طالبان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از جنبش طالبان)
پرش به: ناوبری، جستجو
پرچم رسمی طالبان

طالبان به معنای طلبه‌ها (جمع: طلاب)، نام گروهی از شبه نظامیان روحانی مخالف دولت افغانستان است که دارای عقاید دگم مذهبی و وابسته به مکاتب حنفی و وهابی در دین اسلام است. رهبری طالبان اینک با مولانا فضل‌الله است، وی پس از کشته شدن حکیم‌الله محسود (رهبر پیشین) به رهبری رسید.

طالبان در افغانستان و جهان عرب به کسانی گفته می‌شود که در مکاتب و مدارس دینی تعالیم اسلامی را فرا می‌گیرند.

پیدایش[ویرایش]

در ۱۰ اکتبر سال ۱۹۹۴ میلادی در اوج جنگ‌های داخلی افغانستان گروهی وارد منطقه سپین بولدک ولایت قندهار در جنوب افغانستان شدند و نام خود را «تحریک اسلامی طلبای کرام» نهادند. در میان رهبران طالبان اعرابی وهابی از عربستان سعودی وجود دارد. حمایت‌های مکرر و پنهان عربستان سعودی از طالبان ادامه داشت و آنها با شعار جهاد با شرک و کفر و اینکه هر کس کشته شود به بهشت خواهد رفت به زودی پیروان زیادی از افغانستان و پاکستان پیدا کردند. طالبان پاکستان در سال ۲۰۰۷ میلادی با هدف استقرار حکومت اسلامی و جاری کردن قوانین شرع در پاکستان، وارد مبارزه مسلحانه شد. از طالبان پاکستان به عنوان شبکه‌ای متشکل از تعدادی گروه‌های تندرو محلی نام برده می‌شود.

در بدو امر مردم افغانستان به این گروه خوشبین بودند و گمان می‌کردند، آنها می‌توانند به جنگ‌های داخلی افغانستان پایان دهند.[۱]

پیشروی سریع[ویرایش]

طالبان بزودی مناطقی را در جنوب افغانستان که زیر تسلّط دولت مجاهدین به رهبری برهان‌الدین ربانی بود اشغال نمودند. آنها یک ماه و دو روز پس از اعلام موجودیت، ولایت قندهار چهارمین ولایت مهم افغانستان را تصرف کردند. طالبان به پیشروی‌های خود ادامه می‌دادند و تعدادی از ولایات را بدون جنگ یکی پس از دیگری اشغال می‌نمودند که به ترتیب ولایات دیگری میدان وردک، لوگر، خوست، هرات، جلال‌آباد و کابل رابا اندک درگیری‌های تا تاریخ ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۶ به تصرف خود در آوردند.

ورود به کابل[ویرایش]

طالبان ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۶ کابل پایتخت افغانستان را تصرف کردند. آنان به محض ورود دکتر محمد نجیب‌الله احمدزی، رئیس جمهوری پیشین افغانستان و برادرش شاهپور احمد زی را کشتند و جنازه هایشان را در چهارراه آریانا در نزدیکی ارگ ریاست جمهوری افغانستان به نمایش گذاشتند. سپس به تدریج سه چهارم خاک افغانستان را متصرف شدند.غزنیه نیز تصرف شد.

امارت اسلامی[ویرایش]

طالبان سپس نام حکومت خود را امارت اسلامی افغانستان گذاشتند و تشکیلات خود را از طریق رادیو افغانستان اعلان نمودند. کشورهای پاکستان، امارات متحده عربی و عربستان سعودی تنها سه کشوری بودند که طالبان را به رسمیت شناختند.

کشتار مردم هزاره[ویرایش]

طبق گزارش‌های نهادهای بین‌المللی حقوق بشری، طالبان در دورهٔ حاکمیت خود دست به کشتار هزاران تن از مردم هزاره زده‌اند که از آن می‌توان به عنوان یک نسل‌کشی یاد کرد.[۲] قتل‌عام مردم هزاره در شهر مزار شریف در ماه آگوست سال ۱۹۹۸ که هزاران تن از مردم هزاره در طی چند روز کشته شدند یکی از نمونه‌های این قتل‌عام‌ها محسوب می‌شود. طبق گزارش دیده بان حقوق بشر والی طالبان در آنوقت پس از تصرف شهر مزار شریف از هزاره‌ها به عنوان کافر یاد کرده و قتل آنان و غارت اموال شان را جایز دانست.(مردم هزاره شیعه مذهب می‌باشند).

