جنگ‌های کاواناکاجیما

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
Fourth Battle of Kawanakajima
بخشی از دوره سن‌گوکو
Sengoku period battle.jpg
Painting depicting the battle at Kawanakajima
تاریخ سپتامبر ۱۰, ۱۵۶۱
مکان Kawanakajima, Shinano Province
(in the present-day city of ناگانو (شهر))
نتیجه tactical victory for Uesugi but strategical victory for Takeda
جنگ بین
Takeda forces Uesugi forces
فرماندهان و رهبران
تاکدا شینگن
Yamamoto Kansuke 
Kōsaka Masanobu and others
اوئسوگی کنشین
Kakizaki Kageie
Uesugi Norimasa
Murakami Yoshikiyo and others
جنگنده
1st battle ۱۰٬۰۰۰

2nd battle ۱۲٬۰۰۰

3rd battle ۲۳٬۰۰۰

4th battle ۲۰٬۰۰۰

1st battle ۸٬۰۰۰

2nd battle ۸٬۰۰۰

3rd battle ۱۰٬۰۰۰

4th battle ۱۳٬۰۰۰

تلفات و شکست‌ها
۴٬۰۰۰+
Takeda Nobushige
Morozumi Torasada
Yamamoto Kansuke
Hajikano Tadatsugu
۳٬۰۰۰+
Shida Yoshitoki
Shoda Sadataka

تاکدا شینگن پس از نبرد سزاوا دیگر رقیبان را نیز یکی پس از دیگری از سر راه برداشت تا نوبت به دیگر خدایگان نبرد در تاریخ ژاپن، یعنی یوسوگی کنشین، امیر ایالت اچیگو رسید. نبردهای این دو مبدل به یک افسانهٔ هیجان انگیز شده‌است. هر چند که در این ۵ نبرد حماسی، پیروزی از آن شینگن بود، اما هیچ یک از این دو خدایگان نبرد، توان قطعی یا شاید عزم جزم و جدی برای ریشه کن ساختن دیگری را نداشت تا اینکه هر دو به مرگ زودهنگام درافتادند و از نبرد ششم برآسودند. اگر قرار بود کسی ژاپن را متحد سازد، ابتدا شینگن بود و سپس کنشین، اما این هر دو خدایگان نبرد در تاریخ ژاپن، به مرگ نابهنگام درگذشتند و اتحاد ژاپن، نصیب کسانی شد که هیچ یا چندان امیدی به آنان نمی‌رفت. نبردهای پنجگانهٔ ببر کای و اژدهای اِچیکو، فصل مفصلی از تاریخ حماسی ژاپن و جهان را به خود اختصاص داده، بویژه نبرد اصلی آنان در کاواناکاجیما در سال ۱۵۶۱ میلادی که درباره‌اش فیلم‌ها و سریال‌ها ساخته‌اند، داستان‌ها نوشته‌اند، نگاره‌ها کشیده‌اند، تندیس‌ها بر پاداشته‌اند و بناهای یادبود ساخته‌اند و آوازهٔ این نبرد در جهان منتشر شده و جوهرهٔ اصلی جشنوارهٔ سالانهٔ شینگن نیز همین صحنه‌های اضطراب آور نبرد کاواناکاجیما است.

شیوهٔ شینگن در حین نبرد، این بود که در ستادش چون کوه استوار بر صندلی بنشیند و با نقشه‌های جنگیش که هنوز در آکادمی‌های نظامی تدریس می‌شود، سپاهش را رهبری کند و حتی در بارش تیر و تیغ هم از جای نجنبد و این صلابت و استحکام، پشتوانهٔ پایداری سپاهیان او بود. در نبرد حماسی و اضطراب آورِ کاواناکاجیما، نیرنگ نظامی کنشین، موجب بیراهه رفتن بخش اعظم سپاهیان کای شد. شینگن تمام شب را تنها با اتکا به جاندارانِ شخصیش[۱] دفاع کرد در حالی که همچنان چون کوه بر جای نشسته بود. فشار فوق العادهٔ نیروهای کنشین که از جهت شمار، برتری کامل بر جانداران شینگن داشتند، موجب شد تا دالانی در صفوف جانداران شینگن باز شود و کنشین را از این دالان به درون ستاد شینگن سوق دادند. کنشین سوار بر اسب بر شینگن وارد شد و شینگن بی آنکه از جای بجنبد، ضربات شمشیر کنشین را با بادبزن فولادیش دفع می‌کرد. زمان گذشت و نیروهای شینگن که بیراهه رفته بودند، با رسیدن سحرگاه، پی به نیرنگ کنشین بردند و بازگشتند و آن گاه بود که کنشین و نیروهایش ناگزیر به گریز شدند در حالی که شینگن هنوز هم بر جای خود نشسته بود. شاید اگر رجعت نیروهای شینگن دقایقی بیشتر به طول می‌انجامید، نبرد کاواناکاجیما برای خوانندگان داستانش و بینندگان فیلم‌هایش، پایانبندی حزن آوری می‌داشت، زیرا اژدهای اچیکو می‌توانست در آن غافلگیری، ببر کای را از پای درآورد. نبرد کاواناکاجیما با پیروزی شینگن تمام شد اما این پیروزی، ناقص بود زیرا کنشین هنوز زنده بود و از سوی دیگر ۲ تن از ۲۴ ژنرال حماسه ساز شینگن نیز در این نبرد در دفاع از سرورشان جان باخته بودند. این ۲۴ ژنرال به علاوهٔ رهبرشان شینگن، چنان ترکیب منسجم و هماهنگی را ساخته بودند که آوازه‌شان زمینه ساز بسیاری از آثار ادبی و هنری در عصر ۳۰۰ سالهٔ توکوگاوا و عصر جدید ژاپن شد و همین انسجام و اتحاد بود که با رهبری بی نظیر خدایگان جنگ، شینگن، موجب پیروزی‌های مداوم می‌شد.[۲] ۵ نبرد حماسی ببر کای و اژدهای اچیکو اگرچه با پیروزی‌های شینگن اتمام می‌یافت و برای شاعران، نویسندگان و هنرمندان هم مواد اولیهٔ فوق العاده‌ای در برداشت، اما برای خود شینگن و کنشین و برای کل تاریخ ژاپن، زیانبار بود، زیرا دو ابرنیروی ژاپن که می‌توانستند مأموریت اتحاد وطن را به سرعت و ظرف چند سال کوتاه، به ثمر برسانند، در اثر مصادف شدن به هم، تقریباً متوقف شدند و به جای آنان، کسانی که استعداد شینگن را نداشتند مانند توکوگاوا ایه‌یاسو و یا کسانی که به توحش، شهره بودند از قبیل اودا نوبوناگا تقدیر اتحاد ژاپن را به دست گرفتند.

پانویس[ویرایش]

  1. جاندار، در فارسی سره، مترادف واژهٔ «گارد» در فارسی امروزی است و به بخشی از نیروهای کم شمار اما زبده اطلاق می‌شده که مأموریتشان، حفظ جان شخص پادشاه بوده‌است.حافظ شیرازی می‌فرماید:«زود باشد که به جانداری شاهت ببرند». این امکان، قابل بررسی است که واژهٔ «ژاندارم» در زبان‌های غربی که در فارسی نیز رایج شده، صورت دیگری از «جاندار» فارسی باشد.
  2. [۱]