دانتون ابی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

دانتون ابی (به انگلیسی: Downton Abbey) نام یک مجموعه تلویزیونی بریتانیایی است که از ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۰ از شبکه آی‌تی‌وی (شبکه سازنده) در بریتانیا و ایرلند و از ۹ ژانویه ۲۰۱۱ در شبکه پی‌بی‌اس در آمریکا به نمایش در آمد. نسخه دوبله این سریال از شبکه فارسی‌زبان من و تو ۱ نیز پخش در حال پخش است.

خلاصه داستان[ویرایش]

این مجموعه به وقایع یک خانواده اشراف زاده انگلیسی بین سال‌های ۱۹۱۲ به بعد می‌پردازد.. دوره این سریال مربوط به زمانی ست که شاه ادوارد حکومت داشته و از دوران غرق شدن کشتی تایتانیک آغاز و سال‌های بعد از جنگ جهانی اول ختم می‌شود

فصل‌ها و قسمت‌ها[ویرایش]

این مجموعه تا به حال در چهار فصل و سی و چهار قسمت به نمایش در آمده است.

فصل اول[ویرایش]

این فصل از غرق شدن کشتی تایتانیک شروع می‌شود و با اعلام خبر آغاز جنگ جهانی پایان می‌یابد. با غرق شدن کشتی تایتانیک ورثه کاخ دانتون کشته می‌شود و حالا همه این کاخ به متیو می‌رسد. عمده اتفاقات این فصل حول و حوش ورود متیو به این خانه است

فصل دوم[ویرایش]

متیو به جنگ می‌رود اما علاقه‌ای که میان او و دختر بزرگ خانواده شکل گرفته بود به مرور افزایش می‌یابد. داستان با مجروح شدن او در جنگ جهانی وارد پیچیدگی خاصی می شود. آنا و جان بیتز که به هم علاقه داشتند با هم ازدواج می کنند.

فصل سوم[ویرایش]

با ورشکسته شدن رابرت, دانتون با ثروت متیو اداره می شود. او قصد دارد تغیییراتی در خانه ایجاد کند. جان بیتز به زندان می افتد

فصل چهارم[ویرایش]

عوامل و بازیگران[ویرایش]

مگی اسمیت در نقش مادر بزرگ خانواده

شخصیت ها[ویرایش]

شخصیت‌های خانواده[ویرایش]

  • رابرت٬ ارل گرانتام

رابرت گرانتام تاکنون زندگی ساده‌ای داشته است. در سال ۱۸۸۹ او با همسرش کورا٬ وارثه آمریکایی٬ بیشتر بخاطر ارث و میراثش ازدواج می‌کند. اگرچه در اینکه سرمایه کورا باعث رونق هرچه بیشتر دانتون ابی شده هیچ شکی نیست٬ ولی به مرور زمان علاقه این زوج نسبت به هم بیشتر می‌شود. قباله ازدواج آنها مشروط به این است که اگر ثروت کورا در دانتون ابی سرمایه‌گذاری شود دیگر از آن جدانشدنی خواهد بود. رابرت و همسرش هیچ کدام پیش‌بینی نمی‌کردند این‌شرط٬که خواسته پدر رابرت بوده٬مشکل آفرین شود زیرا هردوی آنها فکر می کردند که صاحب فرزند پسر٬ و در نتیجه وارث دارایی‌شان٬ خواهند شد. اما مشکل اینجاست که این امر به حقیقت نمی‌پیوندد. رابرت و همسرش صاحب سه دختر به‌نام‌های مری٬ایدث و سیبل می‌شوند. وارث خانواده تاکنون پسرعموی رابرت٬جیمز کراولی٬ و پسرش پاتریک هستند. اما خبر مرگ آنها که همراه با کشتی تایتانیک غرق شده‌اند به گوش خانواده می‌رسد.

  • کورا٬ کنتس گرانتام

کورا دختر زیبای ایزیدور لوینسون٬ میلیاردر اهل سین‌سیناتی است. در سال ۱۸۸۸ و در سن ۲۰ سالگی او به همراه مادرش به انگلیس می‌رود و با رابرت گرانتام نامزد می‌شود. او به اصرار پدر شوهرش با شرط ازدواج موافقت می‌کند٬ شرطی که در صورت داشتن فرزند پسر تکلیف میراث خانواده را تعیین خواهد کرد. حالا که او صاحب سه فرزند دختر شده و پسر عموی رابرت نیز فوت کرده٬ ارث خانواده به یکی از فامیل‌های دور می‌رسد. به اعتقاد کورا٬حتی پدر شوهرش نیز آرزو نمی‌کرده که نوه‌هایش از سرمایه مادرشان بی‌بهره بمانند؛ سرمایه‌ای که ممکن است به یک شخص کاملاً غریبه برسد. به هر حال او بر روی ازدواج دخترش مری و پاتریک حساب باز کرده است٬ازدواجی که اگر ثمره‌اش فرزند پسر باشد مشکل میراث خانواده را حل خواهد کرد. کورا بر این باور است که شوهرش رابرت باید شرط میراث خانواده را به نفع فرزندان‌شان تغییر دهد.

