حسن تعلیل
| در متن این مقاله از هیچ منبع و مأخذی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع برطبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
حسن تعلیل آوردن علتی ادبی و ادعایی است برای امری، به گونهای که بتواند خواننده را قانع کند. این علتسازی عموماً مبتنی بر تشبیهاست و هنر آن زیبا یا زشت نمون چیزی است. با وجود این حسن تعلیل، واقعی، علمی یا عقلی نیست، مخاطب آن را از علت اصلی دلپذیرتر مییابد. بیشترین حسن تعلیل در ادبیات فارسی، در اشعار منوچهری دیده میشود؛ هر چند در آثار رودکی، حافظ، سعدی، سنایی و نظامی نیز نمونههای بسیاری از آن دیده میشود.
مثال [ویرایش]
| هنگام سپیده دم خروس سحری | دانی ز چه رو همی کند نوحه گری | |
| یعنی که نمودند در آیینهٔ صبح | از عمر شبی گذشت و تو بی خبری |
آیا هرگز فکر کردهاید که چرا خروس به هنگام سحر میخواند؟ کسی پاسخ واقعی این سؤال را نمیداند. تنها میتوان گفت که این از خصلتها و غرایز طبیعی این حیوان است. اما شاعر در مثال اول برای خواندن خروس سحری علتی خیالی میآورد. او میگوید که خروس بدان سبب ناله سر میدهد که در آیینهٔ صبح حقیقتی را میبیند و آن این است که از عمر ما روزی دیگر گذشته و ما هم چنان در بی خبری ماندهایم. ناله سردادن خروس در غم این بی خبری است. این علت ادعایی که سخت پذیرفتنی مینماید و توان اقناع مخاطب را دارد، عامل اصلی موسیقی معنوی موجود دراین بیت است.
مثال2:
کبک دری ساق پای در قدح خون زده در اینجا شاعر علت قرمزی پای کبک را در خون زدن پای کبک می داند. به این دلیل غیر واقعی و احساسی حسن تعلیل می گویند.
| این یک نوشتار خُرد پیرامون ادبیات است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |