در دامگه حادثه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
در دامگه حادثه
(بررسی علل و عوامل فروپاشی حکومت شاهنشاهی)
DamHadese.JPG
نویسنده عرفان قانعی‌فرد
ناشر شرکت کتاب
محل نشر لس آنجلس کالیفرنیا
تاریخ نشر ۱۳۹۰
شابک isbn:978-1-59584-334-0
تعداد صفحات ۶۷۰
موضوع گفتگو با پرویز ثابتی
سبک سؤال و جواب
زبان فارسی
کتاب‌شناسی عرفان قانعی‌فرد

در دامگه حادثه یا «بررسی علل و عوامل فروپاشی حکومت شاهنشاهی» نام کتابی است از عرفان قانعی‌فرد محقق تاریخ معاصر.این کتاب حاصل گفتگوی وی با پرویز ثابتی مدیر امنیت داخلی سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک)می باشد.

کتاب در اواخر سال ۱۳۹۰ توسط شرکت کتاب در لس آنجلس کالیفرنیا چاپ شده و دراوائل سال ۱۳۹۱ منتشر شده است. کتاب در قطع وزیری متوسط و سبک آن بصورت سؤال و جواب است ولی دارای پاورقی های مفصل و مفید می باشد.کتاب از ۶۷۰ صفحه مطلب و ۸ صفحه تصاویر مربوط به دوران پهلوی و کلیشه روزنامه های اوائل انقلاب ۱۳۵۷، تشکیل شده است. در ارتباط با نقطه نظر های مصاحبه شونده، نقد های مختلفی انجام شده که درستی مطالب را به چالش کشیده اند. مجله مهرنامه در شماره بیست و سوم، پرونده مفصلی را تحت عنوان «انتقام از روشنفکران» به این کتاب اختصاص داد.

فهرست مطالب[ویرایش]

در مقدمه:

  • سخن ویراستار
  • یادداشت پرویز ثابتی
  • مقدمه پروفسور نادر انتصار

و محتوی:

  1. ایران در دامگه حادثه
  2. سیاست امنیتی در برابر مخالفین
  3. سنگ را بستن و سگ را گشودن
  4. در پس پرده ساواک
  5. درحاشیه و بطن انقلاب

نقدها[ویرایش]

پرویز ثابتی در کتاب در دامگه حادثه، برای دفاع از نظام پیش از انقلاب، به دکتر محمد مصدق تاخته و شکنجه زندانیان را به دولت وی نسبت داده است.همچنین در مورد علی شریعتی. در صفحه ۲۸۰ کتاب «در دامگه حادثه»، می‌نویسد: «ما به دکتر علی شریعتی در زندان تریاکش را می‌رساندیم تا نمیرد.»

در کتاب در دامگه حادثه، در چند مورد خاطره ها تغییر شکل یافته و با خاطره های دیگری مخلوط شده است.

- محمدرضا سعادتی را (که در زمره افراد مرتبط با مهدی رضایی بود و در همان ارتباط هم دستگیر شده بود و هرگز در زندان ساری نبود)، نه یک بار، چند بار به جای «حسین عزتی کمره ای» (از گروه ستاره سرخ)، کنار «تقی شهرام» می‌نشاند و فرار او از زندان ساری را (با شهرام و احمدیان افسر زندان) توضیح می‌دهد، (صفحه ۲۶۷ کتاب)

- «سیاوش کسرایی» را به مدیر کلی حزب توده ارتقا می‌دهد، (صفحه ۵۸۱)

- پایان داستان ترور تیمور بختیار آنچنان که باید گفته نشده و آگاهانه به آمر اصلی قتل (که پروژه حذف بختیار را در اختیار داشت)، اشاره نشده و تنها نام عامل آن ترور (آگلن ماطاووسیان) گفته شده است،... (ص ۱۸۷ در دامگه حادثه)

قتل بیژن جزنی و ذوالانوار و... (۹ زندانی که سال ۱۳۵۴ ساواک ادعا نمود حین فرار کشته شدند) همچنان در پرده ابهام باقی‌مانده است.

آقای ثابتی با بیان اینکه مطالب بهمن نادری‌پور (تهرانی بازجوی ساواک) در دادگاهش دروغ است و او این حرفها را زده که زنده بماند و رژیم از بیم آنکه بعداً پشیمان شود و حرفهایش را پس بگیرد، اعدامش کرده است، در صفحه ۲۵۷ کتاب در دامگه حادثه می‌گویند:

مامورین قصد داشته اند تعدادی از زندانیان را از زندان اوین به زندان دیگری منتقل کنند و در حوالی بزرگراه شاهنشاهی، زندانیان در یک «ون» (خودرو) بودند...با بریدن دست بند از «ون» خارج شده و قصد فرار داشتند و... مامورین به طرف آنها تیراندازی و ۹ نفر از زندانیان کشته شدند.

بزرگراه شاهنشاهی حالا اسمش بزرگراه مدرس است. سال ۱۳۵۴ بزرگراه شاهنشاهی هر دو طرفش بیابان بود. زندانیان در بیابان فرار کردند که کجا بروند؟ آیا باور کردنی است رهبران دوسازمان مبارز و مسلح را کنار هم در یک ون بگذارند و انتقال دهند؟ از زندان اوین تا سر بزرگراه با اتوموبیل حدود پنج شش دقیقه راه است. در این فاصله همه ۹ نفر نمی‌توانند برای فرار به توافق برسند.

