تاتهای قفقاز
تاتها (دیگر نامها: لُهیجُن، داغلی، پارسیان قفقاز، پارسیان قفقاز جنوبی) یکی از قومهای ایرانی هستند که در جمهوری آذربایجان، فدراسیون روسیه (بیشتر در داغستان جنوبی) و ارمنستان سکونت دارند. این قوم بسته به منطقه زندگی، خود را «تاتی»، «پارسی»، «داغلی» و « لهیجن (لُهیجُن Lohijon) » مینامند. به جز بخش کوچکی سنی مذهب، بیشتر تاتها شیعه هستند. همچنین اقلیت یهودی قفقاز هنوز زبان تاتی جوهوری را میان خود نگاه داشتهاند. تاتهای ارمنستان مسیحی هستند. زبان این تیره ایرانی «تاتی» است که همراه با فارسی دری و تاجیکی پارهای از زبانهای ایرانی جنوب غربی و گویشی از فارسی بشمار میرود[۱] و زبانی که در ایران، تاتی نامیده میشود نیست. تاتی ایران (که در استانهای قزوین، زنجان، اردبیل، سمنان، آذربایجان شرقی و غیره گویشور دارد) از شاخه زبانهای ایرانی شمال غربی و نزدیک به تالشی، گیلکی و کردی است. نزدیکترین زبان به زبان تاتی ایران، زبان تالشی است در حالی که زبان گروه قومی مورد بررسی، گویشی از فارسی است. استفاده از زبانهای ترکی آذری و روسی نیز در میان تاتهای قفقاز گسترده است.
محتویات |
[ویرایش] تاریخ
نخستین اشاره در منابع موجود از حضور پارسیان در قفقاز جنوبی، به گسترش نظامی هخامنشیان (۵۵۸-۳۳۰ پیش از میلاد) باز میگردد که این منطقه را به عنوان ساتراپهای ۱۰، ۱۱، ۱۸ و ۱۹ به شاهنشاهی خود افزودند [۲] کشف ویرانههای معماری هخامنشی، قطعات جواهرات و سفالینهها در بررسیهای باستانشناسی در جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان این موضوع را تایید کرده است. به هر روی، تا زمان هخامنشیان اطلاعاتی از حضور پیوسته و فراوان پارسیان باستان در قفقاز جنوبی وجود ندارد. گمان موکد بر این است که نیاکان تاتهای کنونی در زمان ساسانیان (۳-۷ پس از میلاد) در این منطقه ساکن شده باشند. ساسانیان برای استواری موقعیت خود در قفقاز جنوبی شهرها و پادگانهایی ساختند [۳]. انوشیروان خسرو اول (۵۳۱-۵۷۹) عنوان نمایندگی خود را در شروان (منطقه شرقی قفقاز جنوبی) به یکی از خویشان نزدیکش داد. این فرد، نیای نخستین دودمان شروانشاهان (حدودا ۵۱۰-۱۵۳۸) بود [۴]. پس از پیروزیهای اعراب در منطقه (۷-۸ پس از میلاد)، مسلمان شدن مردم قفقاز جنوبی شروع شد. بعد از قرن ۱۴، تیرههای اغوز با رهبری دودمان سلجوقی رخنه به ناحیه را آغازیدند و ترکی آذری به طور تدریجی شروع به شکلگیری کرد. ظاهرا در این دوره نام بیرونی «تات» و «تاتی » به گویشهای زبان فارسی در قفقاز جنوبی بستگی پیدا کرد. این نام از واژهی ترکی «تات» میآید که معرف کشاورزان ناکوچرو (عموما ایرانی) گردید [۵].
مغولها در دههی ۳۰ از سدهی ۱۲ میلادی قفقاز جنوبی را گشودند و دودمان ایلخانیان برپا شد. چیرگی مغولان تا دهههای ۶۰-۷۰ از سدهی ۱۴ به درازا کشید، ولی این موضوع جلو پیشرفت فرهنگ را نگرفت و چامهسرایان و دانشمندان برجستهای در طول سدههای ۱۳ تا ۱۴ کار را دنبال کردند یا پدیدار شدند. در پایان سدهی ۱۴ میلادی قفقاز جنوبی مورد یورش تیمور لنگ قرار گرفت. پس از آن در قرنهای ۱۴ و ۱۵، دولت شروانشاهی توان درخوری بدست آورد و پیوندهای دیپلماتیک نیرومندی را استوار ساخت. این دولت در میانهی سدهی ۱۶ برداشته شد و نزدیک به همهی قفقاز جنوبی به ایران صفوی پیوست.
در میانهی قرن ۱۸، روسیه برتری خود را در منطقه گسترانید و در هنگام جنگهای روسیه-ایران (۱۸۰۳-۱۸۲۸) بود که قفقاز جنوبی بخشی از امپراتوری روسیه گردید. از این زمان به بعد میتوان از دادههای موجود در مورد چندی و باشندگی تاتها، که به دست بلندپایگان روس گردآوری شده است، بهره گرفت. در زمان اشغال باکو توسط روسها در آغاز سده ۱۹، سراسر جمعیت باکو (در حدود ۸۰۰۰ نفر) را تاتها تشکیل میدادند. این نخستین نتیجه سرشماری باشندگان باکو از سوی مقامات تزاری است. بر طبق «سالنامهی قفقاز Calendar of Caucasus» در سال ۱۸۹۴ میلادی، ۱۲۴٬۶۹۳ نفر تات در قفقاز جنوبی زندگی میکردند [۶]. ولی زبان تاتی، به شوند گسترش تدریجی ترکی آذری رو به ضعف نهاد. پس از اینکه در زمان شوروی و در پایان دهه ۱۹۳۰ واژهی «آذربایجانی» جا انداخته شد، خودآگاهی تاتی دستخوش دگرگونی بزرگی گردید. به گونهای که شمار زیادی از آنها خود را آذربایجانی نامیدند، چنانچه در سال ۱۹۲۶، تنها ۲۸٬۴۴۳ نفر تات شمارش شدند[۷] و در ۱۹۸۹ تنها ۱۰٬۲۳۹ نفر خود را با نام «تات» شناساندند [۸]. در سال ۲۰۰۵ بدنبال بررسی انجام شده در شماری از روستاهای شهرستانهای گوبا/قوبا (Quba/Guba)، دوهچی (Şabran/Devechi/Shabran)، خیزی (Xızı/Khizi)، سیاه زن (Siyəzən/Siyazan)، اسماعیللی (Ismailli/İsmayıllı) و شماخی (Shemakha/ Şamaxı)، پژوهشگران آمریکایی نشان دادند که ۱۵٬۵۵۳ تات در این مناطق زندگی میکنند.
برآیند موضوع اینکه، هیچ آگاهی روشنی در مورد تعداد راستین تاتیزبانان وجود ندارد، گرچه بیگمان نزدیک به چند هزار تاتیزبان بومی در روستاهای مناطق اشاره شده در بالا در جمهوری آذربایجان و همچنین چند روستا در جنوب داغستان زندگی میکنند.
