تاریخ همدان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از تاریخچه همدان)
پرش به: ناوبری، جستجو

همدان مرکز استان همدان و یکی از کهن‌ترین شهرهای جهان است. نام آن برای نخستین بار به نام اَمَدانه یا آمادی در کتیبهٔ تیگلت‌پیلسر یکم (۱۱۰۰ پیش از میلاد) پادشاه آشور آمده‌است. این شهر پایتخت پادشاهان ماد بوده و در دوران‌های هخامنشی و اشکانی پایتخت تابستانی آنان نیز بوده‌است.[۱] [یادداشت ۱]

نام‌های شهر همدان[ویرایش]

در آثار تاریخی برای شهر همدان نام‌های بسیاری ارائه شده‌است، در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شود.
اَمَدانه یا آمادی نخستین نام این شهر است که در کتیبه‌های آشوری پیلسر آمده‌است. بنابراین تاریخ بنای شهر همدان بیش از سه هزار سال است.
هگمتانه یا هنگمتانه که به معنی محل تجمع می‌باشد ترکیبی است از دو واژهٔ هنگ به معنی جا و متا به معنی تجمع. در یونانی اکباتان در پارس هگمتانه است.
اپیفانیادر زمان سلوکیان و به افتخار آنتیوخوس چهارم، این شهر اپیفالیا نامیده‌شد. زیرا نام این شاه سلوکی، آنتیخوس اپیفانس بوده‌است.
اخمثا نام شهر همدان در تورات اخمثا نوشته‌شده‌است. اخمثار را به شهر دوستی و مکان دوستی ترجمه کرده‌اند زیرا شاهان ایران در تابستان دوستان خود را به این شهر دعوت می‌کردند.
آکسایا بعضی از نویسندگان بر این باورند که نام این شهر پیش از مادها آکسایا بوده که در فرهنگ آشوری کار-کاسی به معنی شهر کاسیان است.
همدان واژهٔ همدان گرفته شده از ham= han= ha (از ریشهٔ gam) و به معنی جای یا شهر و اجتماعات آمده‌است. اعتماد السلطنه بر این باور بود که نام این شهر «همدان» بوده‌است زیرا هم به معنی اتفاق و دان به معنی ظرفیت است، یعنی مجمع متفقین.[۲]

احداث شهر همدان[ویرایش]

سرزمین ماد ۶۰۰ پ.م.

روایات موجود در باب علت پیدایش نخستین شهر مادی یعنی هگمتانه حاکی از آن است که این شهر در پی تشکیل اولین نهادهای اداری-سیاسی در کشور، و به سبب ضرورت وجود سکونت‌گاهی جهت استقرار نهادهای مذکور و کارگزاران آن، توسط دیاکو بنیانگذار شاهنشاهی ماد ساخته شد.
از طرفی دیگر با آنکه مشهور است اکباتان یا هگمتانه در محل همدان کنونی بوده‌است اما برخی معتقدند که همدان کنونی، اکباتانی که هرودوت گفته‌است، نیست بلکه شهر همدان همان اَمَدانه یا آمادی است که نام آن در کتیبهٔ تیگلت‌پیلسر یکم آمده‌است و تاریخ احداث آن به بیش از (۱۱۰۰ سال پیش از میلاد) برمی‌گردد.[۳]

پولیبیوس مورخ یونانی ( ۲۰۴-۱۳۲ پیش از میلاد) بدون اینکه خود شهر هگمتانه را دیده‌باشد، می‌نویسد

در دامنهٔ کوه الوند شهر هگمتانه با قلعه و ارک مستحکم و عجیب و حیرت‌آور قرار گرفته، قصر شاهی درون آخرین قلعهٔ آن استوار گردیده‌است. چوب‌هایی که در کاخ به مصرف رسیده پوشیده از زر و سیم و درها و ستون‌ها و رواق‌ها با هزاران گونه کنده‌کاری‌ها و نقش و نگارها آراسته شده، یک تیر عاری از زیور و یک دیوار بی‌پیرایه در آن کاخ یافت نمی‌شود. حتی کاشی‌هایی که زینت بخش ازاره‌ها و دیوارهای درونی قصر است با پوششی از آب و نقره سیم‌اندود گشته‌است.[۴]

