جایگاه زن در ایران باستان
|
|
پیشنهاد شدهاست که این مقاله یا بخش با زنان در ایران کهن ادغام گردد (بحث). |
وضعیت قانونی و اجتماعی دوره ساسانیان مبنی بر احکام زند و اوستا بود. چند زنی نیز وجود داشت البته در عمل مردان کم بضاعت به طور کلی بیش از یک زن نداشتند. در این دوران رییس خانه (=کدگ خودای) از حق ریاست دودمان بهرهمند بود.[۱]
در بعضی مناطق زنان حایض موجب آلودگی و نجاست محیط به شمار میرفتند و دوران قاعدگی خود را به تنهایی در دخمههای مخصوصی میگذراندند و حق دست زدن به چیزی نداشتند چون تصور میشد آن را آلوده میکنند.
محتویات |
[ویرایش] زن در اوستا
گاتها دارای «پنج» بخش است که روی هم به هفده «هات» تقسیم شده . بخش پنجم گاتها که در برگیرندهٔ هات(:فصل) 53 یسنا است، داستان ود(:ازدواج) جوانترین دختر زرتشت «پورو چیست» آورده شده است. داستانی که به چندین هزار سال پیش بر میگردد، از چند دیدگاه دارای ارزش و پیام فراوان است. نخست جایگاه پیوند زناشویی در فرهنگ ایرانی را بیان کرده که پایه شکل گیری خانواده است و پی آن شوند بوجود آمدن همبود(:جامعه) سالم و کامروا خواهد شد، و دوم آنکه روشن کنندهٔ حقوق والای یک زن در کیش ایران باستان است. برابر با بندهای گوهربار اوستا زرتشت به دخترش پسری را پیشنهاد میکند که پیرو راستی و منش پاک است و روی پیشنهادش هیچ پافشاری نمی کند و او را رها میگذارد که با اندیشهٔ آزاد شوی آینده خویش را گزینش کند. اشو زرتشت به او چنین میگوید:
یسنا 53 بند 3: «و تو ای پورو چیست، ای جوانترین دختر زرتشت از خاندان هچت اسپ، من که پدر تو هستم، (جاماسپ) را که یاور دین مزداست از روی راستی و منش پاک به همسری تو برگزیده ام، اینک برو با خردت مشورت کن و در صورت پسندیدن او، با عشق پاک در انجام وظیفهٔ سپنتای(:مقدس) زناشویی بکوش»
پورو چیست پس از گفتگو با جاماسپ و اندیشیدن ژرف و شناخت، پیوند را می پذیرد و میگوید:
یسنا 53 بند 4: «ای پدر، پس از ژرف اندیشی، من جاماسپ را پسندیدم و دوست دارم و با ته دل به او مهر خواهم ورزید و او را به عنوان شوهر آینده خود مانند پدر و بزرگ تر و راهنمای خود میپذیرم. بشود که مزدا اهورا بخشش نیک اندیشی را همیشه بهرهٔ ما سازد.»
سپس اشو زرتشت در جشن اروسی(:عروسی) پوروچیست برای باشندگان به ویژه نو همسران چنین اندرز داد:
یسنا 53 بند 5: « ای نو اروسان و دامادان روی سخنم با شماست، به اندرزم گوش دهید و گفتارم را به یاد بسپارید و با غیرت در پی زندگانی پاک منشی برآیید. هر یک از شما باید در کردار نیک و مهرورزی بر دیگری پیش دستی جوید تا این زندگانی سپند زناشویی را با شادی و خرمی به پایان رسانید.»
