاسپارتو، عازم سفر می‌شود. اما چون مظنون به سرقت از یکی از بانکهای انگلیس است، زیر نظر یک پلیس قرار دارد که او را طی سیر و سیاحت‌هایش لجوجانه تعقیب می‌کند. فوگ در سرزمین هند فرصت می‌یابد تا زن جوانی به نام اود را، که بیوه مهاراجه وفات‌یافته‌ای است و طبق سنت هندوان باید زنده در آتش سوخته شود، از مرگ نجات دهد. پس از آن حوادث دیگری در چین برای او روی می‌دهد. در این مدت، مأمور پلیس همچنان به دنبال اوست و مسافر ما نیز با او و نوکرش راه خود را ادامه می‌دهد. مأمور پلیس نمی‌تواند او را بازداشت کند، زیرا برگ جلب به سبب تغییر مکان مداوم هنوز به دستش نرسیده‌است. در آمریکا، در قطاری که ساحل شرقی را به ساحل غربی آنجا می‌پیوندد، فوگ موفق می‌شود که حمله عده‌ای از سرخ‌پوستان را دفع کند. در ساحل شرقی، توفان شدیدی به پا می‌شود و کشتیهای عازم اروپا را در بندر متوقف می‌سازد، ولی فوگ تردید به دل راه نمی‌دهد و با پول خود یک کشتی کرایه می‌کند و راه دریا را در پیش می‌گیرد. در راه، سوخت کشتی به پایان می‌رسد و فوگ ناچار دکل را به جای سوخت به کار می‌برد. در پایان سفر، مأمور پلیس که سرانجام برگ جلب را به دست آورده‌است او را دستگیر می‌کند. فوگ بی‌گناهی خود را ثابت می‌کند و آزاد می‌شود. سپس با یقین به اینکه یک روز دیرتر از وقت مقرر به وعده‌گاه رسیده‌است، خود را بازنده می‌پندارد و تسلیم نومیدی می‌شود. اما زود به اشتباهش پی می‌برد و متوجه می‌شود که سفر از غرب به شرق کره زمین باعث شده‌است تا ۲۴ ساعت اضافه بیاورد و بنابراین شرط را نباخته‌است. در اوج شادمانی از او خواستگاری می‌کند و او را به عقد ازدواج خود درمی‌آورد.[۱]

درباره داستان[ویرایش]

در این رمان عنصر خنده (مثلاً سماجت مأمور پلیس در تعقیب فوگ و کارهای جالب پاسپارتو) با عنصر حادثه‌پردازی به هم می‌آمیزد. کشش داستان در خونسردی انگلیسی‌مأبانه قهرمان آن و فعالیت بی‌اندازه او برای مبارزه با طول راه و فوت وقت است.

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]