قتل‌عام هزارها در فاصله سال‌های ۱۹۹۹ تا سال ۲۰۰۱ در ولایت‌های سر پل و بامیان از نمونه‌های دیگر این قتل‌عام‌ها می‌باشد. دیده بان حقوق بشر با انتشار گزارشی ویژه در سال ۲۰۰۱ به بخش‌های مهمی از این قتل‌عام‌ها بصورت مستند پرداخته‌است.[۳]

تخریب بزرگترین مجسمه‌های ایستاده بودا در بامیان[ویرایش]

دو مجسمه بودا در شهر بامیان در مرکز هزاره جات بلندترین مجسمه‌های ایستاده (به طول هر کدام ۵۶ متر) بودا در جهان محسوب می‌شدند. سازمان علمی فرهنگی یونسکو این دو مجسمه را در فهرست ارزشمندترین آثار تاریخی جهان قرار داده بود و تنها آثار جهانی ثبت شده به عنوان میراث بشری از افغانستان می‌باشند. طالبان در ماه مارس سال ۲۰۰۱ این مجسمه‌ها را در کنار کشتار و سرکوب مردم هزاره تخریب کردند.[۴]

حلقه رهبری[ویرایش]

حلقه رهبری طالبان را کسانی تشکیل می‌داد که تعدادی از آنان هیچ‌گاه دیده نشدند و با رسانه صحبت نکردند و تصویری از آنان مشاهده نشده‌است.

در مجموع رهبری طالبان در آنزمان را می‌توان به سه قسمت تقسیم کرد

  • ۱ - طلاب = کسانیکه رهبری اصلی را به عهده داشتند (به زعامت ملا عمر)
  • ۲ - آنهائی که دیدی باز تر نسبت به قضایا داشنتد (به رهبری ملا احسان الله)
  • ۳ - میانه‌روها که شمارشان کمتر بود و نقش عمده‌ای در قضایای بزرگ سیاسی نیز نداشتند، زیرا شاید در صورت میانه روی منافعشان به خطر می‌افتاد.

در مجموع افراد زیر حلقه رهبری طالبان را تشکیل می‌دادند.

اعضای شورای داخلی[ویرایش]

اعضای شورای مرکزی[ویرایش]

طالبان به تدریج افراد زیر در پست‌های زیر تعیین نمودند.

حکومتی متفاوت[ویرایش]

تعدادی از مردم افغانستان به علت خستگی از جنگ‌های داخلی طالبان را ترجیح می‌دادند. اما طالبان با دیدگاهی بسته و افکاری متفاوت با محیط و جهان برخورد کردند و به نوعی با بازگشت به نگرش‌های مذهبی و با زیر فشار قرار دادن مردم موجبات نارضایتی قشر کثیری از مردم افغانستان را فراهم ساختند. آنها نام حکومت افغانستان از جمهوری اسلامی به (امیرنشین) (امارت اسلامی افغانستان) تبدیل نموده و رهبر خود (ملا محمد عمر) را به عنوان امیرالمؤمنین معرفی نمودند. قطع نامه‌های مکرر شورای امنیت را نادیده گرفتند و تعدادی از خارجیان را اخراج نمودند. حکومت طالبان با رادیو، تلویزیون، موسیقی، نقاشی، مجسمه‌سازی و آثار هنری مخالف بودند و مجسمه‌های بودا در بامیان را که از جمله غنائم فرهنگی و باستانی افغانستان بود را منهدم ساختند.

آنها به زنان نیز اجازه نمی‌دادند تا به تنهای از خانه‌هایشان بیرون شوند. مجازات لواط‌کاران و زناکاران مرگ بود و کسانی که دزدی می‌نمودند دستشان باید قطع می‌شد. مردم را بزور از مغازه‌هایشان به مساجد برای ادای نماز می‌فرستادند. ریش مردان را در نظام طالبانی باید بلند می‌بود و موهای سرشان را می‌بایست کوتاه می‌نمودند هر چند طالبان پخش هرگونه اخبار مبتنی بر اختلاف میان این گروه را پنهان نگه می‌داشتند، اما گاهی خبرهایی از ایجاد اختلافات میان تندروان و میانه روان تراوش می‌کرد.

