داشخانه (مهاباد)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
داشخانه (مهاباد)
اطلاعات کلی
کشور  ایران
استان آذربایجان غربی
شهرستان مهاباد
بخش بخش مرکزی
دهستان مکریان‌غربی
نام محلی خاوه‌رزه‌وی
نام‌های قدیمی خاوه‌رزه‌وی
سال بنیاد حدود 60 سال پیش (اوایل دهه چهل شمسی)
مردم
جمعیت 480 نفر
رشد جمعیت بیشتر روستاییان به علت نبود زمین های قابل کشت و فقر مادی از روستا کوچ می کنند
اطلاعات روستایی
پیش‌شمارهٔ تلفن 0445
جملهٔ خوش‌آمد بر تابلوی ورودی روستا به خێر بێن

این روستا یکی از روستاهای شهرستان مهاباد از توابع استان آذربایجان غربی می باشد. فاصله روستا تا شهر مهاباد نزدیک به 35 کیلومتر می باشد که در منطقه شهرویران مهاباد واقع شده و بعد از روستاهای "قرقشلاق"ٰ "خورخوره"ٰ "گردیعقوب" و "کهنده" آخرین روستای می باشد، طوری که بعد مزارع و نیزار این روستا دیگر روستای دیگری نیست و به دریاچه ارومیه ختم می شود.

جمعیت[ویرایش]

این روستا در دهستان مکریان‌غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1391، جمعیت آن 480 نفر (66خانوار) بوده‌است.

تاریخچه روستا[ویرایش]

اسم روستا در اوایل ساخته شدنش از طرف "عزیز ئاغا عزیزی" حدود 60 سال پیش "خاوه‌رزه‌ی" گذاشته شد. "خاوه‌ر+زه‌وی". خاوه‌ر(=خاور) یعنی شرقٰ سمت شرقٰ؛ زه‌وی(=زمین). می توان اینطوری استدلال کرد که چون عزیز ئاغا عزیزی، ئاغای روستاهای "غه‌ڵیفه‌لیان" و "شێخ مارف" هم بوده است و روستای داشخانه تقزیباً در سمت شرق این روستاها با فاصله 20 تا 25 کیلومتری قرار گرفته است در نتیجه اسم روستا را "خاوه‌رزه‌ی" گذاشته یعنی زمینی که در سمت شرق قرار گرفته است. زمین های روستای "خاوه‌رزه‌ی" به دلیل اینکه قبلاً سیلاب های زیاد رودخانه "گاده ر" آن را فرا می گرفته حاصل خیز بوده، و مردم با برداشت محصول خوب از طریق کشاورزی و درو نیزارها و فروش آن و درست کردن حصیر و همچنین از برداشت محصول خربزه درآمدهای خوبی کسب می کردند و به نسبت روستاهای اطراف رفاه بسیار بیشتری داشتند. زمین های روستا خیلی حاصل خیز بودند و بیشتر مردم در سال دو محصول برداشت می¬کردند در بهار گندم، جو، نخود و... می کاشتند و در تابستان خربزه. اما اسم روستا چرا و چگونه از "خاوه رزه وی" به "داشخانه" تبدیل شده است؟ در پاسخ این سؤال باید گفت بعد از ساخته شدن روستای خاوه‌رزه‌وی و فراوان بودن نیزار مردم نیزارها را درو می کردند و آن را می فروختند چون در آن زمان سقف خانه ها را با چوب و نیزار می پوشاندند به همین خاطر فروش خیلی خوبی داشت در نیزارهای روستای خاوه‌رزه‌وی عده ای به ساختن حصیر مشغول بودند و در آن زمان رواج خیلی خوبی داشت در همه خانه ها حصیر می انداختند و حصیر رواجش خیلی خوب بود. برای ساختن حصیر در نیزارهای خاوه‌رزه‌وی از دو سنگ خیلی بزرگ استفاده می¬کردند و هنگامی که همه مردم اطراف در جاهای دوردست تعریف می¬کنند که در این روستا حصیر و نیزار به فروش می رسد ترک ها از دوردست ها برای خردیدن و معامله کردن به این روستا می آیند و حصیر و نیزار می¬خرند و با خود به مناطق دوردستی که آمده اند می برند و به فروش می رسانند از این معامله سود خوبی می¬برند و هر روز افراد بیشتری به روستا می آیند و چون آنها آدرس نیزار روستا را می پرسیدند ترک ها آن را به نام داشخانه می گفتند چون بیشتر سروکارشان با نیزار بود تا روستا. هر چند که این اسم را برای نیزار بکار می¬بردند اما بعدها این اسم را برای خود روستا نیزبه کار برده شد و اسم "داشخانه" جایگزین " خاوه‌رزه‌وی" شد. به گفته ریش سفیدهای روستا عزیز ئاغا از شنیدن اسم داشخانه عصبانی می شد و صورتش اخمو می شد اما در مقابل کسی که روستا را با اسم خاوه‌رزه‌وی صدا می کرد خوشحال می شد و او را می بوسید. روستای داشخانه از همان اوایل ساخته شدنش این احتمال را داشت که با زیاد شدن آب رودخانه "گاده ر" دچار سیلاب گرفتگی شود به همین خاطر همیشه مردم روستا مواظب بودند که چنین اتفاقی نیفتد وبرای همین هر روز دو نفر از اهالی روستا از "بند" یا همان جایی که آب گادر را برای استفاده مزرارع روانه جوی آب ها می زدند. البته نگهداری از بند نیاز به مراقبت خیلی زیادی داشت چون گل و علف های خشک و .... که برای محکم کردن بند بکار می بردند با ارابه برده می شد و این کار نیاز به وقت طولانی داشت.

