تاریخ برزیل
| در متن این مقاله از هیچ منبع و مأخذی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع برطبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
اعتقاد بر این است که پیش از آنکه نخستین جهانگردان پرتغالی به رهبری پدرو آلوارز کابرال به برزیل پا بگذارند جمعیت نیمه عشایری دست کم ۱۰٬۰۰۰ سال در این کشور ساکن بود. در طول سه قرن بعد، پرتغالیها در این کشور ساکن شدند، و ابتدا به دنبال درخت برزیل (پو برزیل)، و پس از آن کشت نیشکر، قهوه و نیز جستجوی معادن طلا برآمدند. منبع نبروی انسانی این مستعمره در آغاز متشکل از بردههای برزیل (بومیان|سرخپوستان آمریکا)، و پس از سال ۱۵۵۰، بیشتر متشکل از سیاهپوستان آفریقایی بود. در سال ۱۸۰۸، ملکه ماریای اول پرتغال و پسر و نایبالسلطنه وی، جان ششم از پرتغال، در گریزاز ارتش ناپلئون اول امپراتوری فرانسه به همراه خاندان سلطنتی، اشراف و دولت به ریو دو ژانیرو گریختند. این تنها مورد جابجایی یک خاندان سلطنتی از قارهای به قارهای دیگر بودهاست.
گرچه آنان در سال ۱۸۲۱ به پرتغال بازگشتند، این فاصله منجر به باز شدن بنادر تجاری به روی بریتانیا شد، که در آن زمان به دلیل حملات ارتش ناپلئون قادر به دسترسی به بیشتر بنادر قاره اروپا نبود، و این امر منجر شد برزیل به عنوان بریتانیای تحت فرمانروایی دربار پرتغال لقب بگیرد. پس از عزیمت جان چهارم شاهزاده پرتغالی، بقایای دولت سلطنتی در ریودوژانیرو اقدام به انحلال پادشاهی برزیل کرده و آن را به حالت استعماری بازگرداند. این امر منجر به بروز نزاعهای کوچکی در این کشور شد که به نام جنگهای استقلال برزیل شهرت دارد. در ۷ سپتامبر ۱۸۲۲ نایبالسلطنه پیتر اول از برزیل (دوم پدروی دوم) (که بعدها پدروی چهارم از پرتغال نام گرفت) با اعلام استقلال، امپراتوری مستقل برزیل را بنیان نهاد. عهدنامهای که استقلال این امپراتوری را به رسمیت میشناسد در ۲۹ ژوئن ۱۸۲۵ با بریتانیا و پرتغال امضا شد. در حالیکه تاج و تخت در اختیار دربار براگانزا باقی ماند، این امر بیشتر منجر به تجزیه امپراتوری پرتغال به دو بخش شد و نه نهضت استقلال طلبی به نحوی که در دیگر مناطق قاره آمریکا مشهود است.
امپراتوری برزیل رسما حکومتی دموکراسی در نظام وست مینستر (سبک بریتانیایی) بود، و موازنه قوا میان امپراتور، نخستوزیر و پارلمان بیشتر شبیه نظام استبدادی امپراتوری اتریش بود. بردهداری در سال ۱۸۸۸ و به موجب «قانون طلایی» که ایزابل شاهزاده امپراتوری برزیل وضع کرده بود آغاز شد، و مهاجرت گسترده از اروپا به پرتغال زمینه را برای صنعتی شدن این کشور فراهم کرد. پس پدروی اول پسر وی پدروی دوم از برزیل جانشین وی شد، وی در سنین پیری دچار اختلاف بین ارتش و کابینه شد، بحرانی که ناشی از جنگ اتحاد سهگانه (جنگ پاراگوئه) بود. پدروی دوم برای پیشگیری از وقوع جنگ بین ارتش و نیروی دریایی در ۱۵ نوامبر ۱۸۸۹ از تاج و تخت کنارهگیری کرد، در این زمان جمهوری فدرال ( با نام رسمی جمهوری ایالات متحده برزیل) توسط سپهبد دئودورا دا فونسکا تأسیس شد.
در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، برزیل بیش از پنج میلیون مهاجر اروپایی، عرب و ژاپنی را در خود جای داد. در این دوره برزیل صنعتی شده، استعماریتر شد و مرکز آن نیز توسعه یافت. نظام دیکتاتوری سه بار جانشین دموکراسی در برزیل شد: ۱۹۳۰، ۱۹۳۴ و ۱۹۳۷. ۱۹۴۵ توسط گتولیو وارگاس، و ۱۹۶۴ ؛ ۱۹۸۵ تحت فرمانروایی شماری از ژنرالهایی که توسط ارتش به این مقام منصوب شده بودند. از سال ۱۹۸۵، حکومت برزیل در سطح بینالمللی به عنوان یک حکومت دموکراسی در نظر گرفته شده است؛ این وضعیت در همهپرسیای که در سال ۱۹۹۳ برگزار شد تایید شد، در این همهپرسی از رایدهندگان خواسته شده بود از بین ریاست جمهوری و پارلمان یکی را انخاب کنند؛ در این همهپرسی رایدهندگان با بازگشت حکومت مشروطه سلطنتی نیز مخالفت کردند.
گالری [ویرایش]
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ تاریخ برزیل موجود است. |