تیگلات-پیلسر سوم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
تیگلات-پیلسر سوم
پادشاه آشوریه
پادشاه بابل
Tiglath-Pileser III Nimrud Louvre AO19853.jpg
نقش برجسته از مرمر سفید گچی از کاخ پادشاه مزبور در نیمرود، ربع سوم سده ۸ پ.م.
دوران ۷۴۴ ق.م.-۷۲۷ ق.م.
پیش از شلمنسر پنجم
پس از آشور-دان سوم
دودمان آشوریان

تیگلات-پیلسر سوم از سال ۷۴۵ تا ۷۲۷ پ. م. پادشاه آشور بود. نیرومندی مجدد آشور مقارن با سلطنت وی می‌باشد. این پادشاه، چنانکه بعد شرح آن خواهد آمد، ظاهراً در طی نخستین لشکرکشی خویش علیه ماد در سال ۷۴۴ پ. م. با ماننا تماس عملیاتی داشته است. همچنین شکست سختی که از طرف لشکریان تجدید سازمان یافتۀ تیگلات-پیلسر سوم در سال ۷۴۳ پ. م. به اورارتو وارد آمد، به دعاوی اورارتو در مورد حکومت بر ماننا پایان بخشید.

توقف حملات آشوریان[ویرایش]

در فرصتی که در نتیجه قطع حملات آشوریان در بین سال‌های ۷۸۸ تا ۸۳۴ ق.م. پیش آمده بود، دولت ماننا که در آن زمان دولتی مستقل بود، ارتباط خود را با ماد حفظ کرد. شاهان آشور که اتحاد ماننا و ماد را تهدیدی علیه خود می‌دیدند، برای از بین بردن اتحاد شکل گرفته، از سال ۷۸۸ ق. م یک سری حملات را به ماد آغاز کردند که تا سقوط دولت آشور ادامه داشت.

تیگلات پیلسر در سال ۷۴۴ ق.م. حملاتی پیاپی را به ماد آغاز کرد که به مدت چند سال دوام داشت، او ایالات آرازیاش و بیت سانگی و منطقه‌ی اوشکاکان را تسخیر کرد و شماری از ساکنین آن حدود را به شمال سوریه و فنیقیه تبعید کرد. او در سنگ‌‌نوشته‌ای نام طوایفی را که اسیر کرده بوده، آورده‌است.

در سال ۷۴۰ پ.م. تیگلات پیلسر پس از دو سال محاصره، بر شهر آرپاد در سوریه کنونی دست یافت. دو سال بعد در ۷۳۸ پ.م. تیگلات پیلسر به اسرائیل تاخت و مردمان آن سامان را وادار به پرداخت باج و خراج نمود.

چیرگی تیگلات پیلسر سوم بر سرزمین آرامی‌ها باعث شد زبان آرامی به زبان میانجی در سرزمین‌های تسخیر شده تبدیل شود.

تیگلات پیلسر در سال ۷۳۸ دوباره به ماد حمله کرد و همدان را گرفت، بعد تا کویرنمک پیش رفت و از منطقه اوش کاکان واقع در دره رودقره‌سو بازگشت. این بدان معنی است که آشوریان در آن زمان اکثر سرزمین‌های ماد را تصرف کرده بودند.

لشکرکشی تیگلات-پیلسر به ماد در سنگ‌‌نبشته‌های آشوری ذکر شده‌است. ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف جاینام‌های لشکرکشی تیگلات پیلسر به ماد و حاکمان آن را که آشوریان در سنگ‌نبشته‌ها آورده‌اند، در کتاب تاریخ ماد ذکر کرده‌است.

