جولبون
در زمان حکومت هیبورو امپراتور بویو بویو به دو قسمت دانگ بویو باک بویو تقسیم شد. باک بویو به جولبون معروف بود.جولبون از پنج قبیله متحد تشکیل شده بود که در پایین به دو قبیله مهم آن اشاره شده است.
محتویات |
[ویرایش] گیه رو
گیرو مهمترین قبیله جولبون بود زیرا فرمانروای او یعنی گو موسئو دانگون فرمانروای کل جولبون نیز بود.او فرمانروایی بسیار عاقل و زیرک بود. دانگ بویو سعی میکرد جولبون را تحت سلطه بگیرد اما او با تدبیری که اندیشید توانست جولبون را سالم نگه دارد.او همیشه سعی میکرد با دانگ بویو روابط خوبی داشته باشد اما بعد از اینکه او جومونگ را به گیرو آورد روابط گیرو و جولبون با بویو سرد شد و فرمانروایان ترسوی دیگر قبایل جولبون با ایجاد تفرقه اتحاد جولبون را شکسته و گو موسئو دانگون را برکنار کرده و بیرو را به عنوان مرکز جولبون انتخاب کردند و گو موسئو دانگون را منزوی کردند.
[ویرایش] بیریو
رییس این قبیله فردی به نام سونگ یانگ نام داشت که بسیار مغرور بود پس از اینکه او حکومت جولبون را در دست گرفت گوانا یوانا و هوانا (سه قبیله دیگر) از او حمایت کردند و گیرو را در وضعیت بدی قرار دادند در این وضع بویو با تایین خراج برای جولبون آنان را مجبور به دادن خراج کرد.
[ویرایش] گوگوریو
جومونگ وضع بد گیرو را بهبود میبخشد و با تسلیم کردن سونگ یانگ جولبون را متحد می سازد. در همین زمان به دلیل متحد شدن جولبون بویو و امپراتوری هان با یکدیگر یکی شده و جولبون را محاصره نظامی و تحریم اقتصادی میکنند سوسونو دختر گو موسئو دانگون با کمک بوویئوم که یک دزد دریایی بود و تسلیم جومونگ شد و با مهارت دریانوردی او توانست تحریم جولبون را بشکند و از جنوب غذا بیاورند و بلافاصله بعد از شکستن محاصره و تحریم، جومونگ به هیون تو گون یکی از فرمانداریهای هان رفته وگوگوریو را ایجاد و با دختر گو موسئو دانگون یعنی سوسونو ازدواج میکندو او را همسر دوم خود قرار میدهد. او گیرو را پایتخت جولبون قرار داد و نامش را جولبون سئونگ تایین کرد.
[ویرایش] باکجه
سوسونو با فرزندانش گوگوریو را ترک کرد و توانست کشور جدیدی به نام باکجه را تاسیس کند.