[ویرایش] آمارهای رسمی جمهوری آذربایجان
دولت جمهوری آذربایجان در سال1999 میلادی، جمعیت تاتهای آذربایجان را ۱۰٬۹۲۲ نفر اعلام کردهاست.[۹] اما تا قرن بیستم تعداد تاتزبانها بسیار بیشتر بود. برای نمونه آمار 1886، شمار تاتها را صد و بیست هزار نفر ذکر کرده است.[۱۰]. پس از حکومت شوروی، در سال 1926، تعداد تاتها به 28500 تقلیل یافت[۱۱]. بنابر نظر این منبع، تعداد تاتها بخاطر سیاست آسیمیله کاهش یافته است.در آمار سال 1979 شوروی نیز تعداد تاتها در کل جمهوری آذربایجان 8867 نفر عنوان شده است.[۱۲] عباس قلیخان باکیخانوف(قرن نوزدهم) نیز به وجود شمار زیادی تات در "اطراف باکو" اشاره میکند او همچنین نام هشت روستای تات در داغستان را آورده است. [۱۳]. درصفحه 18 کتاب مذکور آمده است: هشت قریه در طبرسران که جلقان و روکال و مقاطیر و کماخ و زیدیان و حمیدی و مطاعی و بیلحدی باشد، در حوالی شهری که انوشیروان در محل متصل به دربند تعمیر کرده بود و آثار آن هنوز معلوم است، زبان تات دارند. ایضا”در صفحه 19 کتاب یاد شده آمده است: محالات واقع در میان بلوکینشماخی و قدیال که حالا شهر قبه است، مثل حوض و لاهج و قشونلو در شیروان و برمک و شش پاره و پایین بدوق در قبه و تمام مملکت باکو سوای شش قریه ی تراکمه، همینزبان تات را دارند... قسم قربی مملکت قبه سوای قریه ی خنالق که ربانی علیحده دارد و ناحیه ی سموریه و کوره دو محال طبرسران که دره و احمدلو میباشند به اصطلاحاتمنطقه، زبان مخصوص دارند و اهالی ترک زبان را مغول مینامند[۱۴].
[ویرایش] خود شناسانندگی ِ تاتها
نام قومی «تاتی» ریشه ترکی دارد. آن از قرون وسطا برای فارسی زبانان قفقاز جنوبی مورد استفاده قرار گرفته است. پس از آن ایرانیان این منطقه، برای شناساندن قومی ِ خود از آن بهره گرفتند. بیشتر جمعیت تات جمهوری آذربایجان و جنوب داغستان خود را «تات» یا «تاتی» مینامند. بااینحال امروزه، دیگر نامها را نیز برای شناسایی خود بکار میبرند، نامهایی همچون « پارسی»، «داغلی» و «لاهیچ/لاهیج» (Lahıc/Lahij/Lagich/Lahich/Lahic) [۵].
- پارسی (Parsi): واژهی «پارسی» توسط تاتهای شهرستان آبشوران (آپشرون/ Abşeron)، روستاهای بالاخانی (Balakhani/Balaxanı) و سوراخانی (Surakhani/Suraxanı)) برای معرفی خود و زبانشان (زوهون پارسی zuhun parsi) بکار میرود. این واژه به واژهی «پارسیک» در زبان پارسی میانه برمیگردد. قابل توجه است که همین کلمه معرف خود زبان فارسی میانه بوده است. مقایسه کنید با «Pārsīk ut Pahlavīk» که به معنی «پارسی و پارتی» است. در دورهی زبانهای نو ایرانی، همخوان «ک» میافتد و آن نام قومی که باید به «پارسی» تبدیل میشد، در ایران، به شکل عربی شده و از جنبهای، ساختگی ِ «فارس» در آمد. به گمان بسیار، نام قومی «پارس» پیش از جایگزینی ِ نام ترکی «تات» توسط خود ایرانیان قفقاز جنوبی بکار میرفته است. درخور توجه است که برخی گروههای فارسیزبان درافغانستان همراه با پارسیان زرتشتی هند هنوز از «پارسی» برای معرفی خود استفاده میکنند.
- لهیجن (لُهیجُن Lohijon): شهروندان تاتی لاهیج در ناحیه اسماعیللی نام خود را به نام روستایشان یعنی «لُهوج» (Lohuj. جمع: Lohijon) مینامند. لاهیچ پر جمعیتترین منطقه ی روستایی تاتی با جمعیتی در حدود ۱۰ هزار است و تااندازهای در منطقهای سخت دسترس قرار دارد. این واقعیت جلو برخورد فراوان جمعیت بومی را با جهان بیرون گرفته و مایهای برای نام خودی و فروبستهی «لُهوج» شده است.
