جنبش خرمدینان
| این مقاله نیازمند ویکیسازی است. لطفاً با توجه به راهنمای ویرایش و شیوهنامه، محتوای آن را بهبود بخشید. |
|
|
پیشنهاد شدهاست که این مقاله یا بخش با خرمدینان ادغام گردد (بحث). |
جنبش خرمدینان از جنبشهای مهم اجتماعی مذهبی پس از اسلام در ایران و آغازگر جنبش جاویدان پور شهرک اواخر قرن دوم هجری قمری (۱۹۲-۲۰۱) بود که بعدها بابک پور مرداس معروف به خرمدین رهبری آن را بدست گرفت و بیش از ۲۲ سال ۲۰۱-۲۲۳ هجری قمری برابر با ۸۱۶ - ۸۳۸ میلادی در ناحیه آذربایجان و جبال که بعدها کردستان خوانده شد، و مناطق مرکزی ایران علیه اشغال گران عرب و خلفای اسلام رزمید، ولی عاقبت معتصم خلیفه عباسی با تزویر و نیرنگ اورا دربند کرد و بطرز فجیعی کشت.
محتویات |
[ویرایش] رهبری بابک
جنبش سرخ جامگان تقریباً شبیه جنبش سپیدجامگان بود، منتها با یک تفاوت که بابک رهبر این جنبش بر عکس المقنع، هیچ وقت خودش ادعای پیامبری یا خدایی نکرد و برای جلب توجه پیروانش، نه ماه نخشب از چاه بیرون آورد و نه وسیلهٔ انعکاس نور خورشید بهعنوان تجلی نور خدا داشت و نه فرصت یافت که خود را به تنور آتش بیافکند که پیروانش بیشتر به بازگشت او اعتقاد پیدا کنند، آن گونه که حکیم هاشم مقنع انجام داد، بلکه اکثریت مردم زحمتکش او را به خاطر مقاومتش درمبارزه، بی باکی و دلیری و توانایی معجزهآسا و مردمداریش، به حد پرستش ستایش میکردند و به فرمانش گوش فرا میدادند. مطهر بن طاهر مقدسی گر چه یکی از دشمنان سر سخت خرمدینان بود، اما در وصف مرام و مردانگی و نیکو کاری بابکیان چنین نگاشتهاست:
«از ریختن خون جز به هنگامی که علم طغیان بر افرازند، خودداری میکنند، به پاکیزگی بسیار مقیدند. میل دارند با نرمی و نکوکاری با مردم دیگر آمیزش کنند و اشتراک زنان را با رضایت خود آنان جایز میدانند». قابل ذکر است، این نیش زهرآگین آخر جمله مقدسی، منحصر به این تاریخنویس اسلامی نبوده، بلکه آن گونه که انصافپور در نهضتهای ملی و مذهبی آوردهاست، این سلاح همهٔ تاریخنگاران علیه مخالفان عقیدتی بودهاست. او میگوید:
«در آن روزگاران چون حکام، ولینعمت اهل قلم و روشنفکران بودند و بر زندگانی و روزی دبیران و خبرنویسان و تاریخ نگاران و شاعران غیر آزاد خداوندگاری داشتند؛ هر آنچه از امور مصالح خویش را بر مراد میدیدند به آن تقریر میکردند چنانکه دبیران از بیم جان و خانمان نه فقط نمیتوانستند سخنان شورشگران و مخالفان را منعکس سازند بلکه برای تحکیم موقعیت خود و گاه برای خوشایند خداوندان دولت و ولینعمت خود به تودههای قیام کننده ناسزا هم میگفتند و برایشان اتهامهای ناروا و دور از حقیقت وارد میکردند و دربارهشان سخنان خلاف واقع مینوشتند».
به هر صورت پس از مرگ جاویدان که در جنگی زخمی شده بود و پیش از فوت به همسرش وصیت نموده بود که روح او در بابک حلول خواهد کرد و او باید بابک را به عنوان جانشینش به مردم معرفی نماید. لذا بنا به این وصیت بابک پرچم مبارزه جاویدان را به دست گرفت و همان گونه که گفته شد، بیش از ۲۲ سال علیه خلفای اسلام جنگید.
[ویرایش] سرانجام جنبش
معتصم، خلیفهٔ اسلام، موفق شد با اهدای پول زیاد و مقام به افشین، شاهزاده اشروسنه (منطقهای در تاجیکستان کنونی)، بابک را با نیرنگ به دام بیاندازد و او را با فجیعترین شکل در بغداد به قتل برساند. خواجه نظام الملک وزیر سلجوقیان در کتاب سیاستنامه خود آوردهاست: «چون چشم معتصم بر بابک افتاد، گفت:«ای سگ، چرا فتنه در جهان انگیختی و چرا چندین هزار مسلمان بکشتی؟» هیچ جواب نداد. فرمود تا هر چهار دست و پایش ببرند. چون یک دست ببریدند، دست دیگر در خون زد و در روی مالید و همه روی را از خون سرخ کرد. معتصم گفت: «ای سگ، باز این چه علم است؟» گفت: «در این حکمتی است.» گفتند: «آخربگوی، چه حکمتی است؟» گفت: «شما هر دو دست و پای من بخواهید بریدن، و گونهٔ مردم از خون سرخ باشد، و چون خون از تن برود، روی زرد شود. ... من روی خویش به خون سرخ کردم تا چون خون از تنم بیرون شود، نگویند که از بیم و ترس رویش زرد شد». خواجه نظام الملک در ادامه میگوید: معتصم را سه فتح بر آمد که هر سه قوت اسلام بود؛ یکی فتح روم، دوم فتح بابک و سوم فتح مازیار در طبرستان، که اگر از این سه فتح یکی بر نیامده بودی اسلام شده (رفته) بود.
