حاجیعلی رزمآرا
| شناسنامه | |
|---|---|
| نام کامل | حاجیعلی رزمآرا |
| زادروز | ۱۲۸۰ خورشیدی ۱۳۱۸ (قمری) |
| زادگاه | تهران، ایران |
| تاریخ مرگ | ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ |
| جایگاه مرگ | صحن مسجد سلطانی , تهران، ایران |
| همسر | انورالملوک هدایت |
| فرزندان | نوذر، هرمز، سیمین، کامبیز و پرویز |
| اطلاعات سیاسی | |
| سمت | ۵۸ مین نخست وزیر ایران ۵ تیر تا ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ |
| پستهای پیشین | ریاست ستاد ارتش |
| پادشاه | محمدرضا شاه پهلوی |
| پس از | علی منصور |
| پیش از | حسین علاء |
سپهبد حاجی علی رزمآرا (۱۲۸۰ - ۱۶ اسفند ۱۳۲۹) نخستوزیر ایران در سال ۱۳۲۹.
آغاز زندگی و جوانی[ویرایش]
حاجی علی رزمآرا در ۱۲۸۰ (۱۳۱۸ قمری)، در شب عید قربان در تهران به دنیا آمد. به همین دلیل «حاجی» را به نام او افزودند. علی رزمآرا بعدها به نام سپهبد رزمآرا در تاریخ سیاسی ایران شهرت یافت. پدرش از افسران تحصیلکرده قزاقخانه بود از این رو فرزندش را برای تحصیلات ابتدا به مکتب خانه و سپس به مدارس الیانس، اقدسیه و دارالفنون فرستاد علی در هفده سالگی وارد مدرسه نظام مشیرالدوله شد و بعد به خدمت بریگاد مرکزی درآمد. در عملیاتی در شمال برای مقابله با جنگلیها (طرفداران میرزا کوچکخان جنگلی) و در آذربایجان در سرکوب اسماعیل آقا سیمیتقو شرکت موثر داشت و در ۱۲۹۹ درجه ستوان دومی گرفت.
پس از احراز درجه افسری در اثر اقداماتی که کرده بود به درجه سلطانی ارتقا مقام یافت و در سال ۱۳۰۲ همراه با افسران جوان به منظور فراگیری فنون نظامی، عازم فرانسه شد.
تحصیل در فرانسه[ویرایش]
در ۱۳۰۲ رزمآرا همراه با چند افسر دیگر برای ادامه تحصیل به فرانسه اعزام شد. تحصیلات نظامی را در دانشگاه نظامی سن سیر انجام داد و پس از دو سال به ایران بازگشت. وی که وارد رشته پیادهنظام شده بود، از دانشکده سن سیر فارغالتحصیل شد.
بازگشت به ایران[ویرایش]
پس از بازگشت به ایران ضمن تصدی فرماندهی گردان به درجه سرگردی ارتقا یافت. اقدامات او در منصب فرماندهی فوج کرمانشاه آنقدر چشمگیر بود که در سال ۱۳۱۱ با حفظ سمت به کفالت فرماندهی تیپ لرستان نیز منصوب شد و سال بعد با اخذ درجه سرهنگی به پاکسازی منطقه مزبور از عشایر پرداخت. طی سال ۱۳۱۴ به تهران انتقال یافت و در دایره جغرافیایی ارتش جای گرفت.
با انورالملوک هدایت، خواهر صادق هدایت، ازدواج کرد. پس از انتقال به تهران او را مأمور تشکیل دایره جغرافیایی ارتش کردند. چند ماه بعد مامور شد معاونت دروس دانشگاه جنگ را عهدهدار شود. در پایان سال ۱۳۱۷، پس از ۶ سال خدمت با درجه سرهنگی، به رتبه سرتیپی ارتقا یافت و به عضویت شورای عالی جنگ، برگزیده شد.
استاد دانشگاه جنگ[ویرایش]
هنگامی که سپهبد ژاندر فرانسوی دانشگاه جنگ را در ایران بنیان نهاد علی رزم آرا به معاونت وی منصوب شد و به درجه استادی رسید. وی که تاکتیک، نقشه خوانی و جغرافیای نظامی تدریس میکرد طی سال ۱۳۱۸ پس از نوزده سال خدمت به درجه سرتیپی رسید و به عضویت شورای عالی نظام برگزیده شد. اما هیچگاه نتوانست پست بالاتری در ارتش عهده دار شود، علت آن نیز وجود پروندهای در دادسرای ارتش بود که رزم آرا را متهم به عدم اجرای حکم اعدام یکی از عشایر میکرد.
در شهریور ۱۳۲۰، که نیروهای متفقین به ایران حمله کردند، او در شورای عالی جنگ در حضور رضاشاه ترک مخاصمه را توصیه کرد. پس از فروپاشی ارتش، در مهر ۱۳۲۰ به فرماندهی لشکر یک در تهران برگزیده شد و آن را دوباره سازمان داد.
اشغال ایران[ویرایش]
شهریور ۱۳۲۰ با حمله متفقین و اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، شورای عالی جنگ طرح استخدام سربازان پیمانی را تصویب کرد اما او از امضا آن خودداری کرد. با خروج رضاشاه یاران پیر او نیز بازنشته شدند و زمینه رشد افسران جوان ایجاد شد. رزمآرا نیز به جای سرلشکر بوذرجمهری به فرماندهی لشکر اول مرکز برگزیده شد و سپس به ریاست لشکر آمادگاه تعلیماتی ارتش رسید.
فرمانده دانشکده افسری[ویرایش]
در سال ۱۳۲۲ که متفقین عده زیادی از رجال ارتش را به جرم تمایلات فاشیستی بازداشت کردند، وی به ریاست ستاد ارتش برگزیده شد. با افزایش محبوبیت او، فرماندهی دانشکده افسری و دفتر نظامی شاه نیز به او واگذار شد.
ریاست ستاد ارتش[ویرایش]
در سال ۱۳۲۳ به درجه سرلشکری رسید، بنابراین مجدداً به ریاست ستاد ارتش بازگشت. این فرصتی بود تا روزنامه نگاران دوست رزمآرا زمینه حذف مخالفین او را فراهم آورند.[نیازمند منبع] انتشار جزوات شرح حال تیمساران منبعث از اطلاعاتی بود که او در اختیار آنان میگذاشت تا افراد موثر ارتش را متزلزل کند و مشاغل حساس را در اختیار دوستان خود قرار دهد. اما چهارده ماه بعد سرلشکر حسن ارفع جایگزین او شد و در ۴۴ سالگی با بازنشستگی اجباری او را از گردونه خارج کرد. بنابراین رزم آرا برای بازگشت به قدرت ناچار شد با کمک مظفر فیروز و رهبران حزب توده، به قوام السلطنه نزدیک شود.
لشکرکشی به آذربایجان[ویرایش]
وقتی احمد قوام (قوام السلطنه) در میان تحولات سیاسی جدّی که متوجه آذربایجان بود، در ۱۳۲۴ بر سر کار آمد رزمآرا به ریاست ستاد ارتش منصوب شد. پس از خروج نیروهای ارتش سرخ شوروی، درحالیکه مذاکرات فرقه دموکرات آذربایجان با دولت قوام ادامه داشت. با دستور شاه، رزمآرا ارتش را برای پیشروی در آذربایجان و کردستان آماده ساخت. قوام با اینکه مهمترین عنصر در خروج نیروهای روس از آذربایجان در ۱۳۲۵ و ضمیمه نشدن آن به اتحاد شوروی بود. ولی در برابر فرقه دموکرات آذربایجان و جمهوری مهاباد، قاطعیت نشان نمیداد.[نیازمند منبع] نخست به این دلیل که دولت او در ائتلاف با حزب توده، همپیمان پیشهوری (رهبر فرقه دموکرات) بود. و دوم اینکه میدانست حل مسئله آذربایجان و آرام شدن فضای سیاسی کشور، برابر است با ائتلاف شاه و مخالفات قوام در مجلس و نتیجتاً سرنگونی اش.[نیازمند منبع] مذاکرات او با پیشهوری نیمه کار ماند آنگاه که شاه و رزمآرا نخست به یک تجسس هوایی به خلبانی شاه بر منطقه آذبایجان دست زده و سپس قوام را در عمل انجام شده گذاشته و او را مجبور به همکاری در پیشروی نظامی کردند.[نیازمند منبع] اندکی بعد دولت قوام سرنگون شد. او بعدها تاکید کرد که مخالف این کار بود و شاه و رزمآرا او را مجبور به این عملیات نظامی کردند.[نیازمند منبع]
ظاهراً شاه به رزمآرا وعده نخست وزیری داده بود اما حکیم الملک و سپس عبدالحسین هژیر به نخست وزیری رسیدند و صمیمیت سابق میان شاه و رئیس ستاد ارتش از میان رفت. با اینحال سپهبد پرافتخار، در میان نیروهای نظامی چنان جایگاهی داشت که برکناری او برابر بود با کودتایی به سبک سردار سپه.
