داروهای ضد آریتمی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسی العربية

داروهای ضد آریتمی داروهایی هستند که برای درمان نامنظمی ضربان قلب مصرف می‌شوند.داروی انتخاب شده برای درمان آریتمی براساس نوع، شدت و مکانیسم آریتمی انتخاب می شوند. چهار گروه عمده دارویی برای آریتمی ها به کار می روند که عبارتند از:

۱- داروهای مسدود کننده کانال سدیم

۲- داروهای بتابلوکر (بلوک کننده سمپاتیک)

۳- داروهای مهارکننده کانال پتاسیم

۴- داروهای مهارکننده کانال کلسیم

۵- سایر داروها

داروهای مسدود کننده کانال سدیم[ویرایش]

پرکاربردترین داروهای این گروه شامل کینیدین ‎(quinidin)‎ پروکایین آمید ‎(procainamide)‎ مگزیلتین ‎(mexiletin)‎ لیدوکائین ‎(lidocaine)‎، فلکاینید ‎(flecainide)‎ و پروپافنون ‎(propafenan)‎ می باشند. برخی از دارو های فوق بیشتر در آریتمی‌های دهلیزی برخی و در آریتمی‌های بطنی به کار می‌روند. پروپافنون و فلکاینید هم در آریتمی‌های دهلیزی و هم در آریتمی‌های بطنی کاربرد دارند. با توجه به تاثیر این داروها بر مسیر طبیعی الکتریکی قلب ممکن است در برخی بیماران که زمینه برادیکاردی دارند منجر به تشدید ضربان کند قلب شود. ضمناً داروهای فلکاینید و پروپافنون وگاهی پروکایین آمید در بیماران مبتلا به نارسایی قلب منجر به تشدید نارسایی و علائم آن می‌شوند. نکته: داروهای مسدود کننده کانال سدیم علی‌رغم اینکه در بسیاری از موارد منجر به قطع و یا کاهش آریتمی اولیه می‌شوند اما با توجه به قابلیت اختلال در سیستم هدایتی قلب می‌توانند منجر به ایجاد آریتمی‌های جدید شده که گاهی خطرناک می‌باشند. بنابراین تجویز این داروها و میزان مصرف شده باید کاملاً تحت نظر متخصص قلب باشد.

داروهای بتابلوکر[ویرایش]

این داروها کاربرد گسترده ای در درمان فشارخون، آنژین قلبی، نارسایی قلب و همچنین آریتمی ها دارند. داروهایی از قبیل آتنولول، پروپرانولول، و متوپرولول در کنترل علائم مبتلایان به AF، تاکی کاردی های دهلیزی و آریتمی های خوش خیم بطنی کاربرد دارند. بنابراین تجویز این داروها و تنظیم میزان مصرف شده مخصوصاً در صورت مصرف هم زمان داروهای دیگر باید به دقت تحت نظر پزشک متخصص قلب باشد. Sotalol نیز در این گروه قرار دارد ولی با توجه به خواص ضد آریتمی بیشتر در درمان ریتم AF و گاهی آریتمی های بطنی کاربرد ویژه ای دارد. عارضه مشترک تمام داروهای فوق تشدید برادیکاردی در مبتلایان به گره سینوسی بیمار و همچنین بلوک قلبی می باشد. عارضه دیگر این گروه دارویی تشدید آسم و نارسایی تنفسی در مبتلایان به بیماری انسدادی ریوی می باشد. داروی سوتالول می تواند منجر به ایجاد آریتمی های جدید شود که گاهی بسیار خطرناک است بنابراین باید به دقت و تحت نظر پزشک متخصص قلب تجویز شود.

داروهای مهارکننده کانال پتاسیم[ویرایش]

مانند آمیودارون و سوتالول. آمیودارون ‎(amiodarone)‎ و سوتالول‎ ‎‎(sotalol)‎ پرکاربردترین داروهای این گروه می باشند که معمولاً تاثیر زیادی بر قدرت انقباضی قلب نداشته و در بیماران مبتلا به نارسایی قلب قابل استفاده می باشند. ضمنًا ایجاد آریتمی های جدید توسط این داروها نسبت به داروهای مهار کننده کانال سدیم کمتر بوده و خطرات کمتری دارند. این داروها در درمان آریتمی های دهلیزی و بطنی موثر بوده و نسبت به سایر داروها موفقیت بیشتری دارند. عارضه مشترک داروهای این گروه ایجاد QT طولانی و ایجاد آریتمی های خطرناک بطنی می باشد. آمیودارون و سوتالول می توانند منجر به تشدید کندی ضربان قلب در مبتلایان به برادیکاردی شوند. آمیودارون می تواند عوارض وخیم و خطرناکی داشته باشد. مسمومیت ریوی، اختلال کارکرد غده تیروئید، عوارض پوستی، رسوب قرنیه و تخریب عصب چشمی مخصوصاً در صورتی که میزان مصرف شده بالا باشد( بیشتر از ۳۰۰ میلی گرم روزانه) ایجاد می شوند. بنابراین بررسی های دوره ای (گرافی قفسه سینه، آزمون تیروئید و معاینه چشم پزشکی) الزامی است.

بلوک کننده‌های کانال کلسیم[ویرایش]

این داروها در کنترل فشار خون و تسکین دردآنژینی ناشی از تنگی سرخرگ های قلبی کاربرد دارند. پرکاربردترین داروی این گروه در درمان آریتمی ها وراپامیل می باشد که در درمان تاکی کاردی های دهلیزی، کنترل ضربان قلب در مبتلایان به AF و همچنین برخی آریتمی های خوش خیم بطنی به کار می رود. در مواردی که بیمار به علت مشکلات تنفسی قادر به استفاده از مهار کننده های سمپاتیک نمی‌باشد از وراپامیل می توان به عنوان داروی جایگزین استفاده کرد. عارضه مهم وراپامیل تشدید ضربان کند قلب در بیماران مبتلا به برادیکاردی می باشد. مصرف وراپامیل در مبتلایان به نارسایی قلب به علت تشدید بیماری ممنوع است. دیلتیازم نیز از این گروه است.

داروهای دیگر[ویرایش]

مانند آدنوزین و دیگوکسین

دیگوکسین: از قدیمی ترین دارو های ضد آریتمی است. مهم ترین کاربرد این دارو تقویت قدرت عضلانی در مبتلایان به نارسایی قلب است. کاربرد دیگر این دارو در مبتلایان به AF می باشد. دیگوکسین با کاهش هدایت گره دهلیزی- بطنی منجر به کاهش ضربان قلب ناشی از ریتم AF و در نتیجه کاهش طپش قلب و علائم بیمار می شود. دیگوکیسن بسیارمهم است. چراکه در صورت مصرف بیش از حد منجر به آریتمی های خطرناک بطنی می شود. دقت در تنظیم دوز دیگوکسین در مبتلایان به نارسایی کلیه و در سالمندان اهمیت بیشتری دارد چراکه در این موارد مسمومیت با دیگوکسین شایع تر است. ضمناً مصرف همزمان برخی داروها از قبیل داروهای ضد آریتمی با خطر بیشتر مسمومیت با دیگوکسین همراه بوده و حتماً باید تحت نظر پزشک باشد.

جدول داروها[ویرایش]

Class نام دیگر مثال ها مکانیسم کاربرد بالینی
Ia fast-channel blockers-Affect QRS complex (Na+) channel block (intermediate association/dissociation)
Ib غیرموثر بر کمپلکس QRS (Na+) channel block (fast association/dissociation)
Ic (Na+) channel block (slow association/dissociation)
II بتابلوکرها beta blocking
Propranolol also shows some class I action
III K+ channel blocker

سوتالول is also a بلوک‌کننده بتا آمیودارون has Class I, II, and III activity

IV slow-channel blockers Ca2+ channel blocker
V Work by other or unknown mechanisms (Direct nodal inhibition). Used in supraventricular arrhythmias, especially in Heart Failure with Atrial Fibrillation, contraindicated in ventricular arrhythmias. Or in the case of Magnesium Sulfate, used in Torsades de Pointes.

جستارهای وابسته[ویرایش]

آریتمی

منابع[ویرایش]

  • ویکی‌پدیای انگلیسی
  • سایت کلینیک آریتمی بهمن

جهد فعل القلب.

مضادات اضطراب النظم (بالإنجليزية: Antiarrhythmic agent) هي أدوية لعلاج اضطرابات النظم والمحافظة على نظم القلب الطبيعي. تؤثر مضادات إضراب النظم على الغشاء الخلوي وبالذات على جهد الفعل (بالإنجليزية: Action potential)، حيث تعمل على رفع استقرارية الغشاء الخلوي الناقل للشارة المحفزة للعضلة القلبية.[1] تختلف مضادات اضطراب النظم في آلية عملها، وتأثيرها على نظم القلب، كما تختلف فيما بينها في النجاح سريرياً في التقليل من مخاطر المضاعفات النظمية.[2][3] تاريخياً قُسمت مضادات اضطراب النظم إلى 5 فئات بحسب تقسيم العالمين فاوغان وويليامز (بالإنجليزية: Vaughan Williams Classification) الذي طُرح في عام 1970[4] وأضيفت الفئة الخامسة له لاحقاً.[5]

تقسيم مضادات اضطراب النظم

نظراً للكم الكبير من الأدوية المضادة لاضطراب النظم، فإنه من المفيد تقسيم هذه الأدوية إلى مجموعات أو فئات ذات صفات متشابهة. لم ينجح العلماء للآن في تقسيم مضادات إضرابات النظم تقسيماً وظيفياً يراعي الاستطبابات أو النواحي العلاجية.[6] قام فاوجان وويليامز في عام 1970 بنشر تقسيم ما زال يستخدم يُعرف باسمهما (بالإنجليزية: Vaughan Williams Classification)[4] K، هذا التقسيم يُراعي أثر مضادات اضطراب النظم على جهد الفعل (بالإنجليزية: Action potential) من خلال تأثيراتها على قنوات الغشاء الخلوي الناقلة للكاتيونات والأيونات أثناء الاستقطاب وإزالة الاستقطاب. كان هذا التصنيف يحوي في الأصل على 4 فئات رئيسية، تمت إضافة الفئة الخامسة لاحقاً لتشمل مضادات نظمية أخرى لا تدخل في أيٍ من الفئات الرئيسية الأربع.

جدول استعراض فئات مضادات النظم

تقسيم مضادات اضطراب النظم
الفئة أمثلة بالإنجليزية مبدأ العمل[6]
الأولى أ
  • Quinidine
  • Procainamide
  • Disopyramide

حاصرات قنوات الصوديوم، تُطيل مدة "عودة الاستقطاب"

ب
  • Lidocaine
  • Phenytoin
  • Mexiletine

حاصرات قنوات الصوديوم، تُقصّر مدة "عودة الاستقطاب"

ج
  • Flecainide
  • Propafenone
  • Moricizine

حاصرات قنوات الصوديوم، بدون تأثير على مدة "عودة الاستقطاب"

الثانية
  • Propranolol
  • Esmolol
  • Timolol
  • Metoprolol
  • Atenolol
حاصرات بيتا، تقلل أثر الجملة الودية على القلب،

تقلل نسب الوفيات بعد الإصابة بالجلطة القلبية وتقلل خطر التسارع البطيني

الثالثة
  • Amiodarone
  • Sotalol
  • Ibutilide
  • Dofetilide
حاصرات قنوات البوتاسيوم، تؤخر "إزالة الاستقطاب"، تطيل فترة دور الحران.
الرابعة
  • Verapamil
  • Diltiazem
حاصرات قنوات الكالسيوم.
الخامسة
  • Adenosine
  • Digitalis
  • Atropine
أخرى: وتشمل مضادات تعمل بآليات أخرى لا تدخل في الفئات السابقة.