اقدامات تیگلات پیلسر سوم[ویرایش]

  • او دست به اصلاحاتی زد و صلح را در قلمرو خود گسترش داد.
  • ارتش را سامان داد و تا صور و صیدا در غرب و تپه گیان در شرق پیش رفت.
  • همچنین شبکه‌ی ارتباطی جدیدی پدید آورد و پرداخت مالیات‌ها را سامان داد.
  • در اواخر عمر بابل را گرفت و یک سال بعد در ۷۲۸ پیش از میلاد درگذشت.[۱]

سال‌نامه‌های تیگلات پیلسر سوم[ویرایش]

سال‌نامه‌های تیگلات پیلسر سوم به صورت ناقصی (نوشته‌های بریده‌بریده‌ای بر الواح نیمه سترده) یافته شده‌است و دراین الواح گزارش می‌شود که آشوریان قصد داشتند بار دیگر از کاخ سلطان اسرحدون در قرن هفتم پ.م. مجدداً استفاده کنند. فواصل این قطعات بریده محفوظ نمانده و دنبالهٔ مطلب غالباً معلوم نیست. اگر توالی مطالب را به شکلی که شرادر و روست حدس زده‌اند، قبول کنیم، تیگلات پیلسر سوم به تصرف خاک پارسوا اکتفا نکرده به داخل سرزمین ماد نفوذ کرد. با جملات بریده‌بریده‌ای از تصرف دهکدۀ ارنزیاش[۲] یاد شده‌است و مردم این محل علیه "بی‌سی‌خادیر"، فرمانفرمای کیشه سو[۳] خروج کرده‌بودند. بعد سخنی از فرار "راماتئا" فرمانفرمای آرازیاش[۴] . [۵] رفته و ضمناً گفته‌شده‌است که در دهکده‌های وی گذشته از اسبان و دام‌های شاخ‌دار، ذخایر سنگ لاجورد باختر (باکتریا) نیز به چنگ مهاجمان افتاد، به طوریکه در متن مصرحاً گفته شده‌است، آخرین نقطهٔ لشکرکشی - ظاهراً - دژ مادی زاگروتی بوده. معلوم می‌شود آرازیاش جزو اتحادیه قبایل ماد نبوده، همچنانکه در عهد آداد-نراری سوم نیز از اتحادیهٔ مزبور خارج بود. سپس آشوریان راه بازگشت پیش گرفتند و بعد شرح انقیاد تونی فرمانفرمای سومونزو[۶] - در درهٔ یکی از شاخه‌های دیاله ؟ - و قتل سپاهیان وی و الحاق سومونزو و بیت همبان[۷] به یکی از ایالات آشور، آمده‌است.

نتایج لشکرکشی تیگلت پیلسر[ویرایش]

این لشکرکشی از تمام مصایبی که کشور ماد در ظرف نیم قرن تحمل کرده‌بود، ویران کننده‌تر بود. تیگلات-پیلسر پس از آن خواست که خداوندان دهکده‌های کوهستان یعنی سران جماعت‌های سراسر کشور مادهای نیرومند تا کوه بیکنی[۸] منظّماً به شرح زیر به وی خراج بپردازند: ۳۰۰ تالانت[۹] سنگ لاجورد و ۵۰۰ تالانت[۱۰] مصنوعات مفرغی. این ارقام بیشتر از حرص او حکایت دارد و کمتر از استدراک مسایل اقتصادی و حال آنکه تیگلات پیلسر سوم یکی از لایق‌ترین شاهان آشور بود. در سال‌نامه‌ها اسامی فرمانفرمایانی[۱۱] که خراج مزبور بر ایشان وضع شده مذکور است[۱۲].

علل لشکرکشی تیگلت پیلسر[ویرایش]

علل واقعی حمله به حدود ماد مختلف بود. نخست اینکه مبنای اصلاحات وی عبارت بودند از:

  1. اصلاح اجتماعی ارتش هنگ شاهی و هنگ‌های رئیسان نواحی‌ای که لوازم و آذوفهٔ ایشان کاملاً از طرف دولت داده می‌شده و از طریق جلب سپاهی تکمیل می‌گشت.
  2. اصلاحات فنی در ارتش، تکمیل سازمان و لوازم تسلیحات لشکریان.
  3. اصلاح سیاست نظامی، انتقال همهٔ عناصر فرمانبردار و مطیع شده و اسکان ایشان در سرزمین شاهی تا ایشان در آنجا مستقلاً به امر معیشت و اقتصاد خویش پردازند.
  4. اصلاح اداری، بزرگ کردن نواحی، تبدیل حکام و جانشینان پیشین[۱۳] به رئیسان ناحیه[۱۴]، و تجدید حقوق ایشان مثلاً حق معاف کردن از مالیات و احداث شهرها و غیره که از ایشان سلب شده‌بود.

