حاجی‌فیروز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
یک حاجی‌فیروز در کنار خیابان ولی عصر تهران در کنارهٔ پارک ملت.

حاجی فیروز یا حاجی پیروز مردی است لاغراندام با چهرهٔ سیاه کرده و لباسی قرمز رنگ همراه با کلاه دوکی شکل قرمز که در روزهای نزدیک به نوروز، با دایره و دنبکی به خیابان می‌آید و به رقص و شیرین‌کاری و خواندن شعرهای ضربی می‌پردازد.

شعرهای حاجی فیروز[ویرایش]

حاجی فیروزه،
سالی یه روزه،
همه می‌دونن،
منم می‌دونم،
عید نوروزه.

ارباب خودم سامبولی بلیکم
ارباب خودم سر تو بالا کن،
ارباب خودم منو نیگا کن،
ارباب خودم لطفی به ما کن.
ارباب خودم بزبز قندی،
ارباب خودم چرا نمی‌خندی؟

بشکن بشکنه بشکن،
من نمی‌شکنم بشکن،
اینجا بشکنم یار گله داره،
اونجا بشکنم یار گله داره!
این سیاه بیچاره چقد حوصله داره.

خاستگاه[ویرایش]

حاجی فیروز در جاده چالوس

مهرداد بهار، شخصیت حاجی فیروز را مربوط به جشن‌های سیاوش دانسته و چنین گفته که احتمالا از یکی از اسطوره‌های تموز، بَغدُخت کشاورزی و احشام در میان‌رودان باستان گرفته شده‌است. او بعدها ادعا کرد که چهرهٔ‌سیاه‌شدهٔ حاجی فیروز نشان‌دهندهٔ بازآمدن او از سرزمین مردگان است و لباس سرخ او نشان از سرخی خون سیاوش دارد؛ او بیان کرده که نام سیاوش می‌تواند معنی «مرد سیاه» یا «مردی با چهره سیاه» داشته باشد.[۱] کتایون مزداپور، استاد زبان‌های باستانی و اسطوره‌شناس در مصاحبه‌ای، خبر از ترجمهٔ لوحی اکدی داده و آن‌را تاییدی بر نظریهٔ مهرداد بهار دانسته و گفته که در آن لوح چنین آمده که دوموزی (شوهر بَغدُخت تموز) در نیمی از سال با لباس قرمز و در حال نواختن دایره، دنبک، ساز و نی‌لبک به دنیای زیرزمین رود تا همسر خود را بازگرداند که آغاز دوبارهٔ باروری در روی زمین است.[۲]

رضا مرادی غیاث‌آبادی، وجود شخصیت پیام‌آور نوروز را در بخش‌های مختلف ایران بزرگ تایید کرده اما نام حاجی فیروز و شمایل امروزین او (لباس سرخ و سیاهی چهره) را سنتی کاملا جدید و تنها مختص به تهران می‌داند.[۳]

مهدی اخوان ثالث در پاورقی یکی از شعرهای خود در مجموعه شعر ارغنون، حاجی‌فیروز را «بقایای نفرت‌انگیز عهد توحش و برده‌داری» نامیده و چنین گفته‌است:

من از دیرباز، حتی در ایام کودکی نیز، همیشه از وضع شکل و اداهای این‌گونه مبشران سیاه‌چهرهٔ نوروزی که در تهران مرسوم است (روی خود را سیاه می‌کنند و به نام حاجی فیروز حُراره‌های بی‌مزه و لوس و مکرر می‌خوانند) نفرت داشته‌ام. گمان نمی‌کنم که از ابتدا جز در تهران جای دیگری تقلید این بقایای نفرت‌انگیز عهد توحش و برده‌داری مرسوم می‌بوده باشد، یا من نشنیده‌ام و البته نفرتم از خود این آدم‌های بدبخت و سیاه‌روزگار نیست، که از گرسنگی و بیچارگی در کسوت بخت خود -سیاهی- می‌روند.[۴]

پانویس[ویرایش]

  1. «ḤĀJI FIRUZ». دانشنامهٔ ایرانیکا. بازبینی‌شده در دوشنبه، ۲۸ مهر ۱۳۹۳. 
  2. لادن پارسی. «حاجی فيروز نماد کدام اسطوره است؟». تارنمای بی‌بی‌سی فارسی، ۱۴ مارس ۲۰۰۵. بازبینی‌شده در دوشنبه، ۲۸ مهر ۱۳۹۳. 
  3. رضا مرادی غیاث‌آبادی. «حاجی فیروز: پیام‌آور نوروزی». تارنمای شخصی غیاث‌آبادی، ۲۶ اسفند ۱۳۸۴. بازبینی‌شده در دوشنبه، ۲۸ مهر ۱۳۹۳. 
  4. مهدی اخوان ثالث، ارغنون، پاورقی شعر عید آمد، صفحهٔ ۷۴.

منابع[ویرایش]

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ حاجی‌فیروز موجود است.