ایزدان هندوئیسم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از خدایان هندی)
پرش به: ناوبری، جستجو

خدایان هندوها(devas ) بسیار زیاد هستند در ریگ ودا 33 خدا شرح داده شده است.[۱]

خدایان هندی[ویرایش]

Brahma, ویشنو+ شیوا+برهما.

خدایان هندی شخصیت های مقدس هندو ها است

اگرچه هندوان در ظاهر بت می پرستند اما حقیقت این است که دانایان,حکیمان و هندوان با سواد, خدای یکتا را می پرستند و معتقدند که ذات مطلق الهی یگانه است ولی قشر فقیر و کم سواد هندوستان تا حدود زیادی به همان مظهر مادی توجه دارند و آن را می پرستند اما این نیز به معنی کفر آنان نیست.هندوان معتقدند که این خدایان, مظاهر گوناگون همان خدای یکتا هستند در این باره در ریگ ودا(یکی از چهار ودای موجود)آمده است : " بر هر ثابت و جنبنده و نیز بر هر آنچه را ه می رود وبر هر آنچه می پرد و بر تمام این آفرینش رنگارنگ,تنها یک خدا فرمانروایی می کند." آفریدگار در این آیین , برهما (Brahma)نامیده می شود که مظهر آفرینش است.سایر خدایان مهم هندو عبارتند از:

-ویشنوVishnu[ویرایش]

ویشنو 10 مظهر یا نماد دارد. خدای مظهر بقا و زندگی روی زمین است

شیوا Shiva[ویرایش]

(خدای فنا و نابودکننده و وحشت آور اما نام او در سنسکریت به معنی مهربان نیز هست.) شیوا معتقد بوده است که تمامی کائنات همواره در حال رقص جاودانه ای هستند و او این رقص را ایجاد کرد و خودش به انجام آن می پرداخت.رقص هندی که بسیاری ازحرکات یوگا را در خود دارد،فقط برای سرگرمی یا تفریح نیست بلکه یک رقصنده با ایمان هنگام انجام این حرکات به حالت خلسه رفته و به آرامش دست می یابد.این رقص موجب نشاط و شادی روح وروان نیز می شود. رقصها نیز انواع متنوع و مختلفی دارند.

سرسوتیSaraswati[ویرایش]

(الهه ی علم و دانش و همسر برهما.سرسوتی دختر شیوا از همسرش پاروتی است)

لکشمی Laxmi[ویرایش]

(الهه ی ثروت و خوشبختی و همسر ویشنو. و خواهر سرسوتی)

شاکتیShakti[ویرایش]

( الهه قهر و نابودی و همسر شیوا)

گنشا Gnesha[ویرایش]

( خدای علم و دانایی که سری همچون سر فیل دارد و پسر شیوا است.)

کالیKali[ویرایش]

(الهه مرگ)

رام چندر Ram chandar[ویرایش]

رام ماه مانند که یکی از مظاهر ویشنو روی زمین است.)

کریشناKrishna[ویرایش]

(هشتمین مظهر ویشنو است.) -ایندرا Indra(خدای باستانی اقوام آریایی که خدای رعد و برق است)

اگنی Agni[ویرایش]

(خدای آتش و تجسم آتش مقدس است.ِاگنی از دیر باز توسط آریاییان باستان پرستش می شده است و هنوز هم آثار تقدس آتش میان هندیان و زرتشتیان وجود دارد.اگرچه زرتشتیان آتش پرست نیستند اما تقدس آتش متعلق به فرهنگ پیش از زرتشت است و تا کنون نیز باقی‌مانده است.)

گرودهGaruda[ویرایش]

(رئیس پرندگان که نیمی از بدنش انسان و نیم دیگر پرنده است و مرکب ویشنو است.)

خورشید Surya[ویرایش]

سوریا (ایزد)

چلیپای شکسته از تمدن هند
علامت چلیپای شکسته که علامت رسمی حزب نازی بود و هم‌اکنون توسط نئو نازیها استفاده می‌شود

صلیب شکسته- گردونهٔ خورشید[۲] یا سواستیکا (به سانسکریت: स्वस्तिक) یک چلیپا از نشانه های خورشید است تقدس خورشید در اقوام متعددی بوده و در برخی از فرهنگ‌ها نشانه‌های این اعتقاد باقی‌مانده است.در بین النهرین «شمس یاشماش» خورشید را می‌پرستیدند، این ایزد در دستش شیئی را نگاه می‌داشت که به تیغة اره همانند بود و سوار برگردونه‌اش به سوی باختر می‌راند. در مصر خورشید، عنوان بزرگ‌ترین خدا را داشت و بنام رع (Re) مشهور بود. «قوم سلت SOL یعنی ستاره خورشید را پرستش میکردند و خدای فنیقیان همانند نام ستاره خورشید در لغت قوم سلت EL می‌باشد. قوم اینکا دارای معبد خورشید بوده که دیوارهایش پوشیده از ورقه‌های طلا بوده و الان در سرزمین پرو واقع است. همچنین هرم خورشیدی بسیار با شکوهی از تمدن قوم از تک در مکزیک باقی‌مانده است.» توجه به خورشید در نزد ایرانیان باستان امری معمول بود و تقدس خورشید به صورت آشکارا ظاهراً تا زمان روی کار آمدن ساسانیان ادامه داشت. این تقدیس به صورت وسیعی در ادبیات فارسی هم منعکس شده است. احترام به خورشید در قرآن مجید هم دیده می‌شود و حتی اسم یکی از سوره‌های مبارکة قرآن به این نام است.[۱]

خورشید و مهر[ویرایش]

ازگل‌ها و گیاهان، نیلوفر آبی (لوتوس) و گل آفتابگردان، از درختان نخل و سرو و کاج نمادهای خورشید هستند. از عناصر، آتش و از رنگها سرخ و زرد و از فلزات طلا منصوب به خورشید هستند. شکل هندسی مربوط به خورشید دایره است.»

«سنت پرستش مهر به دوران‌های بسیار کهن برمی‌گردد. در هند دوران و دایی نام او بصورت «میتره» بامفهوم پیمان و دوستی ظاهر می‌شود و یکی از خدایان گروه فرمانروا است و با «ورونه» جفت جاویدانی را تشکیل می‌دهند که از سوی مردم به یاری خوانده می‌شوند در سنت هندی نیز میترا گردونه‌ای درخشان و اقامتگاهی زرین دارد. میترا در سنت دینی زردتشتی در مقامی پایین تراز اهورامزدا قرار می‌گیرد و آفریدة اومحسوب می‌شود تا از آفرینش او پاسداری کند. او خدای پیمان است و وظیفة مهم او نظارت بر همة پیمان‌هاست. او ایزد فروغ و روشنایی و از بزرگترین ایزدان آیین زردتشتی محسوب می‌شود.»

«میتره ـ ورونه زوج خدایی جوان هستند که چشمان آنها خورشید می‌باشد. منزلگاهشان زرین و در آسمان است. آنان شهریاران و فرمانروایان مطلق کیهان اند. این زوج خدا پدید آورندة آذرخش و باران‌اند.البته باید گفت که مهرو خورشید متفاوت است، مهر یامیترا پیش از خورشید ظاهر می‌شود و همراهی او با خورشید باعث شده است که بعدها مهر معنی خورشید پیداکند.»

خدای خورشید (سوریا)

در هند خدای خورشید بانام سوریا شناخته می‌شود و یکی از مهم‌ترین خدایان و دایی محسوب می‌شود. این خدا از یکسو تجلی عظمت آتش الهی است و از دیگر سوی منبع و منشاء نور، گرما. حیات و معرفت است. اشراف سوریا به جهان با برج‌های دوازده گانه خورشید در طول سال نسبت دارد. سوریا مرکز عالم خلقت است که درمرز سپهرهای متفاوت قرار گرفته است. برفراز خورشید، افلاک غیر متجلی و غیر ظاهر قرار دارند که حوزه حکمرانی حاکم اعظم کائنات است و تحت آن کرات و سپهرهای ظاهر (چون ماه و زمین و دیگر سیارات) واقع شده‌اند. پس جایگاه خورشید حد اتصال دو مرتبة وجود (متجلی و نامتجلی) است و او نمایندة هر دو وادی به شمار می‌رود. خورشید برای انسان بدوی قوی‌ترین عنصر وجود و مهربان ترین قوای طبیعت بوده و قاعدتاً می‌بایست جزو اولین خدایان و معبودان برای او بوده باشد. حیات و بقای انسان بدوی به حضور خورشید متکی بوده و لذا خورشید که منشاء نور، قدرت روحانی و قوای فکری و نیروهای طبیعی بوده نزدیکترین پدیده به ذات جاودانی الهی شمرده می‌شد.»5

«هر آنچه که از آغاز تا انجام بوده و خواهد بود از خورشید نشأت گرفته .درجة تقدس خورشید گاه به مرتبه فرد اولیه می‌رسد و با قربانی کیهانی یکی می‌شود. پروردگار تولید نسل‌ها به خورشید تبدیل می‌شود و همة موجودات زنده از او متولد می‌گردند، او توسط انوار تابناک خود به غذا و غلات جان می‌بخشد، وقتی که خورشید طلوع میکند به ربع شرقی وارد می‌شود و بقای موجودات را به شعاع های خود تضمین میکند، آنگاه جهات غرب و جنوب و شمال و بالا و پایین را و هر آنچه که در میان آنهاست منور می‌سازد.

صفات ظاهری سوریا«در آئین هندو سه خورشید خدائی ودائی یعنی سوریا، سوینزی و یرسوت تبدیل به یک خدا و جذب سوریا می‌شوند.» سوریا در آئین هندو خیرخواه انسان و نماد او صلیب شکسته‌ای است که نشانة بخشندگی است. او را کشندة اهریمنان می‌دانند. در خصوص صفات ظاهری خدای خورشید اشارات زیادی است و اکثر شمایل‌ها و تصاویر آنان بر اساس تجویز همین متون شکل می‌یابند.

«خدای خورشید گیسوان و ریشی طلایی دارد. تمام وجود او حتی نوک ناخن‌هایش مشعشع و تاباناست چشمانش قهوه‌ای رنگ است او مرتبه ای ورای تمام شیاطین دارد. پس هر که وی را بشناسد و صفات او را دریابد خود به مرتبه‌ای رفیع تر از جایگاه کل شیاطین ارتقاء می‌یابد. گردن او به شکل صدف لاکپشت است او با دستبند و تاجی زرین خود را آراسته و ازتلألوی آن زوایای آسمان منور می‌گردد.»

خورشید دو بازوی بلند و یک بازوی کوتاه دارد (منظور شعاع‌های خورشید است) او چکمه‌های بلند به پا دارد و کمربند مرصع به کمر بسته. سوار برارابه ای از طلا در دل تاریکی سیر میکند و فانی و جاوید را در مکان‌های مناسب خویش قرار می‌دهد. ارابة سوریان یک چرخ دارد و توسط چهار یا هفت اسب مادیان کشیده می‌شود و گاهی نیز یک اسب هفت سر که در شعاع های نور محصور گشته‌اند، ارابة سوریا را پیش می‌برند و سوریا برگل نیلوفری بر فراز این ارابة زرین می‌نشیند.

«ارابه ران خورشید آرونا به معنی سرخ فام نام دارد … او در جلوی سوریا بر روی ارابه می‌ایستد و جهان را از شدت خشم سوزندة خورشید در امان نگه می‌دارد. سوریا در معابدی که به معابد خورشید شهرت دارند عبادت می‌شود وفور سنگ درهند و رواج هنر حجاری موجب گشته که اکثر تندیس‌ها در سنگ‌های موجود در مناطق مختلف ساخته شوند و به همین خاطر اکثر تندیس‌های بجای مانده از سوریا از سنگ هستند.»

نام‌های خورشید «مشهورترین نام های خورشید عبارتند داز: سوریا(ثریا) یعنی درخشنده و از ریشة Surya که آن هم از ریشه Sur یا Swar به معنی درخشش و تابش اخذ شده است و نام دیگر خورشید آدی تیا یعنی گسترةازلی و نیز به مفهوم منبع و منشاء نیز آمده است».

نمادهای سوریا گردش نظام كائنات از ديرباز در نمادهاي باستاني خاورميانه رواج داشته است. يكي از نمادهاي غير شمايلي در هند چرخ دارما است كه به طور انتزاعي به معبود اشاره دارد. چرخ يا ديسك خورشيدي مظهري از خداوند است. «مادامي كه چرخ كائنات بر محوراصلي‌اش كه همان قانونمندي ازلي هستي است استوار باشد خللي در نظام هستي رخ نمي‌دهد».12 اين صفحة مشعشع در هنگام مقابله با نيروهاي تاريكي و ضد يزداني به سلاحي مهلك تبديل مي‌شودو در اين حالت چون تيغة برنده شمشيري جاوداني كه همان لبة تيز عقل مطلق است مي‌درخشد و سر از تن نيروهاي جهل جدا ميكند.

«در برخی موارد این آلت به چرخی با شش شعاع تبدیل می‌شود.( اشوک چکر ) همان چرخی که در پرچم هند نماد هندوستان است این چرخ از گردش گردونه حیات، سپری شدن زمان، طی شدن روز، ماه و سال و ظهور و افول ادوار هستی حکایت میکند.»

شش شعاع این چرخ اشاره به شش جهت (چپ، راست، پیش، پس،بالا و پایین) دارد که همگی حول یک نقطه و محور که همان نقطه اتکاء هستی است در گردش می‌باشند. اگر مرکز چرخ جابجا شود و محور آن از جای خود حرکت کند نظام کائنات فرو می‌ریزد. به اعتقاد بودائیان چرخ از پنج اصل ترکیب شده است که همان پنج عنصر (خاک، زمین، آب،آتش و باد) تلقی می‌شوند.

نماد دیگر خورشید پرستی و میترائیسم در اعتقاد آریائیان همان چلیپا یا گردون مهر است، که به اعتقاد پیشینیان دربردارنده نیروهای آسمانی بوده و کاربردی وسیع دارد. این نشانه در هر منطقه‌ای مفهومی خاصی داشته است در ایران و هند و نزد قوم آریایی مظهر و نشانه خورشید بوده است. آنان معتقد هستند که هر شاخه از این علامت جایگاه یکی از عناصر چهارگانه است. بدین ترتیب چهار عنصر با هم و با چرخش خود نظام طبیعت و ذات آفرینش را حفظ میکنند. این نشانه در ایران به شاهین و فروهر نیز بسیار نزدیک است.مرکز این نشان، نماد مرکزیت و وحدت الهی است و این هما گردونه‌ای است که مهر بر آن می‌نشیند و چهار اسب سفید نامیرای مینوی آنرا میکشند.

  • «حلقه در آئین میترائیسم حلقه خود نمای از چرخ است. مقدس و نشانة پیمان ناگسستنی و اتحاد و وابستگی است. از سوی دیگر حلقه که نشان ویژه میترا بوده بی‌گمان از هالة نور خورشید گرفته شده است. دایره ای ازنور که ایزد مهررا محاط می‌ساخت. زیرا وی ایزد نور و روشنایی بود.»

ـزیگزاک: زیگزاکهای پیاپی نمادی برای اشعه‌های خورشید هستند.

ـ گل لوتوس: این گل را اصلاحاً گل خورشید نیز می‌گویند. این گل متعلق به مهر و سمبل آفتاب و نیروی آنکه نگهدارنده زمین است.

سرو: درخت سرو یا کاج ویژة خورشید است. درختی همیشه سبز و با طراوت. نشانة بهار و در عین حال مظهر و جنبة مطرح و مثبت زندگی است.»

