ده‌مرده

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

طایفه ده‌مرده یا دهمرده یکی از طوایف بزرگ سیستان ایران می‌باشد.

بیوگرافی[ویرایش]

براساس نوشته جی.پی. تیت، دسته‌ای از اجداد ده‌مرده‌های سیستان به عنوان رزمیان وجنگجویان میربولان خان از سند پاکستان و عده‌ای دیگر این طایفه از منطقه نوشکی و چاه گه به دنبال مراتع و در جستجوی تامین چراگاه برای دام هایشان، وارد سیستان شدند و به ساکنین منطقه دلتای هیرمند یاساکنین کرانه هیرمند ملحق شدند. نورمحمدخان، خان محمد، پیرمحمد و دوستمحمد چهار برادر هستند که از نوه‌های میربولان خان محسوب می‌شوند.ضمناً میربولان خان دارای سه فرزند به نام‌های خان محمد، درخواست و احمد بوده که خان محمد و خواست، تسنن و احمد شیعه شده‌است.

تیره‌های ده مرده[ویرایش]

  • کدخدا زبرده، یکی از نوادگان دوست محمد بود که پس یک درگیری طولانی با افغان‌ها، بوسیله مامورین دولتی افغانستان دستگیر و با جمعی از افراد قبیله اش به ده فرنگ تبعید شدند و پس از آزادی در کابل مستقر و اعقاب وی در آن مکان سکونت کردند.
  • تمینی، ایشان در منطقه سیاه بند افغانستان ساکن هستند و کارشان دامداری است.همچنین به ده مرده‌های نوشکی و چاهگه نیز تمینی گفته می‌شود.اما در مناطق پاکستان به نام عمرانی مشهور هستند.
  • دیانی، ده مرده‌های خاش، ایرانشهر و سراوان که از نمری آباد سند پاکستان به این منطقه آمده‌اند.

وابستگان فامیلی[ویرایش]

تیره‌های ده مرده شامل فامیل‌های زیر می‌باشند. حیات زی، زردازی، گرخیل، شاهی زی، سیاخان زی، سیف الدین زی، بولان زی، باران زی، کلگ زی و کلاتی زی

ممسنی‌ها و ده مَرده‌ها

ده مرده نام طایفه‌ای در سیستان و بلوچستان است. همچنین چندین قلعه مخروبه قدیمی در شهرستان ممسنی و استان فارس ده مرده نام دارند. به استناد برخی شواهد، طوایف و مکان‌های معروف به ده مرده در فارس و سیستان، به قضیه مهاجرت بخشی از ممسنی‌ها از فارس به سیستان در زمان شاه عباس بزرگ ارتباط دارد. نوشتار فعلی به این موضوع می‌پردازد.

