دراماتورژ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

دراماتورژی[۱] یکی از تخصص‌های مربوط به نمایش‌های تئاتری است. صرف نظر از تاریخچه این واژه، امروزه دراماتورژ به مشاور ادبی و تئاتری گفته می‌شود که با یک گروه تئاتری کار می‌کند و با کارگردان همکاری نزدیکی دارد.

این واژه نخستین بار در زبان آلمانی و توسط منتقد آلمانی، گتهلد لسینگ در مجموعه مقالات مهم وی، «دراماتورژی هامبورگی» (انتشار از سال ۱۷۶۷ تا ۱۷۶۹) استفاده شده‌است. ارتین اسلین در تعریف درام و در پاسخ به این سوال که "درام چیست و مرز آن کدام است؟"، تعاریفی ارائه میدهد که طبق گفته ی خودش تعاریف دقیقی نیست ودر نهایت می گوید که برای درام تعریف جامع و مانعی نمی توان ارائه داد. اما اسلین باوسواس و محافظه کاری زیاد عنوان می کند "هر دو هنر سینما و تئاتر زیر بنای مشترکی دارند و آن درام است." و در اثبات نظرش مثالهایی می آورد: "در جهان واقعی، درام نویسان هیچ گاه به چنین جدایی خشک و نرمش ناپذیری باور نداشته اند"(جدایی بین تئاتر و سینما) و " متنهای یکسانی باتغییرهایی کم یا زیاد در رسانه های دراماتیک به نمایش در می آید."مثال: " چارلی چاپلین، کیتون،سی.فیلدز و برادران مارکس از سالنهای موسیقی و نمایشهای وودویل سر برآوردند(یعنی از تئاتر مردم پسند) اورسن ولز از تئاتر پیشرو به سینما آمد. آرتو فیلمنامه نویسی بلند پرواز بود، ژان کوکتو نمایشنامه و باله می نوشت و نیز فیلمنامه نویس و کارگردان بود. لارنس الیویه کارش رااز تئاتر آغاز کرد و بسیاری از بهترین بازیگران سینما اینگونه اند. ساموئل بکت نمایشنامه های تلویزیونی (و رادیویی) می نوشت. برتولد برشت فیلمنامه نویس هالیوود بود. هارولد پینتر یکی از بهترین فیلمنامه نویسان(و درام نویسان رادیو) است. اینگمار برگمان یکی از بهترین فیلمهایش، مهر هفتم، رابر پایه ی یک نمایشنامه رادیویی خودش ساخت. راینر ورنر فاسبیندر همنویسنده و کارگردان نمایشنامه هایی در تئاتر پیشرو مونیخ بود و هم فیلم های چند میلیون دلاری می ساخت." امروزه‌‌ ‌دراماتورژ نقش مهم و کلیدی‌ای در یک گروه نمایشی به عهده دارد‌. اما تعریف دقیق و درست از جایگاه‌، وظیفه و نقش دراماتورژ به شکل دقیق وروشن مشخص نیست‌. اهمیت و نقش‌«دراماتورژ» در تئاتر ایران نامشخص و گنگ و حتی ناشناخته است. به طوری که متأسفانه هنوز، مرز بین فعالیت‌ کارگردان و دراماتورژ روشن نیست«دراماتورژ» آنگونه که باید در تئاتر ایران جایگاهی ندارد، در حالی که در تئاتر امروز جهان دراماتورژ جایگاه ویژه خود را یافته است و تمامی گروه‌های مطرح، دراماتورژ را به عنوان عنصری مهم و اساسی در گروه خود می‌شناسند. «‌اصطلاح‌"دراماتورجی" را می توان به "نمایشنامه کاری" و‌"نمایشنامه شناسی‌" برگرداند زیرا که او ممکن است نمایشنامه نویس باشد‌‌(‌گروه اول ) و هم نمایشنامه شناس ( گروه دوم ) و اغلب رویکرد نمایشنامه کار به تماشاگران‌"‌رویکردی ادبی‌" است‌. به گفته‌"فرهنگ زبان وبستر" دراماتورژی از واژه یونانی«دراماتوروگییا» به معنای درام‌نویس آمده است.» نویسنده درام ـ کمدی یا تراژدی ـ را در آغاز و به معنی سنتی«دراماتورژ» می‌گفتند. «مارمونتل» می‌گوید: «شکسپیر مهم‌ترین نمونه‌ یک دراماتورژ است. کارکرد