الفئة الأولى

الفئة الأولى (أ)

تأثير مضادات الفئة الأولى (أ) على جهد الفعل.

تقوم المضادات من الفئة الأولى (أ) على تعطيل قنوات الصوديوم في غشاء خلايا بارتباطه بالقنوات في وضعها المفتوح، ويعتمد أثره على سرعة القلب، حيث تزيد فاعليتها مع تسارع دقات القلب. من خلال تعطيل قنوات الصوديوم تعمل على إطالة مدة جهد الفعل (بالإنجليزية: Action potential). ومن خلال تأثيرها على قنوات البوتاسيوم فإنها تطيل أيضاً دور الحِران.[6]

استخدامات والاستطبابات: تستخدم الفئة الأولى (أ) في معالجة التسارعات القلبية وخوارج الانقباض البطينية وفوق البطينية، كما يستخدم في علاج وفي الوقاية من الرجفان الأذيني.[7]

الفئة الأولى (ب)

تأثير مضادات الفئة الأولى (ب) على جهد الفعل.

تقوم المضادات من الفئة الأولى (ب) بالارتباط بقنوات الصوديوم في فترة عدم الفعالية، لينفصل عنه بعد فترة قصيرة خلال فترة عودة الاستقطاب (بالإنجليزية: Repolarisation) أي خلال الانبساط (بالإنجليزية: Diastole)، مما يجعل أثر هذه الفئة معتمداً على سرعة القلب، فتزداد فاعليتها عند تسرع القلب بسبب قصر فترة الانبساط وهي فترة انفصالها عن قنوات الصوديوم. كما تمتاز هذه افئة بتأثر أُلفَتِها لقنوات الصوديوم بمستوى الجهد الغشائي، لذا فإن لها القدرة على التأثير على الأنسجة المجاورة للمناطق المجلوطة من نسيج العضلة القلبية، وتمنع نشأة الاضطرابات النظمية الخطيرة.[6]

استخدامات واستطبابات: تستخدم الفئة الأولى (ب) في احباط التسرعات البطينية وبخاصة في الاضطرابات الإقفارية.[7]

الفئة الأولى (ج)

تأثير مضادات الفئة الأولى (ج) على جهد الفعل.

تقوم هذه المضادات أيضا بالارتباط بقنوات الصوديوم ولكن دون تأثير يُذكر على مدة "عودة الاستقطاب"، وتأثيرها يعتمد أيضاً على سرعة القلب، ويحتاج إلى تسرع قلبي ليصبح فاعلاً. أشارت العديد من الدراسات مؤخراً إلى أخطار استعمال هذه الفئة من الأدوية، وبالأخص التسبب في رجفان بطيني وتسرعات بطينية خطيرة،[7] لذا صار يُنصح بعدم استخدام هذه الفئة من الأدوية، أو أخذ الحيطة والحذر عند استخدامها وبخاصة عند مرضى القلب.[6]

استخدامات واستطبابات: نظراً لما أسلفنا حول أخطار استخدام هذه الفئة عند مرضى القلب، فإن استخداماتها انحصرتت في السنوات الأخيرة عند أصحاء القلب والذين يكون اضطراب النظم عندهم غير ناتج عن مرض عضوي في القلب. ومثال ذلك استخدام هذه الفئة في علاج الرجفان الأذيني والرفرفة الأذينية عند مرضى العيادات (بالإنجليزية: Outpatient) دون الحاجة لإدخالهم للمشافي فيما يُعرف بمبدأ حبة الدواء في الجيب (بالإنجليزية: Pill in the Pocket). هنا يتناول المريض حبة الدواء التي يحملها معه في جيبه عندما يشعر بقدوم نوبة جديدة من التسرع القلبي، لينهي هذه النوبة دون الحاجة لدخوله المستشفى.[8]

الفئة الثانية (حاصرات بيتا)

هذه الفئة تشمل مجموعة متقاربة كيميائياً من الأدوية جوهرها مركب إيزوبروبانول،[6] وتقوم هذه المركبات بإحصار مستقبلات بيتا من الجملة الودية، والتقليل من أثر الأدرينالين على خلايا القلب. حيث أن القلب يحوي على مستقبلات للأدرينالين من الفئة (ب) (بالإغريقية: بيتا) وبخاصة الفئة (ب) 1 (والملقبة ß1)، حيث يؤدي إحصار هذه المستقبلات إلى:

وتتركز الآثار النظمية لحاصرات بيتا في:[9]

وتعتبر حاصرات بيتا من الأدوية النظمية التي أثبتت فائدتها العلاجية عند مرضى الجلطة القلبية وبخاصة في تقليل نسب الوفيات.[10]

الفئة الثالثة

تأثير مضادات الفئة الثالثة على جهد الفعل.

هذه الفئة تشمل حاصرات قنوات البوتاسيوم، حيث يلعب إخراج البوتاسيوم من الخلية دوراً مهماً في إعادة الاستقطاب، لذا فإن اعتراض قنوات أبوتاسيوم يؤدي إلى تبطيء عملية إعادة الاستقطاب، ومن ثم زيادة طول دور الحِران، وهو مايعني التقليل من احتمالات حدوث خوارج نظمية، ويقلل من سرعة استثارة الخلايا القلبية.[6]

من ناحية أخرى فإن هذه الفئة توصف بأنها مجموعة الأدوية النظمية التي تطيل فترة جهد الفعل، غير أنها أيضاً تطيل فترة QT مما قد يؤدي لحدوث اضطرابات نظمية من نوعية Torsades de Pointes الخطيرة (أحد أنواع الرجفان البطيني[11][12] لذا فإن استخدام هذه الفئة لابد من الحذر ومن قياس فترة QT عن طريق مخطط القلب الكهربائي قبل إعطاء الدواء بشكل دوري.

الاستخدامات والاستطبابات: تتعدد استخدامات الفئة الثالثة بحسب العنصر الدوائي المستخدم، حيث تتفاوت عناصر هذه المجموعة في فعاليتها واستطباباتها كما يلي:[12]

الآثار الجانبية: عند استخدام مضادات النظم من الفئة الثالثة فلابد من مراقبة فترة QT لتجنب نشوء اضطرابات نظمية بطينية خطيرة،[15] كما قد يؤدي استخدام أدوية الفئة الثالثة إلى بطء قلبي وإلى إحصار أذيني بطيني. وللأميودارون آثار جانبية خاصة[16] تتعلق باضطرابات الغدة الدرقية و"التكلس الرئوي"، كما يمكن أن يؤدي إلى "الْتِهابُ الجِلْدِ الضَّوئِيُّ السُّمِّي" وغيرها من الآثار الجانبية الأخرى.

الفئة الرابعة

وتشمل حاصرات قنوات الكالسيوم، حيث أن انتقال الشارة الناقلة في عضلة القلب وخلال العقدة الأذينية البطينية يعتمد على قنوات الكالسيوم، التي تتحكم بدخول الكالسيوم إلى داخل الخلايا القلبية.[17] تقوم حاصرات قنوات الكالسيوم على تأخير نقل الشارة الناقلة، لذا تستخدم في علاج تسارعات القلب فوق البطينية (التسارعات الأذينية) حيث تبطئ انتقال الشارة عبر العقدة الأذينية البطينية.

أبرز ممثلي هذه الفئة:

الاستخدامات والاستطبابات: تستخدم مضادات اضطراب النظم من الفئة الرابعة في علاج التسارعات فوق البطينية مثلا الرجفان الأذيني والرفرفة الأذينية.

