تاریخ روابط ایران و آمریکا
| آمریکا | ایران |
تاریخ روابط ایران و آمریکا از اواسط قرن نوزدهم میلادی آغاز شد.[۱]
محتویات |
[ویرایش] از نقطه آغازین تا جنگ جهانی دوم
بر طبق اسناد، جاستین پرکینز اولین آمریکایی است که در تاریخ به ایران پای گذارد. از سوی دیگر، نخستین ایرانی که رسما تابعیت ایالات متحده آمریکا را پذیرفت میرزا محمد علی حاج سیاح بود که در انقلاب مشروطیت نیز شرکت داشت.
در ژوئن ۱۸۸۳ (۱۳۰۰ هجری قمری) آمریکا اقدام به تأسیس کنسولگری در ایران کرد و دیپلمات ارشدی به نام ساموئل گرین بنجامین به تهران فرستاد. دولت ایران هم نخست در سال ۱۸۵۶ میرزا ابولحسن شیرازی[۲]، و سپس در اکتبر ۱۸۸۸ میلادی (۱۳۰۶ هجری قمری) حاج حسینقلی خان صدرالسلطنه، فرزند میرزا آقاخان نوری را به عنوان نماینده رسمی به آمریکا فرستاد. وی به نام حاجی واشنگتن در تاریخ ایران ماندگار شدهاست.
[ویرایش] جنگ جهانی دوم
روابط در حد سفیر بین دو کشور در سال ۱۹۴۴ برقرار شد.[۳] والاس موری (Wallace Murray) که در سالهای دهه ۲۰ میلادی دیپلمات ارشد (Charge d'Affaires) آمریکا در ایران بود، از نخستین سفیران این کشور در ایران شد.
درپی حمله متفقین به ایران در ۳ شهریور ۱۳۲۰ رضا شاه از آمریکاییها کمک خواست اما به دلیلی سردی رورابط میان تهران و واشنگتن در خصوص ماجرای وزیر مختار ایران در آمریکا این درخواست مورد توجه فرانکلین روزولت قرار نگرفت. البته در جریان کنفرانس تهران ایالات متحده آمریکا بریتانیا و اتحاد شوروی استقلال ایران را به رسمیت شناختند.
متفقین برای سروسامان دادن به وضعیت اقتصادی ایران و همچنین تسهیل ارسال کمک به روسها با استخدام مستشاران مالی موافقت کردند. بدین ترتیب باردیگر آرتور میلسپو راهی ایران شد. اما این بار نیز وی نتوانست اقدام اساسی در وضعیت مالی ایران ایجاد کند و در سال ۱۳۲۳ تهران را ترک کرد. ایالات متحده آمریکا در طول جنگ جهانی دوم حدود ۴۵ میلیون دلار در چارچوب قانون وام و اجاره به ایران پرداخت کرد. همزمان برخی از شرکتهای نفتی آمریکا برای سرمایه گذاری در نفت ایران اعلام آمادگی کردند اما از آنجا که درخواست آمریکاییها موجب طرح درخواستهای مشابه از سوی روسها و انگلیسیها میشد دکتر محمد مصدق در مجلس شورای ملی سیاست موازنه منفی برای پرهیز از واگذاری هرگونه امتیاز نفتی به خارجیان تا پایان جنگ جهانی دوم را مطرح کرد.
[ویرایش] پس از جنگ جهانی دوم
پایان جنگ جهانی دوم ضرورت خروج نیروهای متفقین از ایران را مطرح کرد. استالین به بهانههایی از خروج ارتش سرخ از شمال ایران خودداری کرد. مذاکرات احمد قوام (قوام السلطنه) در مسکو بی نتیجه ماند و ایران مجبور شد به شورای امنیت سازمان ملل متحد شکایت کند. در واکنش به این اقدام اتحاد شوروی نه تنها به خروج نیروهایش از ایران اقدام نکرد بلکه در آذربایجان و کردستان حکومتهای دست نشانه بوجود آورد. هری ترومن رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در ۱ فروردین ۱۳۲۵ (۱۹۴۶) اولتیماتوم داد در صورت خودداری شوروی از خروج نیروهایش از ایران ایالات متحده آمریکا نیز اقدام به بازگرداندن نیروهایش خواهد کرد. نگرانی استالین از برخورد نظامی با آمریکا که در آن زمان تنها کشور دارنده بمب اتمی بود سرانجام شوروی را به خروج از ایران وادار کرد.