- داغلی (Daghli): تاتهای داغلی در ناحیه خیزی و بخشی دیگر از ناحیههای ده وچی (دِوِچی) و سیاه زن، واژهی دیگری از زبان ترکی یعنی «داغلی» (کوهی) را برای نامیدن خود بکار میبرند. آشکارا این واژه خاستگاه پسین دارد و نخست توسط دشتنشینان ترک منطقه برای تاتهای باشنده در کوهها بکار رفته بوده است. با گذشت زمان، در پی گسترش ترکی آذری، «داغلی» به فراوانی مورد استفاده قرار گرفته بوده و تاتهای خیزی کاربرد آنرا برای خود آغازیدهاند. هم اکنون تاتها تلاش میکنند به نام نخستین خود بازگشته و نام «پارسی» را همراه با «زبان پارسی»، در استاندهی ادبی خود بکار ببرند.
در ۱۴ دسامبر ۱۹۹۰، در هنگام نشست مدیران وزارت دادگستری جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی، انجمن فرهنگی و آموزشی «آذری» برای بررسی و پیشرفت زبان تاتی و تاریخ و قومنگاری این مردم بنیاد گذاشته شد. کتاب الفبا و کتاب درسی زبان تاتی با قطعاتی از ادبیات و فرهنگ مردم نیز چاپ گردید.
[ویرایش] آبادیهای تات زبان قفقاز
پراکنش تاتهای قفقاز در آبادیها زیر بیش تر است[نیازمند منبع] :
- داغستان
- دربند
- آبشوران
- باکو
- نارداران
- موشتاغی
- بوزونا
- امیرخان
- زیره
- خیله
- قوبا
- دوه چی
- اسماعیللی
- خیزین
- قوناق کندی
- قوتگاشن
- کایتاکو
- مخاچ قلعه
- افروجه
- گنداب
- سیاه زن
- لاهیج
[ویرایش] فرهنگ
در درازنای زمان، مهاجران بومی شدهی پارسی با دیگر تیرههای پیرامون خود در قفقاز جنوبی برهمکنش انجام دادند، فرهنگ خود را سهیم شدند و همزمان برخی از عناصر فرهنگی دیگر قومها را فراستاندند. هنرهای چون فرشبافی، بافندگی دستی، ساخت فرآوردههای فلزی، منبتکاری و اندودکاری بسیار گسترش یافت. هنرهای تزیینی و مینیاتور هم خیلی معمول است [۱۵]. فرهنگ زبانی تاتها بسیار پرمایه است. انواع چامههای مردمی چون رباعی، غزل و «بیت» گسترش یافته است. با بررسی چامههای شعرای پارسیگوی سدههای میانه در قفقاز جنوبی (چون خاقانی و نظامی گنجهای) برخی از آرنگهای شناساننده و ویژهی زبان تاتی آشکار میشود[۱۶]. در پی همزیستی دیرباز تاتها و آذربایجانیهای ترک، آرنگهای مشترک فراوانی در زمینههای کشاورزی، خانهداری، و فرهنگ پدید آمده است. فولکلور امروزی آذربایجانی ظاهرا از پایهی فرهنگ ایرانی بالیده است [۱۷]. پوشش سنتی بانوان تاتی دربرگیرندهی پیراهنی دراز، شلواری گشاد که در بیرون پوشیده میشود، لباس خطی باریک، لباس رویی ِ بدون دکمه، شال و جوراب ساقه بلند مراکشی است. پوشاک مردان شامل نیمتنهی چرکسی و کلاه پوستین بلند میباشد. شمار بزرگی از تاتها در کوهها میزیند یا در بخش صنعت کار میکنند. همچنین گروه اجتماعی، فرهنگی و روشنفکر نیز پدید آمده است.