در سرشماری سال ۱۹۰۱ میلادی طوایف بلوچ هندوستان (پاکستان فعلی) تیره‌ای به نام ده مرده در بین تیره‌های ایل ممسنی منطقه چاگی با ۸۷ خانوار سرشماری شد ه‌است. طایفه معروف دیگری به نام ده مرده امروزه در استان‌های سیستان و بلوچستان و خراسان ایران و در کشورهای افغانستان، پاکستان و ترکمنستان زندگی می‌کنند، آیا نام‌های مشترک بین طوایف و مکان‌ها در استان فارس و بلوچستان به موضوع مهاجرت اجباری ممسنی‌های براهویی بلوچ به سیستان مربوط می‌شود؟ روایات شفاهی رایج بین طوایف ممسنی بلوچ به بروز درگیری بین شاه عباس و سردار محمد خان( یا محمد حسن خان)ممسنی اشاره دارد. شاه عباس محمد خان را به اصفهان دعوت کرد، اما او به دلیل پیری قادر به مسافرت نبود و پسرانش را پیش شاه عباس فرستاد. پسران محمد خان پس از دیدن شاه به ممسنی برگشتند و به پدرشان گفتند شاه عباس می فرماید چهل بره بور(رنگ طلایی) برایم بفرستید. محمد خان به پسرانش گفت، منظور شاه چهل دختر است، و ما نباید خواسته پادشاه را براورده کنیم. ممسنی‌ها تصمیم به مهاجرت از فارس گرفتند، و شاه عباس دستور داد سپاهی به فرماندهی پسر (یاخواهر زاده‌اش )به نام عیدو، ممسنی‌ها را تعقیب نماید. عیدو در مسیر کوچ ممسنی‌ها با انها روبرو شد و پس از جنگی با محمد خان صلح کرد و دختر او را به همسری انتخاب کرد و همراه و متحد ممسنی‌ها گردید. طایفه عیدوزهی ممسنی براهویی نتیجه این ازدواج می باشد. در واقع قلعه های ده مرده واقع در استان فارس همگی یاد مان های جنگ ممسنی‌ها با شاه عباس را در خود جای داده‌اند. خرابه های قلعه ده مرده ها(ده مردون) در شمال روستاهای چناربرگ و گویم واقع در جاوید لله ممسنی قرار دارد. غار چهل دختران (اشکفت چهل دخترون) مشرف به قلعه ده مرده‌ها است. گفته می شود که تا سال های اخیر تیر و کمان و تبر های جنگی در این ناحیه یافت می شد. جی.پی. تیت از قلعه چهل دختران سیستان در بیست و پنج مایلی سه کوهه مرکز طایفه سرابندی نام می برد. سرابندی بزرگترین طایفه ممسنی سیستانی است. در استان فارس قلعه کوهستانی صعب العبوری به نام تبر در نزدیکی جهرم قرار دارد که در زمان ناصرالدین شاه قاجار از سال 1275 تا 1294هجری قمری به محل استقرار راهزنی به نام فضل علی تبدیل شده بود. کوه ده مرده و سنگر اسکندری واقع در پیرامون قلعه تبر و نحوه تسخیر آن جنگ شاه عباس و اسکندر ممسنی را تداعی می نماید. آنچه جالب توجه‌است در بالای قلعه تبر ،کوهی به نام ده مرده وجود دارد که روبروی آن سنگر اسکندری واقع است. در سال 1294 قوام الملک شیرازی به دستورشاهزاده فرهاد میرزا معتمد الدوله به قلعه تبر حمله کرد، فضل علی بوسیله گلوله توپ کشته و سرش بریده شد. طوایف ده مرده در ایران و کشورهای مجاور، همواره در کنار طوایف مختلف ممسنی تبار : بلوچ و سیستانی به سر برده‌اند. نظرات پژوهشگران خارجی و عمداً انگلیسی درباره آنها متفاوت و متناقض می باشد. جی.پی تیت از اعضاء کمیسیون مرزی ایران و افغانستان از سال 1903 تا 1905 در اشاره به ده مرده های سیستان آنها را از نمری های سند قلمداد کرده‌است، در حالیکه سروان وارد همکار تیت در گزارش رسمی دیگری از ده مرده‌ها به نام بلوچ یاد می کند. یکی از روایات شفاهی ده مرده های سیستان حکایت از این دارد که آنها پس از وقوع جنگ بین ایلات منگل و گرگیج از چاگی (منطقه ای در پاکستان) به سیستان امده‌اند.هم اینک اکثریت جمعیت چاگی با ممسنی های براهویی است. نام منطقه چاگی بلوچستان برگرفته از نام روستای چوگی ممسنی و تیره ای به همین نام می باشد. محله چوگی شیراز به دلیل سکونت چوگی های ممسنی در آنجا معروف است. واژه چاگی در گویش لری ممسنی به دلیل تحول صوت ا به او به چوگی تبدیل شده‌است. جامع ترین تحقیقات در باره طایفه ده مرده به سعی و کوشش حاج رمضانعلی(مشهور به میرزا محمد) ده مرده بزرگ این طایفه در سیستان و از علاقه‌مندان به تاریخ منطقه انجام گرفته‌است . نامبرده جهت روشن کردن هویت قومی این طایفه، نامه هایی به تعدادی از بزرگان طوایف بلوچ و ده مرده در افغانستان و پاکستان ارسال کرده‌است و پاسخ های دریافتی در نوع خود جالب و بیانگر نظرات مختلف و ناهمگون در مورد اصل و نسب ده مرده‌ها می باشد. به استناد این مکاتبات، سردار علی مردان خان لوار زهی ممسنی ساکن افغانستان و وکیل محمد گرگیج، ده مرده‌ها را از قوم بلوچ و میر عبدالقادر نوشیروانی از خاران پاکستان و امیر حمزه ملکی ده مرده و همچنین عبدالرحیم ده مرده از افغانستان، ده مرده‌ها را از کیانی های سیستان محسوب کرده‌اند. حاج مازالله دهمرده فرزند حاج علی خان از کدخدا یان طایفه ده مرده در بیرجند و قاینات، ده مرده را بلوچ نهتانی می داند و تبارش را بر اساس شجره نامه ای به عبدالله ابن عباس از طایفه هاشمی عرب منتسب می نماید. به عقیده حاج رمضانعلی ده مرده، د ه مرده‌ها در جنگ بین قبایل منگل و سنجرانی که در منطقه چاگی(چاغی) رخ داد، از سنجرانی‌ها حمایت کردند و میر بولان از اجداد وی مرید خان منگل را، به تلافی قتل شاهدوست خان سنجرانی از پای درآورد. پس از این واقعه، ده مرده‌ها به سیستان آمدند. حاج رمضانعلی، ده مرده را طایفه ای مستقل می داند و از وابستگی قومی آن به ممسنی اظهار بی خبری می نماید. واژه ده مرده در زبان فارسی و پشتون به معنی پر زور و قدرتمند می باشد. در ادبیات فارسی موارد زیادی از کاربرد این واژه بوسیله شعرایی مانند سعدی و مولوی وجود دارد. نام طایفه ده مرده ممکن است با نام طوایف چادرنشین داهی و مردی قوم پارس و یا داهی های سکایی پارتی مربوط باشد. برخی ایلات ایران باستان مانند مردی‌ها همزمان در فارس (حدود ممسنی ) و مازندران و گرگان به سر می بردند . آنطور که از نام ده مرده بر می آید، خاستگاه اولیه این طایفه در استان فارس و هسته اصلی آن همان تیره ده مرده ممسنی بوده‌است، و شاید هم نام ده مرده از نام طایفه مردی پارسی باقی‌مانده‌است. صرف نظر از اینکه ریشه و وجه تسمیه واژه ده مرده چه بوده‌است، به نظر می‌رسد هسته اصلی ده مرده‌ها از ممسنی بوده‌است که بعداً تیره‌ها و طوایف دیگری با خاستگاه بلوچ و سیستانی و افغانی به آنها پیوسته‌اند. اگر برخی ده مرده‌های ممسنی الاصل با گذشت روزگاران زاد و بوم خود را فراموش کرده باشند، امری طبیعی است. حافظه تاریخی برخی از ریش سفیدان ده مرده به ویژه در سیستان افغانستان، وابستگی آنها به رستم پهلوان نامدار ایرانی را که در تبار شناسی ممسنی جایگاه برجسته ای داشته، فراموش نکرده‌است.