سیاست مهم تیگلات پیلسر سوم این بود که دائماً ارتش در حال عملیات جنگی باشد و با غارت و دزدی ثروت بیندوزد. بدین سبب توسعهٔ حدود آشور به وسیلهٔ لشکرکشی امری ضروری بود. دیگر اینکه اصلاحات وی مستلزم این بود که جای خالی ساکنان نواحی ویران شده را به طور دایم با مردم سرزمین‌های مفتوح پر کند و اراضی مردم اخیرالذکر را نیز با ساکنان سرزمین‌های تازه فتح شدهٔ دیگری مسکون سازد و الی‌آخر. بنابراین وجود یک عده افراد آماده برای مهاجرت و انتقال، دائماً ضرورت داشت. اما علت مهم و حتی شاید مهمترین علت لشکرکشی وی این بود که ثروت‌های مادها را تصاحب کند و خود توانگرتر شود و به‌ویژه اسبان فراوان به‌دست آورد، زیرا سازمان و ساختار ارتش آشور تجدید شده بود و برای ارابه‌های جنگی و به‌خصوص سواران، احتیاج مبرمی به اسب وجود داشت و در آن عصر پرورش اسب فقط در نقاط کوهستانی - یعنی اتحادیه قبایل ماد و اورارتو و آسیای صغیر پیشرفت می‌کرد.

سرانجام، لشکرکشی علیه قبایل ماد ممکن بود به منظور تأمین جناح در مبارزهٔ جدی آتی با اورارتو باشد. در واقع لشکرکشی سال ۷۴۴ پ.م. مقدمهٔ حمله به سادوری دوم و جنگ طولانی آشور با متحدان سوری اورارتو بود، همچنانکه لشکرکشی سال ۷۳۷ پ.م. علیه ماد مقدمهٔ تهاجمات سال‌های ۷۳۶ و ۷۳۵ علیه کوهستان اورارتو به‌شمار می‌رفت.

نیجهٔ نخستین لشکرکشی تیگلات پیلسر سوم به کوه‌های زاگروس همانا ایجاد دو ایالت جدید در پادشاهی آشور بود، یعنی پارسوا و بیت همبان. این دو ایالت تا سقوط آشور در سال ۶۱۲ پ.م. جزو آن بودند.

لشکرکشی سال ۷۳۷[ویرایش]

در سال ۷۳۷ پ.م. تیگلات-پیلسر مجدداً به سرزمین ماد لشکر کشید. اگر واقعاً می‌پنداشت که خراج گزافی را که بر مادها تحمیل کرده، خواهند پرداخت، اشتباه کرده‌بود و ممکن نبود بدون غارت و راهزنی جدیدی موفقیت حاصل کند. حتی نواحی‌ای را که ظاهراً در سال ۷۴۴ پ م. کاملاً مطیع و منقاد شده بودند، ناگزیر این بار مجدداً تسخیر کرد. از آن جمله بود ایالت بیت کاپسی.