همزمان روابط نظامی ایران و آمریکا رو به فزونی گذاشت. در ۳۰ خرداد ۱۳۲۶ یک قرارداد ۱۰ میلیون دلاری فروش سلاح به ایران به امضارسید که ارزش واقعی آن حداقل ۷۰ میلیون دلار بود.[نیازمند منبع] در ۱۴ مهر ۱۳۲۸ کنگره ایالات متحده آمریکا قانون کمک به دفاع مشترک را به تصویب رساند و مبلغ ۲۷ میلیون دلار کمک نظامی در اختیار ایران قرار داد. در ۴ مرداد ۱۳۲۹ کنگره اصلاحیهای به قانون دفاع مشترک افزود و ایران را از رده کره جنوبی و فیلیپین خارج ساخت و در ردیف ترکیه و یونان قرار داد که مجموع ۱۳۱ میلیون دلار کمک نظامی به این سه کشور اختصاص یافته بود.
[ویرایش] ملی شدن صنعت نفت
سیاست ایالات متحده آمریکا در طول دوران جنبش ملی شدن صنعت نفت و تشکیل دولت دکتر محمد مصدق سه مقطع مشخص را پشت سرگذاشت:
- همراهی با ایران: در این مقطع آمریکاییها از حق ایران برای کسب حقوقش بر مبنای تقسیم ۵۰ - ۵۰ حمایت کرد. این مرحله با تصویب و اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت ایران پایان یافت.
- میانجیگری : ملی شدن شرکت نفت ایران و انگلیس: احساسات ملی گرایانه در دیگر کشورهای خاورمیانه بویژه در قبال احتمال ملی شدن شرکت آرامکو آمریکا را نگران کرد.[نیازمند منبع] به همین دلیل آمریکا با بریتانیا هم قدم شد که از ملی شدن صنعت نفت ایران حمایت نکند اما در عین حال واشنگتن دو طرف ماجرا را به حل اختلافات از طریق گفت و گو دعوت کرد.
- همراهی با بریتانیا : با پیروزی وینستون چرچیل در بریتانیا و دویث دیوید آیزنهاور در آمریکا همسویی دو کشور در برخورد با دولت دکتر محمد مصدق شکل گرفت. آمریکاییها مدعی بودند که مماشات در مقابل مصدق نهایت به پیروزی حزب توده و فروافتادن ایران در دامان اتحاد شوروی خواهد انجامید. در نتیجه آمریکا از ایده سرنگونی مصدق و بازگشت شاه حمایت کرد.[۴] کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اولین تجربه سیا در سرنگونی یک دولت خارجی به شمار میآید. این عملیات با هدایت کرمیت روزولت مامور مخفی سیا به نام عملیات آژاکس به مرحله اجرا گذاشته شد. روزولت در کتاب خود که در دهه ۱۹۷۰ به چاپ رساند نوشت که محمد رضا شاه پس از بازگشت از تبعید در کاخ مرمر به وی گفت که سلطنتش را بعد از خدا به آمریکا و شخص روزولت مدیون است.
[ویرایش] پس از کودتا
آمریکا در دهه ۱۹۵۰ میلادی با تشکیل کنسرسیوم نفت با انگلستان شریک شد. واشنگتن پرداخت وام ۴۵ میلیون دلاری به ایران را تصویب کرد و ریچارد نیکسون معاون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا از تهران دیدار کرد. این سفر با سفر محمد رضا شاه از واشنگتن جواب داده شد.
در سال ۱۳۳۶ قرارداد مودت ایران و آمریکا به تصویب مجلس شورای ملی رسید.
با ورود جان کندی به کاخ سفید فشار آمریکا بر شاه برای درپیش گرفتن اصلاحات افزایش یافت. شاه در اواخر سال ۱۳۴۱ از واشنگتن دیدار کرد و توانست حمایت کندی را جلب کند. در مراجعت از آمریکا شاه انقلاب سفید به همراه اصول ششگانه انقلاب شاه و ملت را به رفراندم گذاشت.
