نمایشپردازی
نمایشپردازی[۱] یا دراماتورژی (dramaturgy) فن و هنر نگارش نمایشنامه است. واژه نمایشپردازی در معنی مطالعه و تحلیل و تفسیر نمایشنامه برای اجراهای جدید با توجه به مخاطب و زمان و مکان نیز به کار میرود.[۲]
نمایشپردازی یکی از تخصصهای مربوط به نمایشهای تئاتری است. صرف نظر از تاریخچه این واژه، امروزه نمایشپرداز به مشاور ادبی و تئاتری گفته میشود که با یک گروه تئاتری کار میکند و با کارگردان همکاری نزدیکی دارد.
محتویات |
واژهشناسی [ویرایش]
این واژه نخستین بار در زبان آلمانی و توسط منتقد آلمانی، گتهلد لسینگ در مجموعه مقالات مهم وی، «دراماتورژی هامبورگی» (انتشار از سال ۱۷۶۷ تا ۱۷۶۹) استفاده شدهاست. ارتین اسلین در تعریف درام و در پاسخ به این سوال که "درام چیست و مرز آن کدام است؟"، تعاریفی ارائه میدهد که طبق گفتهٔ خودش تعاریف دقیقی نیست ودر نهایت میگوید که برای درام تعریف جامع و مانعی نمیتوان ارائه داد.
اما اسلین باوسواس و محافظه کاری زیاد عنوان میکند "هر دو هنر سینما و تئاتر زیر بنای مشترکی دارند و آن درام است." و در اثبات نظرش نمونههایی میآورد:
در جهان واقعی، درامنویسان هیچ گاه به چنین جدایی خشک و نرمشناپذیری باور نداشتهاند"(جدایی بین تئاتر و سینما) و " متنهای یکسانی با تغییرهایی کم یا زیاد در رسانههای دراماتیک به نمایش در میآید.
مثال: " چارلی چاپلین، کیتون،سی. فیلدز و برادران مارکس از تالارهای موسیقی و نمایشهای وودویل سر برآوردند (یعنی از تئاتر مردمپسند) اورسن ولز از تئاتر پیشرو به سینما آمد. آرتو فیلمنامه نویسی بلند پرواز بود، ژان کوکتو نمایشنامه و باله مینوشت و نیز فیلمنامه نویس و کارگردان بود. لارنس الیویه کارش رااز تئاتر آغاز کرد و بسیاری از بهترین بازیگران سینما اینگونهاند. ساموئل بکت نمایشنامههای تلویزیونی (و رادیویی) مینوشت. برتولد برشت فیلمنامه نویس هالیوود بود. هارولد پینتر یکی از بهترین فیلمنامه نویسان (و درام نویسان رادیو) است. اینگمار برگمان یکی از بهترین فیلمهایش، مهر هفتم، رابر پایهٔ یک نمایشنامه رادیویی خودش ساخت. راینر ورنر فاسبیندر همنویسنده و کارگردان نمایشنامههایی در تئاتر پیشرو مونیخ بود و هم فیلمهای چند میلیون دلاری میساخت."
جایگاه [ویرایش]
امروزه نمایشپرداز نقش مهم و کلیدیای در یک گروه نمایشی به عهده دارد. اما تعریف دقیق و درست از جایگاه، وظیفه و نقش نمایشپرداز به شکل دقیق وروشن مشخص نیست. اهمیت و نقش«دراماتورژ» در تئاتر ایران نامشخص و گنگ و حتی ناشناختهاست. به طوری که هنوز، مرز بین فعالیت کارگردان و نمایشپرداز روشن نیست. «نمایشپرداز» آنگونه که باید در تئاتر ایران جایگاهی ندارد، در حالی که در تئاتر امروز جهان نمایشپرداز جایگاه ویژه خود را یافتهاست و تمامی گروههای مطرح، نمایشپرداز را به عنوان عنصری مهم و اساسی در گروه خود میشناسند.
پیشینه [ویرایش]
به گفته"فرهنگ زبان وبستر" دراماتورژی از واژه یونانی«دراماتوروگییا» به معنای درامنویس آمدهاست.» نویسنده درام ـ کمدی یا تراژدی ـ را در آغاز و به معنی سنتی «دراماتورژ» میگفتند.
«مارمونتل» میگوید: «شکسپیر مهمترین نمونه یک نمایشپرداز است. کارکرد مدرن این واژه، امروز اشاره به یک مشاور ادبی و تئاتری دارد که با یک گروه تئاتری کار میکند. با این مفهوم «لسینگ» نخستین نمایشپردازی است که ما میشناسیم.»
لسینگ در سال ۱۷۶۷ میلادی به عنوان نمایشپرداز در«تئاتر ملی هامبورگ» مسئولیت جمعآوری نقد و بررسی و تئوریهای تئاتری را به عهده میگیرد. اودر همین سال کتابی تحت عنوان «دراماتورژی هامبورگ» مینویسد. این کتاب شامل یک مجموعه بحث انتقادی و زیباییشناختی درباره اندیشههای نظری در تئاتر است. اساساً اندیشههای مستتر در این کتاب از یکسو ریشه در سنتهای نظری آلمان دارد و از سوی دیگر در تمامی کارهای عملی که تا قبل از این تاریخ درارتباط با میزانسن ـ هنوز مفهوم کارگردانی در تئاتر به مفهوم امروز نبودهاست ـ وجود دارد، تحتالشعاع قرار میدهد. واژه آلمانی این لقب «Dramitker» است که معنایی متفاوت با همین واژه در زبان فرانسه به مفهوم کسی که نمایشنامه را برای اجرا بر روی صحنه آماده میکند، دارد.
در زبان فرانسه «Dramaturg» بیشتر معنای کارگردان را میرساند، در حالی که در واژه آلمانی، منظور نمایشنامهنویس است؛ اگرچه ـ نوشتن و کارگردانی ـگاه توسط یک شخص انجام میشود. برتولت برشت نمونه بارز آن در آلمان است.
آلمانیها از واژه «دراماتورژ» دو برداشت دارند:
«الف: به کسی که نویسنده درام است. ب: به کسی که نقش محقق مرتبط با اثر نمایشی را دارد.»
«نمایشپرداز» در دیدگاه برخی نظریهپردازان، منتقد درون گروه است. فعالیت او در یک اجرای صحنهای قابل رویت است. حضور او در یک گروه و در کنار کارگردان ضروری است. کار او در کنار کارگردان قابل رویت و دریافت است. فعالیت او در همراهی با کارگردان است. دخالت او در فضای عمومی و محیط نمایشنامه است. او حتی میتواند به صورت پیشنهاد در کار بازیگر هم دخالت کند، ولی حفظ معنای کلی درام را هرگز فراموش نمیکند.
البته همه در نقش «نمایشپرداز» همداستان نیستند. با این حال، کسی هم اهمیت نقش او را در کار نفی نمیکند. نقش او بین کارگردان و بازیگر، نقش سادهای نیست و به سادگی نمیتوان آن را هضم و درک کرد. هنگام شکلگیری نمایشنامه، فعالیت نمایشپرداز از جهاتی با مسئولیت کارگردان، همارز است. به همین جهت گاه به غلط، او را برابر کارگردان میدانند.
در این راستا، «دیکشنری بریتانیکا» در پاسخ به پرسش «نمایشپرداز» چیست؟ چنین بیان میکند: «هنر یافتن ترکیب نمایشی» یا «نمایش تماشاخانهای» «براساس این مفهوم، واژه انگلیسی«دراماتورگی»، و واژه فرانسوی «دراماتورژی»، هر دو از واژه آلمانی «دراماتورگی» استخراج شدهاند. این واژه آلمانی [اولین بار] توسط«دراماتیست» و منتقد آلمانی«گتهلد لسینگ» در یک مجموعه مقاله مهم با عنوان «دراماتورژی هامبورگی» که از سال ۱۷۶۷ تا ۱۷۶۹ منتشر شد، استفاده گردید. این واژه، در اصل از ریشه یونانی«دراماتوروگیا» به معنی یک«ترکیب نمایشی» یا«کنش نمایشی» استخراج شدهاست».
پانویس [ویرایش]
منابع [ویرایش]
- رادمان، صبا. «دراماتورژی چیست؟ دراماتورژ کیست؟ (۱)». وبگاه ایران تئاتر، ۲۱ مهر ۱۳۸۷. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۵ امرداد ۱۳۹۱. بازبینیشده در ۲۵ اکتبر ۲۰۰۸.
. «دراماتورژی چیست؟ دراماتورژ کیست؟ (۲)». وبگاه ایران تئاتر، ۲۹ مهر ۱۳۸۷. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۵ امرداد ۱۳۹۱. بازبینیشده در ۵ اوت ۲۰۱۲.. «دراماتورژی چیست؟ دراماتورژ کیست؟ (۳)». وبگاه ایران تئاتر، ۱۳ آبان ۱۳۸۷. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۵ امرداد ۱۳۹۱. بازبینیشده در ۵ اوت ۲۰۱۲.. «دراماتورژی چیست؟ دراماتورژ کیست؟ (۴)». وبگاه ایران تئاتر، ۶ آذر ۱۳۸۷. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۵ امرداد ۱۳۹۱. بازبینیشده در ۵ اوت ۲۰۰۸.- آشفته، رضا. «واژهای تشریفاتی و تزئینی: چگونگی جاافتادن دراماتورژی در ایران». وبگاه ایران تئاتر، ۱۵ امرداد ۱۳۹۱. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۵ امرداد ۱۳۹۱.