جنبش گئومات مغ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

جنبش گئومات مُغ یکی از قدیمی‌ترین جنبش‌های اجتماعی در تاریخ ایران است که یکی از بزرگان زرتشتی[نیازمند منبع](از کتیبه های داریوش زرتشتی بودن او بر نمی آید "من پرستشگاه هایی را که گئومات مغ ويران کرده بود مرمت نمودم" [۱] از این سخن می توان دریافت که او به مذهب مغان یا آیین مهرپرستی بوده ) به نام گئوماتای مغ در زمان شاهنشاهی کمبوجیه آغاز کرد.[۲]

محتویات

[ویرایش] داریوش و قتل گئومات

داریوش با ترور بردیا که ادعا شد غاصب است، با همکاری شش خانواده اشرافی ایرانی دیگر، بر تخت نشست و صبح روز بعد تاجگذاری کرد[۳].[۴]

به گفته هرودوت[۵]، داریوش قبل از بدست گرفتن قدرت "بدون هیچ نتیجه ای در آن زمان"، بعنوان یک نیزه دار در عملیات حمله کمبوجیه دوم به مصر شرکت کرده بود و بعد امپراطور ایران شد[۶].[۷]

به سلطنت رسیدن داریوش دو روی متفاوت از داستان دارد. منابع ما (کتبیبه بیستون و هرودوت) هر دو داستان مشابهی را که در زیر می آید نقل میکنند. با اینحال تاریخ دانان از این دو چنین نتیجه میگیرند که احتمالا به قدرت رسیدن داریوش غیرقانونی بوده است. محتمل به نظر میرسد که "گوماتا" (گئومات) در اصل همان بردیا بوده باشد، که داریوش زیر پوشش شورش، وارث سلطنت را کشت و خود آن را بدست گرفت. این حقیقت که در آن زمان (طبق کتیبه بیستون) پدر و پدربزرگ داریوش هنوز زنده بودند حاکی از این حقیقت است که او در مراتب سلطنت موروثی در نوبت بعدی نبوده است[۸].[۹]

روایت هرودوت از جریان بردیا چنین است که: گئومات یا بردیای دروغین پس از دستیابی به تاج و تخت، تمام زنان کمبوجیه را به همسری گرفت. یکی از این زنان فیدمیا، دختر اتانس (اوتانه یا هوتن) یکی از تواناترین نجبای ایران بود. اولین کسی که پس از هفت ماه فرمانروایی به گئومات ظنین شد که او فرزند کوروش نیست بلکه مرد شیادی است، اتانس بود. او از دختر خود پرس و جو کرد و دخترش نتیجهٔ تحقیق را به پدر اطلاع داد. اتانس یک دستهٔ شش نفره، از نجبای پارس را که به آنها اطمینان داشت، در شوش تشکیل داد و با ورود داریوش از پارس تصمیم اتخاد شد که او را نیز در گروه خویش وارد سازند. این هفت تن با هم قسم خوردند که برای دفع غاصب اقدام کنند. هرودوت این قیام را قیام هفت یار نام نهاده‌است.[۱۰] داریوش در سال ۵۲۲ پیش از میلاد گئومات (بردیای دروغین) را به قتل رساند.[۱۱] بدین منوال تخت و تاج پادشاهی ایران به داریوش رسید.[۱۲]

با اینحال برخی از دانشمندان مدرن (برای نمونه اولمستد) اعتقاد دارند مردی که بر کمبوجیه شورید برادر واقعی و وارث حقیقی سلطنت بود که داریوش او را کشت، آنگاه او را گوماتا (گئومات) نامید و داستان بردیای دروغین را اختراع کرد تا غصب سلطنت را موجه جلوه دهد[۱۳].[۱۴] بردیا یک دختر بنام پارمیس از خود بجا گذاشت که داریوش وقتی شاه شد با او ازدواج کرد تا جایگاه خود را وجهه قانونی ببخشد[۱۵].[۱۶]

[ویرایش] شاهنشاهی گئومات مغ

کَمبوجیه یا کامبوزیا (کامبیز)، پسر بزرگ کورش بود و هنگامی‌که به پادشاهی نشست دستور داد برادرش، بَردیا، را که فرمان روای نواحی شرقی ایران بود بکشند و سپس خود به سوی مصر لشکر کشید. وی پس از شکست‌ها و تحمّل تلفات بسیار توانست دولت فرعون‌های مصر را که بیش از سه هزار سال حکومت کرده بودند براندازد و وارد مصر شود. در راه بازگشت هنگامی که شنید شخصی به نام بَردیه قیام کرده و خود را پادشاه ایران خوانده‌است به خود زخمی زد که موجب مرگش شد.[۲]


[ویرایش] نشستن بر تخت شاهی

با بهره‌گیری از نبود کمبوجیه، گئومات ضمن آگاهی از راز کشته‌شدن بردیا، با کمک شماری از زرتشتیان معتصب و برادرش که در از نگهبانان کاخ‌های شاهی بود، به پایتخت آمد و خود را که به بردیا شبیه بود، شاه ایران خواند. گئومات در کتیبهٔ بیستون توسط داریوش بزرگ فرصت‌طلبی شمرده شده است که آرزوی بازپس‌گیری قدرت و واگذاری آن به خاندان ماد را در سر می‌پروراند. داریوش بزرگ می‌نویسد: «کسی پیدا نشد تا پادشاهی را از گئوماتای مُغ بازستاند تا آن که من آمدم.» مورخان یونانی نیز آورده‌اند که گئومات از ترس شناخته شدن، با آشنایان خود قطع رابطه کرد.[۲]

[ویرایش] حمایت از طبقات فرودست

او بر خلاف کورش و کمبوجیه نسبت به ادیان و دیگر مذاهب مدارا نداشت. همهٔ معابد و بت‌خانه‌ها را جز آتشکده‌های زرتشتی ویران ساخت. این معابد همه آراسته به سنگ‌ها و فلزات گران‌بها و مهم‌ترین کانون‌های ثروت و تجمل بودند، اما گئومات به جای اشراف و بزرگان به طبقات پایین‌تر و کشاورزان روی آورد، و آنان را از پرداخت مالیات برای سه سال بخشید و برای گسترش کشاورزی و دامداری به اصلاحاتی سودمند دست زد. زمین‌های بزرگ و گلّه‌های بی شمار و بردگان متعدّد را از اشراف و ثروت‌مندان گرفت و، در نظامی که گونه‌ای آزادی و مساوات در آن رعایت می‌شد، همه را به کشاورزی و آبادانی گماشت.[۲] او در بدو جلوس به تخت تمام ملل را در مدت سه سال از دادن مالیات و سپاهی معاف داشت فقط در ماه هشتم مردم دانستند که او پسر کوروش نیست.[۱۷]

[ویرایش] کشته شدن گئومات مغ

خبر بر تخت نشستن گئومات مغ (بردیای دروغین)، در حالی به کمبوجیه رسید که در حال بازگشت از مصر بود. هرچند که کمبوجیه پیش از رسیدن به پایتخت درگذشت، ولی داریوش با همکاری شش سردار برجسته از ارتش کمبوجیه که نامشان: وینددفرنه، اوتن، گائوبرووه، ویدرنه، بغ بوخش، اردومنش بود بر ضد شاه دروغین قیام کردند و وی را مجازات کردند. سپس یکی از هفت تن سردار ایران که داریوش بزرگ بود، به مقام پادشاهی رسید. به گفته هرودوت سه سال نخست سلطنت وی برای سرکوب شورشیان و برقراری ایران یکپارچه صرف شد.[۱۸][۱۹] هرودوت نوشته است که از کشته شدن گئوماته مغ همهٔ مردم آسیا جز پارسیان اندوهگین بودند و برای او می‌گریستند.[۲]

[ویرایش] شاهنشاهی داریوش بزرگ

جامعهٔ ایرانی، در دوران کورش بزرگ به چنان قدرت مرکزی و ثروت و تجملی دست پیدا کرده بود که نیاز به نظامی که منافع همهٔ طبقات را در نظر بگیرد در آن به شدت احساس می‌شد. به همین روی، با کشته شدن گئوماته مغ، اشراف هفتگانهٔ پارس بر سر تعیین نوع حکومت و انواع قدرت و حدود اختیارات شاه به بحث نشستند. اوتن (Otanes)، که یکی از بزرگان بود پیشنهاد نظامی بر پایهٔ مردمسالاری را ارائه کرد که مورد اقبال قرار نگرفت.[۲۰] این پیشنهاد در حالی مطرح می‌شد که سال‌ها بعد، سخن از حکومت مردمسالارانه در یونان پیش آمد.[۲]