چند نمونه از آثار بجای مانده از نقش خدای خورشید

« یک نمونه از این نقش‌ها، پیک رغولدیس بودا است در بامیان.در زیر یکی از طاق‌های این دیوار تزئینات وسیعی بکار رفته که موضوع آن مستقیماً ارتباط دارد با خدای خورشید. در این نقش خدای خورشید برگردونه ای است که چهار اسب بالدار آنرا میکشند و اسبان دو به دو در طرفین بحالت نیمرخ قرارگرفته اند . هاله بزرگی دور خدا را فرا گرفته و شعاع های کوتاهی دارد که این یادآور هاله‌های شعاع دار ایرانی است. هم چنین شمشیر دراز و نیزه ای که خدا در دست دارد و شنل بزرگ او که در قسمت سینه بسته می‌شود و نیز چهرة اطرافیان او که همگی ریشدار و حالت جدی دارند همه جزئیاتی از هنر ساسانی را نشان می‌دهند.. «نمونة دیگر نقش برجسته‌ای از ماتورا است که خدای سوریا را سوار بر گردونة خود نشان می‌دهد هم چنین تندیس مرمر سفید سوریا در عبادتگاه برهمنی خیرخانه در منطقه کابل که مربوط است به قرون پنجم و ششم میلادی نمونة دیگری از این نقش‌ها می‌باشد. در این نمونة اخیر نیز باز تاثیر هنر ایرانی بوضوح می‌توان مشاهده نمود، از آن جمله لباس و جامة خدا و دستیاران او، و حتی حالت کسی که به خدای خورشید تاجی رااهداء میکند از سنت ایرانی مایه گرفته است.. در ایران نیز نماد خورشید در نقش برجسته ها به صورت گردونة مهر یا خورشید (چلیپا) دایره، چرخ و یا گل لوتوس و هم چنین نقوش حیوانی و گیاهی چندی نیز هستند که به عنوان نماد خورشید شناخته می‌شوند از آن جمله شیر، بزکوهی، عقاب یا شاهین، گاو … و نیز سرو و کاج می‌باشند. «اگر چه در ایران یک نمونه نقش برجسته نیز وجود دارد که نشانگر موجود مافوق طبیعی باگرزی در دست و هاله‌ای دور سرش، روی گل نیلوفر ستاره مانندی که نماد کهن آفتاب پرستی است ایستاده و این همانا مهر خدای خورشید است که در نقش برجسته‌های طاق بستان به چشم می‌خورد. این نقش برجسته مربوط است به سلطنت اردشیر دوم و از آنجایی که اردشیر دوم جانشین عادی و طبیعی شاپور دوم نبود، به همین دلیل مهر که به معنی عهد و پیمان بود، در پیکر نگارة او حضور دارد تا بدین گونه بازگوکنندة پیمان اردشیر دوم و شاپور دوم باشد تا در زمان مناسب تاج و تخت به شاپور سوم منتقل شود. [۲]

ماهSoma[ویرایش]

وبسیاری خدایان دیگر

ریشه و تاریخ تحولات خدایان[ویرایش]

Around 1500 BC several waves of Aryan immigration took place in north west India.[۳] Many of the names of the Indo-Aryan deities (e.g. Agni, Indra, Varuna) are almost synonymous with deities in Persian, Greek and اساطیر روم (see Proto-Indo-European religion).[۴] Through a slow process of hybridisation the Indo-Aryan deities were merged into the many local cults, a process that spread from the north west to the east and south of the subcontinent through the movement of "fortune-seekers, traders or teachers", and still continues today in some parts of India.[۵]

براهماییان[ویرایش]

اساس آیین هندوئیزم بر تناسخ است یعنی نسخه و رونوشت یا کپی شدن. یعنی انسانی که می میرد بشکل دیگری مانند یک انسان خوشبخت و یا یک انسان بدبخت و یا یک حیوان دوباره ظاهر می شود. ممکن است میمون خود یک انسان بوده است. و یا سگ و یا هر حیوانی مذهب هندو دستورهایی خاص در مورد غذای هندوان دارد.هندوان معتقدند که افراط در غذا سبب تنبلی جسم و انحطاط فکر می شود.اغلب هندوان در تمام طول عمر خود، لب به گوشت قرمز نمی‌زنند وعده ای نیز فقط گوشت مرغ و جوجه یا ماهی مصرف می کنند. هندوهای ارتدوکس یا بنیاد گرا که به جینی معروف هستند هر گونه غذایی را که از موجود زنده گرفته شده باشد حرام می دانند. حتی تخم مرغ را چون آثار حیات در آن وجود دارد. غذای هندوان غالباً شیر گاو و گاومیش و فراورده های شیر است اما شیر گاو زلئو و شتر را نمی‌خورند.برنج، جو،گندم،لوبیا،خردل،نارگیل،دانه های نباتی، انواع میوه و آجیل از غذاهای عمده هندوان است.همچنین مصرف سیر،پیاز،تربچه و قارچ برای هندوان و مخصوصا براهمن ها ممنوع است.اگرچه این قوانین، کمی عجیب به نظر می رسد، اما نرم خویی و آرامش و قناعت مردم این سرزمین، ناشی از همین تغذیه است.اهمیت ندادن به خوراک و توجه به روح و روان ، مهمترین دلیل پرورش عارفان و ریشیانRishi بزرگ در هند است. از دیگر معتقدات هندوییسم، تناسخ است. اعتقاد به تناسخ روح به این دلیل است که هندوان می گویند، انسان در طول یک عمر کوتاه، نمی‌تواند به رستگاری و شعور الهی دست یابد و برای همین هر کسی سلسله ای از چند زندگانی دارد و در هر زندگی بر حسب کارهای زندگی قبلی به قالبی در می آید،گاهی در غالب انسان و خدایان و گاهی در قالب حیوان و گیاه و آنقدر به این تناسخ ادامه می دهد تا به حقیقت مطلق الهی پی برده و رستگار شود. مذهب هندو،هم مذهبی ساده و ابتدایی است و هم مذهبی پیچیده و فلسفی است.بر همین اساس هر فردی از هر طبقه جامعه می تواند به آن بگرود و از آن استفاده کند.به همین دلیل نیز در جامعه هندو،هم عارفانی هستند که به مقصد عالی رسیده‌اند و هم عامیانی هستند که هنوز قدمی در راه مذهب برنداشته اند. اخلاق اساسی هندوییسم، بر پایه طهارت،ضبط نفس،آزادی، راستی و بی آزاری است.بسیاری تصور می کنند که هندوییسم یعنی ریاضت،اما چنین نیست.هندوییسم از زهد و ریاضت طرفداری نمی‌کند و اصرار هم ندارد که پیروانش امیال نفسانی را به کلی سرکوب کنند.این تفکر مورد تایید پیروان مذاهب جینJain و بودا Buddhaاست اما هندوییسم برعکس، پیروانش را به ازدواج و تشکیل خانواده ترغیب می کند و یکی از مراحل برهمنی نیز ازدواج می باشد.

و سرانجام آنکه، هندوییسم می گوید،بشر ناآگاه است و نمی‌داند که ذات مطلق چگونه روح خود را در آفریدگان دمیده است.آغاز و پایان جهان، ماورای زمان است و زمان همانند پلی است میان ازل و ابد و چون انسان مادی ،اسیر در حصار زمان و مکان است، نمی‌تواند از ازل و ابد آگاهی داشته باشد.

آدی شاکتی[ویرایش]

Adi Shakti is the concept, or personification, of divine feminine creative power, sometimes referred to as 'The Great Divine Mother' in Hinduism. She is regarded as the one who remote controls trinity, Devas, planets and other heavenly bodies. Scriptures refers her as the originator of all. Scientifically, Energy can neither be created nor be destroyed but changes from one form to another. Adi(Never Ending) Para(Beyond) shakti(Energy) is Divine Energy beyond universe. She took many forms. Srimad Bhagwat Purana and Shiva Purana associate shakti as "ChinMai" and there is concept of only Shakti (energy to destroy and preserve) but Srimad Devi Bhagwat purana is talking about energy beyond universes, hence associating herself as Param Brahman or ultimate GOD. There is difference between Shakti and Adi Parashakti. Shakti can referred as power of any deity typically known as پارواتی or ساتی or دورگا but Adi Shakti is not associated with any god including تریمورتی. She is power of Param Brahman. Shaktas call Adishakti as dynamic ParamBrahman and on the other hand Param Brahman is Static Adi Parashakti.