شاه برای جلب رضایت مجدد وی[نیازمند منبع] در فروردین ۱۳۲۷ درجه سپهبدی را به رزم ارا اعطا کرد و نام او به عنوان چهارمین نفری که صاحب این مقام شد در تاریخ ارتش ایران به ثبت رسید.
نخست وزیری[ویرایش]
اینها آرزوهای علی رزمآرا را برآورده نمیکرد. چراکه همه او را با رضاشاه مقایسه میکردند. از این رو در انتخابات دوره شانزدهم در ۱۳۲۸ تصمیم به مداخله گرفت و موفق هم بود. ولی با کشته شدن هژیر انتخابات تهران دوباره تکرار شده و با مقابله فضل الله زاهدی رئیس شهربانی که رقیب دیرینه او به شمار میرفت. نامزدهای جبهه ملی و هواداران ملی شدن نفت، به مجلس راه یافتند تا نیرومندترین اقلیت تاریخ پارلمانی ایران را برسازند. در تیرماه ۱۳۲۹ مجلسی که ظاهراً در اکثریت هواداران رزمآرا بود، رای تمایل به نخست وزیری او داد و شاه بهناچار آنرا پذیرفت. و در ۵ تیر ۱۳۲۹ او را به نخستوزیری منصوب کرد. ولی دربار، جبهه ملی در مجلس و نیروهای مذهبی به رهبری کاشانی در خیابان، از سه جهت بر او میتاختند. به طوریکه او با داشتن دولت، ارتش و اکثریت پارلمان، و در شرایطی که چراغ سبز دو ابرقدرت شوروی و انگلیس را نیز همراه داشت، یکی از ضعیف ترین دولتهای ایران را در اختیار داشت.
رزمآرا قصد داشت قرارداد الحاقی نفت (معروف به قرارداد گس-گلشائیان) را درمجلس به تصویب برساند، اما مخالفت جدّی و گسترده جبهه ملی به وی اجازه این کار را نداد که این امر موجب شد که او در ۵ دی ۱۳۲۹ لایحه قرارداد الحاقی را از مجلس پس بگیرد.
اندیشه ملی شدن نفت درمیان مردم گسترش یافته بود و رزمآرا توان مقابله با آن را نداشت.
با این حال هنگام معرفی هیات وزیران به شاه و مجلسین، شش وزارتخانه دولت او وزیر نداشت و کابینه نیمبند بدون وزیر امور خارجه، راه، پست و تلگراف، کار و دارایی تصویب شد. در مجلس سنا دکتر متین دفتری، سیدمحمد تدین، سرلشکرفضل الله زاهدی، عدل الملک دادگر، دکتر محمود حسابی و عبدالحسین نیکپور هیچگاه از مخالفت با رزمآرا دست بر نداشتند.
در مجلس شورای ملی نیز فراکسیون هشت نفری جبهه ملی به رهبری دکتر مصدق با او از در جنگ برآمدند. بود.[۱]
دکتر مصدق در سخنرانی خود در مجلس شورای ملی خطاب به رزمآرا میگوید:
خدا شاهد است اگر ما را بکشند. پارچه پارچه بکنند، زیربار حکومت این جور اشخاص نمیرویم وحدانیت نیت حق خون میکنیم، خون میکنیم، میریزیم، و کشته میشویم (باعصبانیت) اگر شما نظامی هستید من از شما نظامیترم میکشم همینجا شما را میکشم
رزمآرا در پاسخ او میگوید:
من از آقای مصدق تعجب میکنم! مجلس جای استدلال و بحث است نه جای منازعه و مشاجره و فحش. اگر جای فحش بود چند نفر چاله میدانی میآمدند اینجا!
صدارت رزمآرا با جنجال نفت همراه بود و او ناگزیر شد لایحه قرارداد گس-گلشائیان که دولت ساعد به مجلس داده بود را پس بگیرد. کابینه او چند بار مورد استیضاح قرار گرفت و نهایتاً با سخنانی که درباره عدم توانایی ملت ایران در اداره صنعت نفت ایران ابراز کرد، همگان رزمآرا را بزرگترین مانع بر سر ملی شدن نفت شناختند. رزمآرا چنین استدلال میکرد که ما توان فنی در اختیار گرفتن کامل صنعت نفت را نداریم و باید به افزایش سهم ایران از سود حاصل، به پنجاه درصد رضایت دهیم. همین باعث شد تا او را به عنوان یک خائن به منافع ملی ایران معرفی کنند. در بیرون از مجلس نیز جریانهای گوناگون کشور از دربار تا اسلامگرایان تندرو ائتلافی بر ضد رزمآرا ایجاد کرده بودند.
کشته شدن[ویرایش]
در روز شانزدهم اسفند سال ۱۳۲۹ سپهبد حاجیعلی رزمآرا در مسجد شاه تهران کشته شد. در این باره دو روایت وجود دارد. یکی اینکه خلیل طهماسبی، که پس از دستگیری در همان لحظه خود را عبدالله موحد رستگاری معرفی کرد، این کار را کرد. فداییان اسلام، گروه اسلامگرای وابسته به نواب صفوی، که آنزمان در اتحاد با آیت الله کاشانی و جبهه ملی بود، همان روز مسئولیت آنرا به عهده گرفت. او پس از تصویب قانونی در مجلس شورای ملی مبتنی بر عفو قاتل رزم آرا به پیشنهاد شمس قنات آبادی و توشیح شاه آزاد شده و پس از کودتای ۲۸ مرداد، که دوباره بازداشت شد، قتل را منکر گشت. بنابر روایت فداییان اسلام، رزمآرا، هیچ اختلافی با شاه نداشت و شاه دشمن ملی شدن نفت بود.[۳][۴][۵] روایت دیگر آن است که اگرچه خلیل طهماسبی قصد این کار را داشت ولی در واقع گلوله او به رزمآرا نخورد، بلکه نخست وزیر ایران با گلولهای با کالیبر بزرگ مربوط به یک اسلحه کلت کمری که تنها در اختیار ارتش بود، کشته شدهاست. و ضارب واقعی یک گروهبان ارتش بود (از محافظان رزم آرا) که با هماهنگی دربار و شخص اسدالله علم این قتل را انجام دادهاست.،[۶][۷][۸][۹][۱۰][۱۱] بنابر روایت دوم، در آن مقطع، شاه مخالف رزمآرا بوده و از ان میترسیده که رزم آرا کودتا کرده و قدرت را در دست بگیرد.[۱۲]
مصدق در خاطرات خود میگوید:
قاتل رزمآرا هرکه بود رفع کدورت از ذهن اعلیحضرت کرد
پس از دستگیری خلیل طهماسبی به اتهام قتل رزمآرا، «یک اعلامیه از طرف نواب صفوی (رهبر فداییان اسلام) صادر شد که در بالای آن «هوالعزیز» نوشته شده بود. این اعلامیه خطاب به شاه صادر شده بود» و «قاطعانه به شاه دستور میداد که باید فرمان آزادی قاتل رزمآرا را صادر کند، و برای هرگونه آزاری که وی در زمان بازجویی توسط پلیس دیدهاست، از او عذرخواهی نماید.»[۱۳] آیتالله کاشانی در مصاحبهای نظرش را چنین ابراز داشت: «این عمل به نفع ملت ایران بود و این گلوله و ضربه عالیترین و مفیدترین ضربهای بود که به پیکر استعمار و دشمنان ملت ایران وارد آمد. قاتل رزمآرا باید آزاد شود; زیرا این اقدام او در راه خدمت به ملت ایران و برادران مسلمانش بودهاست.»[۱۴]۹ بنا به خاطرات سیدمحمد واحدی از اعضای برجسته فداییان اسلام و حاج مهدی عراقی، رهبران جبهه ملی برای جلوگیری از اقدامات رزمآرا و حتی احتمال کودتا توسط وی، از فداییان اسلام درخواست میکنند که رزمآرا از سر راه نهضت ملی برداشته شود.[۱۵][۱۶][۱۷] در جلسهای با حضور نواب صفوی، بقایی، فاطمی، نریمان، آزاد، حائریزاده، سنجابی، شایگان و مکی از طرف جبهه ملی حضور پیدا میکنند و دکتر فاطمی تأکید میکند که من اصالتاً از طرف خودم هستم و وکالتاً از طرف مصدق (چون کسالت داشت) و ایشان گفتهاند هر تصمیمی که در این جلسه گرفته شود «برای خود من هم لازمالاجرأ است.»