حسین علایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
حسین علایی
مدیر عامل شرکت هواپیمایی آسمان
مشغول به کار
۱۹ آذر ۱۳۹۲ – تاکنون
رئیس‌جمهور حسن روحانی
موسس و فرمانده نیروی دریایی سپاه
مشغول به کار
تاریخ انتصاب
۱۳۶۴
قائم مقام وزارت دفاع
فرماندهی یگان‌های دریایی سپاه
ریاست ستاد مشترک سپاه
ریاست سازمان صنایع هوایی وزارت دفاع
اطلاعات شخصی
تولد کرهرود، مرکزی
دین اسلام شیعه
خدمت نظامی
وفاداری نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
درجه 18- Sartipp-IRGC.png دریادار پاسدار
دستورات فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
رزم‌ها/جنگ‌ها جنگ ایران و عراق

حسین علایی مدیر عامل شرکت هواپیمایی آسمان و از فرماندهان سابق سپاه پاسداران است.[۱]

زندگی[ویرایش]

علایی فرزند حاج شیخ محمود علایی کرهرودی، استاد حوزه علمیه برهان و امام جمعه موقت شهر ری در اویل انقلاب است.[۲]

او پس از تشکیل نیروی دریایی سپاه در سال ۱۳۶۴ اولین فرمانده این نیرو شد، پیش از تشکیل نیروهای سه‌گانه سپاه نیز او فرماندهی یگان‌های دریایی سپاه را برعهده داشت. علایی سابقه ریاست ستاد مشترک سپاه و قائم‌مقامی وزارت دفاع و ریاست سازمان صنایع هوایی وزارت دفاع را نیز دارد.[۳][۴] او استاد دانشگاه امام حسین و مدیرمسئول ماهنامه صنایع هوایی است.

با آغاز کار دولت حسن روحانی، در ۱۹ آذر ۱۳۹۲ با حکم ایراندخت عطاریان، مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری، علایی مدیرعامل شرکت خدمات هوایی آسمان شد.[۵]

مواضع[ویرایش]

در نامه پانزدهم محمد نوری زاد خطاب به علی خامنه‌ای، از حسین علایی به عنوان فردی فهیم، تیزبین، اهل مطالعه، منصف، مردمی، پاک، جنگ دیده، جهان دیده، به روز، مومن، صبور و اهل مدارا یاد شده و از وی درخواست شده‌است تا نامه‌ای به رهبر، جهت بازگشت به سوی مردم بنویسد. پس از گذشت سه هفته از نامه پانزدهم محمد نوری زاد، در ۱۹ دی ۱۳۹۰ مقاله‌ای از حسین علایی در سایت خبرآنلاین و روزنامه اطلاعات[۶] منتشر شد؛[۷][۸] که طی آن به بررسی اشتباهات محمدرضا پهلوی که به زعم وی منجر به انقلاب سال ۱۳۵۷ شده‌است، می‌پردازد. این مقاله پس از گذشت چند ساعت، از سایت خبرآنلاین حذف شد و پس از تذکر رسمی هیات نظارت بر مطبوعات روزنامه اطلاعات نیز این نوشته را از خروجی خود برداشت. مقاله سردار علایی در روزنامه اطلاعات:

روز ۱۹ دی ماه سال ۱۳۵۶ سر آغاز قیامی مردمی و فراگیر است که ظرف حدود یک سال توانست شاه را از کشور بیرون کند و به نظام سلطانی ۲۵۰۰ ساله در ایران پایان دهد. اما این ماجرا خیلی ساده شروع شد و بهانة آن را خود حکومت فراهم کرد. در روز ۱۷ دی ماه روزنامة اطلاعات که توسط یک سناتور مورد اعتماد اداره می‌شد مقاله‌ای را با عنوان ارتجاع سرخ و سیاه علیه آیت‌الله خمینی که توسط شاه به عراق تبعید شده بود به چاپ رساند. چاپ این مقاله مورد اعتراض طلاب حوزة علمیة قم قرار گرفت و من که خود در آنجا بودم به اتفاق تعدادی از طلاب به در منزل تعدادی از اساتید حوزه علمیه قم مراجعه کردیم تا آنها به درج یک طرفه مقاله توهین‌آمیز علیه شخصیت محبوب مردم اعتراض کنند. این رفت‌وآمد به در خانة علمای قم دو روز به طول انجامید و حکومت شاه به بهانه نداشتن مجوز برای راهپیمایی به طلاب و جوانان در خیابان صفائیه حمله کرد و تعداد ۶ نفر از طلاب و معترضین را کشت و عده‌ای را نیز مجروح کرد. رفتار غلط مأمورین امنیتی شاه، نارضایتی مردم از حکومت سلطنتی را به اوج رسانید و به استمرار آن کمک کرد. چنین رفتاری موجب شد تا چهلم‌ها در ایران به راه بیفتد و رژیم شاه ظرف یک سال بیش از ۲۰۰۰ نفر از مردم معترض را در خیابان‌های شهرهای مختلف بکشد. ولی هرچه بر کشته‌های خیابانی و بازداشت مردم و تعداد زندانیان سیاسی افزوده می‌شد عملاً از اقتدار نظام شاهنشاهی کاسته می‌شد.

تا قبل از این حوادث، مردم مستقیماً شاه را خطاب مخالفت‌های خود قرار نمی‌دادند و سعی می‌کردند تا انتقادات را متوجه نبود آزادی بیان در کشور، فقدان آزادی‌های سیاسی و رفتار بد مأمورین دولتی به ویژه عناصر گارد شاهنشاهی و در نهایت دولت وقت بکنند. اما تداوم رفتارهای خشن حکومت و سرکوب شدید اعتراضات باعث شد که مردم لبة تیز مخالفت‌های خود را متوجه شخص شاه بکنند و خواستار تغییر اساسی در نظام حاکم شوند. نامه نگاری‌ها به شاه شروع شد و او به حق عامل همة نابسامانی‌های کشور اعلام شد.

این روند ادامه یافت تا آن که مردم، آزادی و نجات خود را در برپایی جمهوری اسلامی دیدند تا هم از حکومت یک شخص به صورت مادام العمر جلوگیری کنند و هم مردم با انتخابات آزاد بر سرنوشت خود حاکم باشند و هم حکومت برخاسته از متن فرهنگ مردم که اسلام است باشد و تعارضی بین باورهای مردم و اَعمال حاکمیت نباشد. به هر حال شاه به سرکوب‌ها و توسعه اختناق ادامه داد تا با رهبری امام خمینی همة مردم علیه وی بسیج شدند و او برای نجات جان خود و خانواده‌اش مجبور به فرار از کشوری شد که خود را صاحب آن می‌دانست. به نظر می‌رسد احتمالاً سوالات زیر پس از فرار برای شاه مطرح شده باشد که می‌تواند برای سایرین تجربه‌ای مهم و عبرت آموز باشد.

۱-اگر در واکنش به حضور مردم در مجالس ترحیم فرزند امام خمینی سعه صدر به خرج می‌دادم و با مقاله توهین‌آمیز که نویسنده آن داریوش همایون وزیر اطلاعاتم با اسم مستعار بود، مردم را تحریک نمی‌کردم بهتر نبود؟

۲- اگر پس از انتشار مقاله در روزنامه حکومتی، اجازه پاسخ به آن مقاله را در همان روزنامه می‌دادم حکومتم دوام بیشتری نمی‌یافت؟

۳- اگر به مردم معترض اجازه راهپیمایی مسالمت‌آمیز را می‌دادم و آنها را متهم به اردو کشی و زورآزمایی خیابانی نمی‌کردم، مسئله خاتمه نمی‌یافت؟

۴- اگر به مأمورین دستور می‌دادم که به تظاهر کنندگان تیراندازی نکنند و هوشمندانه و با تدبیر آنها را آرام کنند، نتیجه بهتری نمی‌گرفتم؟

۵- آیا اگر به جای حصر کردن بعضی از بزرگان در خانه‌هایشان و تبعید تعدادی دیگر به سایر شهرهای دوردست و زندانی کردن فعالین سیاسی، باب گفتگو و مراوده با آنها را باز می‌کردم، کار به فرار من از کشور می‌انجامید؟

۶- اگر به جای اتهام زدن به مردم که خارجی‌ها عامل تحریک شما هستند به شعور جمعی آنها توهین نمی‌کردم حالا خودم مجبور بودم به خارجی‌ها پناه ببرم؟

۷- آیا اگر به جای متهم کردن مخالفین خودم به اقدام علیه امنیت کشور، وجود مخالف را می‌پذیرفتم و حتی آن را قانونی تلقی می‌کردم و برای آنها حق قائل بودم نمی‌توانستم بیشتر برمسند قدرت باقی بمانم؟

طبیعی است که دیکتاتورها برای خود حق ابدی حاکم بودن بر مردم قائل هستند و در زمانی که در کاخ سلطنت با همراهان متملق و چاپلوس احاطه شده‌اند فرصت طرح این سوالات را ندارند و زمانی به فکر می‌افتند که مثل قذافی پس از موش و حشره خواندن مخالفین، مجبور شوند فرار را بر مقاومت و ایستاده مردن ترجیح دهند. فاعتبروا یا اولی الابصار

در محافل اپوزیسیون این موضوع طرح شده‌است که این یادداشت تحت تاثیر نامه نوری‌زاد و برای مقایسه رفتار علی خامنه‌ای با محمدرضا پهلوی نوشته شده‌است.[۹][۱۰][۱۱][۱۲] حسین علایی پیش از این نیز در جریان اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری (۱۳۸۸)، یادداشتی انتقادی در واکنش به قتل و شکنجه محسن روح الامینی در بازداشتگاه کهریزک نوشته بود.[۱۳]

علایی هم چنین از مخالفان سیاستهای دولت جمهوری اسلامی ایران درباره دولت بشار اسد و اعتراضات سوریه است.[۱۴]

واکنش‌ها[ویرایش]

مقاله علایی در ۱۹ دی ۱۳۹۰، در میان سایت‌های حامی علی خامنه‌ای، با واکنش‌های زیادی مواجه شد؛ این سایتها، علایی را به دلیل مقایسه حکومت پهلوی با جمهوری اسلامی از حامیان میرحسین موسوی، جنبش سبز و محمد نوری زاد دانستند.[۱۵]

وبگاه خبری بصیرآنلاین تاکید کرد که «هر ذهنی می‌تواند به این قضاوت برسد که منظور از سوالات علایی، الگو گذاری در قبال حوادت فتنه ۸۸ است. در این تحلیل وی متهم شده که از رفتن شاه ناراحت است.[۱۶] همچنین رجانیوز به او هشدار داد که «درکنار فرزند داریوش همایون ایستاده» و «شمارشگر معکوس برای براندازی جمهوری اسلامی» را به کار انداخته‌است.[۱۷]

همسران حمید باکری و محمدابراهیم همت، از فرماندهان کشته شده در جنگ ایران و عراق، از مواضع علایی حمایت کردند.[۱۸]

در روز ۲۴ دی ماه ۱۳۹۰ جمعی از نیروهای لباس شخصی در اعتراض به مواضع حسین علایی در مقابل منزل او تجمع کردند.[۱۹][۲۰] برخی از خبرگزاری‌ها نیز نامه‌ای را منتشر کردند که ادعا شده بود ۱۲ تن از سرداران سپاه در آن نامه به مقاله حسین علایی انتقاد نموده‌اند.[۲۱]

