تحلیل تکنیکی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نمودار سطوح مقاومت و پشتیبان در یکی از بازارهای سهام

تحلیل تکنیکی (تکنیکال) یا تحلیل فنی (Technical Analysis) روشی برای پیش‌بینی قیمت‌ها در بازار از طریق مطالعه وضعیت گذشته بازار است. در این تحلیل از طریق بررسی تغییرات و نوسان‌های قیمت‌ها و حجم معاملات و عرضه و تقاضا می‌توان وضعیت قیمت‌ها در آینده را پیش‌بینی کرد. این روش تحلیل در بازار ارزهای خارجی، بازارهای بورس اوراق بهادار و بازار طلا و دیگر فلزات گران‌بها کاربرد گسترده‌ای دارد.

این نوع تحلیل با استفاده از «مطالعه رفتار و حرکات قیمت و حجم سهام در گذشته و تعیین قیمت و روند آینده سهم» صورت می‌پذیرد. تغییرات قیمت سهم با استفاده از پیشینه تاریخی و نمودار توسط تحلیل گر تکنیکی مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. این روش بیشتر مورد استفاده سفته‌بازان قرار می‌گیرد و بدین صورت قصد دارند تا بازده مورد نظر خود را در هنگام بالا رفتن قیمت سهم افزایش دهند. در واقع سرمایه گذاران با دیدگاه کوتاه مدت از این روش بهره می‌جویند.

تحلیل تکنیکی (فنی)، با آزمون قیمت‌های گذشته و حجم مبادلات حرکت‌های آینده، قیمت را پیش بینی می‌کند. اساس این تحلیل‌ها بر استفاده از نمودار و رابطه‌های ریاضی و هندسی متمرکز است تا بدین گونه روندهای کوچک و بزرگ بدست آید. در این راستا فرصت‌های خرید یا فروش از راه برآورد محدوده نوسانات بازار مشخص می‌شود.

از نگاه دیگر[ویرایش]

ESignal 11 3.png

تحلیل تکنیکی فرایند بررسی قیمت‌های تاریخی سهام در کوششی جهت تعیین قیمت‌های احتمالی آینده‌است. این کار بوسیله مقایسه روند انتظاری قیمت جاری با حرکت قیمت تاریخی قابل قیاس، انجام می‌گیرد تا نتیجه معقولی پیش‌بینی گردد. کارشناسان سنتی ممکن است این فرایند را به عنوان یک حقیقت این طور تعریف کنند که تاریخ خودش را تکرار می‌کند، حال آنکه دیگران به این گفته بسنده می‌کنند که باید از گذشته پند بگیریم.

تحلیل تکنیکی دانشی تجربی است که در طی زمان تکامل یافته و افراد بسیاری در رشد و هدایت آن نقش داشته‌اند. بدون تردید پایه‌های تحلیل تکنیکی که امروز به طور گسترده در سراسر دنیا بکار برده می‌شود، توسط بررسی‌ها و نتیجه گیری‌های چارلز داو بنا نهاده شد.

تحلیل تکنیکی یکی از روشهای تحلیل بازار و پیش بینی قیمت‌هاست. در اصل پیش بینی قیمت به دو روش اصلی امکان پذیر است:

در تحلیل تکنیکال اساس پیش بینی بر مبنای تغییرات تاکنون قیمت و روند تغییر در بازه‌های زمانی مشخص پایه گذاری شده. معامله‌گر با مشاهده چارت قیمتها و استفاده از اندیکاتورهای لازم برای استراتژی خود، به تحلیل بازار می‌پردازد. استراتژی روش محاسبه نقاط ورود به بازار و خروج از آن است که معامله گر یا خود به آن دست یافته یا از یافته‌های دیگران استفاده می‌کند. پایه نظر تحلیل گران تکنیکالی این است که وقایع هرچه که باشند اثر خود را بر روی قیمت و در نهایت روی چارت می‌گذارند بنابراین کسی که چارت را بشناسد فارغ از اخبار و وقایع می‌تواند معامله کند.

گونه‌های تحلیل تکنیکی[ویرایش]

تحلیل تکنیکی کلاسیک[ویرایش]

تحلیل تکنیکی در اذهان عمومی روش ساده تحلیل بازار و سرمایه گذاری است. این رویکرد با بهره گیری از ابزارهای ساده‌ای همچون نمودار به بررسی تغییرات قیمت یا نرخ می‌پردازد. ریشه تحلیل تکنیکی بر پایه یافته‌ها و پژوهش‌های چارلز داو استوار شده‌است. نظریات داو در اوایل سالهای ۱۹۰۰ میلادی گسترش یافت و با گذشت زمان تکامل پیدا کرد. اصول نظریه داو درباره یک سری حقایق طبیعی مانند روند قیمت است. داو با صرف زمان زیاد و تلاش خستگی ناپذیر خود به بررسی بورس سهام نیویورک پرداخت و معامله گران را با اصول و مبانی فکری خود از طریق نوشتن مقالات در روزنامه وال استریت ژورنال آشنا نمود. بررسی و پژوهش چارلز داو در بازار سهام مبدایی برای گسترش و رشد تحلیل تکنیکی در صد سال اخیر بوده‌است. وی توانست با الهام از اصول طبیعی در کنار کسب تجربه و بررسی پیشینه تاریخی نوسانات شاخص‌ها و تغییرات قیمت سهام نظریات خود را مطرح سازد. با نگاه کلی به مبانی فکری داو می‌توان دریافت که تمرکز نظریه‌ها و دیدگاه‌های وی بر روی 'حرکت و نوسان قیمت' بوده و پیروان وی موفق شدند با تکامل آن روش سرمایه گذاری بر پایه تحلیل نمودارهای قیمت را به جهان معرفی کنند.

گفتارها و دیدگاه‌های داو در مورد رفتار بازار و مباحث روند به نظریه داو شهرت یافته‌است. نظریه داو بر مبنای فلسفه‌ای است که می‌گوید قیمت یا شاخص بازار هر عامل مهم و معنی داری را به درون خود جذب می‌کند و آشکارا آن را بازتاب می‌دهد. درست مانند درخشندگی ماه که نور خورشید را بازتاب می‌دهد. عرضه و تقاضا، حجم دادوستدها، نوسانات قیمت، نرخ کالاها، نرخ بهره بانکی و هر چیز دیگری توسط واکنش سرمایه گذاران و بازیگران بازار بر روی نمودارهای قیمت دیده می‌شود و می‌توان همه این عوامل را با بررسی تغییرات قیمت یا نماگرهای بازار دریافت.

قیمت پایانی روز به عنوان یک متغیر مهم، پیام و نشانه‌های مهمی را برای ناظران بازار ارسال می‌کند و در واقع نشان دهنده روانشناسی همه بازیگرانی است که در پیرامون بازار خاصی درگیر هستند. جالب است که ترکیب قضاوت و رای همه انسانهای درگیر در خرید و فروش در قیمت پایانی منعکس می‌شود و با تفسیر و خواندن آن می‌توان به اطلاعات مهمی دست یافت. هدف نظریه داو به طور کلی آن است که تغییر مسیر روندهای بزرگ یا حرکت بازار مشخص شود.

  • هدف از تحلیل یافتن انتظارات بازار و سنجش نیروهای عرضه و تقاضا است

تحلیل تکنیکی یا تفسیر نمودارهای قیمت به بررسی و مطالعه رفتار و حرکت قیمت (نرخ) در گذشته می‌پردازد تا بر اساس آن بتوان روند آینده را پیش بینی نمود. در این بررسی، پیشینه تاریخی و تغییرات قیمت یگانه راه دسترسی به انتظارات بازار است. برخی سرمایه گذاران تصور می‌کنند که این روش تحلیلی به روندها متکی است و تنها برای سفته بازان و کسانی که به نوسان‌های قیمت علاقه دارند، مفید است. با این وجود کاربرد تحلیل تکنیکی تنها منحصر به شناسایی سقف‌ها و کف‌های بازار برای مقاصد سفته بازانه نیست.