لشکریان آشور از "بیت سانگی" و "بیت تازاکی" که در سال ۷۴۴ پ.م. تسخیر شده بودند، گذشتند. دهکده‌های بسیار[۱۵] که ایشتار[۱۶] مرکزشان بود و مردی به‌نام با بر آن حکومت می‌کرد، مسخر ایشان گشت. آشوریان در این مکان پرستش نیزهٔ مقدس "نیوزتا" خدای آشور و بابِل را متداول ساختند. سران سرزمین‌های نقاط دورتر شرقی زاگروس به شیوهٔ مرسوم در کوه‌ها پنهان شدند. مثلاً اوپاش فرمانفرمای بیت کاپسی و بوردادا چنین کردند. ولی آشوریان پیشوای اخیرالذکر را به اسارت گرفتند. بدین طریق لشکریان آشور تا دژ سیبار[۱۷] پیش رفتند و آنجا را تسخیر کردند. چنانکه شمشی-آداد پنجم در سال ۸۲۰ پ.م. دژ مزبور را مسخّر ساخته بود و این خود تعیین دقیق مسیر لشکرکشی تیگلات پیلسر سوم را مقدور می‌سازد. وی از ناحیه‌ای که در زمان شمشی آداد جزو بخش شرقی سرزمین کوهستانی گیزیل بوندا بود، گذشت. گرچه در سالنامه‌های تیگلات پیلسر سرزمین مزبور جزو مادای قلمداد شده است. شاید آشوریان از جنوب، بخش اصلی درهٔ قزل اوزن را دور زده و فقط از قسمت علیای آن عبور کرده به سیبار[۱۸] رسیدند.

باقی لشکرکشی به‌صورت بریده‌بریده باقی‌ مانده‌است. فقط یک نکته روشن است که آشوریان از ناحیهٔ بوشتو گذشتند این بوشتو را نباید با دژی به همین نام که در ملتقای ماننا و پارسوا و گیزیل بوندا واقع بوده، اشتباه گرفت. آنگاه آشوریان وارد خاک اصلی اتحادیه قبایل ماد گشتند[۱۹] محتملا تذکر نام ناحیهٔ "نیششا" یا "نیشا"[۲۰] و قطعه‌ای از سالنامه‌ها که اسامی نواحی آریام [۲۱] و کشور خروسان مات تارلوگالّه و ساکسوکنو در آن آمده مربوط به همین محل است.

دیگر کتیبه‌های تیگلات پیلسر سوم نواحی‌ای را که هدف این لشکرکشی بودند، مشروحتر نام می‌برند، ولی متأسفانه محل آنها[۲۲] را نمی‌توان مشخص نمود. از الواح مزبور چنین بر می‌آید که آشوریان تقریباً سراسر خاک ماد را درنوردیدند و به مکان نامعلومی به نام کشور طلا شاید شیکراکّی رسیدند [۲۳] و کوه روآ ظاهراً در شرق تهران کنونی؟ و بیابان نمک (دشت کویر) دست یافتند. از آنجا از طریق ناحیهٔ اوشکاکان که احتمالاً درهٔ قره سو می‌باشد، باز گشتند.

سپس آشوریان وارد ناحیهٔ بیت ساگبات شدند[۲۴] و ساکنان این محل در سیلحازی که دژ بابلیان نیز نامیده می‌شد، پنهان گشتند. از مدارک موجود چنین برمی‌آید که این دژ در نقطه‌ای از ناحیه اکباتانا همدان کنونی قرار داشته‌است. آشوریان موفق به تسخیر این دژ و قلعهٔ مجاور آن که تیلاشوری[۲۵] نام داشت، شدند. اینجا مرکز پرستش مردوک خدای بابلیان بود و تیگلات پیلسر قربانی نثار او کرد و نیز فرمان داد لوحی با مطالبی دربارهٔ خویشتن در آن محل برپا دارند. آشوریان از اینجا از طریق ناحیهٔ بیت زوآلزاش و بیت ماتّی و درهٔ رود دیاله به خاک آشور باز گشتند. در بین راه پادشاهی الی پی[۲۶] هدایایی برای جلب عنایت آشوریان به ایشان تقدیم داشت. به رغم نظر مخالف یکی از متون ناموثق[۲۷] مسلم است که نواحی‌ای که لشکریان آشور در سال ۷۳۷ پ.م. درنوردیدند، جزو ایالات آشور نگشت [۲۸]. محتملا رئیس ناحیهٔ پارسوا بر نواحی مزبور نظارت کلی داشت تا آشوریان در آینده در صورت امکان در امور ماد و ماننا مداخله کنند.

