روستای درو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از درو (خلخال))
پرش به: ناوبری، جستجو
درو
اطلاعات کلی
کشور  ایران
استان اردبیل
شهرستان خلخال
بخش شاهرود
درو بر ایران واقع شده‌است
درو
۳۷°۲۵′ شمالی ۴۸°۴۲′ شرقی / ۳۷.۴۲° شمالی ۴۸.۷۰° شرقی / 37.42; 48.70

زبان تاتی روستای درو

روستای درو روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان خلخال، بخش شاهرود، قرار دارد. زبان این مردم تاتی از زبانهای ایرانی شمال غربی است. از آثار تاریخی این روستا حمام درو است.

این روستا در بین مردم محل و نیز تات زبان های اطراف، به درَو (dərav) معروف است و در بین مردم ترک زبان و نیز در محاورات اداری خلخال، دُرُو (doro) تلفظ می شود. این روستا که در طول جغرافیایی ْ۷۰/۴۸ شمالی و عرض جغرافیایی ْ۴۲/۳۷ شرقی قرار گرفته، بعد از روستای اسبو، و قبل از کلور (مرکز بخش شاهرود) واقع شده است. این روستا از سمت شرق به کوه و بند تالش (ییلاقات شاندرمن و رضوان شهر) و از غرب از طریق کوه به روستاهای لرد و میانرودان متصل است.

جمعیت روستا[ویرایش]

روستای درو از زمانهای قدیم پرجمعیت بوده و در دوره های مختلف جمعیت آن تغییر کرده است. در دهه های هفتاد و هشتاد مهاجرت از این روستا به سمت تهران، کرج، رشت، و نواحی دیگر استان گیلان شروع شد و همین باعث کاهش شدید جمعیت آن شد. بیشترین جمعیت مهاجر درو در تهران و کرج مقیم اند و بازاری هستند و یا به کار آزاد دیگر مشغولند. جمعیت درو طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران درو ۲۰۲ خانوار، ۵۷۶ نفر سکنه و ۱۹۵ واحد مسکونی اعلام شده است. در کتاب خلخال و مشاهیر جمعیت درو در سال ۱۳۷۹ (۸۴۶) خانوار اعلام شده است.[۱] خانه های کاه گلی منطقه با لایه های ضخیم گل و خاک که هر پاییز مرمت میشدند به خوبی توانسته اند خود را با محیط سازگار کنند و اگر هم باران یا برف بسیار می شد مردم با انواع شگردها خانه های خود را در مقابل آن‌ها مقاوم میکردند، مثلاً بچه ها را به پشت بام می فرستادند تا در آن بازی کنند و با لگد کردن گل پشت بام، آن را چنان فشرده و مقاوم می کردند که باران زیاد از آن عبور نکند. به همین خاطر میدان یا زمین بسیاری از بازی ها (مردانه و زنانه) در قدیم پشت بام خانه ها بوده است.

شغل مردم روستا[ویرایش]

شغل اغلب مردم روستای درو کشاورزی و دامداری است، در کنار آن، وجود باغ و جالیزی که محصولات مورد نیاز خود را تأمین کنند از قدیم وجود داشته است. از میوه های باغات آن گردو، زردآلو، سیب، آلبالو، گیلاس، گلابی و شاه میوه، انواع آلو، توت، و غیره را می توان نام برد. در کار کشاورزی منطقه تعاون بسیار زیادی به چشم می خورد. از همان لحظه کاشت که از «هَنگامه ورزا» استفاده می کنند، تا برداشت محصول که خود به «هنگام» یکدیگر می روند و به هم «یاور» می دهند و در کار «گِرَه» و خرمن که دور هم جمع میشوند کار مشترک وجود دارد. در کارهای دامداری نیز چنین تعاون و همیاری به چشم می خورد، مثلاً «کاولَه مال» و «نوبتیَه مال» نوعی دامداری بدون چوپان و از طریق همیاری است. یا رسم «وارَه» و «همباره جی» روشی است که دامداران با آن جلوی خراب شدن محصولات خود را گرفته، کمبود شیر خود را با قرض گرفتن روزانه از همسایه جبران می¬کنند. سایر اموری که به صورت همیاری و تعاون انجام می شود، عبارت اند از: «ماله بری»، «جوئه بَرواری»، «گرَه»، «دَسسه وَجه»، «گلَه کار»، «سلَه کار»، «گَوَنه واری» و غیره.