[ویرایش] پیشه ها و معماری سنتی
کشاورزی: پیشهی سنتی تاتها، کشاورزی به روش شخمزنی، رویاندن سبزیجات، باغداری و پرورش گاو است. فرآوردههای اصلی آنها عبارت است از: جو، چاودار، گندم، گل آفتابگردان، ذرت، سیب زمینی و نخود فرنگی. تاکستانها و باغهای میوهی پهناور فراوان است. گوسفند، ماده گاو، اسب، خر و گاو وحشی و جسته گريخته شتر، بگونهی اهلی نگهداری میشود. خانههای سنتی دارای دیوار نمای بیرونی رو به خیابان است. آنها یک یا دو آشکوبه هستند و از بلوکهای سنگ آهک یا توده سنگریزههای رودخانهای ساخته میشوند. بام تخت است و برای دودکش و آتشگاه دارای بازشدگی میباشد. آشکوب بالا برای سکونت و سایر بخشهای خانه چون آشپزخانه در طبقه همکف قرار دارند. تورفتگی در یکی از دیوارهای اتاق نشیمن ویژهی گذاشتن پوشاک، رخت خواب و گاهی سفالینه است. اتاقها با لامپ یا از راه بازشدگی سقف روشن میشوند. تختخوابهای کوتاه، فرشها و تشکها، اثاث خانه را در برمیگیرد و از آتشگاه، آتشدان و تنور برای گرمایش استفاده میشود. دیواربست دارای باغچه است و یک ایوان (verandah)، آبگذر سنگفرش، آبگیر کوچک (tendir)، گودال پوشیده برای گاوها، ستورگاه و مرغدانی نیز وجود دارد.
[ویرایش] آیین ها
همچون سایر ایرانیان، تاتها زرتشتی بودهاند و پس از رفتن به زیر فرمان خلفای عربی، مسلمان شدند. امروزه تاتها بیشتر شیعه هستند و اقلیتی سنی مذهب هم وجود دارد. همچنین اقلیت یهودی قفقاز هنوز زبان رسمی بومیان قفقاز (یعنی فارسی که امروزه تاتی نامیده میشود) را میان خود نگاه داشتهاند.
۱. تاتهای مسلمان، اعم از سنی و شیعه که در آبشوران، خیزین، دوهچی و نواحی دیگر زندگی میکنند.
۲. تاتهای کلیمی مذهب که خود را «داغ جوودی» یا «جوهوری» یعنی یهودیهای کوهستانی مینامند و اکثرا در داغستان ساکن هستند.
۳. تاتهای مسیحی یا تاتهای ارمنستان که در روستاهای ماتراسه و بخش اسماعیللی و روستای کیلوز و بخش دوهچی و ارتاشِن و قوبا میزیند. طبق سرشماری سال ۱۹۲۶ عده تاتهای کوهستانی کلیمی، ۲۶ هزار تن بودهاست.
گویش تاتهای کلیمی مذهب که یکی از زبانهای ادبی داغستان است، بیش از گویشهای تاتی مسلمانان، مورد مطالعه و بررسی قرار گرفتهاست. دربارهي زبان تاتهای مسلمان، تنها گویش تاتهای لاهیج ساکن بخش اسماعیللی مورد بررسی قرار گرفته و از گویشهای تودههای اصلی تاتهای مسلمان از جمله در آبشوران و نواحی شمالی آن، آگاهیهای اندک و جسته و گریختهیی وجود دارد. ولی گویشهای این نواحی بیش از گویش لاهیج، اصیل به نظر میرسند.
[ویرایش] تاتها و دیگر اقوام
زبان تاتی به گونه گسترده در شرق قفقاز جنوبی استفاده میشده است. این موضوع با این روش اثبات شده است که تا سدهی ۲۰ میلادی حتا از سوی گروهای نامسلمانی چون یهودیهای کوهنشین، بخشی از ارمنیان و اودیان نیز بکار میرفته است [۱۸]. این واقعیت مایهی این راستیانگاری شده است که یهودیان کوهی ِ تاتیزبان و تاتیزبانان ارمنی (مسیحی) یک قوم هستند که دینهای نایکسان دارند.