تابناک مدعی است که پس ازانتشار نوشته‌ای از سردار حسین علایی، وی با انتشار یادداشتی به ارایه توضیحاتی در این ارتباط پرداخت. او در این یادداشت نوشت «هدف از نگارش این مقاله صرفاً بیان رفتار استبدادی و دیکتاتوری رژیم ستم‌شاهی محمدرضا پهلوی در مقابل اعتراضات مسالمت آمیز مردم مسلمان ایران در روز نوزدهم دی ماه سال ۱۳۵۶ و قیام‌های مردمی پس از آن بود و قطعاً مقایسه نظام ستم‌شاهی با نظام جمهوری اسلامی ایران قیاسی مع‌الفارق بوده و به هیچ وجه مورد نظر نویسنده مقاله نبوده‌است.».[۲۲]

پانویس[ویرایش]

  1. حسین علایی مدیرعامل هواپیمایی آسمان شد
  2. آفات انقلاب به روایت سردار علایی: بازتولید استبداد، عدم تحمل و فساد اداری
  3. نیروهای سه‌گانه سپاه به روایت فرمانده زمان جنگ نیروی دریایی سپاه تابناک، ۲۶ شهریور ۱۳۸۷
  4. صنعت هوایی کشور به همکاری سازمانهای فعال در این بخش نیاز دارد پورتال وزارت صنایع و معادن، ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۴
  5. حسین علایی مدیرعامل هواپیمایی آسمان شد
  6. علایی، «قیام ۱۹ دی از نگاهی دیگر»، روزنامهٔ اطلاعات.
  7. ettelaat newspaper
  8. قیام ۱۹ دی از نگاهی دیگرخبرآنلاین، ۱۹ دی ۱۳۹۰
  9. رئیس سابق ستاد مشترک سپاه: روح‌الامینی زیر شکنجه کشته شد
  10. جنبش راه سبز - قیام ۱۹ دی از نگاهی دیگر
  11. شاه مخالفان را حصر و سرکوب کرد و کارش به فرار کشید | ندای سبز آزادی
  12. BBC فارسی - ایران - انتقاد تلویحی فرمانده پیشین سپاه پاسداران از رهبر ایران
  13. رئیس سابق ستاد مشترک سپاه: روح‌الامینی زیر شکنجه کشته شد
  14. سردار علایی بار دیگر تاکید کرد: عمر ساختارهای دیکتاتوری در خاورمیانه رو به پایان است |.: سحام نیوز:
  15. «واکنشها به انتقاد تلویحی سردار سابق سپاه از آیت‌الله خامنه‌ای». بی‌بی‌سی فارسی، ۰۱ ژانویه ۲۱۰۲. بازبینی‌شده در ۰۱ ژانویه ۲۱۰۲. 
  16. «سوالات شیطنت آلود رسانه منسوب به لاریجانی و چند نکته». بصیرآنلاین، ۲۱ دی ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در ۲۱ دی ۱۳۹۰. 
  17. «سردار بیدار شو! کنار فرزند داریوش همایون ایستاده‌ای». رجانیوز، ۲۱ دی ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در ۲۱ دی ۱۳۹۰. 
  18. همسران شهیدان باکری و همت: سردار علایی! از سهم شهیدان انقلاب پاسداری کنید «سایت خبری تحلیلی کلمه
  19. «تجمع برابر منزل علایی، از فرماندهان پیشین سپاه» «Radio Koocheh
  20. نامه اعتراضی فرماندهان سپاه، همزمان با تجمع لباس شخصی‌ها مقابل منزل سردار علایی | ندای سبز آزادی
  21. «انتقاد شدید جمعی از سرداران سپاه از مواضع حسین علایی». مهرنیوز، ۲۴ دی ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در ۲۴ دی ۱۳۹۰. 
  22. «انشاءالله همچنان بر این صراط مستقیم استوار خواهم بود». تابناک. 

منابع[ویرایش]