مبادلات مردم[ویرایش]

مبادلات مردم این روستا در زمانهای قدیم بیشتر از نوع پایاپای بوده، یعنی کسی در قبال کالا و خدماتی که ارائه می کرد، از دیگری پول نمی گرفت. مثلاً چوپان دستمزد چوپانی خود را علاوه بر نانی که روزانه؛ و پشم و کُرکی که موقع چیدن سالانه گوسفندان و بُزها می گرفت؛ در هنگام برداشت خرمن بر سر خرمن می آمد و به اندازه دام های صاحب خرمن، سهم خود را از گندم و سایر غلات برداشت می کرد، یا دلاک و سلمانی محل برحسب تعداد افراد ذکور خانواده در هنگام خرمن، گندم دریافت میکرد و دیگران نیز به همین صورت مزد دریافت می کردند. در هنگام عروسی نیز مردم و آشنایان به عروس و داماد کمک غیرنقدی می کردند و فقط در شب دامادی «عروسی واج» یا همان کمکی که آشنایان به داماد میکردند، نقدی بود و این نیز گویا در زمان های دور غیر از این بوده است.

آیین های روستا[ویرایش]

از آیین های روستای دور که با شکل خاصی اجرا می شود، یکی سیزده بدر است که مردم در بعد از ظهر آن روز، در باغی بزرگ در کنار رودخانه، موسوم به «خانه رز» (xân-a raz) جمع میشوند و همه زن و مرد و پیر و جوان، طبق سن و جنس خود بازی می کنند. آیین دیگر رغایب است که در اولین جمعه ماه رجب هر سال بر‌گزار می شود و مردم روستا همپای سایر مردم منطقه، بعد از زیارت امامزاده سید حمزه در آستانه امامزاده عبدالله کلور جمع می شوند و بعد از زیارت امامزاده آیین ها و بازیهای خاصی انجام میدهند. شکل احیا شده این مراسم، امروزه در مرکز بخش، یعنی کلور بسیار باشکوه در سطحی فراتر از شهرستان خلخال بر‌گزار میشود. «ولیه چله»، «خْدْر نبی»، «چارشنبه سوری»، «قتل»، «تَراش»، «کوه گردش»، «عیدَه گردش» و غیره از دیگر آیین های کهن روستا است (برای شرح هر کدام از این آیین ها نک. فصل دوم: آیین ها).

غذای مردم[ویرایش]

غذای اصلیِ مردم این روستا تهیه شده از محصولات خودشان (لبنیات، گردو، گندم و زردآلو...) بوده است. گندم و گردو بیش از همه در این میان نقش دارند، و در بیشتر غذاهای محلی محصولات گندم وجود دارد، در تنقلات، شب چره ها و شیرینی ها، گندم و گردو بسیار یافت می شود. برنج آن چنان در زندگی و زبان و ضرب المثل های آن‌ها جایی ندارد، و دهه های اخیر به منطقه آمده است. گردو، سیب و زردآلو از میوه هایی است که در خوراک مردم (چه به صورت تازه و چه به صورت خشک شده) بسیار یافت می شود. تره های متنوعی در منطقه مصرف می شود که از کوه های اطراف گردآوری می-گردد. گیاهان دارویی فراوانی در منطقه وجود دارد و به طور سنتی هر کدام برای درمان خاصی به کار می روند و امروزه نیز کوه های درو همانند سایر کوه های منطقه، محلی برای جمع آوری گیاهان دارویی است.

پوشاک مردم[ویرایش]

پوشاک مردم منطقه اغلب همان است که خود می توانسته اند درست کنند، مثلاً از پشم گوسفندان جوراب، پاتاوه، گیوه، دستکش، پیراهن، کلاه، جلیقه، شلوار و شال می بافند. گستردنی های آن‌ها از پلاس و گلیم است که از کُرک بز و پشم گوسفندان به دست می آمد. گرچه در زندگی امروزه اثری از این وسایل قدیمی نیست.

اولین مدرسه تقریباً غیررسمی روستای درو را آقای سید محمد مرتضوی در سال ۱۳۱۳ بر پا کرد، این مدرسه چهار سال دوام داشت. به دنبال درخواست بزرگان درو، مدرسه ای رسمی در سال ۱۳۲۷ با آموزگاری موسی درگزی خلخالی بر پا شد. به نقل از بزرگان و منابع غیررسمی، یک سال بعد از آن در کلور مدرسه دیگری به این شکل دایر شد، این در حالی است که قبل از این ها در روستای خمس چنین مدرسه ای بر پا شده بود. این روستا هیچ گاه دبیرستان نداشته است، اما در آغاز شروع تعلیمات به سبک مدارس جدید، مدت ها دانش آموزان ابتدایی و راهنمایی روستاهای همجوار اسکستان، اسبو و گاه کلور برای تحصیل به درو می آمدند، اما در دهه های اخیر مهاجرت جوانان باعث خالی شدن روستا، کم شدن دانش آموزان و تعطیلی مدرسه راهنمایی شده است و فقطیک مدرسه ای ابتدایی با دانش آموزانی اندک به کار خود ادامه میدهد.

محلات درو[ویرایش]

روستای درو از قدیم به چند محله تقسیم شده است و در هر محله ای هم طبقه خاصی زندگی می کردند، و امروزه هم آثار این طبقه بندی شغلی قابل رؤیت است: مثلاً طبقه چوپانان در محله «شیانه مَلله»، آهنگران در محله «چیلینگره مَلله»، دلاک ها در محله «دلاکه مَلله»، و قبیله خانقاهی ها در «خانگاجه مَلله»، و سادات در «میره مَلله» زندگی می کردند و اخیراً به دو نام کلی «جیره مَلله» و «کفا مَلله یا کفاینه مَلله» تقسیم و تقلیل یافته است.

مکان های دیدنی درو[ویرایش]

آستانه امام زاده حضرت سید حمزه در جنوب شرقی روستای درو قرار دارد. عده ای از بزرگان طبق شجره نامه موجود، ایشان را از خاندان امام موسی کاظم معرفی کرده‌اند. از کرامات منسوب به آن حضرت یکی این است که سیلاب مهیبی در سال های دور صحن امام زاده را تهدید می‌کرده، اما قبل از برخورد به صحن امام زاده، راه سیل توسط سنگ بزرگی کج می شود و خطر سیل از بین می‌رود. آستانه امام زاده در کنار رودخانه و باغات انبوهی قرار دارد و جایی است که نسبت به محیط های اطراف مرکزیت دارد یعنی چندین مسیر و راه (از داخل و خارج از روستای درو) به آن ختم می شود. فاصله این امام زاده با امامزاده عبدالله کلور تقریباً دو کیلومتر است. این امام زاده امروز در حال بازسازی است و به یک محل زیارتی -فرهنگی -گردشگری برای اهالی منطقه تبدیل شده است. بسیاری از مردم از طریق راه وسط روستای دور به زیارت این استانه می روند و عده ای نیز بعد از زیارت امامزاده عبدالله کلور به زبارت این استانه بزرگ می روند. فضای اطراف این امام زاده محل تلاقی رودخانه و کوه های زیبا و باغات سرسبزی است.

حمام تاریخی درو[ویرایش]

حمام درو یکی از کهن‌ترین ساختمان‌های روستا است و گنبد های آجری زیاد آن که پس از سال ها هم چنان پا برجا ایستاده اند، در نگاه اول نظر هر بیننده‌ای را جلب می‌کند. این حمام که در مرکز روستا و جنب مسجد جامع درو واقع شده است بیش از ۱۴۷ سال قدمت دارد و بنا بر گفته ها شخصی به نام محمدتقی خان، معروف به بخان، بانی آن بوده است. این ساختمان متشکل از یک طاق بزرگ بر ورودی حمام و چندین طاق کوچک‌تر از طاق اصلی در قسمت‌های دیگر است. این شکل معماری در هیچ جای درو سابقه ندارد. مواد و مصالح حمام از خشت پخته مربع و سنگ‌های محلی است که از کوه های مجاور حمام تهیه شده است و با موادی همچون ساروج آن‌ها را بر هم نهاده‌اند. سوخت حمام چوب بوده و تا سه دهه قبل از حمام استفاده می شده است.

