تن‌تن و هنر الفبا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

تن‌تن و هنر الفبا (به فرانسوی: Tintin et l'Alph-Art) که تن‌تن و هنر تازه نیز نامیده شده بیست و چهارمین و آخرین کتاب از مجموعهٔ کتابهای مصور ماجراهای تن‌تن و میلو است.

با مرگ نابهنگام هرژه در سال ۱۹۸۳، آخرین کتاب وی با نام تن‌تن و هنر جدید نیمه تمام ماند. بر طبق وصیت هرژه، هیچ هنرمندی بعد از مرگ وی حق خلق داستان جدیدی از تن‌تن را نداشت و در حقیقت با مرگ وی مجموعه داستان‌های جذاب تن‌تن به پایان رسید.

اما تکلیف داستان نیمه کاره به کجا رسید؟ ۳ سال بعد و برای نخستین بار قسمتی از آن در سال ۱۹۸۶ به چاپ رسید. در سال ۲۰۰۴ و پس از هیجده سال نسخه کاملتری از آن که توسط دستیاران هرژه تکمیل شده بود توسط انتشارات کسترمن (Casterman) و بنیاد هرژه به چاپ رسید. با پایان این کتاب، مجموعه داستان‌های جذاب تن‌تن و میلو به پایان رسید و جای خود را در تاریخ داستان‌های کامیک به عنوان یکی از موفق‌ترین و پرطرفدارترین داستان‌های کامیک ثبت کرد.

چاپ اول[ویرایش]

  • در بریتانیا: کَستِرمَن
  • در ایران (ترجمه فارسی): بعد از انقلاب ۵۷، کتاب ناتمام تن‌تن و هنر تازه به نام هنر الفبا در سال ۱۳۸۳ به فارسی ترجمه شد. در این چاپ طرح روی جلد با طرح اصلی به کلی متفاوت بود.

داستان[ویرایش]

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!

کاپیتان هادوک به پیشنهاد کاستافیوره یکی از آثار هنری نمایشگاه هنر الفبا که توسط راموناش هنرمند و نقّاش جامائیکایی خلق شده را خریداری و مدیر آن نمایشگاه به نام فورکار از کاپیتان درخواست ملاقات با تن تن را می‌کند. در همان روز ژان ژاک موناستیر هنرمند و مجسمه‌ساز فرانسوی در حوالی سواحل اسکاتلند به همراه قایق تفریحی خود ناپدید می‌شود و هم چنین در این بین امیر بن کالیش اذاب و فرزندش شاهزاده عبدالله در اروپا به سر می‌برند و مشغول خریدهای هنری هستند، و فردای آن روز که روز ملاقات تن تن با آقای فورکار بوده جسد سوختهٔ وی را به همراه اتومبیلش در بستر یک رودخانه خشک شده پیدا می‌کنند. تن تن به مرگ وی مظنون شده و تحقیقات خود را آغاز می‌کند و در این راه چندین بار تهدید شده و مورد سوءقصد قرار می‌گیرد سرانجام متوجه می‌شود که اعضای یک گروه مذهبی که کاستافیوره به تازگی در آن عضو شده است، در این ماجرا دست دارند، و به همین منظور و به دعوت کاستافیوره راهی ایشیا جزیره‌ای خوش آب و هوا و سرسبز در ناپل ایتالیا می‌شود و همان جا بار دیگر توسط اشخاصی ناشناس تهدید می‌شود و همان روز هم به ویلای اندادین آکاس مغناطیس کار مشهور و سردسته گروه مذهبی می‌رود و آن جا با کاستافیوره، امیر بن کالیش اذاب و فرزندش شاهزاده عبدالله، چند تن از هنرمندان و بازیگران مشهور ایتالیایی، راموناش، آقای گیبونز و آقای تریکلر روبرو می‌شود و شب را نیز به همراه کاپیتان هادوک در همان جا می گذراند و نیمه‌های شب به حمل و نقل‌هایی که در نزدیکی انباری ویلا انجام می‌گیرد مشکوک می‌شود و برای سر در آوردن از ماجرا به همراه میلو به انباری می‌رود و با مجسمه‌ها و نقّاشی‌هایی که اثر بزرگان هنری بودند روبرو می‌شود و متوجّه می‌گردد همگی تقلّبی هستند همان لحظه آکاس به همراه مزدورانش سر می‌رسد و تن تن را دستگیر کرده و برای او تعریف می‌کند که همه این کارها توسط راموناش و به سرپرستی خود (آکاس) و افرادش تهیه شده و بسیاری از هنرمندان و هنرشناسان نیز آن را تأیید نموده‌اند و هم چنین اعتراف می‌کند قتل موناستیر و فورکار به دست افرادش انجام شده چون آن‌ها به راز آثار هنری تقلّبی وی پی پرده بودند سپس تصمیم می‌گیرد تن تن را به وسیله پلی استر به مجسّمه تبدیل نمایند و او را نیز به عنوان یکی از آثار هنری معرفی کنند امّا در همان لحظه کاپیتان که توسط میلو باخبر شده بود سرمی رسد و تن تن را نجات می‌دهد و می‌خواهند از ویلا فرار کنند که توسط افراد آکاس دستگیر شده و آکاس چهره واقعی خود را آشکار می‌کند و معلوم می شودوی همان شخصیت خبیث و بدطینت داستان‌های تن تن یعنی روبرتو راستاپاپولوس است که با کمی جرّاحی پلاستیک و اجیر کردن چند تبهکار دوباره به کارهای خلاف را از سرگرفته او تصمیم به قتل تن تن و کاپیتان هادوک می‌گیرد امّا در همان لحظه پلیس که توسط ایگور واگنر پیانیست خانم کاستافیوره باخبر شده بود سرمی رسد و پس از زدوخوردی کوتاه همدستان راستاپاپولوس را دستگیر می‌کند امّا راستاپاپولوس موفّق به فرار می‌شود و تن تن و کاپیتان را نیز همراه خود به کوهستان می‌برد و تصمیم به اعدام آن‌ها می‌گیرد و در همین لحظه پلیس کوهستان را محاصره می‌کند و از راستاپاپولوس می‌خواهد خود را تسلیم کند امّا راستاپاپولوس پلیس را تهدید می‌کند که در صورت ادامه تعقیب وی تن تن و کاپیتان را خواهد کشت و به نصیحت‌های تن تن و کاپیتان مبنی بر اینکه خود را تسلیم پلیس کند نیز گوش نمی‌دهد و به آن‌ها می‌گوید بعد از کشتن شما دو نفر خودکشی می‌کنم و در حالی که داشت تن تن و کاپیتان را اعدام می‌کرد توسط راموناش که او را تا کوهستان تعقیب کرده بود به درّه پرتاب می‌شود و به هلاکت می‌رسد و تن تن و کاپیتان نجات می‌یابند راموناش نیز به آن‌ها می‌گوید به علّت فقر و گرسنگی به راستاپاپولوس پیوسته بود و از همان زمان تبدیل به یک هنرمند مشهور شد. سرانجام ویلای راستاپاپولوس توسط دولت ایتالیا و به منظور تشکّر و قدردانی به تن تن و کاپیتان هادوک تعلّق می‌گیرد و آن‌ها به مارلین اسپایک برمی گردند و با ساخته شدن یک تندیس از کاپیتان توسط راموناش پرونده محبوب ترین و پرفروش ترین کتاب جهان نیز بسته می‌شود.