[ویرایش] تاتها، و یهودیهای کوهنشین
یهودیان کوهی از دید زبان و برخی دیگر شناسهها از جامعه فارسی زبانان هستند. برخی از این مردم در ایران، افغانستان و آسیای میانه (یهودیان بخارا) زندگی میکنند. «کوهی» نامیده شدن یهودیان آسیای میانه، تنها در سدهی ۱۹، پس از اینکه همهی مردم قفقاز در دفترهای سازمانی روسیه نام «کوهی» گرفتند، صورت پذیرفت. یهودیان کوهی خود را «یِودی Yeudi » (یهودی) یا «جوهوری Juhuri» مینامند [۱۹]. در سال ۱۸۸۸، آ. ش. آنیسیمف (A. Sh. Anisimov ) در نوشتهای با نام «یهودیان قفقازی-کوه نشینان Caucasian Jews-Mountaineers» با نشان دادن نزدیکی زبانهای یهودیان کوهنشین و پارسیان قفقازی (تاتها) به این پیامد رسید که این یهودیان به طور سرشتی از «خانوادهی ایرانیان تات» هستند که در ایران یهودیت را پذیرفته و سپس به قفقاز جنوبی کوچیدهاند. باورهای آنیسیمف در دورهی شوروی پشتیبانی گردید: انگارهی منشا تاتی یهودیهای کوهی در دهه ۳۰ میلادی نزج گرفت. با کوشش چند تن از اعضای این جامعه که به رژیم وابستگی داشتند، ایدهی ساختگی نایهودی بودن آن مردم و «یهودی شدن» آنها به گونهی گستردهای پخش شد و بعلت فشار کارگزاران دولتی، بخشی از یهودیان، دفترینه کردن خود را تحت هویت و عنوان «تات» آغازیدند. در نتیجهی این وضعیت، «تات» و «یهودی کوهی» هم معنی گردیدند و در پژوهشهای ادبی، واژهی «تات» نه تنها ندانسته برای نام دوم، بلکه حتا برای نامگذاری اول ِ یهودیان کوهنشین هم بکار رفت. در دورهی شوروی، این موضوع بستری را فراهم نمود تا همهی میراث و آفرینشهای (ادبی، نمایشی و موسیقی) یهودیان کوهی به تاتها بربسته شود؛ در حالی که آنها هیچ نقطهی مشترکی با آن میراث نداشتند. افزون بر این، مقایسهی شناسههای زیست-مردم شناسی (physico-anthropological) تاتها و یهودیان کوهی همراه با دادههای زبانشناسی، هیچ نشانهای را از یگانگی قومی این دو تیره استوار نمیسازد.
ساختار دستور زبان گویش یهودی کوهی (جوهوری) کهنتر از خود زبان تاتی است. این باعث آشکار شدن یک گاف ارتباطی میشود. بطور کلی شناسهی تمام زبانهای یهودی، داشتن پایهای باستانی است: مثلا در زبان سفاردی (زبان لادینو در اسپانیا)، در زبان اشکنازی (آلمانی ییدیش) و سایرین. درعین اینکه این زبانها در گروه زبانهایی که جز عبری قرار دارند، میباشند، ولی پر از واژههای عبری باستان هستند. یعنی با چرخش به سمت زبان فارسی، یهودیان، سطحی از واژههای زبان آرامی و عبری باستان را در گویش خود نگاه داشته اند. این موضوع واژههایی را که پیوندی با آیین یهودیت نیز ندارد، دربرمیگیرد. (zoft «ازدو»، nokumi «رشک»، ghuf «بدن»، keton «کتان» و جز آن.) برخی کلمات مرکب در زبان جوهوری ساختار گونهوار زبان باستان عبری را داراست. زیست-مردم شناسی پارسیان قفقاز (تاتها) و یهودیان کوهی هیچ همانندی گونهواری ندارد، بلکه کمابیش دربرابر هم هستند.
در سال ۱۹۱۳ میلادی، انسان شناس ک. م. کوردف (K.M. Kurdov ) سنجشهایی را بر روی گروه بزرگی از جمعیت تاتهای لاهیج انجام داد و ناهمسانی بنیادی (میانگین دیشَن جمجمه (cephalic index) برابر با ۷۹/۲۱) را در گونه زیست-مردم شناختی آنها در مقایسه با یهودیان کوهی آشکار کرد. اندازهگیریهای دیگری نیز توسط سایر پژوهشگران انجام شده است. میانگین دیشن جمجمه در تاتهای جمهوری آذربایجان از ۷۷/۱۳ تا ۷۹/۲۱ و برای یهودیان داغستان از ۸۶/۱ تا ۸۷/۴۳ تغییر میکند. اندازهگیریهای دیگر نیز نشان داده است که در تاتها میانهسری و بلندسری، ولی در یهودیان منطقه کوتاهسری/پهنسری ِ بالا، گونهوار است و بنابراین هیچ بودهای دال بر پیوند این دو تیره وجود ندارد. افزون بر آن، شناسه اثر و برآمدگیهای انگشتان (دانش Dermatoglyphics) در مورد برجستگیهای کف دست و پا نیز انگارهی همانندی قومی تاتها و یهودیان کوهی را بر نمیتابد.
پیداست که گویشوران یهودی و زبان تاتی نمایندگان دو تیرهی متفاوت هستند که هر یک؛ دین، آگاهی قومی، خود شناسانندگی، روش زندگی و ارزشهای تنی و روانی خویش را دارند.
[ویرایش] تاتها و ارمنیان
برخی از مآخذ و نوشتههای سدههای ۱۸-۲۰ میلادی شماری از تاتزبانان روستایی قفقاز جنوبی را به نامهای «ارمنیهای تات»، Armeno-Tats ، «تاتهای مسیحی» و «تاتهای گرجی» معرفی میکنند. نویسندگان در این نوشتهها انگارهای را پیش کشیدهاند که بخشی از پارسیان در شرق قفقاز جنوبی به دین کلیسای ارتودکس ارمنی درآمدهاند. ولی آنها این واقعیت را نادیده گرفته اند که آن شهروندان در واقع خود را ارمنی میدانستهاند [۲۰]. انگارهی ایرانی بودن ارمنیان تاتزبان را به چند علت نمیتوان قابل اطمینان و استوار دانست. در وضعیت سیاسی باشا در زمان ساسانیان و بعد در دودمانهای مسلمان در قفقاز جنوبی، مسیحیت رجحان نداشته است. در زمان ساسانیان، آیین زرتشتی و پس از آن، اسلام چیره بوده است. در چنین پَراستایی، جمعیت پارسی نباید هیچ محرک قویای در چرخش به مسیحیت و ضعیف کردن وضعیت اجتماعی بالای خود میدیدند. اگر تاتیزبانان ارمنی از پارسیان ریشه گرفته بودند، دستکم باید واژههایی ایرانی مرتبط با آیینها و شیوهی زندگی مسیحی برای خود میداشتند. ولی با اینکه آنها خود، این زبان را «Parseren» (پارسی) مینامند، چنین کلماتی در زبان آنها وجود ندارد. همهی واژههای همپیوند با مسیحیت در زبان آنها ارمنی است: terter (بجای کشیش)، zam (کلیسا)، knunk‘ (غسل تعمید)، zatik (بجای واژهی اصالتا پارسی «fesh»)، pas (بجای روزه) و جز آن. نشانههای آشکاری از پایههای واجشناسی، واژگانی، دستوری و گرتهبرداری از ارمنی در زبان ارمنیان تاتزبان وجود دارد. همچنین همخوانهای سایشی ارمنی («ծ» ،«ց» ، «ձ»)، در واژههای آنها، که ریشه ایرانی دارد، نیز دیده میشود، درحالیکه این همخوانها در زبان تاتی وجود ندارد. این موضوع را تنها میتوان با وجود پایهای ارمنی روشن نمود. علیرغم این واقعیت که آنها زبان خود را از دست دادهاند ولی «کیستی قومی» خود را نگه داشتهاند که نمود برجستهی آن در دوگانگی «ما» («Hay») در رویارویی با «ما و آنها» (خطاب به مسلمانان (تاجیکها)، تاتها و آذریها)؛ همراه با انگاشت خود به عنوان بخش رنجدیدهی جامعه و ملتی با سرنوشتی جانگداز، دیده میشود.
