تضاد
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| در متن این مقاله از هیچ منبع و مأخذی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع برطبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
در منطق، دو قضیه را متضاد گویند که صدق هر دو محال ولی کذب آن دو جایز باشد، و آن در صورتی است که موضوع و محمول دو قضیّه یکی باشد و هر دو قضیه کلیه باشند، اما یکی موجبه کلیه باشد و دیگری سالبه کلیه.
در ادبیات [ویرایش]
و اما در ادبیات؛ تضاد از آرایههای ادبی است و به معنی آوردن دو کلمه با معنی متضاد است در سخن برای روشنگری، زیبایی ولطافت آن. تضاد قدرت تداعی دارد و از این رو سبب تلاش ذهنی میشود. تضاد در شعر و نثر به کار میرود؛ و خاص ادبیات فارسی نیز نیست. با این حال نمونههایی از تضاد در اشعار فارسی، به ویژه شعر صائب تبریزی و سعدی وجود دارد. بیت زیر از سعدی نمونهای از تضاد در ادب فارسی است:
| بگويم تا بداند دشمن و دوست | كه من مستي و مستوري ندانم |
|
||||||||
| این یک نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |