خورموج
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
مختصات: شرقی۵۱°۲۳′ شمالی۲۸°۳۹′ / °۵۱٫۳۸شرقی °۲۸٫۶۵شمالی
| خورموج | |
|---|---|
| کشور | |
| استان | بوشهر |
| شهرستان | دشتی |
| مردم | |
| جمعیت | ۳۱۶۶۷ نفر |
| زبان گفتاری | فارسی (گویش دشتی) |
| مذهب | شیعه |
| جغرافیای طبیعی | |
| ارتفاع از سطح دریا | متوسط ۶۰ متر |
| اطلاعات شهری | |
| پیششماره تلفنی | ۰۷۷۲ |
|
روی نقشه ایران
شرقی۵۱°۲۳′ شمالی۲۸°۳۹′ / °۵۱٫۳۸شرقی °۲۸٫۶۵شمالی |
|
خورموج یکی از شهرهای استان بوشهر و مرکز شهرستان دشتی است. طول جغرافیایی خورموج ۵۱ درجه ۳۸ دقیقه شمالی و عرض جغرافیایی آن ۲۸ درجه ۶۵ دقیقه شرقی است و ارتفاع آن از سطح دریا ۶۰ متر است. مردم آن به زبان فارسی بومی (گویش دشتی) صحبت میکنند. وسعت آن ۷۹۷ هکتار میباشد.
بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ آمار رسمی جمعیت این شهر ۳۱۶۶۷ نفر میباشد.[۱]
محتویات |
تاریخچه [ویرایش]
یکی از مهمترین مراکز منطقه دشتی (منطقه تاریخی، فرهنگی و قومی) است.محل اسکان اهالی قدیم خورموج در نخلستان ها و در کنار باغات خود واقع در غرب خورموج (غرب جاده بوشهر کنگان) بوده که بر اساس شنیده ها و به نقل قول ، در آن زمان دو مسجد در همان محل بنا شده که آثاری از آن دو موجود نمیباشد. ولی اکنون قدیمی تر ها ،مکان آنها را که از بزرگتر های خود شنیده اند نشان می دهند . یکی از آنها در شمال غرب گلزار شهدا و در قطعه زمینی تحت عنوان "نیمخر" که بعضا آن قطعه زمین را زمین مسجدی یاد می کنند و مسجد دیگر کمی پایین تر از آن در محل باغ انجیر و تل بسیار کوچک و کم ارتفاعی که آن قطعه را تحت نام "تل مسجدی" خطاب می نمایند که آثار کرسی و پی آن تقریبا موجود می باشد . از صحت و سقم اینکه کدامیک از این دو مسجد زود تر احداث شده اطلاعاتی در دست نمی باشد. مع الوصف در سفرنامه نیبور_خاطرات کارستن نیبور آلمانی_ سفر به ایران از طریق بوشهر در زمان کریم خان زند(سال 1364 میلادی) با ترجمه پرویز رجبی در سفری که به بوشهر و سایر نقاط تابعه از جمله خورموج(1765میلادی) اشاره ای به مسجد و امام زاده دارد که مشخص نیست کدامیک از این دو مسجد یا مساجد دیگر قبل از اینها بوده باشد.قدمت این شهر به قبل از اسلام برمیگردد و وجود آثار و ابنیه تاریخی در این شهر حکایت از قدمت باستانی آن دارد. آثاری همچون بارگاه میر ارم بن سام بن نوح، باقیماندههای شهر باستانی خورموج و قلعه محمد خان دشتی، آتشکده خورموج، قلعه دختر، عمارت شیرینه، مسجد جامع که در کنار قلعه اصلی محمد خان دشتی محل اسکان قدمای خورموج قرار دارد،حسینه میرزا از بناهای دوره ناصری است که در سال 1305ه.ق توسط مرحوم میرزا اسدالله مباشر دشتی ساخته شده است این مکان دارای سه ایوان است که یکی تابستانی،یکی زمستانی و دیگری مخصوص خانمها است که دور تا دور حسینیه را فرا گرفته است و به طور معمول در تمامی ایام تولد و شهادت ائمه اطهار(علیهم السلام)،ایام صفر و رمضان و محرم مداحی اهل بیت و روضه خوانی در آن برگزار می گردد.
این شهر از لحاظ مذهبی و فرهنگی پیشینه طولانی در منطقه دشتی دارد.
وجه تسمیه [ویرایش]
در وجه تسمیه این شهر سه نظر نزدیک به هم گفته شده یکی اینکه چون نور خورشید در دشت آن با طلوع از کوهی بلند درخشش خاص دارد و موج می زند; از این نظر نام این منطقه خورموج شده است. دوم اینکه به نظر میرسد نام خورموج مناسبتی با نامهای ساسانی داشته و از از نام هرمز مشتقشده باشد که بعدها تبدیل به هرموز; هرموج و خورموج شده است و امروز خورموج مینویسند.[۲]
سوم اینکه قدیمیترین کتاب جغرافیایی که به زبان فارسی نو آغازین بر جای مانده، کتابی است با عنوان حدودالعالم من المغرب الی المشرق از مؤلفی ناشناس که آن را در سال (۳۷۲ هجری قمری - ۹۸۱ میلادی) تألیف کرده است. در این کتاب در ذیل نواحی آباد و پررونق جنوب غربی ایران امروز ـ خصوصا ناحیه سیراف و اطراف دشتی ـ از شهری به نام خرمک نامبرده شده است. (حدودالعالم...، ص ۳۷۴) خرمک را میتوان، بر خورموج امروزی منطبق دانست و احتمال داد که در قرون دوم تا چهارم اسلامی و شاید در دوران باستان، خورموج امروزی را خرمک مینامیدهاند که معرب آن نیز خرمق بوده است. در ریشهیابی واژگانی، خرمک (xormuk) کلمهای است که از دو جزء خر+مک تشکیل شده است که جزء نخست -خُر-، از ریشهی اوستانی به معنی خوردن است و همراه با -مو- به معنی خوردنی یا هر چیز قابل خوردن میباشد. و -ک- برای تصغیر است. درنتیجه به مکانی اطلاق میشده که دارای محصولات زراعی و مواد غذایی فراوان و علیالخصوص خرما بوده است. همچنین -مُک- به معنی پوشاندن است. یعنی منطقه یا محل پوشیده شده از خوردنیها (خرما) بوده است. همچنین مک (mok) خود شکل تحریف شده از واژهای فارسی میانه (پهلوی) برای درخت خرما (نخل) میباشد که هم اکنون نیز در منطقهی جنوب و غرب کشور و به ویژه مناطق شمال غرب خلیج فارس و حوزهی استان بوشهر تقریبا با همین تلفظ و درست به همین معنی رواج داشته و هنوز یک واژهی زنده است. واژهی مک در متون پهلوی را احتمالا یک واژهی بازمانده از زبان ایلامی دانستهاند. اما واژهی پهلوی مک می تواند بازماندهی واژهی فارسی باستان به معنی گل میخ و میخ باشد. که شکل ظاهری درخت نخل و شباهت آن با یک میخ تزیینی میتواند مؤید صحت این برداشت باشد. در نتیجه به معنی -خوردنی و رویشگاه خرما- است. لازم به ذکر است که درخت نخل (خرما) یک درخت گرمسیری و بنابراین جنوبی بوده و از راه جنوب غرب کشور و منطقهی بینالنهرین وارد ایران گردیده و عنوان شناخته شدهی deraxt_e asurik (درخت آسوریک) نیز میتواند تصدیق کنندهی این ادعا باشد. در این احتمال واژهی خرمک نهایتا به معنی خوردنی درخت مخ یعنی خرما بوده است.[نیازمند منبع]
برخی از چهره ها و بزرگان [ویرایش]
- میرزا محمد جعفر خان حقایق نگار خورموجی (کسی که مرگ امیر کبیر را فاش کرد).
- محمدخان دشتی، شاعر و ظابط منطقه دشتی
- حجت الاسلام شیخ ابوتراب عاشوری، روحانی مبارز انقلابی.
- علی مرادی، شاعر
- پولاد اسماعیلی، شروه خوان
- حسن صفری، شروه خوان
- سید موسی ابطحی، روحانی
- شیخ محمد امامیحجتی، روحانی
- حجت الاسلام سیداحمد بهزادی، روضهخوان
- سیداسماعیل بهزادی، شاعر
- محمّدکاظم محمّدی، نویسنده و محقق
- فایز دشتی، شاعر
- دکتر حسن حسن زاده، عضو هیأت علمی دانشگاه Calgary کانادا
منابع [ویرایش]
- ↑ درگاه ملی آمار
- ↑ (فرهنگنامهی بوشهر، ص ۲۹۰.)
|
||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||