 امیرحمزه کیانی ده مرده فرمانده عمومی  جهادی علی شیر خدا از ولایت هلمند افغانستان در این باره می گوید: "بعضی موی سفیدان مایان می گویند که ده مرده از نسل و نژاد رستم زال – زابلستان میباشد."

منابع[ویرایش]

-سیستان، جی.پی.تیت، باهتمام رییس‌الذاکرین،۱۳۶۲

۲-زاد سروان سشستان(شرح منثور و منظوم احوال طوایف سیستان)، غلامعلی رییس‌الذاکرین،۱۳۷۰

۳-عشایر سیستان و بلوچستان، ایرج افشار سیستانی،۱۳۷۰

۴-فارسنامه ناصری، میرزا حسن حسینی فسایی، تصحیح و تحشیه از دکتر منصور رستگار فسایی،۱۳۶۷

۵-ناسخ التواریخ (تاریخ قاجاریه)، محمدتقی لسان الملک سپهر، به اهتمان جمشید کیانفر،۱۳۷۷

۶-تاریخ عباسی یا روزنامه ملا جلال، ملا جلال الدین منجم، بکوشش سیف الله وحیدنیا ، ۱۳۶۶

۷-آثار پیش از تاریخ و دوران تاریخی و مشاهیر ممسنی، حسن حبیبی فهلیانی،۱۳۸۴

۸-ارجان و کوهگیلویه، هانس گاوبه، ترجمه سعید فرهودی، تحشیه و تصحیح احمد اقتداری،۱۳۵۹

۹-نامه‌های حاج رمضانعلی ده مرده به برخی روسای بلوچ و دهمرده و پاسخ‌های آنان

۱۰-نامه حاج مازالله دهمرده به نگارنده

۱۱-یادداشت‌های آقای ظریف مالکی شجاع و اطلاعات شفاهی حاج حیدر براهویی در باره مهاجرت ممسنی‌ها به سیستان و جنگ آنها با شاه عباس