[۱۸][۱۹] اما خلیل طهماسبی در متون بازجویی خود اعلام میدارد که در ان جلسه حائری زاده از طرف دکتر مصدق حضور یافته بود.[۲۰] نواب صفوی طی دو جلسه طولانی به شرط اجرای احکام اسلام در صورت به قدرت رسیدن جبهه ملی، پیشنهاد اعدام انقلابی رزمآرا را پذیرفت و جبهه ملی نیز متعهد شد که در صورت موفقیت، خواستههای فداییان اسلام را عملی نماید.[۲۱] همچنین نواب صفوی در این مورد با آیتالله کاشانی نیز ملاقات و گفتگو کرد و آیتالله کاشانی هم قول داد که «بگذار مرحله اول رزمآرأ برود، بقیه کارها درست میشود.»[۲۲] در سندی که متن بازجویی از خلیل طهماسبی در سال ۱۳۳۴ را نشان میدهد، وی ادعا کرده که جلساتی با رهبران جبهه ملی و آیتالله کاشانی داشتهاست ولی از اشخاص فقط نام بقایی و مکی و کاشانی و فاطمی را ذکر کردهاست و نسبت به بقیه با عنوان «وکلاء اقلیت که نامشان در خاطرم نیست» پاسخ دادهاست.[۲۳] در دادنامه دادستان ارتش مورخ ۱۸/۱۰/۳۴ علیه فداییان اسلام پس از بازداشت گسترده به دلیل سوءقصد ناموفق به حسین علاء، به سابقه ترور رزمآرأ با معاونت «بعضی از نمایندگان اقلیت در دوره شانزدهم مجلس شورای ملی» اشاره شدهاست.[۲۴] و پای آیتالله کاشانی، بقایی، حائریزاده، مصدق و شایگان نیز به میان کشانده شده با توجه به نبود مدرک و عدم اثبات ادعا توسط دادستان پرونده مختومه گردید..[۲۵]
هیکل روزنامهنگار شهیر مصری مینویسد: بعداً شوهر اشرف (پهلوی) به من گفت وقتی که خبر ترور رزمآرا را به شاه دادند، گیج شد. او نمیتوانست باور کند که نخستوزیرش بدین طریق از صحنه محو شده باشد. شاه بعد از شنیدن خبر گفت: «نمیتوانم باور کنم، نمیدانم چه کار بکنم»[۲۶]
در روز ترور، اسدالله علم که خود مشوق رزمآرا برای حضور در مسجد بود پس از اطلاع از قتل رزمآرا به نزد شاه رفته و اعلامی میدارد که:
کلک او کنده شد.[۲۷]
فردای ترور رزمآرا، روزنامه نبرد ملت ارگان فدائیان اسلام، تیتر زد «رزمآرا به جهنم رفت و سایر خائنین به دنبال او رهسپار میشوند.» این تیتر را کرباسچیان، مدیر روزنامه زده بود. روزنامه دو قران بود، تا ساعت ده به ۲ تومان رسید؛ ۳ هم بار چاپ شد. شنبه صبح ابراهیم کریم آبادی، مدیر روزنامه اصناف عکسی چاپ کرد که در آن نواب صفوی دستش را روی سر سید حسین امامی و خلیل طهماسبی گذاشته بود و نوشت:«این دو مرد حق تربیت شده این مرد حقاند.» و اعلامیه نواب صفوی را با این تیتر چاپ کرده بود که «اعلام ما به دشمنان اسلام و غاصبین حکومت اسلامی ایران، شاه و دولت» و زیرش نوشته بود «حضرت استاد خلیل طهماسبی معروف به عبدالله موحد رستگار، طبق فرمان خدا رزمآرا را از میان برداشت. چنانچه دربار در عرض یک هفته از این سرباز برومند اسلام، حضرت خلیل طهماسبی عذرخواهی نکرده و آزاد ننماید، دربار را کن فیکون خواهیم کرد»[۲۸]
محمدمهدی عبدخدایی، (که در سال ۱۳۳۱، دکتر حسین فاطمی، وزیر امور خارجه، را ترور کرد) از یاران نزدیک نواب صفوی و خلیل طهماسبی، ترور رزمآرا را کار گروه خود دانسته و ماجرای «ترور رزمآرا از سوی دربار» را افسانه سرایی جبهه ملی میداند.[۲۹]
مجلس شورای ملی در دوره شانزدهم در تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۳۱ به درخواست شمس قنات آبادی (از یاران آیتالله کاشانی و همسر مادر محمدرضا شاه) در در ماده واحدهای به قید ۳ فوریت چنین تصویب کرد:
چون خیانت حاجعلی رزمآرا بر ملت ایران ثابت گردیده هرگاه قاتل او استاد خلیل طهماسبی باشد به موجب این قانون مورد عفو قرار میگیرد و آزاد میشود.