زاغه های درو[ویرایش]

زاغه هایی که در انتهای محله میره ملله قرار دارد، یکی دیگر از نکات درخور توجه روستای درو است، این زاغه ها در محلی قرار دارند که انتهای آن محله، با شیب تندی به کناره رودخانه اصلی محل می‌رسد، گر چه امروزه در ظاهر هیچ خبری از آن‌ها نیست با کمی دقت می‌توان آن‌ها را شناسایی کرد. ورودی این زاغه ها در داخل خانه‌های آن محل است. آن گونه که بر می‌آید و بر زبان‌های مردم جاری است طول این زاغه ها زیاد است و در قدیم برای مخفی کردن آذوقه و وسایل قیمتی و غلات استفاده می شده است. به عبارتی، به دلیل برودت و خنکی محل از آن‌ها به عنوان یخچال استفاده می‌کرده اند. نمونه چنین محل هایی در جاهای دیگر نیز وجود دارد، مثلاً در لیقوان (اطراف تبریز)، مردم پنیر و محصولات لبنی دیگر را در چنین زاغه طبیعی نگهداری می‌کنند. در هنگام پتار (غارت) ممیش خان، که عده‌ای به تاراج منطقه پرداختند، مردم کلیّه محصولات و کالاهای خود را در آنجا مخفی می‌کرده اند. و به نظر می رسد یکی از شروط زندگی قبیلگی داشتن چنین سرپناه هایی برای حفظ و دفاع خویش در بروز خطرات احتمالی دیگر قبایل است و زاغه های درو هم در حکم سنگری در مقابل دشمنان طبیعی و غیر طبیعی به شمار می رفته است.

غار خلامبر[ویرایش]

غار خلان بر نزدیک‌ترین غار درو و یکی از زیباترین غارهای منطقه است. خلامبر نام منطقه ای است در میان علف زارهای نزدیک درو و با ۴۵ دقیقه پیاده روی می توان به آن رسید. واژه خلامبر مرکب است از خلام یا خلان (غارها) به اضافه بر (کنار، طرف)، یعنی «کنار غارها». در کنار غار اصلی یک غار دیگر هم وجود دارد و گویا در گذشته تعدادشان بیشتر بوده است. وجود قبرهای قدیمی در اطراف و حوالی غار نشان می‌دهد که این غار یکی از چند مرکز مهم زندگی قبیله‌ای درو در گذشته بوده است.

درخت بزرگ گردو[ویرایش]

در درو درخت گردویی بسیار قدیمی به نام بگعلی یه دار (bagaliya dâr) وجود دارد که از زمانهای قدیم تا بسیاری از مردم روستا از گردوی آن استفاده میکنند. در دیگرجاهای ایران نیز درختی بزرگ و سر به فلک کشیده خودنمایی می‌کند که سن زیاد آن درخت اعتقاداتی را هم در مورد آن به وجود آورده است. بیشتر این درختان از نوع توت، سرو، گردو یا چنار هستند. در درو درخت گردویی وجود دارد که گویا شخصی به نام بگ علی آن را کاشته و به نام او معروف شده است. تعداد زیادی از مردم درو در گردوی آن شریک هستند، و هر ساله موقع جمع آوری محصول باید همۀ شرکا در زیر درخت حاضر شوند و بعد گردوی آن را بریزند. امروزه این درخت همانند سال های گذشته پر رونق نیست و شریکان و آیین های خود را از دست داده است.

منابع[ویرایش]

  1. خلخال و مشاهیر، سید محمد مسعود نقیب، تبریز، مهد آزادی، ۱۳۷۹