خواجه (اخته)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

خواجه یا اخته یا خسی به مردانی گفته می‌شود که توانایی جنسی و میلی نسبت به زنان ندارند .اغلب برای استفاده در حرمسراها پسربچه ها را قبل از سن بلوغ اخته کرده و مانع از بروز صفات ثانویه جنسی و توانایی انجام عمل جنسی در آنها می شدند.

علت خواجه کردن مردان[ویرایش]

مردان به دلیل جلوگیری از به پادشاهی رسیدن دشمنانشان آنان را خواجه می‌کردند. نیز در حرمسراها برای جلوگیری از نزدیکی اطرافیان ملکه و همسران پادشاه آنان را خواجه می‌کردند. در اروپا خواجه کردن پسران برای نگه داشتن صدای زیبا مرسوم بوده‌است. تعدادی از خواجگان به عنوان سرباز در دژها و قلعه‌ها ساکن بودند. خواجه کردن این دسته از مردان برای جلوگیری از تمایل آنان به بازگشت در خانواده در دوران دفاع از قلعه و جنگ بوده‌است. این کلمه همچنین سمبلی از یک واقعه تلخ تاریخی می باشد (این کلمه دو معنا دارد یکی مردی که عقیم است و دیگری یعنی شخصی که در دربار حاکمان است مانند وزیران و ...) اصل کلمه خواگه بوده که چون اعراب حرف گ نداشتند به خواجه تبدیل شده است و خواگه ترکیبی از خواگ + ـه می باشد که خاگ یعنی تخم (خاگینه نیز خوراکی است که با تخم مرغ درست می شود) و ـه به معنی فاقد تخم و بیضه یعنی مردی عقیم. حاکمان برای اینکه زنان موجود در حرمسراهای کاخشان بتوانند خود را ارضا نمایند پسرهای زیبای ایرانی را خریداری می نمودند آنها را عقیم می کردند و برای ارضای زنان می فرستادند و به آنها خواجه می گفتند که تا همیشه از نعمت بچه دار شدن محروم می شدند در اثر این عمل کم کم نسل های زیبای ایرانیان از بین می رفت و فقط افراد غیر زیبا و زشت باقی می ماندند و نیز کم کم به افراد و مردانی هم که در دربار حاکمان بودند این لفظ نیز اطلاق می شد و معنی دوم از همین جا مورد استفاده قرار گرفت.

خواجگان معروف تاریخ[ویرایش]

  • آغامحمد خان قاجار (خواجه تاجدار)
  • فارینلی

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • خداوند الموت، نوشته پل آمیر، ترجمه ذبیح الله منصوری، انتشارات دنیای دانش، ۱۳۸۴، تهران.
  • فارینلی خواننده خواجه ایتالیایی
  • خواجه تاجدار، نوشته ژان گور، ترجمه ذبیح الله منصوری، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۶، تهران.
  • شاو استانفورد. تاریخ امپراتوری عثمانی. ترجمهٔ محمود رمضان‌زاده. چاپ اول. مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۷۰. 
  • فرهنگ فارسی حمید صفحه ۵۶۸ چاپ ۳۱ تالیف حسن امید سال ۱۳۸۴ تهران کتاب خانه ملی تهران۷۴م ۱۱۱۴

او