تحلیل استنادی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

تحلیل استنادی یکی از روش های کتاب سنجی است که به ارزیابی متون علمی براساس شمارش استنادهای تعلق گرفته به متون می پردازد. تحلیل استنادی به خود ارزیابی پژوهشگران کمک می کند و یک محقق با پیگیری استنادها و با پی بردن بر رد یا اثبات ادعاهای خود و دیگرن درمورد آثار منتشر شده با پیگیری استنادها می توانند روش های خود را بهبود بخشند.
تحلیل استنادی از استنادهای منابع علمی برای برقراری، تحلیل و درک میان منابع علمی و یا محققان استفاده می‌کند. از این روش برای درک ریشه تاریخی یک اندیشه می‌توان استفاده کرد.از نگاه توسعه، رویکرد به تحلیل استنادی توسعه علم را به همراه دارد.
تحلیل استنادی به عنوان یک معیار بسیار مهم علم سنجی و ترسیم ساختار موضوعی رشته های مختلف علمی، موجب پیدایش رشته های مختلف علمی، موجب پیدایش رشته های علمی نو از طریق روابط استنادی بین رشته ای و یافتن مدارک استناد شده از رشته های مختلف به یکدیگر و درنتیجه یافتن رشته های ارتباط یافته با یکدیگر است. (عمرانی، 1386،ص 47)
البته ذکر این نکته حائز اهمیت است که تحلیل استنادی ابزار کاملی برای سنجش کیفیت پژوهش نیست. تحلیل استنادی بر مقاله های علمی و رفتارهای استنادی تکیه می کند و نه مستقیماً بر کیفیت پژوهش (عمرانی،1386، ص 48).
موییج می نویسد: "با تحلیل استنادی، صاحبان تحقیق های ضعیف یا ادامه نمی‌دهند و کنار می روند یا اصلاح می شوند و به پژوهشگران خوبی تبدیل می شوند (عمرانی، 1386،ص 48).
البته بسیاری از محققان کارآیی تحلیل استنادی در ارزیابی پژوهش را کامل و کافی نمی‌دانند (عمرانی، 1386،ص 48).

برخی محققان درباره استفاده از تحلیل استنادی در ارزیابی فعالیت‌های علمی افراد اظهار نگرانی کرده‌اند و معتقدند که این تحلیل ممکن است تفاسیر نادرستی در پی داشته باشد، زیرا کمیت و کیفیت لزومآ دارای همبستگی نیستند.

پیشینه[ویرایش]

پیشینه استناد یا اِسناد را باید در قرون اولیه قمری و در علم‌الحدیث جست‌وجو کرد. در حدیث، اِسناد به زنجیره ناقلان (سلسله سند) عنصر اساسی تشخیص صحّت و اعتبار هر حدیث بوده است. سند را آنچه مورد اسناد قرار گرفته (یا زنجیره ناقلان) و متن را بیان آخرین راوی تعریف کرده‌اند؛ تعریفی که امروزه نیز در نمایه استناد (Citation index) به‌کار می‌رود. ظاهرآ در نسخه‌های خطی دینی و حقوقی عبری در قرن 12 میلادی به‌کار می‌رفته است.

استفاده از تحلیل استنادی، در غرب، نخست در حوزه علم حقوق در سال 1743 برای تدوین کردن مرافعات حقوقی مورد استفاده قرار گرفت که نسخه مدوّنی از آن متعلق به 1821 در دست است. سپس در سال 1873 برای کشف چگونگی تصمیم‌گیری درباره مرافعات خاص حقوقی با استفاده از زنجیره استناد به موارد مشابه پیشین نیز از آن استفاده شد. با ظهور نمایه استنادی علوم (Science Citation Index)، که مؤسسه اطلاعات علمی (Institute for Scientific Information (ISI در سال 1963 منتشر ساخت، استفاده از این منبع به‌عنوان ابزاری برای مطالعات و تحلیل‌های گوناگون رونق یافت و امروزه از جمله فنون شناخته‌شده برای مطالعات کتابسنجی است.

کابردها[ویرایش]

  • بهبود بخشیدن به کنترل کتابشناختی متون رشته‌های مختلف
  • تعیین منابع هسته
  • گروه‌بندی منابع
  • ردگیری گسترش اندیشه‌ها و رشد متون علمی
  • پیش‌بینی روند انتشارات
  • تبیین الگوی استفاده از مواد منابع
  • سیاستگذاری برای مجموعه‌سازی کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی
  • چگونگی استناد در میان نویسندگان رشته‌های مختلف
  • شناسایی نویسندگانی که بیشتر از دیگران مورد استناد قرار می‌گیرند
  • شناسایی مجلات، کشورها، یا سازمان‌هایی که بیش از سایر موارد مشابه مورد استناد قرار می‌گیرند
  • کشف روابط بین رشته‌ای و درون‌رشته‌ای
  • تعیین میزان روزآمد بودن نوشته‌های علمی با توجه به تاریخ مآخذ مورد استفاده در آثار

انواع تحلیل استنادی[ویرایش]

تحلیل استنادی بر دو نوع عمودی و افقی است.

تحلیل استنادی عمودی[ویرایش]

هدف از این نوع تحلیل، کشف قواعد حاکم بر رابطه متن و زنجیره اسناد آن است. هر مقاله علمی به‌عنوان حلقه‌ای از یک زنجیره در قیاس با مقالات قبل و بعد از خود سنجیده می‌شود. در این روش، فرض بر آن است که عمل استناد خود سبب می‌شود که، خواسته یا ناخواسته، شبکه‌ای میان اسلاف (اسناد) و اخلافِ (متون) یک زمینه پدید آید. هربار که نویسنده‌ای به مقالات پیشین استناد می‌کند نه تنها بر حجم انتشارات آن زمینه می‌افزاید، بلکه در بافت شبکه ارتباطی آن زمینه نیز اثر می‌گذارد. درنتیجه ارزش یک مقاله علمی بر مبنای تأثیر در مقالات و نوشته‌های بعدی (حضور در مجموعه مآخذ آنها) تعیین می‌شود.

تحلیل استنادی افقی[ویرایش]

هدف از این نوع تحلیل، کشف رابطه احتمالی میان خود مآخذ (سندها) و یا خود مقالات (متن‌ها) است. هرگاه بپذیریم که میان یک مقاله و مآخذش رابطه‌ای هست، پس اگر دو مقاله در مآخذ خود مشترک باشند، یا دو مأخذ در مقالاتی پیوسته در کنار یکدیگر مورد استفاده قرار گیرند، باید میان آن دو مقاله با یکدیگر و این دو مأخذ با یکدیگر از لحاظ موضوعی شباهتی موجود باشد. نوع اول را "اشتراک در مأخذ" (Bibliographic coupling) و نوع دوم را "اشتراک در متن"(Co-citation) می‌نامند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منبع[ویرایش]

عمرانی، ابراهیم (1386). "شاخص های جدید علم سنجی و مقایسه پایگاه های وبگاه علوم و اسکوپوس و گوگل اسکولار"، رهیافت، شماره 39، ص 47-48.