این داستان روشن کنندهٔ برابری زن و مرد در همبود گاه چندین هزار سال پیش ایران باستان است. خواست بانوان چه تا آن هنگام که در خانه پدری بوده اند چه پس از ازدواج گرامی بود و آنان آزاد بودند تا خود راه خود را برگزینند. در زمانی که پیرامون ایران زن را کنیز میدانستند و یا زنده به گور میکردند.[۲]
[ویرایش] حقوق زنان بواسطه شواهد باستان شناختی در جامعه ساسانی
حضور بسیار کمرنگ زنان در شواهد برجای مانده ازین دوران شاهدی بر وجود نابرابری اجتماعی است. در تعداد انگشت شماری از شواهد ساسانی زنان به تصویر کشیده شده یا از آنان نام برده شده. در یک پژوهش، در ۸۰نمونه بررسی شده قطعات گچبری، موزاییک، ظروف زرین و سیمین، نقش برجستهها، مهرها و نگینها تنها در۱۹ مورد(۲۳٫۷۵٪) زنان ظاهر شدهاند در ۱۱ مورد در کنار مردان(۵۷٫۸۹) و تنها در ۸ مورد (۴۲٫۱٪)به تنهایی و مستقل نمایش داده شدهاند. مساله اهمیت تبار پدری و دودمان در شواهد این دوران، نمود تصویری مییابد. مانند نقش شاپور سوم در کنار پدرش یا نقش برجسته نرسی و تاجگیری اردشیر در نقش رجب که پسربچههایی (احتمالا شاه آینده)را به تصویر میکشند و تصویر ولیعهد بهرام دوم روی سکهها. تاکید بر نمایش مردان خاندان شاهی که مرتبا در مواد مختلف تکرار شدهاست نشانگر جایگاه ویژه مردان و برتری آنها در مقایسه با زنان و نقش فعال مردان در سازماندهی جامعه ساسانی دارد. درواقع شواهد مادی این دوره «جنسیت مدار» است و تلویحا به برتری مردان و حضور پررنگ آنها در مقایسه با نمونههای محدود شواهدی است که به زنان میپردازند. تنها در ۵ مورد از ۳۴(۱۴٫۷٪)نقش برجسته ساسانی زنان (آنهم در کنار مردان) به تصویر کشیده شدهاند. این رقم در مورد دیگر شواهد تصویری مانند گچبری یا ظروف نیز بسیار ناچیز است. [۳] تبعیض جنسیتی اعمال شده بر زنان و برتری مردان بوِیژه در نهادهای قدرت از روی شواهد برجای مانده از خاندان شاهی ساسانی کاملا آشکار است. به عنوان نمونه "مراسم اعطای قردت و دیهیم بخشی به ملکهها در هنر ساسانی پدیدهای ناشناخته است”[۴] مواد فرهنگی حاوی بار معنایی هستند و به منزله ابزاری عمل میکنند که به روابط اجتماعی نمود بصری میبخشند[۵]. «اهمیت و قدرت نمادین مواد فرهنگی در بسیاری موارد به منظور نمایش رابطه غلبه و استیلا در برابر تسلیم و فرمانبرداری، بکار میرود» [۶]. برتری مردان بر زنان در هنرهای تصویری این عصر به طور نمادین ابراز گشتهاست.در تعدادی از نمونههای بررسی شده این برتری نمود یافتهاست:نقش برجسته بهرام دوم در سرمشهد، بشقابی نقره احتمالا مربوط به بهرام پنجم. نقش برجسته بهرام دوم در برم دلک و تنگ قندیل.درین نقوش ملکه دست چپ خود را به نشانه ادای احترام به شاهنشاه به لبانش نزدیک کرده است"[۷] درحالی که شاهنشاه آشکارا بزرگتر و درشت قامت تر از ملکه نمایش داده شده. در نمونههای یاد شده گرفتن دست زنان، ادای احترام زن به مرد، بلند تر نشان دادن مردان و از همه مهمتر قرار گرقتن پاهای مرد روی بدن زن(مانند بشقاب نقره بهرام گور و ملکه) نماد تسلیم و فرمانبرداری زنان یا حمایت آنان از سوی مردان است که به جایگاه اجتماعی پایین تر زنان اشاره میکند. [۸] انتساب به بستگان ذکور حتی در نام زنان نمود مییابد مانند «شاپوردخت» به معنی دختر شاپور.در کتیبه دخمهها که حکم سنگ قبر را دارد زنان متوفی عموما از روی انتساب به همسرشان معرفی شدهاند و درپارهای موارد از روی انتساب به پدر که احتمالا این نوع نوشتهها مربوط به دوشیزگان است. شناسایی زنان از طریق تبار پدری یا همسر: زنان معمولا با نام پدر، همسر یا دیگر بستگان ذکور خود شناسایی و معرفی میشوند (مثلا شاپور دخت دختر بهرام اول). این مورد در کتیبه کعبه زردشت که از معدود منابعی است که ذکری از زنان خاندان شاهی کرده نمود مییابد .درین کتیبه زنان از طریق نام همسران یا پدران یا حتی فرزندان پسر خود معرفی میشوند. یعنی زنان همواره از طریق وابستگی به یک یا چند عضو مذکر خانواده خود و در نقش مادر، همسر یا دختر ظاهر میشوند. ذکر نام مستقلی از زنان بسیار محدود است. [۹] ذکر نام ملکهها روی مهرهای شخصی شان ازین موارد است مانند "مهر ملکه دینک که روی ان ذکر شده بانو دینک ملکه ملکه هاً [۱۰]..درحالی که در همان کتیبه مردان معمولا از روی شغل و درجه خود یا نام خاندانشان معرفی میشوند [۱۱] .