در این نشست مجلس مظفر بقایی رهبر حزب زحمتکشان ایران در این باره چنین گفت: «چون سپهبدعلی رزم آرا در دوران ریاست ستاد ارتش و ریاست دولت تمام توانایی و قدرت ناشی از مقامات فوق راعلیه مشروطیت و نابود کردن مبانی حکومت ملی و آزادی ایران که محصول قربانیها و مجاهدات مردم این کشوراست بکار برده بطوری که قطع نظراز سوءاستفاده از مقام دولتی خودعملا مقدم علیه حکومت ملی وآزادی ایران قرار گرفت تا آنجا که از هیچ قانون شکنی منجمله مداخله و ارعاب و تخویف دستگاه قضایی و قوه مقننه دریغ نکرد و بالنتیجه آثار حکومت ملی و آزادی و مصونیت قانونی افراد بر اثرتجاوزات و قلدری این شخص بکلی نابود شد. بنابراین امضاء کنندگان زیر آقای استاد خلیل طهماسبی را تجسم اراده ملی و عمل او را اجرای قضاوت افکارعمومی دانسته رجاء واثق داریم که باحترام افکارعمومی و حکومت مشروطه ایران از طرف دادگاه رایی برخلاف عدل و وجدان صادر نخواهد گردید چه در این مورد ملت ایران است که مشمول رای قضات آن دادگاه قرار خواهد گرفت»[۳۱]
فردای قتل رزمآرا، روز ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ کمیسیون نفت پیشنهاد ملی کردن صنعت نفت را تصویب و اعلام کرد. قانون ملی شدن صنایع نفت در مجلس شورای ملی در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۲۹ و در مجلس سنا در تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ به تصویب رسید.[۳۲]
ابهامات در ترور رزم اراء[ویرایش]
در مورد علت ترور رزم آراء و اینکه آیا قاتل او خلیل طهماسبی بودهاست از همان دوران بین افراد گوناگون در صحت موضوع محل نزاع بود. ابوالفضل لسانی وکیل خلیل طهماسبی پس از مطالعه پرونده و نوع گلولهها متوجه میشود که گلولهها با هم فرق دارند و گلوله چهارمی که باعث مرگ رزم آراء شدهاست از نوع دیگری است. او موضوع را به طهماسبی میگوید ولی طهماسبی قبول نکرده ودر پاسخ لسانی میدارد که: شما میخواهید افتخار مرا بگیریدو از بین ببرید[۳۳] در مورد تناقضات پرونده رزم آرا و خلیل طهماسبی مواردی امدهاست که میتوان آن را در میان اوراق بازجویی خود طهماسبی پیدا نمود. در ص ۸۰ کتاب ناگفته عراقی میگوید: « که یک خواهری بود که در موقعی که رزم ارا نزدیک شد اسلحه را منتقل کرد به خلیل، قبل از آن خلیل اسلحه در اختیارش نبود » اما در اوراق بازجویی طهماسبی میگوید که اسلحه را از نواب گرفتهاست.[۳۴] کتاب اسرار قتل رزم ارا نوشته محمد ترکمان اسناد مربوط به بازجوییهای طهماسبی در این مورد و حاضرین و محافظین رزم اراء را با ذکر موارد تناقض در بیانات انان نشر دادهاست.
سایر مخالفین ترور رزم اراء توسط خلیل طهماسبی و کتابهای منتشر شده در این رابطه[ویرایش]
- سالهای بحرانی –خاطرات ناصر خان قشقائی - صفحات۱۲۴ الی ۱۲۶ نشر رسا ۱۳۶۶
- خاطرات سیاسی – سرهنگ مصور رحمانی -۱۳۶۴ انتشارات رواق
- آن سوی خاطرهها - خاطرات سرتیپ شایان فر - وکیل مدافع نواب صفوی
- رحمانی، غلامرضا؛ خاطرات سیاسی، تهران، رواق، بیتا، صص۲۷۰ـ۲۷۶.
- خاطرات مهندس شریف امامی - تاریخ شفاهی هاروارد - نشر نگاه امروز ۱۳۸۰ ص ۱۳۵ - تاریخ شفاهی هاروارد
- سیری در نهضت ملی شدن نفت - خاطرات شمس قنات آبادی - ۱۳۷۷ -ISBN 964-5645-07-07 در ص ۲۱۰ الی ۲۲۰
- تاریخ شفاهی هاروارد – مصاحبه دکتر بقایی با دکتر حبیب لاجوردی مصاحبه دوم ۴ ژوئن ۱۹۸۶- ص ۱۳۶ الی ۱۴۹
- گذشته چراغ راه آینده بی تاریخ -ص ۵۴۰-۵۴۲ به نقل از مجله خواندنیها ش ۳۹ و ۴۲ و ۴۴
- طلوعی، محمود؛ بازی قدرت، تهران، علم، ۱۳۷۳، ج۱، ص ۴۵۰ الی ص۴۵۵
- خاطرات حسن گرامی - مرکز اسناد انقلاب اسلامی -تدوین صمد قائم پناه -۱۳۸۸
- خاطرات مرتضی کاشانی - مرکز اسناد انقلاب اسلامی -تدوین حبیب الله مهر جو -۱۳۹۰
- اسرار قتل رزم ارا - محمد ترکمان - انتشارات رسا
وقایع مهم[ویرایش]
وقایع مهم در کابینهٔ رزم آرا عبارت است از: طرح رسمی پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت در مجلس شورای ملی، تشکیل کنفرانس اقتصادی کشورهای اسلامی در تهران، عقد قرار داد بین ایران و آمریکا برای استفاده از کمک مالی آمریکا. امضاء موافقت نامهٔ بازرگانی ایران و شوروی، ازدواج شاه با دوشیزه ثریا اسفندیاری، فرار سران حزب توده از زندان، ورود آقا خان محلاتی پیشوای فرقهٔ اسماعیلیه به تهران، تحصن عدهای از مدیران و نویسندگان روزنامهها در مجلس شورای ملی.[۳۵]
تالیفات[ویرایش]
دوره کتابهائی با عنوان «جغرافیای نظامی ایران» به نام اوست. چند مقاله و نوشتار بلند هم درباره بلوچستان انگلیس، ترکستان شوروی، قفقازیه، ترکیه، افغانستان و عربستان به صورت جزوه و کتاب کوچک منتشر کردهاست.
از رزمآرا ۵ فرزند به نامهای نوذر، هرمز، سیمین، کامبیز و پرویز باقیماند. برادر دیگر او سرتیپ حسینعلی رزمآرا رئیس دایره جغرافیایی ارتش بود. آرامگاه رزمآرا در باغ طوطی در حضرت عبدالعظیم است.
جستارهای وابسته[ویرایش]
- ملی شدن نفت
- جبهه ملی
- فرقه دموکرات آذربایجان
- فهرست فرماندهان ارتش ایران
- فهرست نخستوزیران ایران پس از مشروطه
پانویس[ویرایش]
- ↑ دکتر محمد مصدق، خاطرات و تالمات
- ↑ http://fa.wikisource.org/wiki/مذاکرات_مجلس_شورای_ملی_8_تیر_1329_نشست_42
- ↑ ایران بین دو انقلاب -آبراهامیان، یرواند، ترجمه گلمحمدی ـ فتاحی، تهران، نی، ۱۳۷۷ش
- ↑ ناسیونالیسم در ایران -کاتم، ریچارد، ترجمه احمد تدین، تهران، کویر، چ ۳، ۱۳۸۳ش
- ↑ مصدق و نبرد قدرت-همایون کاتوزیان، ترجمه احمد تدین، تهران، رسا، ۱۳۷۱ش
- ↑ اسرار قتل رزمآرا - محمد ترکمان
- ↑ کتاب سالهای بحرانی –خاطرات ناصر خان قشقائی نیز این موضوع در صفحات ۱۲۴ الی ۱۲۶ - نشر رسا ۱۳۶۶
- ↑ تاریخ شفاهی هاروارد – مصاحبه دکتر بقایی با دکتر حبیب لاجوردی مصاحبه دوم ۴ ژوئن ۱۹۸۶
- ↑ اطرات سیاسی – سرهنگ مصور رحمانی -۱۳۶۴ انتشارات رواق
- ↑ ذشته چراغ راه آینده بی تاریخ -ص ۵۴۰-۵۴۲ به نقل از مجله خواندنیها ش ۳۹ و ۴۲ و ۴۴
- ↑ اطرات مهندس شریف امامی - تاریخ شفاهی هاروارد - نشر نگاه امروز ۱۳۸۰ ص ۱۳۵
- ↑ اسرار قتل رزمآرا - محمد ترکمان
- ↑ روایتی که ناگفته ماند- هیکل، محمدحسنین، حمید احمدی، تهران، الهام، چ ۳، ۱۳۶۳ش، ص ۱۱۲.