تعیین مسیر لشکرکشی تیگلت پیلسر[ویرایش]

تعیین مسیر و محل لشکرکشی‌های وی به خاک ماد بسیار دشوار است. اکنون چهار روایت اصلی دربارهٔ نواحی‌ای که وی در نوردیده‌است، در دست هست:

  1. سالنامه‌ها: در سالنامه‌ها مذکور است که لشکرکشی سال اول ۷۴۴ اختصاص به نامرو، پارسوا و بیت زاتی و بیت آبدادن[۲۹] و بیت کاپسی و بیت تازاکی داشته و در سالنامه‌های مزبور ضمناً برخی جنگ‌هایی را که در سرزمین‌های پارسوا؟ که پایتخت آن نیکور[۳۰] بوده و بیت زاتی و تا حدی آبدادانا و بیت سانگی و بیت کاپسی و دیگر ارنزیاش و کیشه سو و آرازیاش [۳۱] و سومورزو و بیت همبان وقوع یافته بود، بر می‌شمرند و پس از آن فهرستی کلی از حکامی که سر به اطاعت نهاده بودند، می‌دهند که درست محفوظ نمانده.
  2. لوح نمرود: شرحی ‌که در لوح سنگی اوّل نمرود آمده، نیز مربوط به همین لشکرکشی می‌باشد. بیت همبان، سومورزو، بیت باروآ، بیت زوآلزاش، بیت ماتی، توپلیاش[۳۲] در درهٔ دیاله، تیل تارانزای، پارسوا، بیت کیپ سی تا شهر زاگروتی و مادی‌های نیرومند. لشکرکشی دوم در سال ۷۳۷ طبق مندرجات سالنامه‌ها به بیت سانگی و بیت تازاکی و مادی‌ها و بیت زوآلزاش[۳۳] و بیت ماتی تخصیص داده شده بود و جداگانه نام نقاط مسکونی زیر آورده شده‌است: ناحیه‌ای که مرکز آن بیت ایشتار بود، بیت کاپسی، شهرهای تادی روتا و نیروتاکتا، سیبار ... آریاما، خروسی، ساکسوکنر، ار زیبرا، بیت ساگبان، سیلحازی[۳۴] و تیلاشوری.
  3. دومین لوح سنگی: دومین لوح سنگی نمرود، یکجا امکنهٔ زیر را بر می‌شمرد: بیت همبان، بیت سومورزو، بیت باروآ، بیت زوآلزاش، بیت ماتی، توپلیاش، بیت تارانزی، پارسوا، بیت کاپسی و گی‌زین کی‌سی نقطهٔ مسکونی سیبار و اورننا و نیپاریا و کشورهای بوستوس[۳۵] و آریارمی و خروسنی و روا (کوه) قبل از کویر نمک و اوشکاکانو، شیکراکی و تیلاشوری یا دژ بابلیان. ضمناً در کتیبهّ مزبور مصراً اظهار شده که همهٔ این نواحی جزو قلمرو آشور بوده و حکام و جانشینانی از طرف آشور در آنجا مستقر بوده‌اند.
  4. کتیبه‌ای دیگر: کتیبه‌ای بر لوح گلین از نمرود به تاریخ ۷۲۸ پ. م. باقی است که اطلاعات دقیق‌تر ولی کلی عرضه می‌دارد. فهرست آن کتیبه چنین است: نامرو، بیت سانگی بوتی، بیت همبان، سومورزو، باروآ، بیت زوآلزاش، بیت ماتی، توپلیاش، بیت تارانزای، پارسوا، بیت زاتی بیت ایشتار، زاکروتی. ضمناً کتیبهٔ مزبور بخصوص تصریح می‌کند که نواحی یاد شده که تقریباً همه مربوط به لشکرکشی اول بوده است، در ۷۴۴ پ.م. جزو ایالات آشور شده بوده‌اند و بعد بلافاصله اسامی ذیل آمده است: گی زینی کی‌سی، نیشا، سیبور[۳۶]، اوریمزان، رعوسان[۳۷]، نیپاریا، بوستوس[۳۸]، آریارمی، خروسی، ساسکبوکنو، آراکوتو[۳۹]، کار زیبرا، گوکی ننانا، بیت ساگبات، سیلحازی یا دژ بابلیان، روآ (کوه)، اوشکاکانا، شیکراکی و سرزمین یا کشور طلا.