پیشینه قبل از اسلام[ویرایش]

ماد[ویرایش]

مادها قصری به نام قصر هفت‌حصار در آن ساختند، همچون قصر عجایب هفتگانه‌ی بابل. پادشاهان آن دیاکو، فرورتیش، هووخشتره و اژی‌دهاک و این اوج شکوه هکمتانه بود که به پرجمعیت‌ترین و پررونق‌ترین شهر دنیای زمان خود تبدیل شده‌بود.

بُختُ‌النَصر پادشاه بابل و سازنده باغ‌های معلق بابل، با حمله به همدان سبب ویرانی شهر و همچنین قصر هفت‌حصار شد. بعدها داریوش هخامنشی شهر را مرمت کرد.

هخامنشیان[ویرایش]

هخامنشیان پایتخت تابستانی و ضرابخانهٔ هخامنشیان

سلوکیان[ویرایش]

سلوکیان در سال ۳۳۰ قبل از میلاد شهر همدان به دست اسکندر مقدونی ویران و به دلیل موقعیت استراتژیک آن، تبدیل به مقر نظامی او گردید. در اوخر دوره سلوکی شهر همدان محل تلاقی و برخورد متعدد آنان با اشکانیان بود.[۵] با حملهٔ کشورگشای اسکندر مقدونی، آخرین بازمانده دولت پارس (داریوش سوم) از مقابل اسکندر گریخت و اسکندر به متعاقب آن به شوش و تخت جمشید دست یافت. در مراجعت در همدان پیروزی خود را جشن گرفت. کشتاری وحشیانه و بی‌رحمانه به‌وسیله یونانیان در همدان بوجود آمد.

اشکانیان[ویرایش]

اشکانیان پایتخت تابستانی

ساسانیان[ویرایش]

ساسانیان پایتخت تابستانی[۶]

پیشینه بعد از اسلام[ویرایش]

در پی ظهور اسلام پس از جنگ نهاوند (۲۳ق /۶۴۴ م)حکمران ایرانی شهر همدان با تازیان صلح کرد، ولی این صلح دوامی نیافت، جنگی درگرفت و شهر به قهر گشوده شد و بعضی از تازیان در آنجا ساکن شدند و از جمله آنان (بنوسلمه) ریاست شهر را یافت.

همدان را در سدهٔ چهارم شهری بازسازی شده وصف کرده‌اند که چهار دروازه با حصارها و سه بازار و خیابان‌های وسیع داشته و مسجد جامع بر شالوده یک بنای قدیمی (آتشکده) ساخته شده بود.

آل زیار[ویرایش]

مردآویج زیاری لشکرکشی مردآویج به همدان به بهانه انتقام کشته شدن خواهرزاده‌اش به دست مردم همدان و قتل عام دو روزه‌ای که در آن شهر به راه انداخت، در تاریخ، سخت معروف است. وی از جمله نظامیان حکومت علویان طبرستان بود و از خاندان آل بویه. او قصد بردن شیرسنگی را نیز کرد و چون نتوانست آن را خرد کرد.
مرداویج خواهرزاده خود ابوالکرادیس را با لشکر بسیار به فتح همدان گسیل داشت. حکومت همدان از طرف خلیفه به ابوعبدالله محمدبن خلف واگذار شده بود و او عده‌ای از لشکریان خلیفه را در اختیار داشت. در نبردی که میان این دو نیرو درگرفت مردم همدان به سبب ناخرسندی از سپاه گیل و دیلم به یاری عامل خلیفه شتافتند، در نتیجه سپاه مرداویج شکست خورد و خواهرزاده او همراه چهارهزار تن دیگر به قتل رسیدند. پس از کشته شدن ابوالکرادیس بازماندهٔ سپاه نزد مرداویج بازگشتند. مردآویج در سال ۳۱۹ هجری برای انتقام از مردم ری با سپاهی عازم همدان شد و آن‌جا را به تصرف درآورد و گروه بی‌شماری را به سبب کمک به نماینده خلیفه کشت. بنابه روایت مسعودی، در نخستین روز نبرد در حدود چهل هزار مرد کشته شدند. کشتار سه روز به درازا کشید و شهر نیز تاراج گشت. مرداویج پس از گشوده شدن شهر، خون مردم را مباح کرد و به زنان‌شان دست یازید و هر که را در شهر بود نابود کرد. پس از این کشتار سپاه مردآویج دست از قتل‌وعام مردم برداشت و اجازه داد تا بزرگان و محترمین شهر نزد مردآویج بروند به امید آنکه میانجیگری کنند و از کشتار بیشتر جلوگیری نمایند. بدین ترتیب مردم در مصلای شهر حاضر شدند در پی این نیرنگ مردآویج به سربازانش دستور داد تا همه را از دم تیغ بگذرانند. فریاد این بیداد به بغداد رسید و مقتدر، خلیفه عباسی در سال ۳۱۹ هجری/۹۳۱ میلادی سپاهی به فرماندهی هارون بن غریب به جنگ مرداویج فرستاد، ولی این سپاهیان در محلی میان قزوین و همدان شکست خوردند.[۷] پس از آن فاجعه در سال (۳۴۵ ق/ ۹۵۶ م) شهر بر اثر زلزله خسارت دید و بعد از آن تا سال (۳۵۱ ق /۹۶۲م) کشمکش‌های مذهبی جان بسیاری از مردم را گرفت.


علویان[ویرایش]

از اواسط قرن سوم ریاست شهر بعهده سادات حسنی کوچیده به آنجا قرار گرفت که به‌عنوان علویان و سپس علاء‌الدوله‌های همدان حدود چهار قرن این مقام را بطور موروثی داشتند.

اکثر تاریخ‌نگاران اتفاق دارند که ابوالقاسم بطحایی علوی سر دودمان علویان همدان است. او به همراه گروهی از علویان از طبرستان به همدان مهاجرت کردند و برای علویان همدان شالوده‌ای محکم ریختند. محمد بطحایی پس از مهاجرت محیط را در همدان مناسب یافت و به سرعت قدرت و مکنتی برای علویان همدان فراهم نمود و به جبران خساراتی که علویان در حاشیه دریای مازندران از سامانیان (۲۶۱–۳۸۹) و آل‌زیار (۳۱۶–۲۳۴) دیده بودند، پرداخت. علویان طبرستان پس از ۶۴ سال قدرتمندی در ناحیه طبرستان عاقبت‌ تار و مار شده و در گوشه و کنار فلات ایران پراکنده گردیدند. اما در همدان اقبال با آنان یار گردید.[۸]

آل بویه[ویرایش]

آل بویه از نیمه‌های قرن چهارم هجری تا دههٔ آغازین قرن پنجم همدان در دست آل بویه قرار داشت. این شهر در آن زمان نیز اهمیت خودش را حفظ کرده‌بود به طوری که برخی از افراد سلسلهٔ آل بویه مقر و پایتخت خویش را در همدان قرار داده بودند.[۹]

بوعلی سینا در این زمان در همدان مستقر شد و وزارت شمس‌الدوله دیلمی را پذیرفت. بدیع‌الزمان همدانی نیز در سال ۳۵۸ هجری قمری در زمان آل بویه در همدان متولد شد. [۱۰]

سپس خاندان کاکویه آن را تصرف کردند و ترکمان غز آنجا را در سال ۴۲۰ قمری تاراج نمودند.

سلجوقیان[ویرایش]

از نیمه سدهٔ پنجم ترکمانان سلجوقی بر ترکمان غز چیره گشتند. همدان مرکز سیاسی سلجوقیانی بود که در غرب ایران حکومت می‌کردند. به همین دلیل چند تن از سلاطین سلجوقی از جمله سلطان مسعود طغرل بن محمد و سلطان محمد بن محمود در همدان مدفون شده‌اند.[۱۱]

در سدهٔ ششم با تجزیه امپراتوری آنها همدان پایتخت سلاجقهٔ عراق عجم شد و از شکوه و رونق خاصی برخوردار گردید و آثار چندی مانند گنبد علویان از آنها باقی مانده است.

