جیک جیلنهال

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جیک جیلنهال
Jake Gyllenhaal Toronto International Film Festival 2013.jpg
جیک جیلنهال در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو - ۲۰۱۳
نام اصلی جیکوب بنجامین جیلنهال
زمینه فعالیت بازیگر
تولد ۱۹ دسامبر ۱۹۸۰(۱۹۸۰-12-۱۹) ‏(۳۴ سال)
لس‌آنجلس، کالیفرنیا، آمریکا
ملیت آمریکایی
سال‌های فعالیت ۱۹۹۱ - تاکنون
صفحه در وب‌گاه IMDb

جاکوب بنیامین جیک جیلنهال (به انگلیسی: Jacob Benjamin "Jake" Gyllenhaal) (زادهٔ ۹ دسامبر ۱۹۸۰ در لس‌آنجلس)، یک بازیگر آمریکایی است. پسر کارگردان، استفان جیلنهال و نمایشنامه نویس، ناومی فومر، بازیگری را ازسن ده سالگی شروع کرد. او از زمانی که اولین نقش اصلی اش در سال ۱۹۹۹ در فیلمی به نام آسمان اکتبر بازی کرد، در نقش‌های متفاوتی ظاهر شده. در سال ۲۰۰۱ در فیلم دانی دارکو نقش یک نوجوان روان پریش را بازی کرد. در سال ۲۰۰۴ در فیلم پرفروش پس فردا در نقش جوانی ظاهر شد که با فعل و انفعالات شیمیایی موجب سردی کرهٔ زمین شد و در نقش یک تکاور در فیلم کله گنده ساخت ۲۰۰۵ بازی کرد. در همان سال برای بازی در نقش جک تویست در فیلم کوهستان بروکبک نامزد دریافت جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک شد.

زندگی نامه و تحصیل[ویرایش]

جیلنهال در لس آنجلس کالیفرنیا به دنیا آمد. او یک خواهر بازیگر به نام مگی جیلنهال دارد که با جیک در فیلم دانی دارکو هم بازی شد. پدرش یک اصیل زادهٔ سوئدی و متعلق به خانوادهٔ اشراف زادهٔ جیلنهال هاست. مادرش یک یهودی اهل نیویورک است. جیک عنوان کرده که خودش را بیشتر از هر چیز یک یهودی می‌داند. والدین او سعی داشتند به او یاد بدهند که روی پاهای خودش بایستد و اصرار می‌کردند که شغلی نیمه وقت در تابستان داشته باشد بنابراین او شغل‌هایی از قبیل نجات غریق و گارسون رستوران را تجربه کرده‌است.

شغل[ویرایش]

دوره‌های نخست کاری[ویرایش]

در دوران کودکی، جیلنهال به علت موقعیت خانواده‌اش، علاقهٔ زیادی به ساخت فیلم داشت. در سن ۱۱ سالگی (سال ۱۹۹۱) نخستین نقش خود را در فیلم کمدی حقه بازان شهر ایفا کرد. در سال ۱۹۹۲، خانواده‌اش به او اجازه ندادند در فیلم اردک‌های قوی بازی کند چون می‌بایست دو ماه خانه را ترک کند. او این اجازه را پیدا کرد که در فیلم‌های پدرش ظاهر شود. او در فیلم زن خطرناک ساخت ۱۹۹۳ همراه با خواهرش بازی کرد و در فیلم‌های تفمگ رقصان، خانگی و زندگی در خیابان ایفای نقش کرد. جیک و خواهرش همراه با مادرشان در دو قسمت از سریال مولتو مورینو و در یک برنامهٔ آشپزی ظاهر شد. قبل از آخرین سال دبیرستانش، تنها فیلمی که اجازه داشت در آن بازی کند که کارگردانی غیر از پدرش داشت، فیلم جاش و اس. ای. ام بود که ساخت ۱۹۹۳و دارای داستانی ماجراجویی کودکانه داشت. جیلنهال در سال ۱۹۹۸ دبیرستان را تمام کرد و به دانشگاه کلمبیا رفت، جایی که خواهرش دانشجوی سال آخر بود. همچنین مادرش در آن دانشگاه رشتهٔ مذاهب شرقی و فلسفه خوانده بود. جیلنهال بعد از دو سال دانشگاه را ترک کرد تا بتواند فقط روی بازیگری تمرکز کند.

از دانی دراکو تا صحنه نمایش لندن[ویرایش]

جیلنهال در جشنوارهٔ "شاهزادهٔ پارسی"شن‌های زمان"

دانی دارکو دومین فیلم او فروش خوبی نداشت ولی از نظر منتقدان او به زیبایی بازی کرده بود. او سپس در فیلم بزرگراه ظاهر شد که نه فروشی داشت و نه نظر منتقدان را به خود جلب کرد. او موقعیت بهتری پیدا کرد وقتی در کنار جنیفر آنیستون در فیلم دختر خوب بازی کرد. همچنین در دوست داشتنی و فوق العاده ظاهر شد. البته او بعدها از این فیلم‌ها به عنوان گذر از نوجوانی به جوانی یاد کرد. در چند کار ضعیف دیگر به نام‌های مهتاب و پسر حبابی کار کرد.

نزدیک بود در مرد عنکبوتی ۲ جای بازیگر اصلی فیلم توبی مگوایر که وضعیت جسمانی مناسبی نداشت، بازی کند. گرچه توبی بهبود یافت و جیلنهال در پس فردا بازی کرد که فیلم پر فروشی از آب درآمد.

او برای اولین بار کار این جوانی توست را در تئاتر اجرا کرد. بنا به گفتهٔ خودش: به هر بازیگری که نگاه می‌کنم، حداقل یک کار تئاتر دارند پس می‌دانستم باید اجرای تئاتر را تجربه می‌کردم. اجرای او برای هشت هفته در لندن ادامه داشت و او چند جایزه در حوزهٔ تئاتر، برای اجرای زیبایش دریافت کرد.

۲۰۰۵ سالی پربار برای جیلنهال بود. او در فیلم‌های گواه، کله گنده و کوهستان بروکبک که همگی نظر مثبت منتقدان را به خود جلب می‌کرد، بازی کرد. در گواه که در کنار آنتونی هاپکینز ایفای نقش می‌کرد، نقش یک فارغ التحصیل رشتهٔ ریاضیات را بازی می‌کرد که در صدد این بود که گواه جنجالی یک معمای ریاضی که خود حل کرده بود، منتشر کند که در این راستا دچار مشکلاتی می‌شود. در کله گنده در نقش مردی عصبی که سال‌ها خدمت به عنوان تکاور آمریکایی در جنگ‌های اولیهٔ خلیج، او را فردی خشن ساخته بود. او همچنین برای بازی در پرفروش ترین فیلم تاریخ بتمن آغاز می‌کند معرفی می‌شود که در نهایت کریستین بیل برای این فیلم انتخاب می‌شود.

در فیلم کوهستان بروکبک در کنار هیت لجر دو همجنس‌گرا را نشان می‌دهد که در تابستان سال ۱۹۶۳ با همدیگر رابطه برقرار می‌کنند که این رابطه تا سال ۱۹۸۳ که مرگ جیلنهال است، ادامه پیدا می‌کند. این فیلم در رسانه اغلب با عبارت فیلمی دربارهٔ گاوچران‌های هم جنس‌باز یاد می‌شود گرچه نطرهای مختلفی دربارهٔ گرایش جنسی بازیگران فیلم ارائه شد. این فیلم جایزهٔ شیر طلایی جشنوارهٔ فیلم ونیز را از آن خود ساخت و برندهٔ چهار جایزهٔ گولدن گلوب، چهار جایزهٔ اسکار و همچنین جایزه هنر انگلیس(BAFTA) شد. جیلنهال نامزد جایزهٔ بهترین بازیگر نقش مکمل اسکار شد که در نهایت جرج کلونی به خاطر بازی در سیریانا این جایزه رااز آن خود کرد. اگرچه او به خاطر همان نقش در بفتا جایزهٔ بهترین بازیگر مکمل را برنده شد. همچنین او و لیجر برندهٔ MTV بخاطر بهترین بوسه در ۲۰۰۶ شدند!

جیلنهال احساسات مختلفی را بخاطر شیوهٔ کارگردانی آنگ لی در کوهستان بروکبک تجربه کرد ولی در کل بیشتر او را تحسین می‌کرد تا سرزنش. او به این خاطر از لی شکایت داشت که وقتی فیلم برداری شروع می‌شد با بازیگران قطع رابطه می‌کرد، ولی جیلنهال حسن‌های لی را می‌ستود از جمله اینکه او همیشه بازیگرانش را تشویق می‌کرد و صبر و شکیبایی مثال زدنی داشت. وقتی که دربارهٔ صحنه‌های بوسیدن لیجر «کوهستان بروکبک» از او سؤال می‌کنند، می‌گوید: به عنوان یک بازیگر باید زمان‌هایی که عدم احساس آرامش می‌کنیم را بپذیریم. وقتی دربارهٔ صحنه‌های نزدیکی او با لیجر می‌پرسند، می گوید این کار به بازی در صحنه‌ی رابطه ی جنسی با زنی می ماند که برایم جذابیتی ندارد . بعد از اکران کوهستان بروکبک شایعات دربارهٔ اینکه بازیگران گرایش خاصی داشتند، زیاد شد. وقتی از او دربارهٔ این شایعات سؤال شد پاسخ داد:خیلی جالب است وقتی مردم مرا دوجنس‌گرا می‌دانند. این یعنی که می‌توانم نقش‌های بیشتری رو بازی کنم. مردم هر چه دوست دارند می‌توانند صدایم کنند. البته من خیلی از نظر جنسی به مردها گرایش نداشتم ولی حتی اگر اتفاق هم بیفتد، نگران نیستم.