Trimurti and Tridevi[ویرایش]

Brahma, Vishnu and Shiva with their consorts.
نوشتارهای اصلی: Trimurti‎ و Tridevi

شیوا and ویشنو are regarded as Mahādevas ("great gods" ) due to their central positions in worship and scriptures.[۶] These two along with برهما are considered the Trimurti—the three aspects of the universal supreme God. These three aspects symbolize the entire circle of samsara in Hinduism: Brahma as creator, Vishnu as preserver or protector, and Shiva as destroyer or judge.

The Tridevi or triplet goddesses of Hinduism have equal importance as the trimurti. Brahma is creator, so he needs knowledge or goddess سرسوتی (سرسوتی) to create. Vishnu is observer, so he needs the goddess of wealth and prosperity, goddess لاکشمی (Shri). Finally, Shiva is destroyer and re-creator, so he needs goddess پارواتی, دورگا, or کالی for power. They are the various manifestations of Goddess Adi Parashakti, the Supreme mother.

Devas and devis[ویرایش]

نوشتارهای اصلی: Deva (Hinduism)‎ و Devi
Indra is the god-king of heaven and god of thunder, lightning and rain.

The pantheon in Śrauta consists of many deities. Gods are called devas (or devatās) and goddesses are called دویs. The most ancient Vedic devas included ایندرا, آگنی, سوماً (شهر), وارونا, Mitra, Savitri, Rudra, پرجاپتی, ویشنو, Aryaman, and the ashvins. Important devis were سرسوتی, Ushas, and Prithvi. Later scriptures called the پوراناها recount traditional stories about each individual deity, such as گانش and هانومان, and avatars such as راما and کریشنا.

خدایان در ودا[ویرایش]

عبارتند از :

  1. Aditya
  2. آگنی آگنی :

خدای آتش که با بجا آوردن آئین و نیایش صورت می گیرد او در هند هم زمینی است و هم ایزدی ، فرزند آسمان و زمین است میگویند او را از آسمان به زمین آورده‌اند ، هنگامی که مردم نثارها را بر او می افشانند و دعا ها را می خوانند بر این باورندکه آتش واسطه ی میان انسان و خداست و در اینجاست که دو جهان به هم پیوند می خورند اگنی خدایی است که قربانی را دریافت می کند و بعنوان روحانی دینی آن را به خدایان تقدیم می دارد . همان طور که آتش همه پلیدی ها را پاک میکند اگنی هم همه گناهان و خطاها را تطهیر می کند .

  1. Antariksha,
  2. Ashwinis
  3. برهما,
  4. Brihaspati,
  5. Dishas,
  6. Dyaus
  7. , ایندرا,
  8. گانش
  9. Marutas
  10. , مهر

میترا (Mitra)[ویرایش]

میترا نیز با خورشید پیوند دارد.معنای لفظی میترا، که با ارتباط و اتصال دوستی مرتبط است، از نقش اساسی اودر جوامع کوچک روستایی و در نتیجه جامعه بزرگ جهانی حکایت دارد. او را خدای خورشید نیز دانسته‌اند. میترا از خدایان مهم ریگ ودا است که از هم پیمانان وارونا بوده و نام او،همراه با نام وارونا آمده است. به عنوان مثال در ریگ ودا چنین آمده است: (ای میترا ـ وارونا ای فرمان روایان آسمانی که بر عرش مقدس حکم می رانید و روشنایی نور را نظاره می کنید و با ابرهای رنگارنگ خویش در دل رعد و برق ظاهر می شوید، و با معجزات خدایی خود آسمان را به بارش در می آورید.) میترا از خدایان سر شناس هند و اروپایی است (تصویر شماره 1) تحقیقات باستان شناسی از وجود معابد مختلفی در هند، ایران، بین النهرین یونان، ایتالیا و آلمان که برای نیایش این معبود بنا شده است حکایت می کند. لفظ میترا (Mitra) از ریشه ی mri به معنای (عهد و پیمان) اخذ شده است و از این جهت او را تضمین کننده ی ارتباط افراد و اجزا مختلف اجتماع بشری با یکدیگر دانسته‌اند. اوست مظهر دوستی و محبت بین افراد بشر. میترا ذات پیمان است و فضایی که ارتباط مردم با یکدیگر بر آن استوار. وارونا که حاکم است، ضامن اجرای پیمان هاست. به عبارت دیگر میترا قانون گذار است و به چگونگی اجرای آن کار ندارد و وارونا ضامن اجرای لذا وحدت این دو معبود ضروری است. اگر این اتحاد صورت نگیرد، قوانین جاویدان هستی و ناموس خداوندی (ریتا) هرگز به مرحله اجرا در نخواهد آمد. به همین دلیل است که میترا و وارونا را اصحاب ریتا یا نگهبان ریتا نامیده‌اند. میترا از خدایان آریایی است که پرستش او در ایران کهن نیز رواج داشته است در ایران باستان میترا خداوند عهد و پیمان دو جانبه و قرار دادهای بین دو ملت بوده است، و ایرانیان آن زمان، برای قطعی کردن قراردادهایی از این قبیل: گاو نری به درگاه او قربانی می کرده‌اند. بدین ترتیب میترا رفته رفته به عنوان عامل وصلت و محبت و رفاقت مورد پذیرش قرار گرفت و همچنین در زبان سانسکریت، میترا در جریان سپری شدن ایام، مفهوم دوستی پیدا کرد. در فارسی رایج کنونی نیز، میترا تبدیل به مهر شده است. مهر در اوستا، در کتیبه پادشاهان هخامنشی، میترا و در سانسکریت میترا آمده است. این لفظ در زبان پهلوی تبدیل به میتر شده و ما امروزه آن را مهر می نامیم. همچنین پیمان، محبت و خورشید از جمله معانی میترا است. میترا در جهان مقبولیت گسترده میترا در میان اقوام و قبایل گوناگون موجب شد که وارونا، خدای قدرتمند، هم پیمان جدایی ناپذیر او پس از گذشت ایام، از جایگاه رفیع خود به درجه اقیانوس ها نزول یافت، در حالی که میترا به عنوان مظهر همبستگی و دوستی، ایام را از عهد هند و اروپایی تا اواخر عهد رومیان، با پیروزی کامل در نوردید. میترا از این لحاظ دارای ویژگی استثنایی است. دامنه سلطنت اکثر خدایان به محدوده ی مشخص و در میان قبیله خاصی منحصر می گردد، ولی میترا قلوب مختلف را چنان تسخیر خود گردانید که نام های او در فرهنگ های متفاوت هنوز موجود است. میترا در زبان سانسکریت به معنای دوست، در یونانی به معنای گره، کمربند و سرپوش است. همین لفظ در انگلیسی به معنای کلاه اسقفی و مراسم اعطای کلاه به مقام اسقف تبدیل شده است. میترا خدایی است که 12 نشان منطقه البروج را سیر می کند و با کیهان شناسی یونانی نیز مربوط است. او را گاو یا قوچی توصیف کرده‌اند که در مراسم باز پیدایی خورشید، هر ساله خود را قربانی می کند. یونانیان جشنی به نام میترا داشته‌اند که در آن، پس از اجرای مراسم قربانی، شراب می نوشیدند. به نظر می رسد این مراسم با رسوم قربانی ودایی و نوشیدن سوماً توسط خدایان مربوط بوده و از آن اخذ گردیده است. سوماً نوعی نوشیدنی جاودانی است که از گیاه سوماً تهیه شده و در اوستا از آن با همان لفظ یاد شده است. معمولاً وارونا در کنار میترا ظاهر شده بصورت میترا وارونا.

  1. , Mitravaruna,
  2. Moordha,
  3. پرجاپتی,
  4. Prithvi,
  5. Pusha
  6. , Rudra
  7. Savitr,
  8. شیوا,
  9. سوماً (شهر)سوماً (هوما)

یکی از شخصیتهای اصلی در آئین پرستش ودایی است که در این آئین ها هم خداست و هم گیاه ، در فرهنگ ایران از آن با نام هوم یا هوما یاد می شود. نماد زمینی ایزد سومه نوشیدنی سکرآوری است که از گیاه زرد رنگ آن را میگیرند که آن را می سایند و شیره ی گرفته شده ی آن را از صافی پشمینه ای عبور می دهند و در خمره های آب و شیر می ریزند که زردی این مایع به اشعه های خورشید و روانی آن به ریزش باران تشبیه شده است از این رو سومه را سرور یا شاه رودها می نامند سومه دارای سیطره جهانی است و در میان خدایان نقش موبد را دارد و به آن نیرو می دهد سومه جنگجوی بزرگی است و موبدانی که سومه بنوشند ، دشمنان را سریعاً از بین خواهند برد . بنابراین سومه خدایی است که در بردارنده نیرو ، درمان ، ارزانی کننده ثروت است و خدای قربانی و جنگجو می باشد و در روایتی آمده در نیمه نخست هر ماه 36300 خدا از سومه تغذیه میکنند و به جاوندانگی میرسند و در نیمه دوم هر ماه سومه خوراک نیاکان مقدس است . یمه :

شخصیت برجسته ای که از او در ریگ ودا سخن به میان آمده ، او انسان نخستین است که پس از مرگ خدای مردگان شده و بر دنیای مردگان فرمان روایی میکند یمه همراه با خواهر خود یمی که در پهلوی جمیک است دیده شده او قهرمان برجسته ای در اساطیر هند و ایرانی است گفته شده یمه و یمی نخستین زن و مرد جهان بودند و به خواست یمی در حالی که از ناخشنودی میترا و ورونا بیمناک بودند ، زن و شوهر شدند و نسل انسان از آنها متولد شد و راهی که به راه نیاکان مشهور شد کشف کردند این راه راهی بود که مردگان را به بهشت هدایت می کرد.و یمه بعد از کشف راه نیاکان نخستین انسانی بود که مُرد و بعد از مرگ به شهریاری و دنیای مردگان دست یافت او شاه مردگان بود و مرگ را ، راه یمه می دانست .

  1. , وارونا

وارونا (var una)[ویرایش]

وارونا از دیگر خدایان آسمانی ریگ ودا است و همواره در کنار میترا ظاهر شده است و لفظ varuna – s را برخی با uranus لاتین و oranus یونانی معادل دانسته‌اند. وارونا و میترا بر پا دارنده قوانین روحانی و فیزیکی جهان هستند و لذا بیش از هر خدای دیگری با نظاما کیهانی ریتا مرتبط است. در اوایل عهد ودایی، وارونا حاکه جهان بوده است. او را سلطان آسمان پر ستاره و نازل کننده باران می دانستند. با سپری شدن رمان، خدایی به نام ایندرا (خداوند رعد) صفت نزول باران را از او گرفت و به خود اختصاص داد. و رفته فته به مقام خدای اقیانوس ها نزول کرد. در عهد ودایی، وارونا سلطان آسمان ها و ستارگان را در دل شب نصب می کند و در هنگام پگاه، آن ها را نامریی می سازد. اوست که ماه را به درخشش در می آورد و خورشید را در پهنه آسمان سیر می دهد. او به پرواز پرندگان آگاه است. مسیر کشتی ها را می داند و راه دریا را می شناسد، او راز هست و هستی را می داند و از حقیقت و غیر حقیقت آگاه است. در نزول باران، میترا و وارونا با هم متحد و همیار هستند. ارتباط و اتصال وارونا با آب (دریا، اقیانوس، رود) ناگسستنی است. او ضامن جاری گشتن رودها و پدید آمدن دریاها و اقیانوس ها است. اگر اقیانوس ها بر خلاف وارد شدن مدام آب رودخانه ها ی زیاد به آن ها، لبریز نمی‌شوند به خاطر قدرت سحر آمیز وارونا است. آبی که وارونا مظهر آن است و در ریگ ودا به آن به آن اشاره شده است تنها آب مادی نیست، بلکه آسمانی و ماورایی است همان منشأ و مبداء همه عالم است و سلطه آن بر این آب گوارا قدرت و مرتبه او را نشان می دهد. لفظ وارونا varuna از ریشه ی هند و اروپایی wer به معنای پیوستن مشتق شده است. وارونا به پرندگان پرواز و به باد وزیدن آموخت. او راز سلامتی را می داند، صد هزار دارو در ملکیت خود دارد و سرنوشت زن و مرد آگاه است. وارونا با قانون کیهانی ریتا مرتبط است، طبعاً حامی مبانی معنوی و روحیات اخلاقی نیز هست. او گناه کاران را در دام خود گرفتار می کند، آن ها را به مجازات می رساند و یا مورد عفو قرار می دهد. وارونا در ایران باستان ژرژ دومزیل که مکتب هندو شناس است معتقد است که وجود آداب و سنن و زبان مشترک در یک یا چند قوم در دوره ای خاص، پدیده ای تصادفی نیست، بلکه از وجود اعتقادات و باورهای مشترک حکایت دارد. اشتراک میان ادیان هند و اروپایی موجب شد که برخی از خدایان کهن اقوام آریایی مرزهای جغرافیایی و حصارهای تاریخی را نادیده گرفته و در اساطیر جوامع مختلف جلوه گر شوند. در این میان، ایرانیان و هندیان اشتراکات بسیاری داشته‌اند و تجربیات تاریخی مشابهی را نیز سپری کرده‌اند. تحقیقات موجود در وادی ادیان به وجود خدایان مشترک میان این دو قوم (ایران و هند)، پیش از جدایی از یکدیگر، گواهی می دهد. در اوستا لفظ اهورا به عنوان خدایان نیکی ها و دیوا به عنوان منشأ و سمبل بدی و پلیدی است. اهورای ایران از جمله خدایان آسمانی ایرانی است و قدمت آن به پیش از عهد زرتشت باز می گردد. در یشت ها به برخی از صفات پیش از اهورا و مزدا اشاره شده و که به فرضیه انطباق اهورا و آسورا، یا به طور مشخص تر یگانگی وارونای هند با اهورای ایران قدرت می بخشد. شمایل تصویر وارونا وارونا در تصاویر به صورت مردی با چهره روشن و پوست سفید سوار بر یک جانور خارق العاده دریایی ترسیم شده است. این جانور ماکرا نام دارد حیوانی و دو پای جلوی او به صورت گوزن است و دمی چون دم ماهی دارد. کمندی در دست راست دارد. او بیشتر از جانب ماهی گیران اغلب در ایام قحطی مورد پرستش قرار می گرفته است . لیکن امروزه پرستش وارونا منسوخ شده و تمثال تصویر او ساخته نمی‌شود.

  1. ویشنو,
  2. Vishvedavas.
  • ایندره

در اشعار ریگ ودا که بسیار معروف است خدای جنگجو و خدای طوفان است که بوجود اورنده باران های سیلابی و رعد و برق است او دارای صلاحی بنام وجره است که به معنی رعد می باشد همچنین نوشیننده ی شراب سومه است ( نوشابه ی جاودانگی بخشی است که قدرت خود را سومه می گیرد ) در زمان تولد ایندره گفته شده آسمان و زمین چنان لرزید که همه کائنات معابد پا به فرار گذاشتند از دیگر صفات ایندره با وَرتَره جِن یا ورتره گن که دیو خشکسالی است مبارزه میکند چون که همه آبهای زمین را نوشیده است و باعث قحطی و خشکسالی شده پس او را شکست می دهد و آبهای زمین را آزاد می کند پس در حقیقت او خدای برکت بخش و جنگاور است و در ادبیات ودایی هند او به خدای بزرگ دره سند تبدیل می شود .