مدرن این واژه، امروزاشاره به یک مشاور ادبی و تئاتری دارد که با یک گروه تئاتری کار می‌کند. با این مفهوم «لسینگ» اولین دراماتورژی است که ما می‌شناسیم.» لسینگ در سال 1767 میلادی به عنوان دراماتورژ در«تئاتر ملی هامبورگ» مسئولیت جمع‌آوری نقد و بررسی و تئوری‌های تئاتری را به عهده می‌گیرد. اودر همین سال کتابی تحت عنوان«دراماتورژی هامبورگ» می‌نویسد. این کتاب شامل یک مجموعه بحث انتقادی و استتیک درباره اندیشه‌های تئوریک در تئاتر است. اساساً اندیشه‌های مستتر در این کتاب از یک‌سو ریشه در سنت‌های تئوریک آلمان دارد و از سوی دیگر در تمامی کارهای عملی که تا قبل از این تاریخ درارتباط با میزانسن ـ هنوز مفهوم کارگردانی در تئاتر به مفهوم امروز نبوده است ـ وجود دارد ، تحت‌الشعاع قرار می دهد . واژه آلمانی این لقب«Dramitker» است که معنایی متفاوت با همین واژه در زبان فرانسه به مفهوم کسی که نمایشنامه را برای اجرا بر روی صحنه آماده می‌کند، دارد. در زبان فرانسه«Dramaturg» بیشتر معنای کارگردان را می‌رساند، در حالی که در واژه آلمانی، منظور نمایشنامه‌نویس است؛ اگرچه ـ نوشتن و کارگردانی ـگاه توسط یک شخص انجام می‌شود. برتولت برشت نمونه بارز آن در آلمان است. آلمانی‌ها از واژه «دراماتورژ» دو برداشت دارند: «الف: به کسی که نویسنده درام است. ب: به کسی که نقش محقق مرتبط با اثر نمایشی را دارد.» «دراماتورژ» در دیدگاه برخی تئوریسین‌ها، منتقد درون گروه است. فعالیت اودر یک اجرای صحنه‌ای قابل رویت است. حضور او در یک گروه و در کنار کارگردان ضروری است. کار او در کنار کارگردان قابل رویت و دریافت است . فعالیت او در همراهی با کارگردان است. دخالت او در فضای عمومی و اتمسفر نمایشنامه است. او حتی می‌تواند به صورت پیشنهاد در کار بازیگر هم دخالتکند، ولی حفظ معنای کلی درام را هرگز فراموش نمی‌کند. البته همه در نقش«دراماتورژ» متفق‌القول نیستند. با این حال، کسی هم اهمیت نقش او را در کار نفی نمی‌کند. نقش او بین کارگردان و بازیگر، نقش ساده‌ای نیست و به سادگی نمی‌توان آن را هضم و درک کرد. هنگام شکل‌گیری نمایشنامه،فعالیت دراماتورژ از جهاتی با مسئولیت کارگردان، هم‌ارز است. به همین جهت گاه به غلط، او را برابر کارگردان می‌دانند. در این راستا، «دیکشنری بریتانیکا» در پاسخ به پرسش «دراماتورورگ» چیست؟چنین بیان می‌کند: «هنر یافتن ترکیب نمایشی» یا «نمایش تماشاخانه‌‌ای» «براساس این مفهوم، واژه انگلیسی«دراماتور‌گی»، و واژهفرانسوی«دراماتورژی»، هر دو از واژه آلمانی«دراماتور‌گی» استخراج شده‌اند. این واژه آلمانی [اولین بار] توسط«دراماتیست» و منتقد آلمانی«گتهلدلسینگ» در یک مجموعه مقاله مهم با عنوان«دراماتورژی هامبورگی»که از سال 1767 تا 1769 منتشر شد، استفاده گردید. این واژه، در اصل از ریشه یونانی«دراماتوروگیا» به معنی یک«ترکیب نمایشی» یا«کنش نمایشی» استخراج شده است».


[ویرایش] پانویس

  1. دکتر فرهاد ناظر زاده کرمانی برابر «نمایشنامه کاری» و «نمایشنامه شناسی‌» را به عنوان برابر فارسی این واژه پیشنهاد می‌کند.

[ویرایش] منابع

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
چاپ/برون‌بری
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر