ترفند پونزی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
چارلز پونزی، سال ۱۹۲۰. ترفند پونزی از نام وی گرفته شده‌است

ترفند پونزی (Ponzi scheme) یک عملیات سرمایه‌گذاری کلاه‌بردارانه است.

در این ترفند به سرمایه‌گذاران سودهایی برگردانده می‌شود که از بهره‌های متعارف به‌طرزی غیر عادی بالاترند. البته این سود از پول سرمایه‌گذاران بعدی تأمین می‌شود و شرکت یا فرد دریافت‌کنندهٔ سرمایه نیازی به انجام کار اقتصادی با پول دریافتی ندارد.[۱]

نام این ترفند از نام چارلز پونزی گرفته شده‌است.

از شرکت‌هایی که در ایران از این ترفند استفاده می‌کنند می‌توان به سوئیس‌کش نام برد. در سال ۱۳۸۶ خورشیدی ۱۶۰ نفر از عوامل اصلی و فعالان این‌گونه شرکت‌ها در تهران دستگیر شدند.[۲]

شرح[ویرایش]

Ponzi scheme یک عملیات سرمایه‌گذاری کلاهبردارانه‌است که عایدی‌هایی را از همان پول سرمایه‌گذاری شده یا پولی که بوسیلهٔ سرمایه‌گذاران بعدی پرداخت شده‌است، به سرمایه‌گذاران خودش پرداخت می‌کند بجای اینکه عایدی را از هر سود واقعی حاصل شده توسط شخص یا سازمانی که عملیات را اجرا می‌کند پرداخت نماید. Ponzi scheme معمولاً سرمایه‌گذاران جدید را با ارائه عایدی‌هایی که دیگر سرمایه‌گذاریها نمی‌توانند تضمین کنند اغوا می‌کند. این عایدی‌ها سودهای بطور غیرعادی بالا در کوتاه مدت و یا بطور غیرعادی ثابت و با دوام هستند. دائمی بودن عایدی‌هایی که یک Ponzi scheme تبلیغ و پرداخت می‌کند نیازمند یک جریان پول همیشه درحال افزایش از جانب سرمایه‌گذاران است تا سیستم را درحال کار نگه دارد.

سرنوشت این سیستم فروپاشی است زیرا سودهای واقعی آن (اگر اصلاً هیچ سودی در کار باشد) کمتر از مقدار پرداخت به سرمایه‌گذاران است. معمولاً این سیستم قبل از آنکه دچار فروپاشی شود بوسیلهٔ مراجع قانونی برهم زده می‌شود زیرا چنین سیستمی مورد سوءظن قرار گرفته یا مروج آن اسناد اعتباری ثبت نشده می‌فروشد. همچنان که سرمایه‌گذاران بیشتری درگیر می‌شوند، احتمال اینکه توجه مراجع قانونی به آن جلب شود بیشتر می‌شود.

اسم این سیستم بر اساس اسم Charles Ponzi که برای استفاده از این ترفند در سال ۱۹۲۰ بدنام شده بود انتخاب شده‌است. Ponzi این سیستم را اختراع نکرده بود اما عملیات او چنان پولی را به خود جذب کرد که اولین موردی بود که در سرتاسر ایالات متحده شناخته شد. سیستم Ponzi ابتدا بر اساس خرید و فروش همزمان کوپن‌های بین‌المللی تمبر پستی بود، اما او به زودی پول سرمایه‌گذاران را جهت پشتیبانی پرداخت به سرمایه‌گذاران قبلی و خودش بکار گرفت.

مثال فرضی[ویرایش]

فرض کنید تبلیغاتی شروع شده‌است که وعدهٔ عایدی‌های فوق العاده را برای سرمایه‌گذاران می‌دهد. برای مثال، سود ۲۰٪ برای یک قرارداد ۳۰ روزه. هدف معمولاً اغوا کردن مردم عامی که دانش عمیقی از امور سرمایه‌گذاری یا اصطلاحات آن ندارند است. اصطلاحات ساختگی زبانی که تاثیرگذار بنظر می‌رسند اما اساساً بی معنی هستند برای خیره کردن سرمایه‌گذاران بکار می‌روند. اصطلاحاتی همچون hedge futures trading، برنامه‌های سرمایه‌گذاری با بازدهی بالا (HYIP)، سرمایه‌گذاری در کشورهای دیگر که قوانین مالی مساعدتری دارند، ممکن است استفاده شوند. مروج این سیستم سپس سهام‌هایی را به سرمایه‌گذارانی که اساساً قربانیان یک حقهٔ جلب اعتماد هستند که بعلت بی‌دانش بودن یا عدم کفایت فریفته شده‌اند، می‌فروشد. همچنین ادعاهایی همچون یک استراتژی سرمایه‌گذاری انحصاری که باید برای اطمینان از برتری رقابتی محرمانه نگه داشته شود ممکن است برای پنهان کردن ماهیت سیستم استفاده شوند.

بدون مزیت اطلاعات قبلی یا واضح درمورد سرمایه‌گذاری، فقط تعداد کمی سرمایه‌گذار اغوا می‌شوند که معمولاً مبالغ کوچکی سرمایه گذاری می‌کنند. ۳۰ روز بعد، سرمایه‌گذار سرمایهٔ اولیهٔ خود را بعلاوهٔ ۲۰٪ سود دریافت می‌کند. در این موقع، سرمایه‌گذار انگیزهٔ بیشتری برای سرمایه‌گذاری با مبلغ بیشتر پیدا کرده و همچنان که اخبار این واقعه منتشر می‌شود بقیهٔ سرمایه‌گذاران از فرصت برای شراکت استفاده می‌کنند، که موجب یک اثر آبشاری بر اثر وعدهٔ عایدی‌های غیرعادی می‌شود. اما، بازگشت پول به سرمایه‌گذاران ابتدایی از محل سرمایه‌گذاری تازه‌واردها پرداخت می‌شود، نه از محل سودها.

یک علت اینکه سیستم در ابتدا چنان خوب کار می‌کند آن است که سرمایه‌گذاران اولیه، آنهایی که عملاً عایدی‌های بزرگ را دریافت می‌کنند، معمولاً پول خود را دوباره در سیستم سرمایه‌گذاری می‌کنند. بنابراین، آنهایی که سیستم را اجرا می‌کنند عملاً مجبور به پرداخت مبلغ خالص زیادی نیستند؛ آنها بسادگی باید عبارت‌هایی را به سرمایه‌گذاران بفرستند که نشان می‌دهند آنها با نگه داشتن پول چقدر بدست آورده‌اند و با این کار این فریب را که سیستم یک سرمایه‌گذاری با سود بالاست حفظ کنند.

مبلغان همچنین تلاش می‌کنند بازپس‌گیری‌ها را با ارائه پلان‌های جدید به سرمایه‌گذاران، به حداقل برسانند. پلان‌هایی که معمولاً در آنها پول به ازای سودهای بالاتری برای مدت بیشتری نگه داشته می‌شود. مروج مشاهده می‌کند که پول همچنان که به سرمایه‌گذاران گفته می‌شود که آنها نمی‌توانند پول را از پلان اول به پلان دوم انتقال دهند جریان می‌یابد. اگر تعداد کمی از سرمایه‌گذاران بخواهند پول خود را بر اساس موارد اجازه داده شده بازپس بگیرند، درخواست آنها فوراً انجام می‌شود که باعث می‌شود این توهم برای تمام سرمایه‌گذاران دیگر ایجاد شود که سرمایه و سود آنها قابل پرداخت است.

افشا شدن یک سیستم Ponzi[ویرایش]

در نقطه‌ای یکی از این‌ها اتفاق خواهند افتاد:

  1. مروج با تمام پولهای باقی‌ماندهٔ سرمایه‌گذاریها (منهای مبالغی که قبلاً به سرمایه‌گذاران پرداخت شده‌است) ناپدید خواهد شد.
  2. از آنجاییکه سیستم به یک جریان مداوم از سرمایه‌گذاری‌ها نیاز دارد تا سودهای بالاتر را بپردازد، یک بار که سرمایه‌گذاری کند شود، سیستم زیر وزن خودش شروع به فروپاشی خواهد کرد (هرچه سودها بالاتر باشند ریسک فروپاشی سیستم بیشتر است). چنان بحران‌هایی در امکان نقد شدن اغلب باعث وحشت عمومی می‌شوند چراکه افراد بیشتری شروع به درخواست پول خود می‌کنند.
  3. نیروهای خارجی بازار، همچون یک افول شدید در اقتصاد (مثل Madoff و بحران اقتصادی جهانی سال ۲۰۰۸)، باعث می‌شوند که بسیاری از سرمایه‌گذاران بخشی یا تمام پول خود را بازپس بگیرند؛ نه لزوماً بخاطر از دست دادن اعتماد نسبت به سرمایه‌گذاری، بلکه بسادگی بخاطر قوانین بنیادین بازار پایه‌ای. درمورد Madoff، درآمد پس از اینکه سرمایه‌گذاران بعنوان بخشی از رکود اقتصادی جهانی که تمام سرمایه‌گذاری‌ها را تحت تاثیر قرار داد تلاش کردند تا ۷ میلیارد دلار را بازپس بگیرند دیگر نتوانست عادی بنظر برسد.
  4. بیشتر شرکت‌های ponzi فقط با یک ثبت ساده خود را قانونی جلوه می‌دهند در حالیکه برای دریافت پول از مردم و پرداخت سودمی بایست غیر از ثبت مجوز مدیریت سرمایه و پرداخت را نیز داشته باشد.
  5. در مرحله اول برای شناختن طرح سالم از یک سیستم هرمی و پونزی در ابتدا می‌بایست از لحاظ حقوقی آنرا مورد بررسی قرار داد و مجوزهای دولتی شرکت را مورد بررسی و صحت آنرا استعلام نمود. توجه داشته باشید که شرکت‌ها سالم پرداخت سود را منوط به خرید سهام با مقدار مشخص انجام می‌دهند و نوع ثبت آنان سهامی عام می‌باشد. گول شرکت‌هایی که به صورت پروژه باز یعنی دریافت سرمایه بدون تعریف اجرا در انجام کار می‌کنند نخورید

سیستمهای مشابه[ویرایش]

  • یک سیستم هرمی یک شکل از کلاهبرداری است که از بعضی جهات به یک سیستم Ponzi شباهت دارد که همانند آن بر روی یک باور اشتباه به یک واقعیت ناموجود اقتصادی استوار است که شامل امید برای یک نرخ بینهایت بالای سود است. اما چندین مشخصه آنها را از سیستم Ponzi متمایز می‌کند:
    • در یک سیستم Ponzi، مجری سیستم بعنوان یک مرکز برای قربانیان عمل می‌کند که با همهٔ آنها بصورت مستقیم تعامل می‌کند. در یک سیستم هرمی، آنهایی که مشارکت‌کنندگان جدیدی را وارد می‌کنند مستقیماً سود می‌برند (درواقع شکست در وارد کردن دیگران معمولاً به معنای عدم سود است).
    • یک سیستم Ponzi ادعا می‌کند که بر یک روش محرمانهٔ سرمایه‌گذاری (ارتباط‌های داخلی و غیره) متکی است و اغلب سرمایه‌گذاران غنی را به خود جذب می‌کند؛ درحالیکه سیستمهای هرمی صریحاً اعلام می‌کنند که پول جدید منشاء پرداخت سرمایه‌گذاری‌های اولیه خواهد بود.
    • یک سیستم هرمی خیلی سریعتر فرومی‌پاشد چون برای سرپا نگه‌داشتن خود به افزایش تصاعدی مشارکت‌کنندگان نیاز دارد. در مقابل، سیستمهای Ponzi می‌توانند بسادگی با ترغیب کردن اکثر مشارکت‌کنندگان به سرمایه‌گذاری مجدد پولشان، با تعداد نسبتاً کمی از مشارکت‌کنندگان جدید بقا یابند.
  • حباب اقتصادی: یک حباب از این جهت که یک مشارکت‌کننده بوسیلهٔ مشارکت‌هایی از یک مشارکت‌کنندهٔ بعدی پول دریافت می‌کند (تا فروپاشی اجتناب‌ناپذیر) شبیه یک سیستم Ponzi است، اما آن با یک سیستم Ponzi یکسان نیست. یک حباب با قیمت‌های همواره در حال افزایش در یک بازار باز (برای مثال سهام، املاک) که قیمت‌ها درحال افزایش هستند چون خریداران قیمت بیشتری پیشنهاد می‌کنند چون قیمت‌ها درحال افزایش هستند، درگیر است. اغلب گفته می‌شود حباب‌ها بر «تئوری احمق‌تر» بنا شده‌اند. همچون سیستم Ponzi، قیمت از ارزش ذاتی کالا تجاوز می‌کند، اما برخلاف سیستم Ponzi، هیچ شخصی که ارزش ذاتی را نادرست جلوه دهد وجود ندارد. با تئوری احمق‌تر در ذهن، بعضی ممکن است در عین اینکه باور دارند که اسناد اعتباری بر اساس یک حباب بیش از حد قیمت دارند سرمایه گذاری کنند.

منابع[ویرایش]