حملهٔ مغول[ویرایش]

مغول‌ها یورشهای بی‌رحمانه مغولان به‌دنبال ترکان از سال ۶۱۸ تا ۶۲۷ ه ق به همدان سبب بسیاری ویرانی و آشفتگی گردید. مغولان که از مقاومت ۱۰ ساله همدان به تنگ آمده بودند. پس از دستیابی به شهر آنچنان قتل و ویرانی در شهر به راه انداختند که تا سال‌ها شهری به نام همدان وجود نداشت. ساکنین با تجربه این‌بار نیز راه کوهستان در سر گرفتند و از کنار الوند به تویسرکان رفتند. مغول‌ها به تویسرکان نیز حمله‌ور شدند و چنان کردند در آن شهر مصفا که چندصد سال از دایره حیات پاک بود. تا اینکه افراد متواری و سرگردان در کوه‌ها و روستاها از نو به شهر آشوب زده برگشتند و شهری دیگر ساخته و همدان بازسازی شد.

ایلخانان[ویرایش]

تازش مغولان به همدان طی سالهای ۶۱۸ و ۶۲۱ آنجا را همچون دیگر شهرهای آباد و بزرگ ایرانزمین یکسره دستخوش ویرانی ساخت. بیشتر مردم در دفاع قهرمانانه جان خود را باختند و بعداً شهرکی در حومه شمالی شهر بنام همدان نو، پا گرفت.

در عهد ایلخانان این شهر تا حدی اهمیت سابق را باز یافت. هلاکوخان آنجا را آمادگاه کرد و اباقاخان در همانجا مرد، در زمان وزارت خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی (۶۴۵و الی ۷۱۸ ق) این شهر از توجهات آن وزیر بهسازگر و دانشمند برخوردار شد، اما در دوره‌های تیموری و ترکان باز از تهاجمات برکنار نماند.

قراقویونلو[ویرایش]

در عهد قراقویونلوها همدان جزو قلمرو علی شکر ترکمان شد.

صفویه[ویرایش]

با استقرار حکومت صفویان این شهر هر چند، رونق گذشته به آن بازگشت ولی همواره در معرض تجاوز و تهاجم سربازان عثمانی بود و در سده‌های ۱۱ و ۱۲ ویرانی دید و ساکنان آن به هلاکت رسیدند از جمله در سال(۱۱۳۶ق) مصادف با سال ۱۷۲۴ میلادی، در پی سقوط دولت صفوی و بروز هرج و مرج در ایران شهر همدان به تصرف احمد شاه پاشا والی عثمانی که مقر خودش در بغداد بود، درآمد. یورش مرگبار قوای عثمانی و مقاومت دلیرانهٔ اهالی شهر همدان قبل از به قدرت رسیدن نادرشاه باعث قتل عام بسیاری از اهالی شهر شد.[۱۲] هشت سال بعد نادر شاه افشار همدان را از تصرف عثمانی‌ها درآورد و لشکریان آنها را تا بغداد عقب راند.

زندیه[ویرایش]

در دوره زندیه همدان در دست امیران آن خاندان می‌گردید و ظهور طایفه قراگوزلوها در عرصه سپاهیگیری و سیانت در همدان از آثار همین دوره است. همچنین علی مرادخان خواهرزاده کریم خان والی همدان که پس از مرگ کریم‌خان ادعای استقلال‌طلبی داشت، همدان را مرکز و پایتخت خود قرار داد و به نام خود سکه ضرب نمود. او توانست شش سالی در برابر شاه قاجار مقاومت کند.


قاجار[ویرایش]

آغامحمد خان قاجار در همدان، شهری که با سردمداری خان زند، شش سال او را پشت دروازه‌هایش نگه داشته بود و به انتقام این ماجرا یک بار دیگر طعم تلخ قتل و غارت و آتش سوزی را به مردم این خطه چشانید. او در سال (۱۲۰۵ ق) همدان را تسخیر نمود و قلعه قدیمی شهر واقع بر تپه مصلی را ویران کرد، بعدها در دوران قاجاریه رونق تجارتی شهر طی عصر قاجاریه بر حسب موقعیت سیاسی و جغرافیایی آن تا حدی بازگشت، اما اهالی همواره مورد ستم و آزار خوانین قراگزلو بودند چندان که نهضت‌های مردمی علیه آنان در آنجا پدید می‌آمد.