  1. , وایوی دوگانهویو / وای :

خدای فضا و هوا است از اسرار آمیزترین خدایان هند و ایرانی است و گفته شده به دیو نفس جهانی بنام یورشه ساخته شده و دنیا از بدن او ساخته شد و در بعضی دیگر روایات دیو شبیه به ایندره است یا ارابه ران ایندره است که در چنین حالتی ارابه از طلاست و هزار اسب او را میکشد پس می توان گفت ویو نماد حالت دیگری از خدایان جنگجو است که تحت هیچ نظامی در نمی‌آید و هیچ چیز قدرت مقاومت با او را ندارد .

رتا :

ایزدی که همکار و همراه ورونا است وظیفه ی او به نظم در آوردن همه چیز است ، نظم در طبیعت ، نظم در تولد ، همکاران او اوشاس و ایزد بانو سوریا - ساویتا ، خدایانی که با خورشید و پرتو خورشید در ارتباط هستند می باشند ، اوشاس الهام بخش زیباترین سرودهای ودایی است که در ریگ ودا ستایش شده و نفس بخش همه موجودات و بیدار کننده خفتگان از خواب مرگ است .

برهما :

از خدایان سه گانه که در اواخر دوران ودایی بنام خدای آفریننده خالق کل مورد پرستش قرار میگرفت و بعد از انجام وظایفش نسبت به خدایان دیگر مثل شیوا و ویشنو کمتر مورد پرستش قرار گرفت . در سراسر هند فقط دو یا سه معبد مخصوص به او وجود دارد . در واقع او را خدای خدای هندو می دانستند که بعد از آفرینش جهان دیگر روی زمین فعالیت و کاری ندارد ، برهما به صورت شاهی تصور می شود دارای 4 سر و مشغول خواندن کتاب وداها که او را سوار بر مرغابی سفیدی تجسم می نمایند و یکی از بزگان مقام او می گوین برهما ابتدا دارای 5 سر بوده ولی چون خود را برتر از شیوا دانسته ، شیوا هم یک سر او را قطع کرده است .

شیوا :

از خدایان محبوب هند است او در اوایل عصر ودایی پرستش میشده ولی در دوران بعد مقامش بالاتر رفته و به جای خدای« رودره» مینشیند ( خدای جنگجو است که گاهی شوم و کشنده است و گاهی هم نجات دهنده )شیوا هم کشنده است هم خالق موجودات چون در اعتقادات هندی مسئله تناسخ وجود دارد یعنی همواره مرگ و حیات تداوم دارد و موجودات در نظام تناسخ تغییر شکل میدهند شیوا در این تغییرات و مرگ و زندگی نقش اساسی دارد. غالباً شیوا در حالت رقص روی جسد شیطان است که 4 دست و از هر طرف باز میشود در هریک دست طبل کوچکی ، و شعله ای فروزان و شکل هلال ماه نو بر روی سرش ، گفته شده تقسیم آب رودخانه گنگ به هفت شعبه از گیسوان شیوا جاریست از سر و پای وجود شیوا نیروی حیات به جلوه در می اید و رقص او رمز سرعت ، دوران تولد و مرگ است .

ویشنو :

در اندیشه های مردمان از دوران کهن جای خوبی دارد و در دوران کهن به عنوان مظهر خورشید بوده اما در اواخر عصر ودایی او یکی از سه خدای برتر محسوب می شود . به عقیده ی هندوها در روی زمین به شکلهای مختلف ظاهر می شود یکی به شکل انسان در حالتی که انسان را هدایت میکند ظاهر می شود و در وداها ویشنو خدای نیک خواه است و از او بعنوان نگهدار شکست ناپذیر یاد میشود و این نشانه ای از جایگزین شدن او در تثلیث آئین هند است ویشنو در وداها خالق روشنایی است و سه گام او موجب پیدایش نورخورشید ، آذرخش و آتش است در بعضی روایات منظور از سه گام ، سه مرحله ی مکان خورشید در موقع طلوع ، اوج و غروب است که دو گام او برای انسان قابل دیدن است و یک گام دیدنی نیست ولی در بعضی روایات دیگر این سه گام را ، زمین ، هوا و آسمان می دانند .

ویشنو به اشکال زیر فرود می اید :

1- انسان نخستین 2- قهرمان افسانه ای راما که نماد مردانگی ویستا است 3- کریشنا ( جوان چوپان خوش آواز ) 4- لاک پشت 5- ماهی 6- شیر 7- خرس 8- انسان و... در کل به 9 صورت فرود می آید . ویشنو خدایی با 4 دست است به صورت حلزون در یک دست اسلحه در دستی دیگر حلقه آهنین و در دست دیگر گرز و در یک دست دیگر نیلوفر آبی .

مادر و خدایان زنانه[ویرایش]

Goddess Durga slaying the buffalo-demon.

Popular Goddesses worshiped in Hinduism are لاکشمی, سرسوتی, پارواتی, دورگا, and کالی. Shaktism recognizes شاکتی as the supreme goddess. The concept of Mahadevi as the supreme goddess emerged in historical religious literature as a term to define the powerful and influential nature of female deities in India. Throughout history, goddesses have been portrayed as the mother of the universe, through whose powers the universe is created and destroyed. The gradual changes in belief through time shape the concept of Mahadevi and express how the different Goddesses, though very different in personality, all carry the power of the universe on their shoulders. Jagaddhatri and Mariamman are other significant female deities.

Avatars as incarnations of Gods[ویرایش]

Many denominations of Hinduism, such as ویشنوپرستی and some schools of شیواپرستی, teach that occasionally, a god comes to Earth as a human being to help humans in their struggle toward enlightenment and salvation (moksha). Such an incarnation of a god is called an avatar, or avatāra. Hinduism teaches that there have been multiple avatars throughout history and that there will be more.

10 مظهر ویشنو[ویرایش]

نوشتار اصلی: Dasavatara

The most famous of the divine incarnations are راما, whose life is depicted in the رامایانا, and Krishna, whose life is depicted in the مهاباراتا and the Bhagavata Purana. The بهگود گیتا, which contains the spiritual teachings of کریشنا, is one of the most widely read scriptures in Hinduism.

  1. Matsya, the fish, appeared in the Satya Yuga. Represents the beginning of life.
  2. Kurma, the tortoise, appeared in the Satya Yuga. Represents a human embryo just growing tiny legs, with a huge belly.
  3. Varaha, the boar,appeared in the Satya Yuga. Represents a human embryo which is almost ready. Its features are visible.
  4. ناراسیما, the Man-Lion (Nara = man, simha = lion), appeared in the Satya Yuga. Represents a newborn baby, hairy and cranky, bawling and full of blood.Regarded as the greatest and most powerful avatar.
  5. Vamana, the Dwarf, appeared in the Treta Yuga. Represents a young child.
  6. Parashurama, Rama with the axe, appeared in the Treta Yuga. Represents both an angry young man and a grumpy old man simultaneously.
  7. راما, Sri Ramachandra, the prince and king of Ayodhya, appeared in the Treta Yuga. Represents a married man with children. Lord Rama is considered Purna avatar, which means full incarnation of Vishnu.
  8. کریشنا (meaning who attracts). This word is used in sense of 'black' also. Lord Krishna is considered Purna avatar, which means full incarnation of Vishnu.
  9. Balarama is the elder brother of Krishna.
  10. Kalki ("Eternity", or "time", or "The Destroyer of foulness"), who is expected to appear at the end of Kali Yuga, the time period in which we currently exist, though it has not happened yet. However, over the centuries many sects have believed their spiritual leader to be Kalki. For example, Ismaili Khojas, a Muslim group from Gujarat and Sindh who are followers of آقاخان, believe in the 10 incarnations of Vishnu. According to their tradition علی بن ابی‌طالب, the son-in-law of prophet Muhamad was Kalki.[۷][۸]

There is also a "hidden avatar" mentioned in 11th canto of the Bhagavata Purana.

Some consider Balarama, brother of Krishna, to be the eighth اوتار of Vishnu. They make Krishna the ninth avatar and delete Buddha. The Buddha avatar, which occurs in different versions in various Puranas, may represent an attempt by orthodox Brahminism to slander the Buddhists by identifying them with the demons.[۹] Helmuth von Glasenapp attributed these developments to a Hindu desire to absorb Buddhism in a peaceful manner, both to win Buddhists to ویشنوپرستی and also to account for the fact that such a significant heresy could exist in India.[۱۰] But other legend states that Balarama was an incarnation of Shesh Naag and hence Buddha is the ninth avatar of Vishnu and Kalki the tenth one who is yet to come at the end of Kaliyuga.

Popular deities[ویرایش]

Shiva as Nataraja – the Cosmic Dancer.

In most Hindu philosophies there is only one ultimate reality. Also known as برهمن (the infinite manifestation the universe - not to be confused with Atman, the manifestation of god within a body; somewhat comparable to a soul),[۱۱] all others are considered his aspects, or avatars, - ویشنو, the protector or preserver, and شیوا, the destroyer, are the main examples of this, due to them being more popular aspects of the Ultimate Reality. In their personal religious practices, Hindus may worship primarily one or another of these aspects, known as their "Ishta Devata" or "Ishvara"[۱۱] (chosen deity).[۱۲] The particular Gods worshipped are a matter of individual preference,[۱۳] although regional and family traditions can play a large part in influencing this choice.[۱۴] ویشنوپرستی, شیواپرستی, شاکتی‌پرستی, and the Ganapatya sects of Hinduism states that ویشنو, شیوا, دوی, and گانش respectively equate to برهمن, and that all other deities are aspects of their chosen deity.[۱۵] Some popular Hindu deities and avatars include ویشنو and his form as Jagannath,Venkateshwaraand his اوتارs: ناراسیما, کریشنا, راما and others, شیوا (هانومان worshipped as his aspect), شاکتی, the feminine principle (and her aspects دورگا, کالی, سرسوتی, لاکشمی and others), گانش, موروگان.

330 million gods[ویرایش]

It is saidالگو:By whom? that Hindus believe there are 330 million deities. In the وداها, Thirty-three gods are listed. This is followed by the Sanskrit word koti, which is used for "class"[۱۶] but can also be used for a number equal to 10 million. According to one view, some scholars misinterpreted the word koti - which is meant to mean "class", claiming that there are 330 million gods within Hinduism.[۱۱] Another view contends that 330 million is a figure symbolizing infinity, indicating infinite forms of God.[۱۷][۱۸][۱۹]

چند خدایی[ویرایش]

نوشتار اصلی: Henotheistic aspects of Hinduism
The sun-god Surya riding a chariot.

بهترین منابعی که ما را از چگونگی اعتقادات دینی شبه قاره هند در ادوار قدیم آشنا می سازد متن وداها خصوصاً کتاب مقدس ریگ ودا (1200 تا 1500 قبل از میلاد) می باشد. مطالعات نشان می دهد که ادیان هند از پرستش طبیعت و قوای طبیعی آغاز شده و رفته رفته با نفوذ تفکرات فلسفی و منطقی راه تکامل پیموده و پس از سیر و گذر از مرحله ی اوپانیشادها و ودانتا به صورت تفکر کنونی مذهبی هند درآمده است.ماکس مولر معتقد است که اساس مذاهب هند و اروپایی پرستش طبیعت بوده و نوع اعتقادات آن دوران، آینه صادقی است که معتقدات دینی ابتدایی انسان اولیه را به نمایش می گذارد در این مکتب، اساطیر محلی و زبان های قومی نقش ایفا نمی‌کنند. 2. مکتب ژرژ دومزیل: در این مکتب به زبان های اقوام اعتنای خاصی شده و اعتقاد بر این است که در هر مذهب و تمدنی کتب مقدسه و اساطیری خاص وجود دارد. حال اگر اقوام هند و اروپایی زبان مشترکی داشته‌اند لذا می بایست اشتراک میان اعتقادات شان هم موجود بوده است. دومزیل از همین طریق یافته های ارزنده ای را در خصوص اشتراک اعتقادات ایران باستان، هند باستان و دیگر اقوام هند و اروپایی ارائه نمود.

انواع خدایان[ویرایش]

  1. خدایان آسمانی: که در مقام اصل و حقیقت روحانی نظام کائنات هستند با طبقه برهمن که قشر روحانی و موبدان جامعه می باشند، هم آهنگی دارند.
  2. خدایان جوی: که نیروهای حاکم و قوای اجرایی قوانین هستند، با قشر کشاتریا (طبقه ی اشراف) هم سنخی دارند.
  3. خدایان زمینی: که ضامن وفور نعمات دنیوی هستند، با طبقه وایشیا (کشاورزان) منطبق اند.

There are some Hindus who consider the various deities not as forms of the one Brahman, but as independently existing entities, and may thus be properly considered polytheists. The quote: "Hindu theology is consistent with یکتاپرستی, though it contains seeds of چندخدایی and idolatry" ~ H. T. Coolebrooke, sums up the general Hindu beliefs about polytheism.[۲۰]

Although the panentheistic tendency in Hinduism allowed only a subordinate rank to the old polytheistic gods, they continued to occupy an important place in the affections of individual Hindus and were still represented as exercising considerable influence on the destinies of man. The most prominent of them were regarded as the appointed "loka palas", or guardians of the world; and as such they were made to preside over the four cardinal and (according to some authorities) the intermediate points of the compass.

Thus ایندرا, the chief of the devas, was regarded as the regent of the east; Agni, the fire, was in the same way associated with the southeast; Yama, lord of death and justice with the south; سوریا (ایزد), the sun, with the southwest; وارونا, originally the representative of the all-embracing heaven (atmosphere), now the god of the ocean, with the west; وایوی دوگانه (or Pavana), the wind, with the northwest; Kubera, the god of wealth, with the north; and سوماً (شهر) with the northeast. In some traditions, Ishana—an aspect of شیوا—is regarded as the regent of the northeast and Nirrti the regent of the southwest.

In the institutes of Manu the loka palas are represented as standing in close relation to the ruling king, who is said to be composed of particles of these his tutelary deities. The retinue of Indra consists chiefly of the Devas, gandharvas, considered in the epics as the celestial musicians; and apsaras, lovely nymphs, who are frequently employed by the gods to make the pious devotee desist from carrying his austere practices to an extent that might render him dangerous to their power. Narada, an ancient sage (probably a personification of the cloud, the water-giver), is considered as the messenger between the gods and men, and as having sprung from the forehead of Brahma. The interesting office of the god of love is held by Kamadeva, also called Ananga, the bodyless, because, as the scriptures relate, having once tried by the power of his mischievous arrow to make Siva fall in love with Parvati, whilst he was engaged in devotional practices, the urchin was reduced to ashes by a glance of the angry god. Two other divine figures of some importance are considered as sons of Siva and Parvati, viz. Karttikeya or Skanda, the leader of the heavenly armies, who was supposed to have been fostered by the six Knittikas or Pleiades; and Ganesha (lord of troops), the elephant-headed god of wisdom, and at the same time the leader of the dii minorum gentium.

Denominations of Hinduism[ویرایش]

نوشتار اصلی: Hindu denominations
Bhavatarini, the presiding temple deity at Dakshineswar Kali Temple, with a foot over شیوا

Contemporary Hinduism has four major divisions: شیواپرستی, شاکتی‌پرستی, Smartism, and ویشنوپرستی.