امکان نداشت این گروه ویژه را (با هم) انتقال دهند. چشمها را هنگام انتقال می‌بستند و زندانیان به همدیگر یا به صندلی ماشین بسته می‌شدند. نمی‌شود همه ناگهان دست بند ها را پاره کنند و فرار کنند. آقای ثابتی نمی‌گوید چرا به پای زندانیان تیر نخورد و همه بدون استثناء کشته شدند و همه هم از جلو گلوله خوردند؟[۱]

در دستگاههای اطلاعاتی و امنیّتی، حیطه بندی وجود دارد. یک کارمند ساده اداره کل سوم ساواک می‌تواند مدعی شود من از چگونگی سر به نیست شدن ۹ زندانی (۲۹ فروردین ۱۳۵۴) اطلاع ندارم و چند و چون شکنجه و شوک الکتریکی را نمی‌دانم، از او پذیرفته می‌شود چون حیطه اطلاعاتی‌اش محدود است اما مدیر کل اداره سوم ساواک بر اینگونه اطلاعات اشراف دارد.[۲]

پرویز ثابتی بعد از اتمام کار کتاب و پیش از انتشار آن، روز ۱۸ بهمن ۱۳۹۰ در مصاحبه ای از قبل ضبط شده در برنامه «افق» (بخش فارسی صدای آمریکا)[۳] ضمن انکار دخالت خود در دستور یا اجرای شکنجه درباره بازداشت شدگان و زندانیان سیاسی در ساواک گفت که شکنجه در ساواک عملی غیر قانونی تلقی می‌شد و برای توجیه انجام شکنجه در ساواک، دیگر گروهای سیاسی منتقد مانند گروهای چپ را به شکنجه درون سازمانی متهم کرد. وی هم چنین از دوران نخست وزیری دکتر مصدق به عنوان دورانی که شدید ترین شکنجه ها علیه مخالفان صورت می‌گرفت نام برد.

مقام امنیتی رژیم شاه در آن گفتگو با اشاره به عدم دخالت ساواک در مرگ غلامرضا تختی، دکتر علی شریعتی و صمد بهرنگی، اخبار غیرواقعی در مورد ساواک را زیر سؤال برد. پرویز ثابتی با جدا کردن «آمریت» از «عاملیت» که باهم رابطه مستقیم دارند اظهار داشت:

«بنده همیشه به سهم خودم با شکنجه که یک چیز غیرقانونی بود مخالفت کرده‌ام و چون حقوق خوانده بودم به سهم خودم همیشه با هرچیزی که منجر به شکنجه شود مخالفت کرده‌ام و هیچ وقت هم خودم نه شکنجه دیده‌ام و نه بازجویی کرده‌ام»

پس از گفتگوی صدای آمریکا با پرویز ثابتی، شماری از زندانیان دوران شاه وی را به قلب واقعیت متهم نمودند. ناصر کاخساز نوشت: «پرویز ثابتی زیر هاله‌ی محافظی از ارزش‌های وارونه، که ما بوجود آوردیم، رو در روی جسم و جان آسیب دیده‌ی ما ایستاد تا واقعیت‌های مجعول ما را به ما بقبولاند و یک بار دیگر نیز نفی‌مان کند...» [۴]

شماری از زندانیان سیاسی زمان شاه با یادآوری این نکته که «شکنجه بر طبق عهدنامه بین‌المللی منع شکنجه و مجازاتهای اهانت آمیز و غیرانسانی (مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد در دهم دسامبر ۱۹۸۴)، جنایت بین‌المللی به شمار می‌آید و دولت های عضو این عهدنامه و از جمله ایالات متحده امریکا، موظفند کسانی را که در صدور دستور یا اعمال شکنجه نقش داشته اند، هر چند که ملیّت خارجی داشته و در خارج از قلمرو آنان مرتکب آن جنایات شده باشند، در محاکم خود مورد پیگرد قرار دهند.»، نوشتند:

«ما طعم شکنجه های دستگاه تحت مدیریت آقای ثابتی را چشیده و شاهد ضجه های دائمی بازداشت شدگان در اثر شکنجه در اتاق های بازجویی آن دوران بوده ایم و گواه وجود شکنجه به عنوان واقعیتی سیستماتیک، جاری و رایج در زمان مدیریت آقای ثابتی بر اداره سوم ساواک هستیم و اظهارات او در مصاحبه مذکور را کتمان آگاهانه حقیقت تلقی می‌کنیم. [۵]

پانویس[ویرایش]

  1. *ه.بهار. «پرویز ثابتی و "ابراز تاسف" در گیومه». وب‌گاه گویا نیوز. بازبینی‌شده در ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۲. 
  2. آقای ثابتی در کتاب «در دامگه حادثه» از شخصی به نام پروفسور «بوم مزون» یاد می‌کند که نامبرده در دروس misinformation (اطلاعات گمراه کننده و غلط) و Disinformation (تکنیک هایی که با استفاده از آن تصویری اشتباه از واقعیت داده می‌شود.) سفارش می‌کرده در نقل اخبار و گزارشهای خودتان، حواستون جمع باشد. باید چندین و چند خبر درست بیآورید تا بتوانید لابلای آن، اخبار غیر واقعی را هم بگنجانید... (صفحه ۵۹۹)
  3. پرویز ثابتی، رئیس اداره امنیت داخلی ساواک پس از سه دهه سکوت | خبرها | فارسی
  4. ناصر کاخساز: آیا نابجاست که بگویم؟
  5. پاسخ زندانیان سیاسی دوران پهلوی به پرویز ثابتی

منابع[ویرایش]