[ویرایش] زنان در متون حقوقی
متون حقوقی و قانونی عهد ساسانی سرشار از دستورالعملها و قوانینی است که در آنها تاکید بر حفظ بقای خانواده از طریق جانشینان ذکور، انتساب فرزندان به پدر، اولویت و برتری مردان در مسائل حقوقی و زنان بعنوان جنس دوم و موجوداتی تحت حمایت و در اختیار مردان که قادر به ادمه نسل دودمان نیستند. در اوستا ویژگیهای زن مطلوب اینچنین برشمرده شده :«زن جوان درست گوهراستوار نیک نام خوش خیم خانه افروز که شرم و بیمش نیک و پدر و نیا و سالار خویش را دوست بدارد و زیبا و خوش اندام است بر زنان همال خویش رد است [۱۲] این تعریف نیز آشکارا بر ویژگیهایی مانند فرمانبرداری و اهمیت تبار پدری تاکید میکند. [۱۳] «خانواده پدرسالار، پدرتبار، چند زن گزین، گسترده و مبتنی بر زناشویی با خویشاوند بود» [۱۴] «شکل رایج ازدواج در دوران ساسانی، وصلت پادخشایی (پادشاهی) بود. زن پس از اینکه به خانه شوهر میرفت به عنوان مادر بچهها، کدبانوی خانه تابع قدرت پدر خانواده میشد. به عنوان تابع قدرت یا فرمانبردار خانواده جدید، تمام پیوندهای قانونی زن با خانواده قبلیاش بریده میشد». فرزندانی که از این ازدواج پدید میآمدند نام، ثروت و مرتبه اجتماعی پدر را به عنوان اخلاف قانونی او به ارث میبردند[۱۵]
مراجع عهد ساسانی به علت علاقه به بقای نظام پدرتباری مقررات روشنی درباره ارث و جانشینی وضع کرده اند. “همه خانواده های ایرانی از هر طبقه ای که بودند به استمرار خود از طریق جانشینان ذکور قانونی اهمیت می دادند"[۱۶]، درصورت فقدان وارث مذکر در خانواده "وظیفه وراث تعیین شده بوجود آوردن پسری برای فرد متوفی بود"[۱۷]. "موضوع دیگری که در قانون عهد ساسانی شرح زیادی درباره ان داده شده مساله قیمومت صغیران و زنان و خانواده های بدون اعضای مذکر بود"[۱۸]).. گماردن یک قیم همواره وظیفه اعضای مذکر خانواده یا تیره بود و این قیم معمولا مرد بود." پس از فوت شوهر قیم زن بزرگترین پسر بالغ او یا در صورتی که پسر نداشت نزدیکترین خویشاوند مذکر شوهرش بود" [۱۹]. در منابع حقوقی عصر ساسانی زنان با صغیران (فرزندان خردسال) در یک ردیف قرار می گیرند به منزله افرادی که باید تحت حمایت مردان خانواده قرار گیرند."بعضی از اعضای خانوار (رئیس خانوار، پسران و نوه های پسری او)حق خاص خویش را داشتند و اعضای دیگر(زنان و صغیران) حق دیگری را داشتند[۲۰].
چند شوهری یکی از صورتهای چندهمسری است که به ازدواج یک زن با بیش از یک مرد اطلاق می شود"[۲۱] ازدواجهای موقت و قراردادی زنان به منظور تولد فرزندان ذکوری که نسل همسر اول زن را ادامه دهند یکی از اشکال رایج ازدواج عصر ساسانی است "اگر شوهر دلایلی معتبر یا تعهداتی ویژه داشت می توانست زنش را همراه با دارایی او برای مدت معینی به مرد دیگری واگذار کند. درچنین مواردی زن همسر قانونی مرد اول، که اکنون قیم او بود محسوب می شد و بچه هایی که از این ازدواج بوجود می آمدند فرزندان شوهر اصلی به شمار می رفتند"[۲۲]
در مورد جامعه ایران در عصر ساسانی شاید بتوان این نتیجه را عنوان نمود که از طریق چند شوهری زن و تولد فرزند پسری که جانشین قانونی مرد محسوب می شد، امکان حفظ داراییها و اموال در تبار پدری تضمین می شد و در واقع شکلی از انحصار و تسلط قانونی بر اموال برای اعضای ذکور خانواده حفظ می شد. زن درین فرایند ابژه ای بیش نیست مانند یک ظرف که تنها وظیفه تولید ونگهداری بچه و جانشین قانونی مرد را در شکم خود دارد. موضوع دیگری که در قوانین این عهد به آن اشاره شده امکان ازدواجهای متعدد و چند همسری برای مردان است. درحالی که در مورد زنان ازدواجهای مصلحتی آنان به منظور تولد جانشین ذکور برای همسر اول است و به غلبه و کنترل مردان بر انها اشاره می کند، برای مردان احتمالا نماد منزلت و برتری است."چند زنی نمادی از منزلت اجتماعی است. [۲۳] مردانی که بیش از یک همسر دارند از مزایای اقتصادی و اجتماعی ویژه ای برخوردارند و مردی که قادر به چنین کاری است پایگاه اجتماعی والایی را بدست می آورد" [۲۴]
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] پانویس
- ↑ بارتلمه، دادستان، ص ۸؛ حقوق ساسانی، ج ۱، ص ۳۱، ج ۲، ص ۲۱
- ↑ برگردان گات ها، شهزادی، یسنا53
- ↑ درآمدی بر نظام جنسیت و نابرابری اجتماعی در ایران ساسانی، مریم دژم خوری، هیئت علمی گروه باستان شناسی دانشگاه بیرجند
- ↑ Shahbazi, sh., ۱۹۹۸. studies in Sasanian prospography , in The art and archaeology of ancient Persia, V.Sarkhosh Curtis and R. Hillenbrand(eds.),Tauris Publishers, London, pp.۵۸-۶۶..
