حاجیفیروز
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
شادی در نزد ایرانیان از درجه والای اهمیت برخوردار است. آنگونه كه معتقدند خداوند در آفرینش پس از خلق آسمان وزمین، نشاط را نیز خلق كرد. این رتبه بندی بیانگر این واقعیت است كه خداوند شادی را از شرایط زیستی انسان و لازمه ادامه حیات دانسته است. پس نوروز كه روزهای شادی طبیعت است و باید با شادی و خنده آغاز شود تا خانواده در همه سال خنده بر لب و شاد باشد. اگر خانواده شاد نباشد، فرور های مهمان خانواده خانه را ترك میگویند و بركت از خانه گسیخته میشود. از این رو افرادی باشكل های خنده انگیز و سرودهای خوش و اجرای حركات نمایشی و موزیكال شاد، خنده و شادی به خانه میآورند و با حركات و آوازهای خود مردم خانه و كوچه و بازار را شادی می بخشیدند. او كه فردی نیك سیرت و سیاه صورت است، حاجی فیروز خوانده میشود. نظر برخی محققان در مورد انتخاب رنگ صورت و پوشیدن لباس سرخ، بر این است كه این انتخاب خود نمادی از یك تحول عظیم طبیعی است. این كه بهار شكوفه های سرخ را در میان سیاهی سرما ارمغان میآورد، الهامی برای طراحی صورت و لباس حاجی فیروز است. صورت سیاه شده وی نمادی از سیاهی سرمای زمستان است و لبان و لباسهای سرخش نمادی از بهار كه بر پیكره این سرما می نشیند و حركات و آواز خوانیش نیز دلیلی بر همین ادعاست. گویا این كار در قدیم به عهده غلامان سیاه بود كه به علت طرز تلفظ ناقص و نامأنوس واژه هاست و طبع شادی طلبشان، مردم را به خنده و شادی و امید وا میداشتند. اما اینكه داستان این مرد اجرا كننده حركات موزیكال و طراحی خاص از كجا نشأت گرفته به داستان عاشقانه ای بر میگردد كه روایت كننده ازدواج عمو نوروز است، او منتظر زنی است كه با او ازدواج كند. محققان معتقدند این ازدواج نمادین میان عمو نوروز و زن بی نام (سال) به داستان ازدواج مقدس الهه و شاه مربوط میشود. عمو نوروز نماد كسی است كه بركت میدهد، حالا شاه باشد یا هر كس دیگر و آن زن منتظر هم، زمین است. چرا كه زن همیشه با زمین هم هویت است و آن هم به باروری و روح زایندگی در هر دو جنس بازمی گردد. اما در باب سیاهی سر و صورت حاجی فیروز مرحوم بهار حدس هایی زده بود، مبنی بر اینكه این سیاهی باید به بازگشت او (حاجی فیروز) از دنیای مردگان مربوط باشد. به تازگی شیدا جلیلوند با یافته های جدید و ترجمه لوح اكدی به همین داستان فرود «ایشتر» به زمین رسیده است. دكتر مزداپور، داستان این حركت نمادین و اسطوره ای را كه بنیادی ترین نماد نوروز است، چنین شرح داده است: «ایشتر» كه همان الهه «تموز» است، شاه _ دوموزی _ را برای ازدواج برمی گزیند. یك روز الهه «ایشتر» به زمین میرود، علت این تصمیم هنوز معلوم نیست، برخی حدس زده اند شاید خودش، الهه زیر زمین نیز باشد. با ورود الهه به زیر زمین، باروری در روی زمین متوقف میشود. دیگر نه درختی سبز میشود و نه دیگر گیاهی می روید و زندگی از جریان طبیعی می ایستد و هیچ كس نیست كه برای معبد خدایان هدیه بدهد. از این رو خدایان از ایستایی جهان ناراحت بودند و برای پیدا كردن راه حل، جلسه ای ترتیب میدهند و قرار میشود نیمی از سال را _ دوموزی _ به زیر زمین برود و وقتی دوموزی به روی زمین میآید، نیم دیگر سال را خواهرش كه «گشتی ننه» نام دارد به جای برادر به زیر زمین برود. وقتی دوموزی به روی زمین میآید، بهار میشود و تمام مراسم نوروز هم ظاهراً و احتمالاً به دلیل آمدن اوست. وقتی _ دوموزی _ را از زیر زمین به بیرون می فرستند، لبانش را قرمز می كنند و دایره و تنبك و ساز و نی لبك به دستش میدهند و این یعنی خود حاجی فیروز. دكتر مزداپور معتقد است با ترجمه این روح اكدی از اسطوره حاجی فیروز رازگشایی شد.