همدان در تاریخ معاصر[ویرایش]

مشروطه خواهی در همدان خصوصاً پیش از دیگر شهرهای ایران رخ نمود که از نتایج آن تأسیس ادارات- انجمن شهر- شهرداری- دادستانی بود. دو سال قبل از آنکه در کرمان و پس از آن در تهران، اجتماعیون به مشروطه برسند، در همدان، به کوشش ظهیرالدله، نخستین مجلس شورای محلی تشکیل شد در دو جنگ جهانی اول و دوم پیاپی به اشتغال قوای روس- عثمانی- انگلیس و آمریکا در آمد و ستاد سپاهیان آنها گردید و قحطی را از سر گذراند. در این دوران روشنفکرانی از این شهر برخاسته‌اند که نقش آنان در مبارزه با استبداد کاملاً برجسته است.

رضاخان پهلوی در تاریخ ۱۲۹۴ شمسی، برابر با ۱۹۱۵ میلادی ریاست تیپ قزاقخانه همدان را (آتریاد همدان) به عهده گرفت. تعداد نفرات این تیپ بالغ بر ۱۲۰۰ نفر می‌شد. در همین دوران بود که شالودهٔ طرح کودتا ریخته شد و سرانجام در نتیجه مذاکرات و هماهنگی‌های به عمل آمده، کودتا در روز سوم اسفند سال ۱۲۹۹ شمسی به وقوع پیوست و رضاخان به همراه قوای آتریاد همدان بدون کمترین مقاومتی وارد تهران شده و کلیه ادارات دولتی و مراکز نظامی تحت اشغال درآورد.[۱۳]

با آغاز سلطنت رضاشاه، از آنجا که وی سال‌ها مسئول لشکر قزاق همدان بود، توجه خاصی به عمران این شهر نمود و یک طراح آلمانی بر اساس مدل شعاعی، طرح جامع شهری همدان را کشید. هم‌اکنون همدان جزو معدود شهرهای دارای نقشهٔ طراحی شدهٔ شهری ایران است که این موضوع همواره نقشی فراوان در سیال بودن ترافیک و کمی آلودگی این شهر داشته ... در جریان نهضت ملی کردن نفت، کفن پوشان همدان در کنار کفن پوشان کرمانشاه و قزوین در کاروانسرا سنگی به رگبار بسته شدند و برخوردهای زیادی در میان حامیان مصدق و چماق‌داران رخ داد.

پژوهش‌های باستان‌شناسی[ویرایش]

نوشتار اصلی: پژوهش‌های باستان‌شناسی در شهر همدان


جام زرین کشف شده در تپهٔ هگمتانه به نام آریارمنه، این لوح در موزه شهر برلن در آلمان نگهداری می‌شود.

تپهٔ هگمتانه از مراکز مهمی است که در طول یکصد سال اخیر بارها مورد حفاری باستان‌شناسان داخلی و خارجی قرار گرفته‌است. ضمناً در طول حفاری‌های انجام شده، آثار ارزشمند و بی‌نظیری کشف گردیده، که اغلب متعلق به دوران هخامنشیان و نیاکان آنهاست. امروزه عموم باستان شناسان، این تپه که وسیع‌ترین تپه باستانی ایران است، به بقایای ابنیهٔ کاسی، مادی، هخامنشی و بعد از تعلق دارد. از جمله ویژگی‌های شهر باستانی هگمتانه، معماری و طرح و نقشه منظم این شهر بوده، که در بین آثار باستانی به دست آمده کم‌سابقه‌است. آثار کشف شده حاکی از وجود یک شبکهٔ منظم و پیشرفتهٔ آب‌رسانی در شهر حکومتی مادها و پارت‌ها است.

از مکان‌های مهم دیگری که در شهر همدان مورد پژوهش قرار گرفته، گورستان پارتی است که در محوطهٔ شیر سنگی واقع شده‌است. این گورستان به مدت ۲۰۰ سال از اواخر دوران هخامنشی تا نیمهٔ اول دورهٔ سلوکی مورد استفاده بوده و سه روش تدفین مختلف در آن به چشم می‌خورد، که می‌توان آن را بیانگر به وجود آمدن و گسترش سه جریان مذهبی متفاوت دانست که طی این دو سده جامعهٔ آن روز همدان را متأثر ساخته‌بود.[۱۴]


یادداشت[ویرایش]

  1. لازم به تذکر است که حسن پیرنیا زمان حکمرانی شلمانسر سوم (زمان حکمرانی ۸۵۸ تا ۸۲۳ پ.م.) را زمان نخستین ذکر آمادای در کتیبه‌های آشوری دانسته است، حسن پیرنیا در کتاب تاریخ باستانی ایران آورده‌است که پادشاهان آشوری که از جنگ‌های خود در ارمنستان و نواحی مجاور یاد کرده‌اند، تا سال ۸۳۷ پیش از میلاد اسمی از مادها و پارس‌ها نبرده‌اند، در این سال شلمانسر سوم یک سفر جنگی به کردستان کرده و برای نخستین بار نام از دو نوع مردم می‌برد، یکی را پارسوا و دیگری را آمادای می‌نامند. بطوریکه آمده پارسواها در کوهستان‌ها مابین رود ذهاب و رود دیاله و آمادای‌ها در جلگه‌های اطراف این ناحیه سکنی داشته‌اند. مردم آمادای همان مادها بوده‌اند زیرا بعدها هم آشوریان بطوریکه از کتیبه‌ها و بیانیه‌های آشوری دیده می‌شود، مادها را به این عنوان می‌نامیدند. نقل از تاریخ باستانی ایران، ص ۶۵.

پانویس[ویرایش]

  1. پژوهش در نام شهرهای ایران، ص ۶۱۹
  2. پژوهش در نام شهرهای ایران، ص ۶۲۰
  3. تاریخ شهر و شهرسازی در ایران، ص ۴۳
  4. شهرهای ایران، جلد سوم، هگمتانه، ص ۲۹۱
  5. سیمای میراث فرهنگی همدان، ص ۲۵
  6. سیمای همدان، ص ۸۵
  7. هگمتانه تا همدان، ص ۵۸۰
  8. «شهر کهنسال همدان». ویستا. بازبینی‌شده در ۳۰ آذر ۱۳۹۰. 
  9. سیمای همدان، ص ۸۷
  10. سیمای همدان، ص ۸۷
  11. سیمای همدان، ص ۸۸
  12. هگمتانه تا همدان، ص ۵۷۸
  13. قراگوزلو، هگمتانه تا همدان، ۶۳۰ و ۶۳۲.
  14. سیمای میراث فرهنگی همدان، ص ۱۵۶

منابع[ویرایش]

  • افشار سیستانی، ایرج. پژوهش در نام شهرهای ایران. چاپ اول. تهران: انتشارات روزنه، ۱۳۷۸. ISBN 964-6176-81-X. 
  • پیرنیا، حسن. تاریخ باستانی ایران. تهران: انتشارات دنیای کتاب، ۱۳۶۲. 
  • رضایی همدانی، عمادالدین. سیمای همدان. چاپ اول. تهران: انتشارات انوشه، ۱۳۷۹. ISBN 964-92925-5-1. 
  • سلطان‌زاده، حسین. تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران. چاپ دوم. تهران: مؤسسه انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۷. 
  • صراف، محمدرحیم به کوشش کیانی، محمدیوسف. شهرهای ایران، جلد سوم. تهران: انتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸. 
  • نهچیری، عبدالحسین. جغرافیای تاریخی شهرها. چاپ اول. تهران: انتشارات مدرسه وابسته به دفتر انتشارات کمک آموزشی، ۱۳۷۰. 


جستارهای وابسته[ویرایش]