خسرو گلسرخی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
خسرو گلسرخی در حال دفاع از آرمان‌هایش در دادگاه.

خسرو گلسرخی (زاده ۲ بهمن ۱۳۲۲ در رشت - درگذشت ۲۹ بهمن ۱۳۵۲) شاعر و نویسنده‌ی مارکسیست است. او در سال ۱۳۴۷ سردبیر بخش هنری روزنامه کیهان بود. گلسرخی از جمله روشنفکران آن دوران بود که از جنبش های چریکی حمایت می کرد. گلسرخی به همراه گروهی دیگر در سال ۱۳۵۱ به اتهام طرح ترور ولیعهد بازداشت شدند. گلسرخی در دادگاهی که به صورت زنده پخش شد از عقاید مارکسیستی و انقلابی خود دفاع کرد. با حکم دادگاه او و کرامت‌الله دانشیان اعدام شدند. گلسرخی در قطعه ۳۳ بهشت زهرا دفن شده است. پس از انقلاب مجموعه اشعاری از او با نام "خسته تر از همیشه" و "ای سرزمین من" منتشر شد.[۱] [۲][۳]

زندگی[ویرایش]

خسرو گلسرخی در روز دوم بهمن ۱۳۲۲ در شهر رشت زاده شد. پدرش قدیر گلسرخی و مادرش شمس‌الشریعه وحیدخورگامی، هردو از روشنفکران و آزادی‌خواهان گیلان بودند. هنگامی که خسرو هنوز بیش از ۵ سال نداشت، قدیر درگذشت و به‌ناچار همسر جوانش به همراه خسرو و برادر دوساله‌اش، فرهاد گلسرخی، به خانه‌ی پدرش، محمد وحید خورگامی در قم، پناه برد. پدربزرگ خسرو، محمد وحید خورگامی، از یاران میرزا کوچک‌خان جنگلی در جنبش جنگل بود و درکنار کوچک‌خان در برابر نیروهای دٌش‌گانهٔ انگلیس جنگیده‌بود، و این در سروده‌های خسرو گلسرخی نمود آشکاری دارد؛ به‌ویژه آنهایی که به نام مستعار «جنگلی‌ها» و «دامون» سروده شده‌اند [۴].

خسرو، آموزش ابتدایی را در دبستان حکیم سنایی و آموزش متوسطه را در دبیرستان حکیم نظامی به‌پایان رساند. هنوز بیش از نوزده سال نداشت که پدربزرگش نیز درگذشت و بار گرداندن چرخ زندگی در خانواده به دوش او افتاد. به همین دلیل او به همراه برادرش فرهاد، راهی تهران شد. آنها در محله‌ی امین‌حضور خانه‌ای کوچک یافتند و خسرو به‌ناچار کاری پیدا کرد که همه‌ی روز او را در بر می‌گرفت. بااین‌همه، او شب‌ها را به آموختن زبان‌های فرانسه و انگلیسی و پژوهش‌های فرهنگی می‌گذراند. نوشته‌ها و سروده‌ها و بررسی‌هایش را با نام‌هایی مانند «دامون»، «خ. گ.»، «بابک رستگار»، «افشین راد»، و «خسرو کاتوزیان» به‌چاپ می‌رساند.

در سال ۱۳۴۷، هنگامی که سردبیری بخش هنری روزنامه کیهان را داشت، با عاطفه گرگین، شاعر، نویسنده و پژوهش‌گر، پیوند زناشویی بست. در سال ۱۳۵۰، نوشته‌ای از او در ماهنامه نگین با سرنبشته‌ی «گرفتاری شعر در شبه‌جزیره‌ی روشنفکران» به‌چاپ رسید که بسیار گفتگو برانگیز بود. گلسرخی در این نوشته شاعران آن روزگار را سرزنش می‌کرد که:

شاعر که ناخواسته و نادانسته زیر نفوذ سیاست هنری روزگارش قرار گرفته‌است... او از کلمات و شرایط عینی زندگی می‌ترسد. شاعر در مقام تولیدکننده‌ای تکیه زده که منطبق شدن کالایش با ضوابط جاری حتمی می‌نماید. آیا شعر نمی‌تواند دهان‌به‌دهان جریان و هستی گیرد و گردن نهادن به ایجاد آن گونه کالا ضرورت دارد؟... شاعر جا خالی کرده‌است. او گوشه‌نشین، حاشیه‌پرداز و منزوی شده، به متلاشی کردن نقش تاریخی شاعر و حقیقت شعر نشسته‌است... شاعر چون در کوران واقعیات نیست، چون در زندگی روزمره در میان مردم دیده نمی‌شود، شعر او نه رنگی از مردم دارد و نه رنگی از زندگی.[۵] "

در مردادماه همان سال، بخش نخست نوشته دیگری از او با عنوان «سیاست هنر، سیاست شعر» در نگین به چاپ رسید. او در این نوشته گروهی از شاعران از فرنگ برگشته‌ی آن دوران را سوداگران هنر و عروسک‌های کوکی خواند و نوشت

«ما شاهدیم که این ٌعروسکان کوکی ٌ معصوم! مشتی کلمات قصار از قلب پر عفونت سیاست هنر سوداگرانه حفظ کرده‌اند و هر جا که فرصتی دست می‌دهد، همان‌ها را تکرار می‌کنند: ُهنر مردم یعنی حرف مفت، حالا هنگام آن ست که در بند معماری شعر باشیم[۶]»

بخش دو دیگر این نبشته در شهریور ماه در نگین چاپ شد. این مقاله سپس در کتابچه‌ای از سوی انتشارات (کتاب نمونه) به مدیریت بیژن اسدی پور چاپ شد.[۷] ورا که سپس ساواک از دنبالهٔ چاپ آن در نگین پیش گیری نمود. از دیگر نبشته‌های مهم خسرو در نگین، می‌باید همچنین از نبشتهٔ او در یادبود پنجمین سالگرد مرگ فروغ نام برد او در این باره نوشت:

«او زیبایی را در بافت خشن زندگی جستجو می‌کرد. شعر فروغ، شعرهای اجتماعی او، شاید مردمی ترین شعر روزگار ما باشد[۸]»

دو مجموعه به نام‌های ”دستی میان دشنه و دل” و ” من در کجای جهان ایستاده ام” را کاوه گوهرین پس از کشته شدن او منتشر کرده ست. دوران زندگی خسرو با عاطفه چهار سال بود و بهرهٔ این همزیستی فرزند پسری ست به نام دامون. عاطفه گرگین اندکی پس از دستگیری گلسرخی در دادگاه ارتشی به چهار سال زندان کیفر شد و سرپرستی دامون بر دوش فرهاد، برادرش نهاده شد.

بازداشت و محاکمه اعدام[ویرایش]

در نیمه نخست دهه ۱۳۵۰، جنبش چریکی در ایران پا به عرصه وجود نهاد و اعضای این گروه‌ها به مبارزه مسلحانه با حکومت شاه معتقد بودند، یکی از آنها سازمان چریکهای فدایی خلق بود که توانسته بودند، نظر بسیاری از روشنفکران انقلابی و تندرو را به خود جلب کنند. مشهورترین هسته‌ای که برخی از اعضای آن به فداییان گرایش داشتند، اما ارتباط مستقیم و آشکاری با آنان نداشتند، گروهی از روشنفکران بودند که با دو چهره مرکزی خود، گلسرخی و کرامت دانشیان، شناخته میشدند. این گروه ۱۲ تن بودند که همگی به اتهام توطئه برای آسیب رساندن به خانواده سلطنتی در سال ۱۳۵۱، بازداشت شدند. [۹] دستگیری افراد بدنبال لوو دادن کرامت دانشیان توسط امیرحسین فطانت صورت گرفت.[۱۰]

اینطور به نظر میرسد که محاکمه اینان، تلاشی از جانب ساواک بود تا خطر مخالفان حکومت را بزرگ جلوه داده و با اینگونه تبلیغات به یک جنگ روانی موفقیت آمیز، علیه جنبش چریکی دست بزند. از اینرو محاکمه این افراد در یک دادگاه نظامی در اواخر سال ۱۳۵۲، بر‌گزار شد که از تلویزیون ملی اجازه پخش داشت اما به یک جنجال تبدیل شد. تعدادی از اعضای گروه به اتهامات خود که مدارک ناچیزی برای آن وجود داشت، اعتراف کرده و از شاه طلب بخشش کردند. اما ۵ تن شامل گلسرخی، دانشیان، طیفور بطحایی، عباسعلی سماکار و محمدرضا علامه‌زاده، حتی پس از شکنجه شدید، حاضر به اعتراف نشدند. به نظر میرسید که گلسرخی ساواک را فریب داده باشد. گلسرخی و دانشیان از این واقعیت که جریان دادگاه از تلویزیون پخش میشد استفاده کرده و به جای اعتراف به اتهام مورد نظر، رژیم را تقبیح و محاکمه کرده و از عقاید خود مبنی بر مارکسیسم و انقلاب دفاع نمودند. آنها حاضر به طلب بخشش از شاه نشدند و بیدرنگ اعدام گشتند.[۱۱][۱۲] جسارت گلسرخی در دفاع از خویش و نهایتاً اعدام او، ستایش و محبوبیت بسیاری در سطح جامعه برایش، حتی در بین افرادی که خط فکری سیاسی او را نمی‌پسندیدند، به ارمغان آورد.[۱۳] خسرو گلسرخی در دفاعیات شجاعانه‌اش در دادگاه شاه گفت: «من که یک مارکسیست- لنینیست هستم برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آن گاه به سوسیالیسم رسیدم.» آن‌گاه به مقایسه خود با امام حسین پرداخت که نشانگر جایگاه آن امام در نزد یک روشنفکر مارکسیست بود و گفت:[۱۴] «زندگی مولا حسین نمودار زندگی اکنونی ماست که جان بر کف، برای خلق‌های محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه می‌شویم. او در اقلیت بود. و یزید، بارگاه، قشون، حکومت و قدرت داشت. او ایستاد و شهید شد. هر چند یزید گوشه‌ای از تاریخ را اشغال کرد، ولی آنچه که در تداوم تاریخ تکرار شد، راه مولا حسین و پایداری او بود، نه حکومت یزید. آنچه را که خلق‌ها تکرار کردند و می‌کنند راه مولا حسین است. بدین گونه است که در یک جامعه مارکسیستی، اسلام حقیقی به عنوان یک روبنا قابل توجیه است. و ما نیز چنین اسلامی را اسلام حسینی، و اسلام علی را تأیید می‌کنیم.»


در جریان محاکمات دستگیرشدگان در دادگاه اول، 7 نفر به اعدام (گلسرخی، دانشیان، سلیمی، بطحائی، سماکار، علامه زاده، جمشیدی)، دو نفر به پنج سال حبس (اتحادیه، سیاهپوش) و سه نفر به 3 سال حبس (میرزادگی، فرهنگ، قیصری) محکوم می شوند. در دادگاه تجدید نظر که در دوم بهمن ماه 1352 تشکیل شد، حکم اعدام دو نفر از محکومین دادگاه اول یعنی سلیمی به 15 سال و جمشیدی به 10 سال تغییر پیدا کرد و پنج نفر از متهمان (بطحائی، گلسرخی، دانشیان، سماکار و علامه زاده) همچنان به اعدام محکوم شدند. به فرمان شاه که در روزنامه‌های روز 28 بهمن ماه 1352 انتشار یافت.(2) سه نفر از محکومین ( بطحائی، سماکار و علامه زاده) از اعدام عفو و به حبس ابد محکوم گردیدند. حکم اعدام دانشیان و گلسرخی هیچ تغییری نکرد و آنان را در بامداد 29 بهمن 1352 تیرباران کردند.[۱۵] گلسرخی در قطعه ۳۳ بهشت زهرا ردیف ۸۴ شماره ۱۹ به خاک سپرده شد که محل دفن بسیاری از کسانی است که در مبارزه با حکومت پهلوی جان باخته‌اند. آرامگاه کرامت دانشیان درست یک ردیف پایین تر از مزار اوست. [۱۶]

مزار خسرو گلسرخی در قطعه ۳۳ بهشت زهرا تهران.

فیلم محاکمه گلسرخی[ویرایش]

از روند محاکمه گلسرخی فیلم کاملی تهیه شده بود که تنها یکبار در ۲۹ بهمن‌ماه سال ۱۳۵۷ از تلویزیون ایران پخش شد. دفاعیه گلسرخی در زمان حکومت پهلوی از تلویزیون پخش شده بود. در ساعت ۲۳ شامگاه ۲۱ بهمن و در شامگاه ۱۸ بهمن ۱۳۸۵، بخش‌های فیلم محاکمه از شبکه سوم تلویزیون پخش شد[۱۷] پس از پخش سخنان غرورانگیز خسرو گلسرخی، شخصی به ریشخند او پرداخت و در اظهار نظری گفت که: «کمونیسم از نظر ماهوی و فلسفی هیچ تفاوتی میان انسان و الاغ و گاو قائل نیست».[۱۸]

کتاب‌شناسی[ویرایش]

- گلسرخی عمده آثار خود را با نام مستعار منتشر می‌کرد. در زیر به برخی آثار وی اشاره شده‌است:

  • ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ اﺷﻌﺎر ﺧﺴﺮو ﮔﻠﺴﺮﺧﯽ[۱۹]
  • خسته تر از همیشه مجموعه اشعار به کوشش کاوه گوهرین و چاپ انتشارات آرویج
  • ای سرزمین من مجموعه اشعار به کوشش کاوه گوهرین
  • سیاست هنر، سیاست شعر (با نام خ. گلسرخی)
  • نیما و حقیقت خاکی (با نام خسرو تهرانی)
  • ادبیات توده (با نام خسرو تهرانی)
  • واپسین دم استعمار نوشته فرانتس فانون (ترجمه با نام خسرو کاتوزیان)


همچنین وی آثاری را با نام‌های مستعاری نظیر دامون و خ. گ. منتشر کرده‌است.

خسرو گلسرخی در شعر شاعران[ویرایش]

دو زخم، شعری از محسن پزشکیان در تاریخ اسفند 1352 پس از اعدام خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان[۲۰] و [۲۱]

دو زخم روشن بر گرده سپیده دم افتاد
دو تک ستاره در کرانه ی شبگیر سوخت.
غنیمت از قبیله ی خونین عاشقان، اینبار
که می گذشتیم از تنگه های تیره ی شبگیر
و باد ، باد حرامی گرفت،
دو مرد بود
دو مرد با زره آتش
دو شیر بیشه ی زنجیر.
یکی:
تبسمش انگیزه ی بهار بهار گل سرخ
که تازیانه با تحمل پشتش از خشم
ماروار
بر خود می پیچید
بلند روشن پیشانیش طلوع را می مانست
و در سپیده دم پرپر شقایق ها
گلوله از گشادگی سینه اش به قرمزی شرم بود.
کجا به خاکت بسپاریم؟
زمین برای تو تنگ است.
دگر:
نگاهش از دریچه دانش به دشنه تندی می آموخت
و پیش هر قدمش سرنوشت زانو می زد
و مثل تاریخ از دانایی و توانایی
لبریز بود
و راز ریزش آوار های کهنه را می دانست.
کفن؟!
تو گو که نباشد
حریر نرم نسیمت به تن برازنده ست.
دو زخم کاری بر گرده ی سپیده دم افتاد
ترانه بر لب چاووشان یخ بست
آهای باد! باد حرامی! باد بی وطن! آهای!
هزار رشته به این خاکش پیوستست
زبان که می گشایی در انکارش
از هرم بوی ناک دهانت
به تلخی مصیبت می مانم
دو زخم کاری
باری
بر گرده ی سپیده دم افتاد
و آفتاب نیامد
و بغض بزرگ ابر ترکید.

شعری از سهراب سپهری در یادبود خسرو گلسرخی [۲۲]

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ

کار ما شاید اینست

که در افسون گل سرخ شناور باشیم

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. «قتل نویسندگان، از قائم مقام تا پوینده». بی‌بی‌سی فارسی، 15 ژانویه 2014. 
  2. نیلوفر دُهنی. «گفت‌وگوی اختصاصی المجله با عاطفه گرگین، همسر خسرو گلسرخی». شرق پارسی، 15 فوریه 2013. 
  3. Maziar Behrooz. «GOLSORḴI, ḴOSROW». دایره المعارف ایرانیکا، February 14, 2012. 
  4. (واژه‌ی دامون به گویش گیلانی همان دَمن پارسی است، همچون دشت و دمن، و به میانشٍ تپه‌ماهورهای سرسبز است)
  5. نگاه کنید به: «گرفتاری شعر در شبه‌جزیرهٔ روشنفکران»، ماهنامهٔ نگین، شمارهٔ ۷۴ تیرماه ۱۳۵۰، صفحه‌های ۱۰-۱۱
  6. نگاه کنید به: ” سیاستِ هنر، سیاستِ شعر”، ماه نامهٔ نگین، شمارهٔ ۷۵ مرداد ماه ۱۳۵۰، صفحه‌های ۸-۷
  7. نگاه کنید به: ” سیاستِ هنر، سیاستِ شعر”، ماه نامهٔ نگین، شمارهٔ ۷۶ شهریور ماه ۱۳۵۰، صفحه‌های ۱۳-۱۱
  8. نگاه کنید به: ” سبز خواهم شد می‌دانم”، ماه نامهٔ نگین، شمارهٔ ۸۱ بهمن ماه ۱۳۵۰، صفحهٔ ۵
  9. مازیار بهروز، شورشیان‌ آرمانخواه، ۱۳۱-۱۳۰.
  10. «دانشیان و گلسرخی چگونه لو رفتند؟». ایسنا، ۹ اردیبهشت ۱۳۹۳. 
  11. Abrahamian, Public Confessions, p200
  12. مازیار بهروز، ص۱۳۱-۱۳۲
  13. Abrahamian, Public Confessions, p200
  14. اکبر گنجی. «اسطوره خمینی چگونه ساخته شد و از آن چه به جا مانده است؟». رادیو زمانه، ۱۲ خرداد ۱۳۹۳. 
  15. محمود فاضلی. «روایتی تازه از شکنجه در زندان های شاه». سايت تاريخ شفاهي ايران، 27 ارديبهشت 1391. 
  16. بهمن احمدي امويي. «قطعه 33 بهشت زهرا: يادگاران ويران». gooya.com، 8 آذر 1383. 
  17. «دفاعیات خسرو گلسرخی». سایت راسخون. بازبینی‌شده در ۱۳ خرداد ۱۳۹۳. 
  18. رضا مرادی غیاث آبادی. «متن کامل دفاعیات خسرو گلسرخی». ۲۲ بهمن ۱۳۸۵. 
  19. ﺭ . ﺭﺍﺳﺦ. «ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ اﺷﻌﺎر ﺧﺴﺮو ﮔﻠﺴﺮﺧﯽ». ﻧﺸﺮ ﺗﺪﺑﻴﺮ. 
  20. «عكس و دستخطي از محسن پزشكيان». کازرون نما، ۱۳ تير ۱۳۹۲. 
  21. «یاد باد آن روززگاران». موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب، 12 مرداد 1392. 
  22. «شعر سهراب سپهری پس از اعدام خسرو گلسرخی». 11مرداد 1380. 

منابع[ویرایش]

  • Ervand Abrahamian. «Public Confessions in the Islamic Republic». در in Rules and rights in the Middle East: democracy, law, and society. Ellis Goldberg, Reşat Kasaba. University of Washington Press، ۱۹۹۳. ISBN 0-295-97287-4. 
  • Mehdi Semati. Media, culture and society in Iran: living with globalization and the Islamic state. Psychology Press، ۲۰۰۸. ISBN 0-415-77216-8.