مسیر لشکرکشی‌های تیگلت پیلسر[ویرایش]

پس از تجزیه و تحلیل مسیر کشکر کشی‌های تیگلت پیلسر سوم[۴۰] چند استنتاج مهم به عمل می‌آید. نخست آشوریان گرچه، از حدود کوهستان منا گذشتند[۴۱] ولی مراقب بودند که به خود جلگهٔ جغتو و متصرفات منا و حتا شاید درهٔ قزل اوزن سرازیر نشوند. علی‌الظاهر سبب احتیاط ایشان این بود که اولاً منا مقتدر بود و آشوریان نمی‌خواستند در آن موقع با یک دشمن خطرناک دیگر گلاویز شودند و مخاصمت اورارتو و دمشق را برای خویشتن کافی می‌دانستند. از دیگر سو ممکن است در آن زمان میان آشوریان و منا عهد و پیمانی وجود داشته که مبنای آن اشتراک منافع آنی ایشان در مبارزه با اورارتو بوده است[۴۲].

می‌توان این نکته را نیز یادآور شد که متن‌های آشوری در بخش‌های غربی کشور ماد بیشتر ولایات را بنام سلاله‌ها می‌نامند با پیشوند « بیت » - « خانه » نه اسم واقعی، و بدین سبب تشخیص آنها دشوار است. در بخش‌های شرقی ماد این رسم مرعی نمی‌گشت زیرا که، محتملا، در آنجا حکومت انتخابی عشیرتی و قبیله‌ای حکمفرما بود و سلاله‌های فرمانروا وجود نداشتند. متن تیگلت پیلسر سوم بویژه فرمانفرمایان بخش‌های شرقی ماد را بل آلی می‌نامد و این خود باری دیگر ثابت می‌کند که ماد غربی نسبت به ماد شرقی آن سرزمین از لحاظ اجتماعی و اقتصادی بیشتر پیشرفت کرده بود.

اشاره به این نکته که بعضی اسامی جغرافیایی اماکن شرقی که در متون تیگلت پیلسر سوم مذکور است تا حدی ریشهٔ ایرانی دارند مانند: آریارما، نیشّا، اوریمزان، اورننا، آراکوت‌تو[۴۳]، و شاید چند نام دیگر[۴۴] مع‌هذا اینگونه اسامی در فاصلهٔ سال‌های ۷۴۴ تا ۷۳۷ پ. م. هنوز به مغرب خط قزوین - همدان تجاوز نکرده بودند. دو سه نام خاص فرمانفرمایان نواحیی را که شرقی‌تر از این خطه نبوده‌اند نیز می‌توان ایرانی دانست [۴۵]. از دیگر سو بسیاری از اسامی، حتا مربوط به شرقی‌ترین منطقه، مسلماً ایرانی نیستند و به نظر می‌آید که بعضی از آنها ریشهٔ عیلامی داشته باشند. بدین طریق نه تنها در خاک منا و پارسوا و سرزمین‌های مجاور آنها بلکه در کشور خود مادای و اتحادیه قبایل ماد نیز هنوز در اواسط قرن هشتم ۷۵۰ پ. م.، زبان ایرانی بلامعارض و شریک حکمفرما نبوده و به هر تقدیر در بخش‌های اراضی آذربایجان رواجی نداشته.

پانویس[ویرایش]