کودتای ۲۸ مرداد تأثیر مهمی بر روابط ایران و آمریکا گذاشت که هنوز آثار آن در روابط دو کشور محسوس است. در ۱۸ مارس سال ۲۰۰۰ میلادی مادلین آلبرایت وزیر امورخارجه آمریکا در سخنرانی خود گفت:
| « | «در سال ۱۹۵۳ آمریکا نقش موثری در ترتیب دادن براندازی نخستوزیر محبوب ایران محمد مصدق داشت. دولت آیزنهاور معتقد بود که اقداماتش به دلایل استراتژیک موجهاند ولی آن کودتا آشکارا باعث پسرفت سیر تکامل سیاسی ایران شد و تعجبی ندارد که هنوز بسیاری از ایرانیان از این دخالت آمریکا در امور داخلی آنان ناراحتاند. علاوه براین در ربع قرن بعد از آن ایالات متحده و غرب پیوسته از رژیم شاه حمایت کردند. دولت شاه هرچند کارهای زیادی برای پیشرفت اقتصادی ایران انجام داد ولی مخالفان خود را بیرحمانه سرکوب کرد.» | » |
آرشیو امنیت ملی آمریکا روز ۲۵ دی ۱۳۸۷ (۱۴ ژانویه ۲۰۰۸) اسنادی را پس از ۳۰ سال منتشر کرد که نشان میدهد جرالد فورد و جیمی کارتر روسای جمهوری وقت آمریکا در این دهه از احتمال دستیابی ایران به بمب اتمی نگران بودهاند. اسناد تازه نشان میدهد که در جریان مذاکرات اتمی ایران و آمریکا در دهه ۷۰ میلادی، محمدرضا شاه پهلوی دستیابی ایران به فناوری انرژی هستهای را حق این کشور میدانست.[۵]
[ویرایش] دوران پس از انقلاب ایران
- همچنین ببینید: تصرف سفارت آمریکا
پس از انقلاب ایران، رهبران انقلاب از آغاز بر دو نکته بیش از هرچیز تاکید داشتند: چیرگی بر استبداد شاهی و استقلال در برابر اعمال نظر دول خارجی و آمریکا، همین دو عامل زمینهای برای اتحاد اکثر احزاب شد.[نیازمند منبع]
تصرف سفارت آمریکا آغاز و نقطه شروع وخامت روابط سیاسی ایران و آمریکا شد، و آمریکا بهدنبال این حرکت ایران، به طور کامل تحریمهای علیه ایران وضع نموده، و سیاست خود را علیه تهران تغییر داد.
با بدتر شدن روابط در طی زمان کار به برخورد نظامی در خلیج فارس در زمان جنگ ایران و عراق کشید و نیروی دریایی آمریکا بهدنبال حمله ایران به نفتکشهای کشورهای عربی، کشتیهای جنگی ایران و سکوی نفتی ساسان را نابود کرد.
انهدام هواپیمای مسافربری پرواز شماره ۶۵۵ ایران ایر بر فراز آسمان خلیج فارس توسط ناو جنگی وینسنس آمریکا، از نقاط اوج فجایع این دوران میباشد. اما در همین سالیان تلاشهایی برای برقراری روابط نیز انجام شد که با شکست مواجه گردید. ماجرای ایران-کنترا از این نمونه است. در طی این ماجرا ایران با کمک دلالان بینالمللی اسلحه، مقادیری موشک و قطعات هواپیماهای جنگی خریداری نمود.[۶]
[ویرایش] دولت اوباما
با روی کار آمدن باراک اوباما، وی تلاش کرد در حالی که از شیوه برخورد دولت جورج دبلیو بوش فاصله بگیرد، اما کماکان همان سیاستهای رفتاری را دنبال کند. چگونگی رابطه با ایران در صدر دستور کارهای سیاست خارجی آمریکا در زمان دولت اوباما قرار داشت. طرح استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در شرق اروپا در همین راستا و برای کنترل توان موشکی و هستهای ایران میباشد.[۷]
دولت اوباما توانایی اتمی ایران را یک خطر بالقوه برای خود میداند. به همین منظر از راههای مختلف سعی کرده ایران را بر سر میز مذاکره مستقیم با آمریکا و متحدانش بنشاند. ایجاد تحریمهای علیه ایران و مذاکرات گروه ۱+۵ با ایران از این دست رفتارهای متفاوت است.[۷]
[ویرایش] فرصتهای از دست رفته
در طول تاریخ روابط ایران و آمریکا پس از انقلاب، گاهی قدمهایی برای بهبود روابط دو طرف نیز برداشته شده است که به دلایلی بینتیجه مانده. ماجرای ایران-کنترا را شاید بتوان اولین مورد از این اقدامات دانست.