پایان خطر لوث‌شدن

هرژه ۲ سال بعد از تن تن و پیکاروها، شروع به ساخت سناریو و طرح‌های اولیه کتاب هنر الفبا نمود، اما ساخت این کتاب در اثر فوت وی نا تمام ماند. هر چند وی قبل از مرگ اعلام نموده بود که علاقه‌ای به ادامه کارش توسط افراد دیگر ندارد، اما افرادی اقدام به ساخت نسخه کامل این کتاب نمودند که هیچکدام با موفقیت خاصی روبه رو نشد. سرانجام ادامه این کتاب به وسیله ایو رودیه یکی از شاگردان هرژه در سال ۱۹۸۶ یعنی ۳ سال پس از مرگ هرژه آغاز شد و ۴ سال بعد یعنی در سال ۱۹۹۰ تکمیل گردید و ۱۴ سال بعد و در سال ۲۰۰۴ به چاپ رسید.

تعداد صفحات[ویرایش]

  • در بلژیک: ۶۲ صفحه
  • در بریتانیا: ۶۲ صفحه
  • در آمریکا: ۶۲ صفحه
  • در فرانسه: ۶۲ صفحه
  • در ایران (چاپ رایحه اندیشه و قدیانی): ۶۴ صفحه

آیا می‌دانستید.[ویرایش]

  • چند هنرمند مشهور سعی در تمام کردن آخرین داستان تن‌تن کردند، اما نتیجه آنی نشد که طرفداران بی شمار تن‌تن در انتظارش بودند.
  • هنر تازه به معنی طراحی مجسمه و نقاشی‌هایی از حروف الفبا و اعداد است.
  • در داستان کامل شده شخص بدطینت و پستی که ابتدا به عنوان «اندادین آکاس» یک مغناطیس کار یونانی ظاهر می‌شود، در حقیقت راستاپوپولوس بدکاره‌است که با عمل جراحی پلاستیک و با قیافه‌ای جدید به داستان برمیگردد.

جستارهای وابسته[ویرایش]