جنبش زنان ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از جنبش زنان در ایران)
پرش به: ناوبری، جستجو

جنبش زنان در ایران به جنبش اجتماعی زنان ایرانی در دوره‌های مختلف، برای به دست آوردن حقوق زنان و تلاش آنان برای از بین بردن موقعیت فرودست زنان گفته می‌شود. نمونه این پدیده در سال‌های ۱۲۸۹ تا ۱۳۱۱ دیده می‌شود[۱].

جنبش‌های اجتماعی توسط گروهی ناراضی از وضع موجود شکل می‌گیرد که نظم اجتماعی موجود را به چالش می‌کشند و قصد تغییر یا اصلاح آن را دارند. فعالیت آنان مداوم و پیوسته است (برخلاف شورش و کودتا) و در ابتدای کار با مخالفت عمومی روبرو می‌شوند، این مخالفت ممکن از سوی دولتِ حاکم باشد و یا از سوی نهادهای مخالف دیگر. فعالیت‌های جنبش از مقداری سازماندهی و شبه ساختار برخوردار است و همه گروه‌های فعال درک مشترکی از هدف‌ها و ایده‌آل‌های جنبش دارند[۲].

علاوه بر مخالفت‌های سنت‌گرایان، دولت‌مندان ایرانی در تمام دوره‌های تاریخی نیز همانند بسیاری از کشورهای جهان سوم همواره این جنبش‌ها را صرفنظر از انگیزه آنها، خطری علیه حکومت و قدرت خویش تلقی می‌کردند[۳].

سال‌های ۱۲۸۹ تا ۱۳۲۰[ویرایش]

در دوره جنبش مشروطه انجمن‌های سری و نیمه‌سری زیادی در ایران به وجود آمدند. در این دوران انجمن‌های زنان نیز به طور مخفیانه شکل گرفتند که در جنبش مشروطه شرکت می‌کردند و بعدها، در سالهای پس از تشکیل مجلس و جنگ جهانی دوم سازمان‌هایی تاسیس شدند که به حقوق زنان می‌پرداختند.
از فعالیت‌های حقوقی زنان در سال‌های مشروطیت اطلاعات زیادی در دست نیست زیرا در آن دوره هم فعالیت سازمان‌های زنان آمیخته به مبارزات ملی‌گرایانه بود و هم بیشتر انجمن‌ها مخفیانه عمل می‌کردند. اما آزادی بیان نسبی و فضای سیاسی ایران در سال‌های پس از جنگ و تغییرات بین‌المللی در حقوق زنان (جنبش‌های حق رای زنان در آمریکا و انگلستان، پیروزی کمونیست‌ها در شوروی و مواضع مارکس و لنین درباره زنان، جنبش‌های زنان در مصر و سایر کشورهای خاورمیانه) را می‌توان از عوامل فعالیت‌های فمینیستی در سال‌های بعد دانست[۴] [۵].

در سال‌های بعد از انقلاب مشروطه و جنگ جهانی اول انجمن‌های مستقل و فمینیستی با هدف حقوق زنان به طور مستقل تأسیس شدند که بیشتر به تأسیس مدرسه‌های دخترانه و انتشار نشریه‌های زنان می‌پرداختند. در سال ۱۲۸۹ نخستین نشریه زنان منتشر شد و در سال ۱۳۱۱ آخرین سازمان مستقل زنان منحل گشت. این سازمان‌ها و انجمن‌ها توسط فعالان حقوق زنان که بیشتر از طبقه متوسط رو به بالای تهران و شهرهای بزرگ (مانند اصفهان، رشت و شیراز) بودند و اغلب در زمان خود تحصیل‌کرده محسوب می‌شدند تأسیس شدند. همه این سازمان‌ها در دهه ۱۳۰۰ تعطیل شدند که آخرین آنها در سال ۱۳۱۱ به دلایل نامشخصی بسته شد[۵].

از میان سازمان‌های زنان می‌توان به انجمن حریت نسوان، مجمع انقلابی نسوان، جمعیت پیک سعادت نسوان، جمعیت نسوان وطنخواه اشاره کرد [۶][۵]

از میان نشریات این دوره می‌توان به دانش (سردبیر: خانم دکتر کحالشکوفه (مریم عمیدزبان زنان (صدیقه دولت‌آبادیپیک سعادت نسوان (روشنک نوعدوست) ، نامه بانوان (شهناز آزاد) ، عالم نسوان (ارگان فارغ‌التحصیلان عالی مدرسه دخترانه آمریکاییجهان زنان (فخرآفاق پارساپیک سعادت نسوان، نسوان وطنخواه (محترم اسکندریدختران ایران (زندخت شیرازی) اشاره کرد [۶]. این نشریه‌ها در دوره بسته شدن نشریات مستقل و منتقد در سلطنت رضا شاه تعطیل شدند[۵].