زیاد شدن آب دریاچه ارومیه از 20 سال پیش تا از بین رفتن مزارع روستا[ویرایش]

حدود 20 سال پیش در حالی که همه مردم روستا در آسایش و رفاه زندگی می کردند آب دریاچه ارومیه بالا آمد و بسیاری از روستاهای اطراف دریاچه مثل داشخانه، "پایین،" "به¬فره¬وان" و .... ضرر و زیان های زیادی متحمل شدند و حتی بعضی روستا ها خالی از سکنه شدند. آب دریا شور بود و همه مزارع روستا را از بین برد طوری که هیچ علفی در مزارع نمی رویید و بعضی مردم بعد از عقب نشینی آب دریاچه و خشک شدن آب به جمع آوری نمک روی آوردند یادم است که یک گونی نمک را به قیمت 10000(ده هزار تومان) می فروختند. زندگی در روستا روز به روز سخت تر می شد بسیاری از مردم روستا به شهرهای اطراف مثل "مه¬هاباد"، "نه¬غه¬ده" و "پیرانشار" مهاجرت کردند افرادی که در روستا باقی مانده بودند برای امرار معاش زندگی مجبور بودند به کارخانه آجرپزی بروند یا اینکه از روستاهای اطراف زمین اجاره کنند، هر چند در کنار آن دام هم نگه می داشتند تا بتوانند با درآمد آن امرار معاش کنند. در سالهای بعد مردم زمین ها را شخم می زدند و می کاشتند اما هیچ علفی به جز شوره زار در آن نمی رویید ، کم کم با شخم زدن و آب دادن بعد از 10 سال بعضی از زمین ها قابلیت کشاورزی به دست آوردند اما باز یک سری از زمین ها قابلیت کشت ندارند. دوباره مردم توانستند بعضی از زمین ها را بکارند و از آنها محصول برداشت کنند البته مثل ایام قدیم خربزه در روستا فراووان کاشته می شود.

مراکز آموزشی[ویرایش]

مرکز آموزشی مهاجر که دوره ابتدایی را در بر می گیرد

کتابخانه[ویرایش]

کتابخانه زانست روستای داشخانه از سال 1391 در این روستا دایر گردیده و فعالیت دارد.

مرکز بهداشت[ویرایش]

خود روستا مرکز بهداشت ندارد و به مرکز بهداشت روستای قره قشلاق مراجعه می شود.

تالاب داشخانه[ویرایش]

جاهای دیدنی روستا[ویرایش]

منابع[ویرایش]