عیاران
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
|
|
لحن این مقاله برای دانشنامهٔ ویکیپدیا نامناسب است. لطفا کلمات ستایشگونه و غیر ادبی و عبارات غیردانشنامهای موجود در این مقاله را بزدایید. برای راهنمایی بیشتر صفحهٔ راهنمایی برای نوشتن مقالههای بهتر را ببینید. |
عیاران طبقهای از اجتماع ایران بودند که اصول اخلاقی و مبارزاتیِ ویژهای را برگزیده و کمک به فقیران را پیشه خود ساخته بودند. عیاران گروهی بودند که طرفدار جوانمردی و بخشش و کمک به ضعیفان بودند اما گاهی به راهزنی و غارت کاروانها نیز دست میزدند.[۱]
عیار به معنای زیرک، چالاک. حیله بازی، مکاری، و جوانمردی آمده است. عیاری یکی از طرق تربیت قدیم بوده واز اواخر قرن دوم هجری وجود داشته. و عیاران اصول و روشهای مخصوصی در زندگانی داشتهاند که بتدریج با تصوف آمیخه بصورت فتوت در آمدهاست.
پیشینه تاریخیِ عیاران را باید در ایران پیش از اسلام جست و جو کرد، اگر چه نه در منابع تاریخی ایران پیش از اسلامی و نه در منابع تاریخی ایران پس از اسلام به این گروه عطف توجهی نشده است.
آن چه در فرهنگها درباره واژه عیار نوشته شدهاست، حاکی از آن است که این واژه در برگیرنده مفهوم چالاکی و شجاعت و جوانمردی است. ملک الشعرای بهار اعتقاد داشتهاست که لفظ عیار همان «اییار» فارسی و «ادییار» پهلوی است. برخی نیز واژه عیار را مترادف دزد و طرار و شبرو دانستهاند، اگر چه این نامها عمدتاً از سوی مخالفان آنان به آنها داده شدهاست.
از منابع بسیار مهمی که درباره عیاران آگاهیهایی در اختیار ما میگذارد، «قابوسنامه امیر عنصرالمعالی و سمک عیار فرامرز بن خداداد بن عبدالله الکاتب الارجانی میباشد.
آن چنان که در آن کتابها و برخی کتب دیگر میخوانیم، عیاران به سختی به اصول خود که اصول جوانمردان بود پایبند بودند و هر کس آن اصول را زیر پا میگذاشت به شدت کیفر میدید. اصل و ریشه جوانمردی از دیدگاه عیاران سه چیز بود: یکی آن که هر چه گویی بکنی و دیگر آن که خلاف راستی نگویی و سوم آن که شکیب را کار بندی.
اما آن اصول عملی که در طول زندگی خود به کار میگرفتند، عبارت بود از رازداری، راستگویی، یاریِ درماندگان، عفت، فداکاری، استغنا و بی نیازی، دوستِ دوست بودن و دشمن ِ دشمن بودن، بیباکی و دلیری، دعوی نکردن، بازجست نکردن از کار کسان، پیمانداری، سوگند نشکستن، غمازی نکردن، گشاده دستی.
روزگار صفاریان اوج درخشش فعالیت عیاران بودهاست، اگرچه بعد از صفاریان نیز فعالیت عیاران متوقف نشدهاست.
نجم دایه در مرصاد العباد، عیاری را یکی از مراحل سیر و سلوک شمردهاست و حافظ و مولانا و عطار خصایل عیاران را ستودهاند.
[ویرایش] پانویس
- ↑ تاریخ دوم راهنمایی، شرکت چاپ و نشر کتابهای درسی ایران، ۱۳۸۱، صفحهٔ ۲۳.