[ویرایش] جنبشهای همدوره
قابل ذکر است که جنبش سرخ عَلَمان به رهبری مازیار بن قارن در یک برهه از زمان در شرق و غرب ایران با بابکیان هم عصر بودهاند. دو سال پس از شکست بابک، مازیار بن قارن نیز گرفتار آمد و او را در زیر تازیانه کشتند، زیرا انکار کرد که با افشین مکاتبه داشتهاست. خلیفه جسد مازیار را هم در کنار پیکر خشکیدهٔ همرزم قهرمانش بابک به دار آویخت. دیری نپایید که جسد افشین نیز به آنان پیوست. خرمدینان نیز همانند پیشینیان خود به تناسخ روح قایل بودند و گویا مرام مزدکی داشتند. شهرستانی در این باره میگوید:(۱۵) «پیروان بومسلم و مبیضه (سپیدجامگان) نیز از خرمدینان بودند. خودعنوان خرمدینی نشان میدهد که باید حتی در دوران ساسانی مانند تراکیب «بهدینی» (کیش زرتشتی) و «درست دینی» (کیش مزدکی) ایجاد شده باشد». در هر حال ابن الندیم در الفهرست نیز مزدکی بودن خرمدینان را تایید میکند و مینویسد: «خرمدینان که به سرخ جامگان شهرت دارند از پیروان مزدک هستند و در آذربایجان، ری، ارمنستان، دیلم، همدان و دینور (مرکز ولایت شرقی کردستان آن روزی) پراکندهاند».
مسعودی تاریخ نویس قرون وسطا در رابطه با پیروان خرمدینی در زمان خود مینویسد: «اکنون به سال ۳۳۲ هجری بیشتر خرمیان از فرق کردکیه و لودشاهیه هستند و این دو فرقه از همهٔ خرمیان معتبر ترند».
[ویرایش] ایران پس از جنبش خرمدینان
از شکست بابک خرمدین تا سال ۲۵۴ هجری قمری جنبشهای دیگر در برابر خلفا فراگیر نبودند. از این سال بود که انقلاب سازمان یافتهٔ بردگان به رهبری علی بن محمد رازی زنگی یار (صاحب الزنج) که بزنگی یاران شهرت یافت و تا سال ۲۷۰ هجری قمری دوام آورد و یک دولت نیز در جنوب غربی ایران تشکیل داد، زمینه را برای ضعف خلفا و پایان حاکمیت اعراب در ایران آماده نمود. افزون بر این در کتب تاریخی و از جمله تاریخ طبری گاه میبینیم که: «علی بن ابان» سپهدار نامدار و بزرگ زنگی یاران، از بحرین و یمامه به سوی ری سپاه میبرد و یا کردان که با دربار خلافت در ستیز بودند، به دولت بردگان زنگی یار خراج میدادند و یا علی بن محمد زنگی یار پیشوای بردگان از آنان (کردان) میخواست که در منبرها به نام او خطبه بخوانند.(۱۷) این نکات که در لابلای تاریخ دیده میشود، نشانهٔ آنست که کردان نه اینکه در ستیز دائم با خلفای اسلام بودهاند، بلکه به جنبشهای ضد خلفا نیز گرایش نشان دادهاند. خواجه نطام الملک زنگی یاران را نیز به مزدکی و بابکی بودن متهم میکند.(۱۸) زنگی یاران درمدت ۱۵ سال صدو پنجاه و شش بار با سپاهیان خلیفه نبرد کردند که در نبردهای آخرین در سال ۲۷۰ هجری قمری شکست بدی خوردند و با تسخیر مختاریه، پایتخت زنگی یاران توسط سپاهیان خلیفه، حکومت آنان برچیده شد. اگرچه زنگی یاران و همهٔ بردگان و مردم ستم دیدهٔ دیگر، از ظهور قریب الوقوع قرمطیان به سال ۲۸۷ هجری آگاهی نداشتند؛ ولی باز همچنان به ظهور نهضتی دیگر امیدوار مانده و چشم به آینده دوختند.
[ویرایش] دلیل ناکامی جنبش
همانگونه که در پیش نیز اشاره شد، یکی از دلایل شکست این جنبشها نداشتن اتحاد بودهاست. طبری تاریخ نگار قرون وسطا خبری دارد حاکی ازاین که حمدان قرمط بنیانگذار قرمطیان که در سالهای ۲۵۰-۲۷۰ هجری سالار صدهزار شمشیردار بوده و از علی بن محمد زنگی یار دعوت میکند که برای مبارزه با دشمن واحد خود در یک جبهه متحد شوند جواب موافق نمیگیرد.
[ویرایش] منابع
- مهرآبادی، میترا، تاریخ ایران، دنیای کتاب، تهران، ۱۳۷۴
- زرین کوب، دو قرن سکوت
- جلال برگشا. بابک. چاپ نهم. انتشارات نگاه، ۱۳۸۳.
- محمدجواد مشکور. فرهنگ فرق اسلامی. چاپ چهارم. انتشارات آستان قدس رضوی، ۱۳۸۴.
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||