- ↑ Sofaer,J.R., ۲۰۰۷. Materiality and identity,in Material identities, J.R., Sofaer(ed.), Blackwell, Oxford,pp.۱-۱۳.
- ↑ Diaz-Andreu, M. ۲۰۰۵. Gender identity, in The archaeology of identity, M. Diaz-Andreu and S. Lucy (eds.), Routledge,London,pp.۱۳-۴۲
- ↑ Shahbazi, sh., ۱۹۹۸. studies in Sasanian prospography , in The art and archaeology of ancient Persia, V.Sarkhosh Curtis and R. Hillenbrand(eds.),Tauris Publishers, London, pp.۵۸-۶۶
- ↑ درآمدی بر نظام جنسیت و نابرابری اجتماعی در ایران ساسانی، مریم دژم خوری، هیئت علمی گروه باستان شناسی دانشگاه بیرجند
- ↑ درآمدی بر نظام جنسیت و نابرابری اجتماعی در ایران ساسانی، مریم دژم خوری، هیئت علمی گروه باستان شناسی دانشگاه بیرجند
- ↑ مشکور، محمدجواد،۱۳۶۷، تاریخ سیاسی ساسانیان، دنیای کتاب، تهران
- ↑ ویسهوفر، یوزف،۱۳۸۰، ایران باستان، مرتضی ثاقب فر، تهران: نشر ققنوس
- ↑ رضی، هاشم،۱۳۷۹، اوستا: ترجمه و پژوهش، تهران:نشر بهجت.»
- ↑ درآمدی بر نظام جنسیت و نابرابری اجتماعی در ایران ساسانی، مریم دژم خوری، هیئت علمی گروه باستان شناسی دانشگاه بیرجند
- ↑ یار شاطر، احسان،۱۳۸۰، تاریخ ایران: از سلوکیان تا فروپاشی ساسانیان، حسن انوشه، تهران: امیرکبیر
- ↑ ویسهوفر، یوزف،۱۳۸۰، ایران باستان، مرتضی ثاقب فر، تهران: نشر ققنوس
- ↑ یار شاطر، احسان،۱۳۸۰، تاریخ ایران: از سلوکیان تا فروپاشی ساسانیان، حسن انوشه، تهران: امیرکبیر
- ↑ ویسهوفر، یوزف،۱۳۸۰، ایران باستان، مرتضی ثاقب فر، تهران: نشر ققنوس
- ↑ ویسهوفر، یوزف،۱۳۸۰، ایران باستان، مرتضی ثاقب فر، تهران: نشر ققنوس
- ↑ ویسهوفر، یوزف،۱۳۸۰، ایران باستان، مرتضی ثاقب فر، تهران: نشر ققنوس
- ↑ ویسهوفر، یوزف،۱۳۸۰، ایران باستان، مرتضی ثاقب فر، تهران: نشر ققنوس
- ↑ کوئن، بروس،1384، درآمدی بر جامعه شناسی، محسن ثلاثی، تهران:نشر توتیا.
- ↑ ویسهوفر، یوزف،۱۳۸۰، ایران باستان، مرتضی ثاقب فر، تهران: نشر ققنوس
- ↑ درآمدی بر نظام جنسیت و نابرابری اجتماعی در ایران ساسانی، مریم دژم خوری، هیئت علمی گروه باستان شناسی دانشگاه بیرجند
- ↑ گیدنز، آنتونی، 1383جامعه شناسی، منوچهر صبوری، تهران: نشر نی.
[ویرایش] منبع
- آیکتاب (برداشت آزاد با ذکر منبع)
- برگردان گات ها(۱۳۸۱)، موبد رستم شهزادی، انتشارات فردوس- شابک۹۶۴-۵۵۰۹-۸۴-X