Hinduism is a very rich and complex religion. Each of its four denominations shares آیینs, beliefs, traditions and personal gods with one another, but each sect has a unique philosophy on how to achieve life's ultimate goal (moksa, liberation). For example a person can be a devotee to Shiva and a Vishnu devotee but one can practice the Advaita Vedanta philosophy which believes there is no difference between Brahman and a person's individual soul. Conversely, a Hindu may follow the Dvaita philosophy which stresses that Brahman and the soul are not the same. But each denomination fundamentally believes in different methods of self-realization and in different aspects of the one supreme God. However, each denomination respects and accepts all others, and conflict of any kind is rare.

Vaishnavism, Saivism, and Shaktism, respectively believe in a monotheistic ideal of Vishnu (often as Krishna), Shiva, or دوی; this view does not exclude other personal gods, as they are understood to be aspects of the chosen ideal. For instance, to many devotees of Krishna, Shiva is seen as having sprung from Krishna's creative force. Ganesha worshippers would connect themselves with Shiva as Shiva is the father of Ganesha, making him a Shaiv deity. Often, the monad Brahman is seen as the one source, with all other gods emanating from there. Thus, with all Hindus, there is a strong belief in all paths being true religions that lead to one God or source, whatever one chooses to call the ultimate truth. As the وداها – the most important Hindu scriptures state: "Truth is one; the wise call it by various names" (transliterated from زبان سانسکریت: Ekam Sat Viprah Bahuda Vadanti.)

Smartism, is monist as well as a monotheist and understands different deities as representing various aspects and principles of one supreme entity, Brahman or parabrahman. Teachers such as ویوکاناندا, who brought هندوئیسم to the West, held beliefs like those found in Smartism, although he usually referred to his religion as Vedanta. Other denominations of Hinduism do not strictly hold this belief.

A Smartist would have no problem worshiping Shiva or Vishnu together as he views the different aspects of God as leading to the same One God. It is the Smarta view that dominates the view of Hinduism in the West. By contrast, a Vaishnavite considers Vishnu as the one true God, worthy of worship and other forms as subordinate. See for example, an illustration of the Vaishnavite view of Vishnu as the one true God. Accordingly, many Vaishnavites, for example, believe that only Vishnu can grant moksha.[۲۱] Similarly, many Shaivites also hold similar beliefs for Shiva.

اساطیر هندی و یونانی و ایرانی[ویرایش]

Similarities between Kama and کوپیدو, Vishwakarma and هفائستوس and ایندرا and زئوس do lead many to hastily conclude that Hindu mythology is similar to Greek mythology. But Greek mythology is quite different from Hindu mythology; the two peoples' attitudes to cosmology and the nature of the gods themselves were too different to allow too close a comparison. The Greeks did not believe in only one god – they had gods and goddesses. The gods of Greek mythology became masters of the universe by overthrowing the Titans, an earlier pantheon of powerful deities, who in turn had become powerful by overcoming Uranus. Such a theme of repeat succession is missing in وداها. Like Greek gods, the Devas (Hindu gods) have also feared the Manavas (humans) would overthrow them. This has been depicted in Ramayan, Bhagavatam in the mythologies of Trishanku and Satya Harischandra. In Ramayana there are depictions that explains Indra god creating obstacles for Aswamedha yaga conducted by noble kings of Raghu Dynasty, the ancestors of Rama.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Daniélou (1991). pp. 78–84.
  2. بهزاد کشمیری پور، چاپ هجدهم کتاب «شرم‌آور» هیتلر در ایران، رادیو آلمان
  3. Keay 2000، صص 27
  4. Keay 2000، صص 25
  5. Keay 2000، صص xxvii
  6. Fuller (2004), p. 32.
  7. READING GLOBAL ISLAM THROUGH MESSIANIC RENEWAL IN DASAVATAR – Sikh Formations: Religion, Culture, Theory. Informaworld.com. Retrieved on 2011-06-04.
  8. Religious Conversion in Shambhala. Berzinarchives.com (2010-07-18). Retrieved on 2011-06-04.
  9. O'Flaherty, page 200.
  10. von Glasenapp 1962 page 113, cited in O'Flaherty, page 206.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ Explaining Hindu Dharma (2nd Edition). Vishwa Hindu Parishad (UK). 2002. pp. 14. ISBN 09534354 - 0 - 7. 
  12. Werner (1994), p. 80.
  13. Harman (2004), p. 106.
  14. Harman (2004), p. 104.
  15. "What is Hinduism?: Modern Adventures Into a Profound Global Faith". Himalayan Academy Publications. Retrieved 16 October 2011. 
  16. Chandra, Lokesh. Buddhism: Art and values : A collection of research papers and keynote addresses on the evolution of Buddhist art and thought across the lands of Asia. International Academy of Indian Culture and Aditya Prakashan, 2007. Retrieved 15 October 2011.  ("A popular but unfounded belief has been spread that Hindus have 33 crore (33,00,00,000) gods. It is a misunderstanding of the Vedic concept of the State, and hence a misinterpretation of the word koti. Thirty-three divinities are mentioned in the Yajur-veda, Atharva-... Tibetan masters who translated Sanskrit texts into Tibetan, rendered koti by rnam which means 'class, kind, category'. The thirty-three supreme deities are specified in the Satapatha-brahmana 4.5.7.2 as: 8 Vasus + 11 Rudras + 12 Adityas...")
  17. Joe David Brown; Time-Life Books (1961), Joe David Brown, ed., India, Time, Inc.  "Though the popular figure of 330 million is not the result of an actual count but intended to suggest infinity, the Hindu pantheon in fact contains literally hundreds of different deities [...]"
  18. Lynn Foulston, Stuart Abbott. "330+million"+infinity&hl=en&ei=hheXTpuMNfHb4QSFxpWkBA&sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=2&ved=0CDIQ6AEwAQ#v=onepage&q="330%20million"%20infinity&f=false Hindu goddesses: beliefs and practices. pp. 1–2. 
  19. "Sanskrit: Koti". Retrieved 15 October 2011. 
  20. Explaining Hindu Dharma (2nd Edition). Vishwa Hindu Parishad (UK). 2002. pp. 13. ISBN 09534354 - 0 - 7. 
  21. Dvaita Documentation: Vaishnava FAQ. Dvaita.org. Retrieved on 2011-06-04.

منابع[ویرایش]

  • پیر بایار، ژان. رمز پردازی آتش. ترجمه جلال ستاری. تهران، نشر مرکز، 1376، ص 104-103.
  • افشار مهاجر، کامران.حضور نمادها در هنر هاب سنتی ایران.هنرنامه (فصل نامه عملی، پژوهشی دانشگاه هنر) ، بهار 1379، سال سوم، شماره 6، صص 63-51.
  • اسماعیل پور،ابوالقاسم،اسطوره بیان نمادین،تهران، سروش، 1377، ص 80.
  1. ذکرگو، امیرحسین ،اسرار اساطیر هند (خدایان ودائی) . تهران، فکر روز، 1377، ص 61-60.
  2. ـ ایونس، ورونیکا . شناخت اساطیر هند،ترجمة با جلال فرخی ـ تهران، اساطیر،چاپ اول، 1373، ص 141.
  3. ذکوگر، امیرحسین، تحول شمایل نگاری بودائی در امتداد جاده ابریشم.هنرنامه، پائیز 78، سال اول، شماره 2، ص 63-64.
  4. ـ عبداللهیان، بهناز، نمادهای مهر و ماه در سفالینه‌های پیش ازتاریخ ایران، هنرنامه، بهار 78، سال اول،شماره 2، ص 63-46.
  5. مالاید، مادلین،هرمان گوتس، هنرمند و ایرانی، هند و اسلامی، ترجمه دکتر آژند، تهران، مولی، 1376، ص 27-30.
  6. نلسون فرای، ریچارد،میتره (مهر) در باستان شناسی ایران، ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور مطلق، مجله باستان شناسی و تاریخ، سال دوم، شماره 2، 1367، ص 16-13.

مطالعه بیشتر[ویرایش]

لینکستان[ویرایش]

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ ایزدان هندوئیسم موجود است.

الگو:Hinduism footer small الگو:HinduMythology