اتهام به طالبان[ویرایش]

گروه‌های مخالف طالبان همواره، سعی بر این داشتند تا جهانیان را متوجه این موضوع بسازند که طالبان از سوی سازمان استخباراتی پاکستان رهبری می‌شوند، در حالیکه این اتهام مدام از سوی طالبان رد گردید و در عین حال پاکستان بزرگ‌ترین دوست طالبان شناخته می‌شد. گروه‌های مجاهدین به این عقیده بودند که پاکستان به خاطر عدم توجه دولتهای افغان به خط دیورند حاضر به مشاهده امنیت و حاکمیت یک دولت مقتدر در افغانستان نیستند.

طالبان و بن لادن[ویرایش]

بن لادن اصلیت عربستان سعودی. پدر وی ۵۷ فرزند داشت. بن لادن سرمایه دار مخالف حکومت عربستان سعودی به بهانه کمک به طالبان یک سال بعد از استقرار نظام طالبان با هواپیمای شخصی خود وارد جلال‌آباد شد و مورد استقبال مقامات طالبان قرار گرفت. در پی حملات تروریستی به برخی از قرارگاه‌های نیروهای آمریکائی در برخی از کشورها در آفریقا و آسیا، ایالات متحده بن لادن را مسئول این حملات عنوان نمود. هنوز برخی بر این عقیده‌اند که انفجارات سیاست خاص آمریکا برای مخدوش ساختن افکار مردم جهان بوده‌است ولی این اظهارات از سوی هواداران و اطرافیان بن لادن همواره به شدت رد شده‌است.

طالبان و حمله تروریستی یازده سپتامبر[ویرایش]

حمله تروریستی یازده سپتامبر به نوعی طالبان را با یک مشکل جدید روبرو ساخت. آمریکا در یک اقدام عاجل اسامه بن لادن رهبر گروه اسلام گرای القاعده را مسئول این حملات عنوان کرد و از گروه طالبان خواست تا وی را در اولین فرصت به آمریکا تحویل دهد، اما طالبان به هیچ وجه حاضر به تحویل اسامه بن لادن به آمریکا نشدند.

شکست طالبان[ویرایش]

با وقوع حادثه تروریستی یازدهم سپتامبر و عدم تسلیم بن لادن به آمریکا از سوی طالبان، بهانه حمله به افغانستان در اختیار آمریکا قرار گرفت. ایالات متحده آمریکا به تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۰۱ به افغانستان حمله نمود طالبان با همکاری اعضای جبهه مخالف طالبان (مجاهدین سابق) شکست خوردند و حامد کرزی رئیس جمهور دولت موقت افغانستان گردید.

هم‌چنین در این حملات، بنا بر اعلام سایت ویکی‌لیکس، دولت ایتالیا برای حفاظت از نظامیان خود در برابر حملات تروریستی، به شبه نظامیان افغانستان پول پرداخته‌است. این پول چندین سال برای در امان ماندن نظامیان ایتالیایی از حملات طالبان، به شبه نظامیان افغانستان پرداخت شده‌است. بر این اساس، دولت آمریکا در زمان جرج بوش و از طریق رونالد اسپوگلی، سفیر خود در رم، بارها نگرانی خود را از این مسئله ابراز کرده‌است. هفته‌نامهٔ اسپرسو در آخرین شمارهٔ خود به وجود مدارک محرمانه‌ای اشاره کرده که نشانگر پرداخت پول توسط دولت ایتالیا به طالبان است. اسپوگلی در نامه‌ای که در اکتبر ۲۰۰۸ به واشنگتن ارسال کرده، دلیل همراهی ایتالیا با ناتو در جنگ افغانستان را اطمینان یافتن دولت این کشور از در امان بودن نظامیان خود از این طریق عنوان کرده‌است. سفیر آمریکا در رم، دولتهای پیشین و کنونی ایتالیا را به دست داشتن در چنین اقدامی متهم کرده و در عین حال آورده‌است: در گفتگویی که با سیلویو برلوسکنی در این مورد داشتم وی ابراز بی‌اطلاعی کرد. طبق این گزارش، بدگمانی آمریکا به نظامیان ایتالیایی در افغانستان همچنان تا سال ۲۰۰۹ ادامه داشته‌است. اما در این سال در عملیاتی که علیه شبه نظامیان انجام شد، کشته و زخمی شدن نظامیان ایتالیایی همانند دیگر نظامیان ناتو تا حدودی به رفع این بدگمانی کمک کرده‌است.[۵]

پیدایش مجدد[ویرایش]