جیلنهال گویندهٔ فیلم انیمیشن مردی که بین برج‌ها راه می‌رفت در سال ۲۰۰۵ بود. در سال ۲۰۰۷ در زودیاک (فیلم) به کارگردانی دیوید فرینچر که براساس داستان واقعی یک معمای پلیسی که تا به امروز حل نشده، ایفای نقش کرد. در فیلم تسلیم ساخته ۲۰۰۷ کنار ریس ویدر سپون بازی کرد. در ۲۰۰۹ با توبی مگوایر در فیلم دانمارکی زبان برادران هم بازی شد. فیلم آیندهٔ او به نام میخ زدن در کنار جسیکا بیل ایفای نقش خواهد کرد.

او که یک سنبل جنسی بین‌المللی است، در سال ۲۰۰۶ به انتخاب مجلهٔ پیپل، جزو ۵۰ نفر برتر زیبایی انتخاب شد. همچنین در این مجله به عنوان جذاب ترین مرد مجرد دنیا هم انتخاب شد. در مجلهٔ Gay Wired Magazine در میان ۱۰۰ بازیگر مردی که نقش همجنس گراها را بازی کردند، او نفر اول شد.

او همچنین در ۲۰۱۰ در فیلم شاهزاده ایران: ماسه‌های زمان (فیلم) که محصول دیزنی بود، نقش اصلی را بازی کرد.

خانواده و روابط دیگر[ویرایش]

او فرزند یک کارگردان و نمایش نامه نویس است. خواهرش بازیگر است و در حال حاضر با پیتر سارسگارد که در فیلم‌های کله گنده و تسلیم کنار جیلنهال ظاهر شده، ازدواج کرده. در دسامر ۲۰۰۶ او و خواهرش که به یک رستوران در کالیفرنیا برای تعطیلات رفته بودند، گرفتار آتش سوزی شدند که خوشبختانه از لژ خانوادگی آن توانستند فرار کنند. خواهر زادهٔ او، رامونا سارسگارد، ۳ اکتبر ۲۰۰۶ به دنیا آمد. پدر خوانده و مادر خواندهٔ او دو زوج همجنس گرا هستند و جیلنهال بارها این را تأکید کرده. خود جیلنهال پدرخواندهٔ ماتیلدا رز لیجر متولد ۲۸ اکتبر ۲۰۰۵، دختر هیت لیجر و میشل ویلیامزکه هر دو همبازی اش در کوهستان بروکبک بوده‌اند، است.

اواز سال ۲۰۰۲ دو سال با کیرستن دانست بازیگر نقش دختر مرد عنکبوتی نامزد بود. او سپس با ریس ویدرسپون نامزد کرد. البته مطبوعات از سال ۲۰۰۷ حدس می‌زدند که این دو با هم اند که ریس در مصاحبه‌ای در ۲۰۰۸ نامزدی اش را عنوان کرد. آنها سال بعد از هم جدا شدند. او در اواخر ۲۰۱۰ با خونندهٔ معروف تیلور سوئفت نامزد شد ولی در اولین روزهای سال ۲۰۱۱ از هم جدا شدند.

سیاست و سایر علایق[ویرایش]

او یک فعال سیاسی است. او یک پیام بازرگانی با خواهرش در سال ۲۰۰۴ تولید کرد که با هم به دانشگاه کالیفرنیا رفتند و دانشجویان را به رأی دادن تشویق کردند. او از نامزد دموکرات جان کری حمایت کرد. گرچه بعدها گفت: اینکه بازیگرها دربارهٔ سیاست صحبت می‌کنند مرا ناراحت می‌کند. من سیاسی هستم و سعی می‌کنم نقش‌هایی انتخاب کنم که سیاسی باشند. من تلاش می‌کنم چیزهایی را بیان کنم که انجام می‌دهم، درست یا غلط، بازیگران جوان این قدرت را دارند. در مصاحبه‌ای برای فیلم تسلیم عنوان کرد: دوران بدیه وقتی سیاستمدارها بازیگراند و بازیگران سیاستمدار. او از حافظان محیط زیست است و دوره‌ای زباله‌هایش را برای بازیافت می‌فرستد. همچنین در مصاحبه‌ای عنوان کرد که سالیانه ۴۰۰ دلار برای درختکاری هزینه می‌کند.

او از کار با چوب و آشپزی لذت می‌برد همچنین می‌گوید: من یک بودایی آتیشی نیستم ولی ساعتی از روز را به تمرکز اختصاص می‌دهم و این کار، رمز به آرامش رسیدن است.

فیلم شناسی[ویرایش]

منابع[ویرایش]