[ویرایش] تامین منافع عمومی در دوران داریوش

با نشستن داریوش بزرگ بر تخت شاهنشاهی ایران، وی با نُه یاغی دیگر که از پادشاهان محلی بودند رزمید و در دو سال همه‌شان را که اندیشه‌هایی همانند با اندیشه های گئومات داشتند سرکوب کرد و سپس به وضع قوانینی دست زد که از جهاتی حافظ منافع عمومی بود.[۲] داریوش در کتیبه خود گوید: «گئومات معابد را ویران کرد و من از نو آنها را تعمیر کردم.»[۲۱]


[ویرایش] پانویس

  1. [متن كامل كتيبه بيستون http://www.chn.ir/news/?section=2&id=3263]
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ ۲٫۶ «جنبش‌های اجتماعی»(فارسی)‎. بنیاد مطالعات ایران. بازبینی‌شده در ۱۰ آبان ۱۳۸۸. 
  3. ویکی‌پدیای انگلیسی، ابتدای پاراگراف دوم از آدرس: http://en.wikipedia.org/wiki/Darius_I_of_Persia (از مقاله های نمونه ویکی انگلیسی)
  4. Boyce, Mary (1979), Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices, Routledge, ISBN 0710001215
  5. جلد3 صفحه 139 نسخه انگلیسی
  6. ویکی‌پدیای انگلیسی ذیل عنوان تولد و جوانی داریوش. مراجعه کنید به آدرس: http://en.wikipedia.org/wiki/Darius_I_of_Persia#Birth_and_youth
  7. Cook, J. M. (1985), "The Rise of the Achaemenids and Establishment of their Empire", The Median and Achaemenian Periods, Cambridge History of Iran, vol. 2, Cambridge University Press
  8. نگاه کنید به این قسمت: http://en.wikipedia.org/wiki/Darius_I_of_Persia#Rise_to_power
  9. تاریخ باستان کمبریج، جلد 4، صفحه 53: Boardman, John (1988), The Cambridge ancient history, Volume 4, The Cambridge ancient history, IV (II ed.), Cambridge University Press, ISBN 0521228042
  10. هرودوت، ص ۲۱۳
  11. از زبان داریوش، خانم پروفسور هاید ماری کخ / مترجم: دکتر پرویز رجبی
  12. هرودوت، ص ۲۲۲
  13. A. T. Olmstead, History of the Persian Empire,Chicago, 1948, pp. 107-10.
  14. مراجعه کنید به مقاله محمد داندامایف در دانشنامه ایرانیکا در لینک زیر: http://www.iranica.com/articles/bardiya-son-of-cyrus
  15. هرودوت جلد3 صفحه 88
  16. مراجعه کنید به آخرین پاراگراف از مقاله داندامایف در ایرانیکا: http://www.iranica.com/articles/bardiya-son-of-cyrus
  17. لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ «گئومات مغ».
  18. روزنامه ایران، شماره ۴۱۶۱، ۱۷ اسفند ۱۳۸۷، صفحه ۱۰ (فرهنگ و اندیشه).
  19. «داریوش ایرانی و گئومات رواسانی»(فارسی)‎. بانک اطلاعات نشریات کشور. بازبینی‌شده در ۱۳ آذر ۱۳۸۸. 
  20. هرودوت، تواریخ، ۳٫۸۰-۳٫۸۴
  21. تاریخ ایران باستان، ج ۱، صص ۵۱۶ - ۵۳۶.

[ویرایش] منابع

  • جنبش‌های اجتماعی، بنیاد مطالعات ایران، برداشت شده در ۱۰ آبان ۱۳۸۸.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ «گئومات».
  • پیرنیا، حسن، تاریخ ایران باستان، تهران: دنیای کتاب، ۱۳۷۵.
  • روزنامه ایران، شماره ۴۱۶۱، ۱۷ اسفند ۱۳۸۷.

[ویرایش] جستارهای مرتبط

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
چاپ/برون‌بری
جعبه‌ابزار