در سال ۲۰۰۶ طالبان اعلان موجودیت نموده و با حاکمیت افغانستان مخالفت ورزیدند و به بیشتر قسمت‌های جنوب افغانستان به ویژه زابلریال قندهار و هلمند نفوذ کرده و ۲ سال بعد اقدام به پیشروی به سمت پایتخت نمودند. در غیاب ارتش افغانستان این نیروها توانستند به مرور برای خود کارخانجات اسلحه‌سازی و مهمات‌سازی ایجاد کنند. ضعف بازسازی و فساد حکومتی در بین مقامات جدید افغانستان در کنار میلیون‌ها افغان بیکار بازگشت کننده از ایران و پاکستان، موجب سرخوردگی افغان‌ها گشت و گرایش به سمت این نیرو را مجدداً افزایش داد.[۱]

دولت افغانستان این بار نیز پاکستان را به حمایت پی در پی از طالبان متهم نمود.

تاسیس دفتر طالبان در قطر[ویرایش]

حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان از تاسیس دفتر نمایندگی طالبان در قطر با هدف کمک به برقراری صلح در کشورش حمایت کرده‌است. این نخستین بار است که آقای کرزی از پیشنهاد آمریکا برای تاسیس این دفتر پشتیبانی می‌کند. او پیش تر از این که آمریکا و آلمان با او درباره مکان احتمالی دفتر نمایندگی طالبان مشورت نکرده بودند، عصبانی شده بود و با این کار مخالفت کرده بود. طالبان هنوز درباره برقراری این دفتر واکنشی نشان نداده‌است. آمریکا، آلمان و دیگر کشورهایی که در جنگ ده ساله با طالبان نقش داشته‌اند، در پی یک راه حل سیاسی برای پایان دادن به ناآرامی‌های افغانستان هستند. آنها بر این باورند که امکان برقراری ارتباط با طالبان در خارج از منطقه مناقشه می‌تواند به روند صلح کمک کند. بی‌اعتمادی دولت افغانستان اوائل این ماه سفیر خود را از قطر فراخواند تا به نسبت به بی اطلاعی از مذاکرات این کشور با آمریکا و آلمان درباره تاسیس دفتر طالبان اعتراض کند. آقای کرزی در بیانیه‌ای که سه شنبه منتشر کرد، گفت با این که ترجیح می‌دهد نمایندگی طالبان در ترکیه یا عربستان سعودی مستقر باشد، اگر آمریکایی‌ها بخواهند این دفتر در قطر تاسیس شود، او هم موافقت خواهد کرد. او در بیانیه خود گفت: "برخورداری طرف مقابل از یک نشانی دقیق شرط برداشتن قدم‌های عملی به سوی آغاز مذاکرات است." کابل‌ها بارها تاکید کرده‌است که دخالت خارجی را در مذاکراتش با طالبان نخواهد پذیرفت. تلاش برای گفتگو با طالبان دچار موانعی شده‌است. از جمله می‌توان به ترور برهان الدین ربانی، رئیس جمهوری پیشین و رئیس شورای صلح افغانستان اشاره کرد. طالبان مسوولیت این رخداد را نپذیرفته ولی این اتفاق به بی‌اعتمادی میان دو طرف دامن زده‌است. مقام‌های آمریکایی و افغان می‌گویند دولت پاکستان هم که گفته می‌شود رهبران طالبان در آن مستقر هستند، باید در گفتگوها شرکت داشته باشد.

تاسیس دفتر در ایران[ویرایش]

روزنامه‌های آمریکایی وال استریت ژورنال و انگلیسی تلگراف در گزارشی (منتشره در ۱ اوت ۲۰۱۲) به نقل از منابع ناشناس افغان و غربی مدعی شدند که یکی از اعضای رهبری طالبان در شورای کویته در اواخر ماه مه همان سال، اقدام به ایجاد و تاسیس دفتری در مرکز استان سیستان و بلوچستان و در شهر زاهدان کرده‌است‎.[۶]
روزنامه وال استریت ژورنال در ادامه گزارش خود مدعی شده، در شنودهای مکالمات تلفنی اطلاعاتی بدست آمده که نشان می‌دهد، اعضای سپاه قدس ایران در اوایل ماه ژوئیه ۲۰۱۲ در مورد ارسال و تجهیز نیروهای طالبان در افغانستان با موشک‌های زمین به هوا گفتگو انجام داده‌اند.[۶]

روزنامه روسی نیزاویسمایا گازتا در گزارش خود (منتشره در ۲ اوت ۲۰۱۲) نیز به نقل از منابع افغانی و غربی ادعاهایی مشابه موارد فوق را منتشر کرده و در بخش دیگر اعلام داشته: "ایران و طالبان خود را آماده می‌کنند که در صورت حمله اسرائیل یا آمریکا به تاسیسات اتمی ایران، به عملیات انتقامی مشترک دست بزنند. ایرانی‌ها علاوه بر این روی عقب‌نشینی نیروهای آمریکا از افغانستان در سال ۲۰۱۴ میلادی حساب می‌کنند."[۷]
این در حالی است که منابع و مقامات ایرانی موارد مطرح شده از این قبیل را به شدت رد نموده و این گونه اخبار را کذب اعلام کردند.[۸]

انشعاب[ویرایش]

در ۷ خرداد ۱۳۹۳ (۲۸ مه ۲۰۱۴)، اعظم طارق، از فرماندهان یکی از جناح‌های اصلی طالبان پاکستان، با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که شعبه طالبان در منطقه وزیرستان جنوبی پاکستان در پی اختلاف نظر با رهبری طالبان (مولانا فضل‌الله) از این گروه منشعب شده است. این جناح به قبیله محسود در این منطقه وابسته است. در بیانیه اعظم طارق آمده است: "ما جدایی خود از تحریک طالبان پاکستان را اعلام کرده و به اطلاع می‌رسانیم که خالد محسود را به عنوان رهبری جدید وزیرستان جنوبی انتخاب کرده‌ایم."[۹]

اعظم طارق درمورد دلیل تصمیم به انشعاب از طالبان گفت که "عناصر جنایتکار" در تشکیلات فرماندهی طالبان نفوذ کرده‌اند و در اقداماتی مانند باجگیری، آدم‌ربایی به منظور اخاذی، و جنایات دیگر دست داشته‌اند. رهبری طالبان همچنین متهم شد که غیرنظامیان را هدف حمله قرار می‌دهد. اعظم طارق این "عناصر" را متهم کرد که در خدمت "سازمان‌های جاسوسی خارجی" هستند. این بیانیه می‌افزاید که جناح خالد محسود قبل از تصمیم به جدایی از طالبان، "تمامی تلاش خود را به کار گرفت تا رهبری تحریک طالبان را به راه راست هدایت کند و حتی طالبان افغان کوشید بین ما میانجیگری کند اما رهبری طالبان به تلاش آنان توجهی نکرد."[۱۰]

خالد محسود از جمله کسانی بود که پس از کشته شدن حکیم‌الله محسود، رهبر سابق طالبان پاکستان در حمله هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی در ماه نوامبر سال ۲۰۱۳، درصدد جانشینی او برآمد اما این موقعیت نصیب مولانا فضل الله، از فرماندهان اسلامگرایان منطقه دره سوات شد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ بی‌بی‌سی. اسرار موفقیت طالبان. . روزنامه همشهری. ترجمهٔ راحله فاضلی دوره بیستم، ش. شماره ۵۶۰۰ (۲۵ دی ۱۳۹۰): بین‌الملل. 
  2. [afghanistanjusticeproject.org/dariversion.doc «پروژه عدالت افغانستان»]. 
  3. «کشتار هزاره‌ها در افغانستان». 
  4. «Cultural Landscape and Archaeological Remains of the Bamiyan Valley». 
  5. «پرداخت پول به طالبان برای محافظت از نظامیان ایتالیایی». خبرگزاری مهر، ۲۲ مرداد ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در ۲۴ مرداد ۱۳۹۰. 
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ «گشایش دفتر نمایندگی طالبان در زاهدان». دویچه‌وله, 2 اوت 2012. بازبینی‌شده در 05 اوت 2012. 
  7. «روزنامه روسی: ایران علیه آمریکا با طالبان متحد شده‌است». دویچه‌وله, 2 اوت 2012. بازبینی‌شده در 05 اوت 2012. 
  8. «آیا طالبان در ایران دفتر دارد؟!». آفتاب‌نیوز، ۱۴ مرداد ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در همان. 
  9. طالبان پاکستان دچار انشعاب شده است بی‌بی‌سی فارسی
  10. طالبان پاکستان دچار انشعاب شده است بی‌بی‌سی فارسی

پیوند به بیرون[ویرایش]