حاجی میرزا آقاسی
|
|
لحن این مقاله برای دانشنامهٔ ویکیپدیا نامناسب است. لطفا کلمات ستایشگونه و غیر ادبی و عبارات غیردانشنامهای موجود در این مقاله را بزدایید. برای راهنمایی بیشتر صفحهٔ راهنمایی برای نوشتن مقالههای بهتر را ببینید. |
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
| شناسنامه | |
|---|---|
| نام کامل | ملاعباس ایروانی |
| سرشناس به | حاجی میرزا آقاسی |
| زادروز | ۱۱۹۸ ق. |
| زادگاه | ماکو، |
| تاریخ مرگ | رمضان ۱۲۶۵ ق. |
| جایگاه مرگ | کربلا، |
| اطلاعات سیاسی | |
| سمت | صدراعظم |
| پستهای پیشین | معلم شاهزاده محمد |
| پادشاه | محمد شاه قاجار |
| پس از | قائم مقام فراهانی |
| پیش از | امیرکبیر |
حاجی ملاعباس ایروانی معروف به حاجی میرزا آقاسی (۱۱۹۸ ق. ماکو - رمضان ۱۲۶۵ ق. کربلا) آخرین صدراعظم محمد شاه قاجار بود. او پس از آن که قائم مقام فراهانی به فرمان محمدشاه کشته شد به این جایگاه رسید. در زمان او ایران به سمت قهقهرا کشیده شد.
«میرزا آقاسی از خاندان بیاتی بود که شاه عباس ۳۰۰ خانوار از آنان را از ایروان در ارمنستان امروزی به دره ماکو انتقال داد تا امنیت این گذرگاه مهم کوهستانی که دههها در دست راهزنان ساکن در قلعهٔ ماکو بود حفظ کنند. آقاسی بعد از طی تحصیلات اولیه به عراق رفته و بعد از اتمام تحصیلاتش به ماکو برمیگردد و سپس به عنوان معلم نوادگان فتحعلی شاه که به صورت سنتی در خوی ساکن میشدند گمارده میشود. داستان آشنایی وی با شاهزاده محمد (محمد شاه آینده) از همین کلاسها آغاز میگردد و در نهایت او بهعنوان مراد محمد شاه درمیآید.»
او سرانجام پس از مرگ محمد شاه، توسط امیرکبیر به کربلا تبعید گردید و همانجا درگذشت.
[ویرایش] دیدگاهها دربارهٔ میرزا آقاسی
میگویند او بیشتر دو دستور میداد؛ یکی ریختن توپ و دیگری کندن کاریز. این پافشاری او بر اینها دو واکنش گونهگون را دربارهٔ او برانگیختهاست. هواخواهنش میگویند که پس از شکست از روسها ساخت توپ بسیار مورد نیاز بودهاست. همچنین ساخت کاریز را نیز کوششی در راه آبادانی ایران میدانند. ولی دشمنانش این دستورها را از سر کمفهمی و نادانی او میدانند.
او «در فن حکومت ناشایسته و در عین حال بامبول زن و جاه طلب بود»[۱]. گفتهاند که در مسائل مدنی، داخلی، روابط بینالملل و به ویژه ارتباط با بیگانگان برخورد بسیار سادهلوحانهای داشت به طوری که در کمال تعجب هر نامهای را که به زیردستان خود مینوشت، یک نسخه را به سفارتهای روس و انگلستان هم میفرستاد. در این باب، میرزا محمدتقی خان (امیرکبیر بعدی) که وزیرش بود بارها به او تذکر میداد اما او گوشش بدهکار نبود. «مسأله این است که حاجی اصلاً حوصلهٔ کار دیپلوماسی نداشت»[۲] و در مقابل بیگانگان دچار مقداری حس خودکمبینی بود.
[ویرایش] منابع
- معرفی و بررسی نقاشیهای کاخ سردار ماکو، مهدی محمد زاده، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس تهران، ۱۳۸۰.
- امیرکبیر و ایران، دکتر فریدون آدمیت، نشر خوارزمی، تهران، چاپ نهم:۱۳۸۵.
| این یک نوشتار خُرد پیرامون تاریخ است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
|
|||||||||||||||||||||||