تقریباً همه سرمایه گذاران با انگیزه رقابت و کسب سود، به پیش بینی قیمت‌ها و تغییرات روند آینده علاقه نشان می‌دهند. این یک رفتار طبیعی در بین انسان هاست که دوست دارند تا پیش از دیگران، زمان حرکت‌های بزرگ و سودآور را بیابند. دسته‌ای از سرمایه گذاران تلاش می‌کنند تصویری روشن و مطمئن از شرایط آینده بازار را ترسیم کنند. در قلب بازار و محل تجمع معامله گران، اغلب صحبت‌های زیادی در مورد پیشنهادات خرید و فروش، قیمت یا زمان معامله رد و بدل می‌شود. تحلیل تکنیکی ممکن است برای بسیاری از پرسش‌های معامله گران پاسخ داشته باشد، اما نمی‌توان همواره و به طور دقیق و با قابلیت اتکا بالا قیمت‌های آینده، زمان معامله، دارایی مناسب یا میزان رشد قیمت را در یک زمان مشخص، تعیین کند. اگر تنها به دنبال یافتن روابط دقیق و راهکارهای مطمئن برای سرمایه گذاری هستید، تحلیل تکنیکی روش ایده‌آلی نیست.

تحلیل تکنیکی نوین[ویرایش]

تحلیل تکنیکی نوین روشی است که برای پیش بینی حرکت‌های قیمت بکار برده شده و در آن کاملاً به داده‌های قیمت بالا، پایین، باز و پایانی که بازار آن را بوجود آورده، توجه می‌کند. در همین تعریف ساده، سه نکته نهفته‌است:

نخست آنکه تحلیل تکنیکی به دنبال تعیین قیمت نیست و تمرکز آن بر روی پیش بینی روند و حرکت‌های آینده قیمت است.

دوم آنکه معامله گران به قیمت‌هایی توجه می‌کنند که بازار آنها را بر اساس کلیه داده‌های منتشر شده و انتظارات تولید کرده‌است.

سومین نکته آن است که، تنها مرکز اتکا تغییرات قیمت در گذشته‌است.

به طور کلی تحلیل تکنیکی بر روی چند مساله مهم و اساسی تمرکز دارد:

    • قیمت کنونی که بازار بر روی آن به دادوستد مشغول است، چیست؟
    • پیشینه تاریخی چه می‌گوید؟
  • حرکت‌های قیمت در گذشته چگونه شکل گرفته‌است؟الگوی حرکت بازار چیست؟

گاهی تحلیل گران به بررسی حجم دادوستدها، نیرو و شتاب بازار، نماگرهای تکنیکی نظیر میانگین متحرک و شاخص نیروی نسبی می‌پردازند که البته این نماگرها و نوسانگرها بازتاب و بازخور قیمت است. در نهایت آنها با بکارگیری این اطلاعات و تفسیری که از رفتار بازار دارد، به چشم اندازی از آینده دست می‌یابد. نقطه قوت تحلیل تکنیکی آن است که می‌توان بر اساس یک سری الگوهای قیمتی آینده را پیش بینی نمود. با این حال ممکن است هر تحلیل گر به شکل و شیوه خاصی به بررسی بازار بپردازد و شاید این یکی از ضعف‌های تحلیل تکنیکی سنتی و کلاسیک باشد.

کلاسیک‌ها چگونه می‌اندیشند[ویرایش]

تحلیل تکنیکی کلاسیک و سنتی دیدگاه‌ها و نظرات فنی بسیاری را از زمان چارلز داو تاکنون در خود جای داده و با تکیه بر ابزارها، تکنیک‌های متعدد، اصول و روابط ریاضی می‌خواهد روندهای بازار را تشخیص دهد و نشانه‌های خرید یا فروش را تعیین کند. گروهی از شخصیت‌هایی که سازماندهی این علم نقش داشته‌اند، رویه یا نظریه مشخصی را برای تحلیل ارائه کرده‌اند و اغلب تنها به ارائه تکنیک‌های جدید بسنده نموده‌اند.

به طور نمونه "رالف نلسون الیوت"، با ارائه نظریه موج الیوت تلاش کرد، روندها و حرکت‌های آینده بازار را بر اساس یک سری اصول طبیعی و قواعد راهنمایی کننده پیش بینی کند و روابط ریاضی جالب توجهی برای روندهای انگیزشی و تصحیحی مشخص کرد، اما از سوی دیگر "ویلیام دی. گان" تکنیک‌های مخصوصی را برای مطالعه نمودارهای قیمت طراحی کرد و نقطه تمرکز را بر روی کشف استراتژی معطوف نمود تا بوسیله آن بتواند روندهای قوی و نشانه‌های معامله را دریافت کند. "ولس ویلدر" مشهورترین نماگر تکنیکی را در سال ۱۹۷۸ به مردم معرفی کرد تا بر اساس این تکنیک حرکتهای قیمت بهتر درک شود. این نمونه‌ها نشان می‌دهد گرچه تحلیل تکنیکی کلاسیک به مرور زمان غنا پیدا کرد، اما در آن گام‌ها و فرایند تحلیل تقریباً نادیده گرفته شد. در واقع تعریف مشخصی برای انجام یک تحلیل تکنیکی ساده و فراگیر ارائه نشده و تا حدی به اهداف تحلیلی و پایه‌های تصمیم گیری کمتر توجه شده‌است.

    • در تحلیل تکنیکی کلاسیک گام‌ها و فرایند تحلیل نادیده گرفته شده‌است

هر کدام از تکنیک‌ها و ابزارها گوشه‌ای از جریان بازار را روشن می‌کنند. معمولاً پزشکان با بکار بردن چند ابزار معاینه و تکنیک می‌خواهند به تشخیص بهتر و کامل تر دست پیدا کنند و علاوه بر بررسی‌های ظاهری و کمک گرفتن از ابزارهای ساده، معاینات بیشتری با آزمایش انجام می‌دهند. بکارگیری تکنیک‌ها و اصول شناخته شده در نمودارهای قیمت نیز همین بینش را نیاز دارد.

علت تغییر قیمت[ویرایش]

تغییر قیمت در بازار فقط یک علت دارد: تغییرِ نسبتِ عرضه به تقاضا. بنابراین، وقایع به وسیله روان معامله گران روی بازار مؤثرند نه به صورت مستقیم. بعنوان مثال با ورشکستگی یک بانک بزرگ در بریتانیا ارزش پوند کاهش میابد. علت آن، ورشکستگی بانک نیست. بلکه کاهش تقاضای خرید و افزایش تقاضای فروش پوند از طرف معامله گران پس از اعلام ورشکستگی بانک است.

انعطاف پذیری[ویرایش]

یک تحلیلگر تکنیکال می‌تواند از استراتژی خود در تمام بازارها و روی تمام چارتها استفاده کند و این یکی بزرگترین نقاط قوت این نوع تحلیل می‌باشد. درصورتی که تحلیلگران فاندامنتال فقط می‌توانند از نتیجه بررسی اطلاعات و صورتهای مالی خود در بازار مربوطه استفاده نمایند و این ناشی از حجم زیاد این اطلاعات می‌باشد.

نقاط ضعف تحلیل تکنیکی کلاسیک[ویرایش]

    • اغلب تکنیک‌ها جنبه دیداری دارند

بیشتر تکنیک‌ها و ابزارهای تحلیلی سنتی جنبه دیداری و چشمی دارند و معامله گر باید به طور پیوسته آن را مراقبت و پیگیری کند و قیمت دقیق و معلومی نمی‌تواند به معامله گر ارائه دهد. برای مثال شکسته شدن خط روند کمک خواهد کرد که تغییر انتظارات بازار را درک کند، اما معامله گر به قیمت مشخصی که بتواند تایید یا نقص روند جاری را با آن بسنجد، توسط این روش دست نمی‌یابد.

    • وفور ابزارها و مباحث

پیدایش و تکامل نسبی نظریه داو دو جنبه مهم را برای سرمایه گذاران روشن ساخت. نخست آنها را بر اساس تحلیل روند و دیگر روابط و اصول، قادر به پیش بینی آینده کرد. دوم مباحثی در زمینه چگونگی حرکت قیمت، روانشناسی بازار و شکل گیری روندهای کوچک و بزرگ مطرح شد که شناختی عمومی از رفتار طبیعی بازار و قیمت بوجود آورد. سیر تاریخی نشان می‌دهد که با گذشت زمان تنها ابزارهای بیشتری معرفی گردید و دامنه تکنیک‌ها و ابزارها به قدری گسترده شد که نمی‌توانست همه آنها عملاً کاربردی برای معامله گران داشته باشد. از دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ روابط ریاضی و نماگرهای تکنیکی گسترش بیشتری پیدا کرد و می‌توان گفت ارائه الگوهای معاملاتی و نماگرهای هشدار دهنده خرید و فروش تا حد زیادی مسیر تکامل نظریه داو را منحرف ساخت.

    • اکثر الگوها در عمل یک چیز را می‌گویند

نکته‌ای که در تحلیل تکنیکی کلاسیک دیده می‌شود، انبوهی از ابزارهایی است که از زوایای مختلف، اما شبیه به هم قصد دارند آینده قیمت را پیش بینی کنند. به طور نمونه الگوهای شمعی تفاوت چندان عمیقی با تحلیل روند در نمودارهای خطی ندارد و تنها زوایای نگاه در آنها متفاوت است. حتی برخی از الگوهای قیمت تنها از لحاظ نامگذاری با یکدیگر تفاوت دارند، اما در عمل یک چیز را می‌گویند. این که چگونه این همه تکنیک، اطلاعات و اصول را در کنار یکدیگر برای تشخیص و پیش بینی آینده بکار گیریم، از همه مهمتر است.

    • تکیه بر روی استراتژی‌های ایستای خرید و فروش، هدف تحلیل‌های فنی نیست

امروز به نظر می‌رسد تا حد زیادی جنبه تحلیل نمودارهای قیمت، جای خود را به استفاده از ابزارهای خشک فنی داده و برخی معامله گران در دنیای تکنیک‌ها و ابزارهای فنی به قدری غرق شده‌اند، که موضوع و هدف اصلی را فراموش کرده‌اند. ساخت استراتژی‌های ایستای خرید و فروش و تکیه بر انجام دادوستدهای خودکار نمونه‌ای از تلاش‌های فنی و تکنیکی است که معامله گران بسیاری را به خود مشغول ساخته‌است.

برخی سرمایه گذاران، قوت تحلیل تکنیکی را تنها در ابزارهایی می‌دانند که بتواند نقاط خرید و فروش را هشدار دهد و برخی تصور می‌کنند، ابزارهای تکنیکی ناکارآمد است و تنها به سطوح حمایت یا مقاومت برای تعیین نقاط خرید یا فروش علاقه نشان می‌دهند. به جای استفاده از ابزارهای گمراه کننده و هشدارهای دیرهنگام بهتر است جنبه‌های تحلیلی را تقویت کنیم و کمتر بخواهیم تنها با استفاده از یک یا ترکیبی از چند تکنیک مخصوص نشانه‌ای را برای معامله دریافت کنیم.

    • الگوهای قیمت تعریف مشخص و قاعده مندی ندارند

یکی دیگر از نقاط ضعف تحلیل تکنیکی کلاسیک، نبود تعریف مشخص و قاعده مند در مورد الگوهای قیمت است. در مورد آرایش‌های قیمت نظیر سر و شانه یا دو کف، قاعده مشخص و دقیقی ارائه نشده‌است و بین تحلیل گران از نظر تشخیص یا نقض الگو اختلاف عقیده پیش می‌آید، زیرا تعریف دقیقی برای آن پیاده سازی نشده‌است.

نگرشی نوین به تحلیل تکنیکی[ویرایش]

تحلیل تکنیکی نوین جنبه‌های مثبت تحلیل روند کلاسیک و سنتی را بیشتر تقویت کرده و تمرکز بیشتری بر روی تعیین روابط مشخص و تعریف شده روندهای قیمت داشته‌است. از یک سو الگوهای قیمت به صورت قاعده مند معرفی گردیده و از سوی دیگر از تکرار الگوها، تکنیک‌ها و ابزارهای مشابه صرفنظر شده تا به جای آن‌ها، مزیت و کاربرد آن در یک اصل یا ابزار پایه‌ای گنجانده شود.

در تحلیل تکنیکی نوین، قیمت در واحد زمان به عنوان مهمترین معیار تصمیم گیری برجسته‌است. روانشناسی قیمت در کنار جایگاه فنی تعریف و سازماندهی شده‌است، زیرا ارتباط معنی دار و قابل توجهی میان زمان، قیمت و الگوی بازار وجود دارد.

از آنجایی که تحلیل سطوح مقاوم نقش حساسی در معامله گری بازی می‌کند، واکنش بازار نسبت به سطوح عرضه و تقاضا به صورت ریشه‌ای بررسی شده‌است. سطوح مقاوم به درجات و ارزش‌های مختلفی تقسیم می‌شود و هر کدام از آنها پیام معنی داری برای تحلیل گر می‌فرستند. نقش قیمت پایانی و درک قیمت‌های باز، بالا و پایین و همچنین روابط معین در روندها به همراه الگوهای سقف و کف، نقش عمده‌ای در تجزیه و تحلیل تکنیکی نوین بازی می‌کنند.

بدین ترتیب تحلیل تکنیکی نوین مجموعه‌ای از اصول روند، تکنیک‌ها و ابزار کارآمد، قواعد مشخص در مورد سطوح مقاوم و الگوهای قانون مند است که به شکل یک فرایند تعریف شده به دنبال شناسایی و جهت روندها، درک احساس و انتظارات بازار است.

برتری تحلیل تکنیکی نوین به تحلیل کلاسیک[ویرایش]

تحلیل تکنیکی نوین روشی است که در امتداد تحلیل تکنیکی کلاسیک قرار دارد و با ارائه فرایند مشخص، اصول تعریف شده و قوانین مشخص، بستری را برای نمودارخوانی و تحلیل‌های کامل تر فراهم کرده‌است.

مهمترین کارهای تحلیل تکنیکی نوین به صورت زیر است:

۱. بالا بردن توانایی تحلیل گر در خواندن رفتار بازار و درک انتظارات

۲. تعاریف مشخص در ارتباط با روندها و سطوح عرضه و تقاضا

۳. کاهش وابستگی به تحلیل‌های دیداری و چشمی

۴. اصول قانون مند در ارتباط با تصحیح قیمت و تغییرات روند

۵. ارزشگذاری سطوح مقاوم و تعیین چگونگی واکنش عرضه و تقاضا برحسب زمان

۶. درک ارتباط بین زمان، قیمت و ساختار روند

۷. الگوهای قاعده مند و اصول روشن برای تعیین و تحلیل سقف و کف

۸. تشخیص زودهنگام نقض الگوها و روند بازار

۹. دریافت نشانه‌ها و هشدارهای زودهنگام

پژوهش‌های انجام گرفته علاوه بر غنی کردن روش‌های گذشته، کاستی‌های موجود را برطرف نموده‌است.

پانویس[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

موسسه علمی فرهنگی نص

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ تحلیل تکنیکی موجود است.