خلوتگاه (فیلم)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
خلوتگاه
کارگردان الیستر گریرسون
بازیگران ریس ویکفیلد
ریچارد روکسبرگ
آیون گرافود
الیس پارکینسون
دنیل وایلی
موسیقی دیوید هیرشفیلدر
توزیع‌کننده استدیوی یونیورسال
تاریخ انتشار ۳ فوریه ۲۰۱۱ (استرالیا)
۴ فوریه ۲۰۱۱ (آمریکا)
مدت زمان ۱۰۹ دقیقه
کشور استرالیا
زبان انگلیسی
بودجه ۳۰ میلیون دلار

خلوتگاه (Sanctum) فیلمی است استرالیایی با فیلم‌برداری سه‌بعدی ساخته سال ۲۰۱۱ در سبک حادثه‌ای-ماجرایی. کارگردان این فیلم الیستر گریرسون و سناریونویس آن جان گروین و اندرو وایت هستند که بر اساس داستانی نوشته اندرو وایت تهیه شده‌است. جیمز کامرون مدیر اجرایی این فیلم است.

فیلم خلوتگاه از داستانی واقعی الهام گرفته که برای اندرو وایت یکی از سناریونویس‌های این فیلم پیش آمد که طی آن ۱۳ غارنورد در استرالیا در غارهای زیرآبی به خاطر اینکه توفان ورودی غار را بست گیر افتادند. فیلم خلوتگاه در منطقه غارنوردی و غواصی گلد کوست استرالیا فیلم‌برداری شده‌است.

داستان[ویرایش]

گروهی از غارنوردان شامل رهبر گروه، فرانک (ریچارد روکسبورگ)، پسر ۱۷ ساله‌اش جاش (ریس ویکفیلد)، دوست و همراه قدیمی فرانک به نام جورج (دنیل وایلی)، یک شخص پولدار به نام کارل هرلی (آیون گرافود) و دوست دختر فرانک به نام ویکتوریا (آلیس پارکینسون) و همراهانی دیگر برای اکتشاف وارد غاری ژرف به نام غار اسائالا در پاپوا گینه نو می‌شوند. ورودی این غار به صورت چاه وسیعی در میان جنگل است و از کف آن شبکه‌ای از دالان‌ها و دهلیزها ادامه می‌یابد که به گمان این غارنوردان باید در جایی به اقیانوس برسد اما بخش ارتباط غار با دریا هنوز کشف نشده‌است.

فرانک، رهبر گروه، که در غواصی استاد است در اعماق غار و در کناره مرز قسمت ناشناخته غار اتراقگاهی برقرار کرده و تیم او چند هفته‌ای است در آن محل سرگرم آمادگی برای پیشروی بیشتر به درون دالان‌های زیرآبی هستند.

فرانک و یکی از همراهان به نام جودز (الیسون کرچلی) در حال اکتشاف دالانی به نام «تنگنای شیطان» با سانحه‌ای روبه‌رو می‌شوند که به مرگ جودز می‌انجامد و این باعث مرافعه و ناهماهنگی میان گروه می‌شود. جاش نیز همواره به رفتار و به عشق غارنوردی پدر خود فرانک انتقاد دارد و منش و اخلاق پدرش را زیر سؤال می‌برد.

توفانی شدید در سطح جنگل، برفراز غار آغاز به وزیدن و بارش شدید می‌کند و تیم داخل غار که ارتباطشان با سطح تقریباً قطع شده‌است با ریزش شدید آب به درون دالان‌ها و دهلیزهای غار روبه‌رو می‌شوند. با جابجایی تخته‌سنگ‌ها بر اثر فشار آب، راه برگشت این تیم بسته می‌شود و آن‌ها ناچار می‌شوند وارد راه دیگر، یعنی راه بخش‌های ناشناخته بشوند.

پس از حادثه‌های مختلف که به مرگ تدریجی افراد تیم می‌انجامد فرانک و پسرش جاش به محلی می‌رسند که به هوای آزاد راه دارد اما چاله‌ای بسیار عظیم است که بالا رفتن از دیواره‌های آن و رسیدن به سطح امکان‌پذیر نیست. به هم خوردن تعادل روانی کارل هرلی به خاطر مرگ دوست دخترش و اینکه او فرانک را در این امر مقصر می‌داند باعث می‌شود که او به فرانک حمله کند و باعث مرگ او بشود.

سرانجام آخرین کسی که هنوز به تنهایی در دالان‌های زیرآبی با آخرین چراغ‌های کمسوی خود به پیش می‌رود جاش است و او حتی مجبور می‌شود برای زنده ماندن از حباب‌هایی که بر روی دیواره سنگی دالان شکل گرفته برای تنفس استفاده کند و بالاخره با آخرین نفس‌های خود به سوی بالا دست و پا می‌زند و به سطح و ساحل می‌رسد.

او که در این راه دشوار بیشتر با پدرش و اخلاقیات و دلایل رفتار او آشنا شده به هنگام رسیدن به سطح با خود جمله‌ای را تکرار می‌کند که دوست و همراه پدرش به او گفته‌بود: «پدرت آدم خیلی خوبی است فقط باید اول بشناسی‌اش تا بهفمی.»

دانستنی‌ها[ویرایش]

شعری که پدر جاش از همسر خود به یاد دارد و گاهی به هنگام غواصی آن را تکرار می‌کند و سرانجام جاش هم علاقه‌مند می‌شود این شعر را از پدرش بیاموزد شعر شانگدو نوشته ساموئل تیلور کالریج، سخن‌سرای انگلیسی است که برگردان فارسی آن از این قرار است:

در شانگدو، قوبلای‌خان فرمانی شکوهمند فرمود
از فرمان‌هایی که در عشرتکده‌ها فرموده می‌شود:
جایی که «آلف»، آن رود مقدس،
از درون غارهایی ورای اندازه و سنجش،
به دریایی بی‌آفتاب فرومی‌ریخت.

منابع[ویرایش]

Wikipedia contributors، "Sanctum (film)،" Wikipedia, The Free Encyclopedia، (accessed January 15, 2012).

پیوند به بیرون[ویرایش]