  1. سویشر، کلاریس، خاور نزدیک باستان، ترجمه عسکر بهرامی، چاپ دوم، ۱۳۸۴
  2. شاید همان آرازیاش و یا النزاش باشد، در بیت باروآ
  3. در متن Kišisa آمده‌است
  4. Araziaš, Ramateâ, Kišessu, Erenziaš,
  5. این ناحیه را نزدیک همدان قرار می‌دهند، ولی ممکن است همان ری باستان نزدیک تهران باشد
  6. Tuni, Sumurzu
  7. که آن هم در درهٔ دیاله بود
  8. دماوند
  9. ۹ تن
  10. ۱۵ تن
  11. از آن جمله حاکم آبدادان به‌نام آشوری و بابلی مانوکیماسابه خوانده شده‌است. این شاهد نفوذ برخی عناصر فرهنگ بابلی در ماد غربی می‌باشد و شاهد منحصرد بفرد هم نیست
  12. ولی بر خلاف عقیدهٔ پل روست گمان نمی‌رود که سطور ۵۷، ۵۸ طبق شماره‌گذاری وی مربوط به این فهرست باشد؛ و ایشان را باید به لشکرکشی سال ۷۳۷ پ. م. مربوط دانست.
  13. شاکنو - Šaknu
  14. bêl pehâte
  15. سالنامه‌ها: بیت ایشتار، کین گی، کان گی، کین دی گیاسو، کین گیالکاسیش، کوبوشخاتیدیش، اوپوشو، آخسیپونا، گیرگیرا، کیخ باخزاتی.
  16. معبد الههٔ ایشتار آشوری
  17. نزدیک زنجان
  18. سیبور
  19. از حکام تانوس... و یا عورشی و کوه دانو... و نواحی بوشتو و اماته در آغاز کوه‌های روا یاد شده است
  20. یا صحاری نیسه که در تألیفات عتیق آمده، جلگهّ کنونی قزوین؟
  21. آریا-اوروای ایرانی. چنانکه در زبان اکدی آن زمان صدای «و» وجود نداشت و علی‌الرسم بصورت صدای «م» ادا می‌شد. بدین سبب اشتقاق Arya- Urva ی ایرانی مساوی Ariaimâ پیشنهاد شده است. کلمهٔ اوروا بصورت اسم مکان در فرگرد اوّل ویدودات نیز آمده.
  22. از روی کتیبه‌های اخیرالذکر که جنبهٔ عمومی دارند
  23. به استناد دو واژهٔ «نیشا» و «خروسان» ممکن است آشوریان به نقاط شرقی ایران رسیده باشند. دو کشور نیشا و خروسان با عناوین نیشابور و خراسان اشتراک لفّظی دارند.
  24. این واٰژه هم با اکباتان وجه اشتراکی دارد یعنی هر دو واژه شامل « بات » هستند.
  25. شاید سیلحازی و تیلاشوری دژی مضاعف و یا دو نام یک دژ باشند. در نواحی مزبور دژ اکباتان و تپهٔ نوشیجان قرار دارد
  26. نزدیک کرمانشاه کنونی
  27. دومین لوح نمرود
  28. شاید ناحیهٔ بیت ایشتار به ایالت پارسوا ملحق شد
  29. بیت ابدادانا
  30. شاید مقصود پارسوا به معنی محدود کلمه باشد.
  31. ارازی‌آش
  32. توپ‌لی داش به معنی سنگ توپی شکل و بزرگ
  33. بیت زوآلزاشو
  34. سیلخازی
  35. بوشتو؟
  36. سیبار
  37. خروسان شاید کشور خراسان
  38. پوستوس
  39. محتملا آرا کوتی
  40. تا حدی که مقدور است
  41. اگر گی زین کیسّی همان گیزیل بوندا باشد. اشترک گیزین کیسی و گانزاکا را که در دوران متأخر برده‌داری و دوران متقدم قرون وسطا وجود داشته یکی می‌داند و. با این نظر وی نمی‌توان چندان موافق بود.
  42. در متن سارگون دوم اشاره‌ای به ملاقات ایرانزو پادشاه منا با پادشاه آشور سارگون دوم و یا شاید تیگلت پیلسر سوم شده است.
  43. Urimzan, Urenna, Arakuttu
  44. آریارمه= Arya- Uava. نیشا= Nisāa که اسم مکانی و ایرانی است و بسیار استعمال شده. اوریمزان= Urvāzana یا Varemazana مقایسه شود با Zana بمعنی قبیله. اورننا= Varena؛ آراکوتتو= Harahvati...
  45. بدین قرار Jantarši, Ramatêa

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]