از مدرسه سازان می‌توان به صدیقه دولت‌آبادی، شمس‌الملوک جواهر کلام، بی‌بی وزیرف، طوبی آزموده، درةالمعالی، ماهرخ گوهرشناس، صفیه یزدی، بی‌بی خانم استرآبادی و روشنک نوعدوست اشاره کرد که برای تاسیس و حفظ مدرسه‌های دخترانه خود با مخالفت‌های بسیاری از سوی سنت‌گرایان مواجه بودندو به همین دلیل تاسیس مدرسه دخترانه کاری انقلابی بود.[۷]

پس از این دوره سازمان‌های زنان مستقل حذف شده و سازمان‌هایی وابسته به دولت یا حزب‌های سیاسی تشکیل شدند مانند کانون بانوان که انجمنی بسیار میانه‌رو و خیریه زیر نظر رضا شاه بود، سازمان زنان ایران زیر نظر محمدرضا شاه، تشکیلات زنان ایران در حزب توده با نشریه بیداری ما[۸].

سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۱ را می‌توان سال‌های تجدید حیات محدود و کنترل شده جنبش زنان دانست که سازمان‌های مستقل‌تر اما پراکنده‌ای همچون حزب زنان و جمعیت زنان (با روزنامه زن امروز) تشکیل شدند. این سازمان‌ها بر خلاف دهه ۱۳۰۰ چندان همگرا نبودند. اشاره مختصری به هماهنگی فعالیت‌های حزب زنان و جمعیت زنان در سال ۱۳۲۲ شده است[۹] و در سال ۱۳۳۱ بیانیه‌ای از «ائتلاف سازمان‌های زنان» برای تقاضای حقوق سیاسی و اقتصادی دیده می‌شود[۸]. این تجدید حیات محدود در سال‌های حکومت محمدرضاشاه از بین رفت و تمام فعالیت‌های حقوقی زنان در کنترل دولت قرار گرفت و از دهه ۱۳۳۰ متمرکز سازی شد و در نهایت تحت سازمان زنان ایران درآمد و از حالت جنبش اجتماعی خارج شد[۳].

در دهه ۱۳۲۰ خورشیدی سازمان‌های سکولاری هم‌چون انجمن باهماد آزادگان، خواستار حقوق بیشتری، از جمله «کشف حجاب و حق طلاق» برای زنان ایرانی بودند.[۱۰]

پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران[ویرایش]

مطالعات زنان[ویرایش]

در خرداد ۱۳۹۱ خورشیدی، غلام‌علی حداد عادل، رئیس «شورای تخصصی تحول و ارتقای علوم انسانی»، گفت که: «رشته مطالعات زنان به آن صورتی که در دانشگاه‌های دنیا تدریس می‌شود، در تعارض جدی با اسلام قرار دارد، به همین دلیل این شورا تصمیم گرفته است تا درباره آن تجدیدنظر اساسی صورت بگیرد». هم‌چنین رشته «مطالعات زنان» با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی به رشته «مطالعات خانواده و حقوق زن در اسلام» تغییر نام پیدا کرد.[۱۱]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ساناساریان، ص.۵۱
  2. ساناساریان، ص.۸۲ و ص.۱۹۳، بر اساس مدل فریمن
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ساناساریان. الیز، ص.۱۲۳ تا ۱۲۷
  4. آفاری، ژانت
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ساناساریان، ص.۵۷ تا ۸۳
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ بامداد. بدرالملوک
  7. آفاری. ژانت، ص.۲۸ تا ۳۳ و ساناساریان. الیز، ص.۷۳
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ساناساریان، ص.۹۰ تا ۱۱۸
  9. ساناساریان، الیز، ص.۱۱۵
  10. روشنفکران و هنجارهای جدید جنسی - ژانت آفاری، بی‌بی‌سی فارسی
  11. «مطالعه حقوق زن در اسلام، فمینسیت‌ها را رادیکال‌تر می‌کند»، دویچه وله فارسی

منابع[ویرایش]