- ↑ ایران کوه آتشفشان - سیدمحمد اصفیای، تهران، بینا، ۱۳۵۸ش، ضمائم، ص ۱۸۴
- ↑ ناگفتهها، خاطرات مهدی عراقی- صص ۷۷ـ۷۲
- ↑ خواندنیها، س ۱۶، ش 'ُ ۱۷ (۹/۸/۱۳۳۴)
- ↑ سیدمجتبی نواب صفوی، اندیشهها و مبارزات و شهادت او - سیدحسین خوشنیت - منشور برادری، ۱۳۶۰ش، ص ۵۱
- ↑ ناگفتهها - خاطرات مهدی عراقی، ص ۷۲
- ↑ خاطرات سید محمد واحدی - مرکز اسناد انقلاب اسلامی- ص۷۲
- ↑ اسرار قتل رزم آرا - محمد ترکمان
- ↑ خاطرات سید محمد واحدی - مرکز اسناد انقلاب اسلامی - ص۷۲-۷۵
- ↑ ناگفتهها - حاطرات مهدی عراقی صص ۷۷ـ۷۵.
- ↑ جمعیت فدائیان اسلام به روایت اسناد - احمد گل محمدی- ج ۲، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۲، صص ۶۶۹ـ۶۶۶.
- ↑ قلم و سیاست- محمدعلی سفری، ج ۱، تهران، نامک، ۱۳۷۱ش، صص ۴۲۲ـ ۴۲۱
- ↑ اسرار قتل رزم آرا - محمد ترکمان
- ↑ ایران: روایتی که ناگفته ماند، حمید احمدی تهران، الهام، ۱۳۶۳ صص ۱۱۲-۱۱۳.
- ↑ خاطرات مرتضی کاشانی - مرکز اسناد انقلاب اسلامی -ص۷۱-۱۳۹۰
- ↑ کالبدشکافی سه ترور با عبدخدایی(۱)/ ادعای قتل رزم آرا توسط دربار دروغ است(+فیلم).
- ↑ کالبدشکافی سه ترور با عبدخدایی(۱)/ ادعای قتل رزم آرا توسط دربار دروغ است(+فیلم).
- ↑ http://fa.wikisource.org/wiki/مذاکرات_مجلس_شورای_ملی_16_امرداد_1331_نشست_24
- ↑ http://fa.wikisource.org/wiki/مذاکرات_مجلس_شورای_ملی_16_امرداد_1331_نشست_24
- ↑ محمدعلی موحد، خواب آشفته نفت
- ↑ گرامی، حسن- مرکز اسناد انقلاب اسلامی -تدوین صمد قائم پناه -۱۳۸۸
- ↑ اوراق بازجویی خلیل طهماسبی مورخ ۱۷/۱۰/۱۳۳۴
- ↑ سی و هفت سال. احمد سمیعی. چاپ چهارم. دی ماه ۱۳۶۷. ص ۱۹.
منابع[ویرایش]
پیوند به بیرون[ویرایش]
- روزنامه اعتماد ملی۸۸/۴/۶: سودای اصلاح یا خودکامگی؟
- روزنامه اعتماد ملی۸۸/۴/۶: خبردار برای نخست وزیر نظامی
- روزنامه دنیای اقتصاد۸۸/۵/۱: بلوای یک سخنرانی
- روزنامه دنیای اقتصاد۸۷/۹/۲۳: دولت انگلستان وارد ماجرا شد
- مرکز اسناد انقلاب اسلامی - اعدام انقلابی سپهبد رزمآرا توسط فدائیان اسلام
- [۱]