الآثار الجانبية: لحاصرات قنوات الكالسيوم فعالية في تخفيض ضغط الدم، لذا فعند استخدامها لمعالجة اضطرابات النظم، قد يؤدي إلى خفض ضغط الدم حتى عند المرضى الذين لا يُعانون من فرط ضغط الدم، لذا يُفضل قياس ضغط الدم عند العلاج بحاصرات قنوات الكالسيوم. كما أن لهذه المجموعة أثر سلبي على تقلص العضلة القلبية. بسبب فعاليتها في تبطيء نبض القلب فإنها قد تؤدي إلى بطء قلبي أو إلى إحصار أذيني بطيني، بسبب اشتراك الفئة الثانية والرابعة في تثبيط انتقال الشارة الناقلة عبر العقدة الأذينية البطينية فإنه لا يجوز استخدام كلتا الفئتين عند نفس المريض. من الآثار الجانبية الأخرى الصداع ووذمات، بَيغ (احمرار الوجه والعنق العابر) (بالإنجليزية: Flush)، والأرجية (حساسية).[6][17]

الفئة الخامسة

تشمل الفئة الخامسة - والتي تمت إضافتها لاحقاً - تشمل مضادات لاضطرابات النظم لها آلية عمل أخرى غير الفئات الأربع السابقة، أو آلية عملها غير معروفة بالتحديد. من الأمثلة على الفئة الخامسة:

أدينوسين

تركيبة الأدينوسين.

أدينوسين: (بالإنجليزية: Adenosine) وهو حمض نووي قصير العمر النصفي في الدم، حيث لا تتجاوز مدة بقائه في الدم الثوان القليلة. لذا فإن استخدام الأدينوزين يكون عبر الوريد وبسرعة. يؤدي الأدينوسين إلى إحصار أذيني بطيني كامل لعدة ثوانٍ، ثم يزول أثره بعد عدة ثوانٍ.[18][19]

استخدامات واستطبابات

عادةً ما يُستخدم الأدينوسين في إيقاف تسارعات "إعادة الدخول" (بالإنجليزية: Reentry Tachycardia) والتي تنجم عن دخول مبكر للشارة المحفزة من البطين إلى الأذين، ومن ثم إعادة دخولها للبطين بشكل متكرر ومتسارع عبر العقدة الأذينية البطينية، فيُصار إلى قطع الطريق على الشارات العائدة بإحصار العقدة الأذينية البطينية التام عن طريق استخدام الأدينوسين. وبسبب قصر عمر الأدينوسين فإن هذا الإحصار رجعي بعد تحلل الأدينوسين وإطراحه.

آثار جانبية

برغم قصر عمر الأدينوسين في الدورة الدموية إلا أن استخدامه يؤدي في أحيان لبَيغ (احمرار الوجه والعنق العابر)، وأحياناً يشعر المريض بضيق نفس، أو هبوط في الضغط. بسبب تأثيره على العقدة الأذينية البطينية فإنه قد يؤدي إلى صمت قلبي، ولكن بسبب قصر العمر النصفي للدواء فإنه غالباً ما يكون رجعياً.[18][19]

ديجيتاليس

تركيبة الديجيتاليس.

ديجيتاليس: (بالإنجليزية: Digitalis) مركبات الديجيتاليس المستخلصة من نبات الديجيتال هي من أقدم الأدوية في علاج أمراض القلب، حيث تم استخلاصها منذ عام 1785م لعلاج قصور القلب.[20] تقوم مركبات الديجيتاليس على تثبيط عمل مضخة الطاقة المبادلة للصوديوم والبوتاسيوم (بالإنجليزية: Na+/K+-ATPase)، هذا يؤدي إلى رفع تركيز الصوديوم في الخلية، وبالتالي إلى رفع مستوى الكالسيوم في الخلية عن طريق مضخة المبادلة الصوديوم والكالسيوم في جدار خلايا العضلة القلبية. ارتفاع مستوى الكالسيوم في الخلية القلبية يؤدي إلى زيادة قوة التقلص للخلايا القلبية، ومن جانب آخر تزيد مركبات الديجيتاليس - بطريق لم يتم اكتشاف كامل تفاصيله بعد - بزيادة تأثير الجملة المبهمية (اللاودية) (بالإنجليزية: Vagal nervous system) على نبض القلب، والتقليل من سرعة القلب، من خلال تبطيء سرعة خروج الشارة المحفزة عبر العقدة الجيبية الأذينية من جهة، وسرعة انتقال الشارة عبر خلايا القلب.[20]

الاستخدامات والاستطبابات: يستخدم عقار الديجيتاليس في الحد من التسارعات الأذينية مثل الرجفان الأذيني والرفرفة الأذينية، وذلك لتقليل سرعتها دون أن يكون لها دورٌ في تقويم النظم، ويدرج استخدامها مع أدوية الفئة الرابعة لزيادة الفاعلية.[21]

تركيبة الأتروبين.

أتروبين

الفائدة من استخدام مضادات اضطراب النظم - نقاش

تعرضت مضادات اضطرابات النظم في السنين الأخيرة لانتقادات حادة، إثر ظهور عدد من الدراسات التي شككت في فائدتها المرجوة للمرضى، حيث أن اختراع مزيل الرجفان المغروس أصبح العلاج الأنجع في مواجهة التسارعات البطينية، وحقق نجاحاً أكبر في مواجهة اضطرابات النظم الخطيرة، بنسبة أعراض جانبية أقل بكثير من تلك التي قد تنجم عن استخدام مضادات اضطراب النظم مثل الأميودارون أو السوتالول.[23] وفي دراسة أخرى أُثيرت الشكوك حول استخدام مضادات اضطراب النظم في علاج الرجفان الأذيني بسبب حدوث أعراض جانبية خطيرة، بخاصة عند مرضى ضعف العضلة القلبية.[24] ومثل ذلك ينطبق على علاج تباطؤات القلب، والتي يكمن علاجها بزراعة منظم خطى القلب بشكل أأمن من العلاج بمضادات اضطراب النظم. مما يقصر استخدام هذه الفئة من الأدوية على علاج الحالات الحادة. إلا أن هناك بعض مضادات اضطراب النظم التي أثبتت فائدتها في التقليل من نسب الوفيات، مثل حاصرات بيتا التي ثبتت فائدتها لمرضى الجلطة القلبية.[10] من هنا فإن استخدام مضادات اضطراب النظم كعلاج لفترة طويلة، لابد أن تسبقه موازنة للفوائد والمضار، وتقييم صحيح للفائدة المرجوة منه.

مراجع

  1. ^ Cardiovascular Pharmacology: Antiarrhythmic Drugs (بحسب عرض 23.8.2009). (إنجليزية)
  2. ^ Effects of Prophylactic Antiarrhythmic Drug Therapy in Acute Myocardial Infarction, Koon K. Teo, MBBCh, PhD, FRCPC; Salim Yusuf, MBBS, FRCP, DPhil; Curt D. Furberg, MD, PhD, JAMA. 1993;270(13):1589-1595. PMID:8371471 (إنجليزية)
  3. ^ Randomized Comparison of Antiarrhythmic Drug Therapy With Implantable Defibrillators in Patients Resuscitated From Cardiac Arrest, The Cardiac Arrest Study Hamburg (CASH); Karl-Heinz Kuck, MD; Riccardo Cappato, MD; Jürgen Siebels, MD; Rudolf Rüppel, MD; for the CASH Investigators. Circulation. 2000;102:748-754 PMID:10942742
  4. ^ أ ب Vaughan Williams EM. "Classification of anti-arrhythmic drugs." In: Symposium on Cardiac Arrhythmias, Sandfte E, Flensted-Jensen E, Olesen KH eds. Sweden, AB ASTRA, Södertälje, 1970;449-472.
  5. ^ Classifying antiarrhythmic actions: by facts or speculation. Vaughan Williams EM, J Clin Pharmacol. 1992 Nov;32(11):964-77. PMID:1474169 (إنجليزية)
  6. ^ أ ب ت ث ج ح خ د ذ ر Pharmakologie und Toxikologie; Heinz Lüllmann und Klaus Mohr; 14. Überarbeitete Auflage 1999, Seiten:145-154. Thieme Verlag. ISBN 3-13-368514-7 (لغة ألمانية)
  7. ^ أ ب ت Cardiovascular Pharmacology: Sodium-Channel Blockers. (بحسب عرض 5.9.2009). (إنجليزية)
  8. ^ Outpatient Treatment of Recent-Onset Atrial Fibrillation with the "Pill-in-the-Pocket" Approach. Alboni et al., N Engl J Med. 2004 Dec 2;351(23):2384-91 PMID:15575054 . (إنجليزية)
  9. ^ Cardiovascular Pharmacology: Beta-blockers (بحسب عرض 7.9.2009) (إنجليزية)
  10. ^ أ ب Effect of Beta-Blockade on Mortality among High-Risk and Low-Risk Patients after Myocardial Infarction. Stephen et. al. N Engl J Med. 1998 Aug 20;339(8):489-97. PMID:9709041 (إنجليزية)
  11. ^ Class III antiarrhythmic agents have a lot of potential but a long way to go. Reduced effectiveness and dangers of reverse use dependence. LM Hondeghem and DJ Snyders, Circulation, Vol 81, 686-690, Copyright © 1990 by American Heart Association. PMID:2153477 (إنجليزية)
  12. ^ أ ب ت Cardiovascular Pharmacology: Potassium-Channel Blockers (Class III Antiarrhythmics). (بحسب عرض 17.9.2009) (إنجليزية)
  13. ^ Drugs for Conversion of Atrial Fibrillation. August 1998, American Academy of Family Physicians (بحسب عرض 8.8.2009) (إنجليزية)
  14. ^ توصيات مجلس الإنعاش الأوروبي لعام 2005
  15. ^ قائمة بالأدوية التي تسبب تمديد فترة QT
  16. ^ قائمة بالآثار الجانبية للأميودارون منقولة عن صفحة Drugs.com (بحسب عرض 21.12.2009) (إنجليزية)
  17. ^ أ ب Cardiovascular Pharmacology: Calcium Channel Blockers. (بحسب عرض 4.10.2009) (إنجليزية)
  18. ^ أ ب Cardiovascular Pharmacology: Adenosine بحسب عرض 5.10.2009. (إنجليزية)
  19. ^ أ ب Adenosine عن صفحة Drugs.com بحسب عرض 6.10.2009 (إنجليزية)
  20. ^ أ ب Cardiovascular Pharmacology: Cardiac Glycosides بحسب عرض 10.10.2009. (إنجليزية)
  21. ^ ACC/AHA/ESC 2006 Guidelines for the Management of Patients With Atrial Fibrillation. Circulation. 2006;114:e257-e354 (إنجليزية)
  22. ^ Cardiovascular Pharmacology: Atropine بحسب عرض 10.10.2009. (إنجليزية)
  23. ^ Randomized Comparison of Antiarrhythmic Drug Therapy With Implantable Defibrillators in Patients Resuscitated From Cardiac Arrest, The Cardiac Arrest Study Hamburg (CASH); Circulation. 2000;102:748-754. PMID:10942742 (إنجليزية)
  24. ^ Antiarrhythmic drug therapy and cardiac mortality in atrial fibrillation. The Stroke Prevention in Atrial Fibrillation Investigators. Flaker et al., J Am Coll Cardiol, 1992; 20:527-532 PMID:1512329

وصلات خارجية