  • مری کراولی

مری باهوش٬زیبا و جدی است. او تقریباً این حقیقت را پذیرفته که تا پسرعموهای پدرش زنده هستند مانند مادرش نمی‌تواند وارث دارایی خانواده شود. اما پس از شنیدن خبر مرگ آنها فکر می‌کند که دیگر می‌تواند ثروت خانواده را به ارث ببرد ولی بعدها متوجه می‌شود که پدرش از حقوق او برای رسیدن به میراث خانواده دفاع نمی‌کند. او به پاتریک اطمینان کامل دارد و اگر نتواند به انتخاب مورد علاقه‌اش٬ یعنی دوک جوان و خوش‌اندام 'کراوبارو' برسد از پاتریک استفاده خواهد کرد. به عبارت دیگر٬در قسمت اول مری کراولی از برنده به بازنده تبدیل می‌شود.

  • ایدث کراولی

ایدث نسبت به مری حسادت می‌ورزد. با اینکه او از زیبایی کمتری نسبت به خواهرش برخوردار است و کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد ولی به همان اندازه بلندپرواز است. برای او حل نشدن مشکل میراث خانواده مهم نیست زیرا در هر صورت ارث خانواده به او تعلق نمی‌گیرد. در حقیقت ایدث از این امر خوشحال می‌شود که مری نتواند خود را برتر از او نشان دهد. رقابت آنها زمانی اوج می‌گیرد که او وارث متوفی یعنی پاتریک را بسیار دوست می‌دارد ولی هیچ کس احساسش را جدی نمی‌گیرد. او از این موضوع خشمگین است که در برنامه‌ریزی خانوادگی همیشه منافع خواهر زیبایش نسبت به منافع او مقدم شمرده می‌شود. دیری نمی‌گذرد که او نسبت به وارث جدید کنجکاو می‌شود و تلاش می‌کند تا برای انتقام گیری از مری از او استفاده کند.

  • سیبل کراولی

سیبل دختر نافرمان خانواده است. او به شدت سیاسی٬ طرفدار حق رای زنان و نسبت به بی‌عدالتی های موجود در اطراف خود عصبانی است. او با کارهای خود پدر و مادرش را خشمگین می‌کند. او نیز با تحولاتی که در جامعه رخ می‌دهد همسو می‌شود اما اهدافش فراتر از چیزی است که دیگران آن را مناسب توصیف می‌کنند. سیبل از مشاجره‌ی خانواده بر سر مسئله ارث و میراث کناره‌گیری می‌کند زیرا آن را موضوعی بی‌اهمیت می‌داند.

  • وایولت٬ کنتس گرانتام

وایولت مادر رابرت است. او به پسرش بسیار افتخار می‌کند و نسبت به او کاملاً وفادار است ولی تحمل دیدن عروس آمریکایی‌اش را ندارد. به نظر او عروس خانواده٬ کورا٬ یک مزاحم است و بنابر مصلحت خانواده به جمع آنها پیوسته است. وایولت دختر یک بارونت است ولی به نظر کورا نباید مانند خانواده سلطنتی پلانتاژنت انگلیس رفتار کند بویژه که هیچ سرمایه‌ای از خود ندارد. به عبارت دیگر٬ هر یک از این دو بانوی گرانتام خود را برتر از دیگری می‌پندارد. در مقابل دیگران٬ وایولت از شرطهایی که همسرش گذاشته حمایت می‌کند ولی در عمل پس از مرگ پاتریک او بیشتر موافق ازدواج نوه بزرگش مری با یک مرد غریبه است. این امر راه را برای یک اتحاد ناخواسته بین او و عروسش هموار می‌کند تا علیه رابرت نقشه‌ای کشیده و او را مجبور به تغییر شروط از پیش تعیین شده کنند. وقتی متیو٬ وارث دورگه٬ همراه با مادرش که از طبقه متوسط جامعه است به این خانواده ملحق می‌شوند٬ وایولت وضعیت موجود را غیر قابل تحمل می‌یابد ولی مانند کورا تنها راه حل ممکن را در ازدواج مری با متیو می‌بیند.