در سال ۱۹۹۸، پس از دعوت تیم ملی کشتی آمریکا به ایران، روزنامه جمهوری اسلامی امکان برنده شدن این تیم و بالا رفتن پرچم آمریکا و پخش سرود ملی آمریکا را در ایران باعث شرمساری دانست.[۸] تیم آمریکا در ایران در همان مسابقات به مدال قهرمانی دست یافت[۹]، اما از این فرصت استفادههای متوالی نشد، و حتی برخی از دستیاران محمد خاتمی، همانند وزیرش عبدالله نوری، بدلیل تبیین فکر برقراری روابط با آمریکا، برکنار و محاکمه نیز شدند.[۱۰]
یک سال بعد در ۱۹۹۹، هنگامی که مادلین آلبرایت از ایران بابت شرکت در کودتای ۲۸ مرداد علیه محمد مصدق رسما معذرت خواهی کرد و پیشقدم بهبودی روابط شد، کمال خرازی در پاسخ اعلام کرد حال که آمریکاییان اعتراف به شرکت در آن واقعه را کردند، دولت ایران قصد ادعای خسارت از آمریکا را خواهد نمود.[۱۱] در عوض، پس از پایان ریاست جمهوری کلینتون در سال ۲۰۰۲-۲۰۰۳ نیز، هنگامیکه ایران بسته پیشنهادی به دولت بوش جهت برقراری روابط به آمریکا ارائه نمود، از واشنگتن هیچگونه علاقه و پاسخی دریافت نکرد.[۱۲]
در دوران ریاست جمهوری بوش پسر پس از حمله نظامی آمریکا به عراق نیز گزارشها زیادی درباره امکان حمله نظامی آمریکا به ایران و بمباران ایران منتشر شد و شخص جرج بوش بارها ایران را علنا تهدید به حمله نظامی و جنگ کرد.[۱۳][۱۴][۱۵][۱۶][۱۷][۱۸] آمریکا نیز ایران را متقابلا خطری جدی علیه امنیت خود شناسایی کرده بود، بطوریکه در اوت ۲۰۰۶، کمیته دائمی منتخب مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا در گزارشی به کنگره آمریکا با استناد به گفتار زیر از رئیس جمهور ایران، ایران و احمدی نژاد را یک «تهدید علیه امنیت ملی آمریکا» دانسته و «موضع خصمانه ایران علیه آمریکا» را دلیل محکمی برای لزوم پیشگیری از دستیابی ایران به فناوری هستهای دانست.[۱۹] در ۴ آبانماه ۱۳۸۴، محمود احمدی نژاد در همایشی تحت عنوان «جهان بدون آمریکا و صهیونیسم» بیان کرده بود:[۲۰][۲۱]
| « | بدون تردید میگویم که این شعار و هدف دست یافتنی است و به حول و قوه الهی به زودی جهان بدون آمریکا و صهیونیسم را تجربه کرده و در دوران درخشان حاکمیت اسلامی بر جهان امروز تنفس خواهیم کرد. | » |
[ویرایش] پانویس
- ↑ حسین حمیدی نیا، «ایالات متحده آمریکا»، (دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، تهران، ۱۳۸۲)، چاپ اول
- ↑ The Middle East and the United States: A Historical and Political Reassessment، نوشته David W. Lesch، ۲۰۰۳، ISBN 0-8133-3940-5 ص۵۲
- ↑ The Middle East and the United States: A Historical and Political Reassessment، نوشته David W. Lesch، ۲۰۰۳، ISBN 0-8133-3940-5 ص۵۲
- ↑ Jackie Frank. «CHRONOLOGY-U.S.-Iranian relations». رویترز، ۱۳ مه ۲۰۰۷. بازبینیشده در ۲۵ آوریل ۲۰۱۱.
- ↑ «آمریکا نگران برنامه اتمی شاه ایران بود» (بیبیسی فارسی)
- ↑ جیمز بیل. عقاب و شیر. ترجمهٔ مهوش غلامی. تهران: نشر کوبه، ۱۳۷۱. ۲۲۱.
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ «U.S. Naval Options for Influencing Iran». Naval War College Review، آوریل ۲۰۰۹. بازبینیشده در ۱ فوریه ۲۰۱۱.
- ↑ گزارش خبرگزاری رویترز. ۲ فوریه ۱۹۹۸
- ↑ گزارش خبرگزاری رویترز. ۱۸ فوریه ۱۹۹۸
- ↑ Ahmadinejad: The Secret History of Iran's Radical Leader. California University Press. 2008. ISBN 0-520-25663-8 pp.188
- ↑ گزارش آ.اف.پ. ششم آوریل ۱۹۹۹. لینک ذخیره:[۱]
- ↑ Leverett: Bush Administration ‘Not Serious’ About Dealing With Iran - Council on Foreign Relations
- ↑ BBCPersian.com
- ↑ BBCPersian.com
- ↑ BBCPersian.com
- ↑ BBCPersian.com
- ↑ BBCPersian.com
- ↑ هرش : حمله به ایران هنوز هم جزء برنامههای بوش است
- ↑ Recognizing Iran as a Strategic Threat:
- ↑ Recognizing Iran as a Strategic Threat:
- ↑ : SharifNews.ir:: رئیسجمهور: جهان بدون آمریکا و صهیونیسم را تجربه خواهیم کرد