  • متیو کراولی

متیو پسر عموی سوم لرد گرانتام است. این حقیقت که پدرش دکتر بوده برای لرد گرانتام بسیار جالب و برای همسرش ناخوشایند است. متیو وکیل است و در حال حاضر در شهر منچستر وکالت می‌کند. اما اکنون٬ خود را وارث ملکی بزرگ می‌یابد و از او دعوت می‌شود تا به آنجا نقل مکان کرده و به ساکنان محلی بپیوندد. او سرانجام با نقل مکان کردن موافقت می‌کند ولی به این شرط که بتواند به کار خود ادامه دهد. کورا گرانتام از ورود مزاحم جدید تا حدودی خشمگین است ولی به دلیل ازدواج متیو با یکی از دخترانش رفتار خود نسبت به او را تغییر می‌دهد. نظر دختران خانواده نسبت به متیو متفاوت است. از نظر مری او تکیه گاهی احتمالی برای رسیدن به اهداف است٬ ایدث او را ابزاری برای انتقام جویی و سیبل او را جزیی از یک سیستم در حال فروپاشی می‌داند.

خدمتکاران[ویرایش]

  • کارسون - پیشخدمت خانواده

کارسون مسئول آبدارخانه٬ انبار شراب و اتاق پذیرایی است و خدمتکاران مرد به او گزارش می‌دهند. از پیشخدمت ها معمولاً انتظار می‌رود تا برای دوری از گرفتاری و حواس پرتی خانوادگی خودشان مجرد باقی بمانند. کارسون از کودکی در دانتون ابی کار کرده است. او سخت دلتنگ کارهایی است که در گذشته صورت می‌گرفت و به همین دلیل در طول این مجموعه به مامور کنتس وایولت تبدیل شده و به عروس آمریکایی خانواده بی‌وفا می‌شود. او به طور غریزی از مری حمایت می‌کند و برخلاف پسرعموی مزاحمش او را مانند فرزند خود دوست می‌دارد.

  • آنا – سرخدمتکار

در بین خدمتکاران درجه دو٬ او بالاترین مقام را دارد. آنا متعلق به خانواده‌ای کشاورز و خدمتکار است و احساس می‌کند شانس ازدواج خود را از دست داده است. او سرخدمتکار است ولی وظیفه رسیدگی به دختران خانواده را نیز برعهده دارد. او باهوش و کاردان است و شخصیتی کاملاً دلسوز و مهربان دارد و معمولاً از طرف مری و ادیت تحسین می‌شود.

  • توماس - دربان اول

توماس فکر می‌کند خودش انسان خوبی است و دیگر همکارانش انسانهایی کودن و نادان هستند وهیچ چیزی نمی‌دانند. او انسانی درغگو و دزد است و همیشه به دنبال فرصتی است تا دانتون ابی را به مقصدی دیگر ترک گوید٬به این دلیل که او دوست دارد خدمتکار مخصوص باشد ولی با وجود آقای بیتز این کار عملی نیست. بنابراین با ورود هر مهمان ثروتمندی به خانه او به دنبال فرصتی است تا موقعیت شغلی مناسبی برای خود رقم زند. در ضمن او همجنسگرا است و می‌داند که حداقل یکی از مهمانان خانواده می‌تواند انتظارات او را براورده کند. متحد اصلی او در این خانه اوبراین است. هر دوی آنها کاملاً به دنبال منافع شخصی خود هستند و واژه وفاداری با شخصیت توماس همخوانی ندارد.

  • جان بیتز - خدمتکار مخصوص رابرت

خدمتکار مخصوص فقط از رئیس خود دستور می‌گیرد. او در لباس پوشیدن به رئیس خود کمک می‌کند و در مسافرتها او را همراهی می‌کند. جان بیتز٬ که سابقه سربازی دارد٬ در جنگ بوئر محافظ شخصی رابرت بوده است. او در قسمت اول به دانتون ابی می‌رود تا کار خود را آغاز کند. بیتز که در جنگ مصدوم شده و از ناحیه پا آسیب دیده است از دادن شانسی دوباره توسط رابرت٬ به او وفادار می‌ماند و از او دفاع می‌کند. دوست و متحد اصلی او در این خانه آناست و به همین دلیل جان به او علاقه‌مند می‌شود ولی به دلایل ناشناخته‌ای نمی‌تواند احساسات خود را با او در میان بگذارد.

جوایز[ویرایش]

این مجموعه تا به حال برنده جوایز مختلفی شده است. از جمله جایزه گلدن گلوب ۲۰۱۱ برای بهترین مجموعه درام تلویزیونی. فصل های دیگر این سریال نیز نامزد این جایزه بودند.

حواشی[ویرایش]

  • هر قسمت این سریال چیزی حدود ۱ میلیون پوند هزینه دربر داشته است.
  • فصل اول این سریال حدود ۱۰۰ میلیون نفر بیننده داشت.
  • این سریال به کتاب رکوردهای گینس هم راه پیدا کرد. به عنوان "تحسین* شده* ترین سریال تلویزیونی از سوی منتقدان"
  • بیش از ۱۰۰ کشور دنیا این سریال را پخش کرده‌اند.

منابع[ویرایش]

  • وبسایت شبکه من و تو