روی هم رفته، با نگرش به همهی واقعیتهای اشاره شده میتوان گفت که «تاتهای ارمنی» همیشه و هم اکنون ارمنی بوده و هستند که توان نگهداری دین مسیحی خود را داشتهاند ولی زبانشان ناچارا به تاتی دگر شده است. که این با توجه به جایگاه چیرهی این زبان و هم با در نگر داشتن این واقعیت است که در طی سدهها ایشان از کانون فرهنگ ارمنی جدا ماندهاند.
[ویرایش] تاتها و مردم تاتی شمال-باختری ایران
از آغاز قرون وسطا نام «تاتی»، افزون بر قفقاز، در شمال-باختری ایران و در طول این دوره بر همهی زبانهای ایرانی به جز فارسی و کردی گذاشته شد. هم اکنون نام ایرانی «تاتی» علاوه بر «زبان تاتی قفقاز» که نزدیک به زبان فارسی است، برای گروه ویژهی دیگری از گویشهای شمال باختری ایرانی با نام یکسان زبان تاتی هم بکار میرود. این زبان شامل تعداد زیادی گویش یا لهجه است که برای نمونه میتوان از گویشهای چالی، کیلیتی، Danesfani ،Hiaraji ،Hoznini ،Esfarvarini، تاکستانی، سگزآبادی، ابراهیم آبادی, اشتهاردی, خوئینی، کجالی، شاهرودی، هرزنی نام برد. این گروه زبانی هم در جنوب خاوری و هم جنوب باختری آذربایجان ایران، استان زنجان و در رامند و پیرامون شهر قزوین و سایر مناطق ایران و نخجوان رایج بوده یا است [۲۱]، [۲۲]. این گویشها با زبان تالشی پیوند دارند و آنها را از تبار زبان آذری قدیم میدانند. کاربرد یک نام برای این دو زبان ِ جدای ایرانی باعث این پندار بیهوده در برخی منابع شده که تاتهای قفقاز در ایران نیز زندگی میکنند. این منابع دچار تعدادی برآمد اشتباه در نسبت دادن تاتهای قفقاز به تاتهای ایران شدهاند.
[ویرایش] جُستارهای وابسته
[ویرایش] پیوند به بیرون
[ویرایش] منابع
- بخش بزرگی از نوشته ها از مقاله ویکیپدیای انگلیسی (en:Tats) (Farroukh Absheroni: A Survey and History of the Persian population of the Caucasus)
- بخشی دیگر از مطالب برگرفته از نوشتار: آرانی خواهر زبان آذری نوشته دکتر یحیی ذکا
- Yunusov A. S. Azərbaycanda islam (ترکی آذربایجانی)
- Kroll Stephan. «Medes and Persians in Transcaucasia: archaeological horizons in north-western Iran and Transcaucasia», in : G. B. Lanfranchi, M. Roaf, R. Rollinger, eds., Continuity of Empire (?) Assyria, Media, Persia. Padova, S.a.r.g.o.n. Editrice e Libreria, 2003, pp. 281-287.
- John M. Clifton, Gabriela Deckinga, Laura Lucht, Calvin Tiessen. Sociolinguistic Situation of the Tat and Mountain Jews in Azerbaijan, 2005 г.
- ↑ Gernot Windfuhr, "Persian Grammer: history and state of its study", Walter de Gruyter, 1979. pg 4:""Tat- Persian spoken in the East Caucasus""
- ↑ Herodotus. History
- ↑ [3] V. Minorsky. A History of Sharvan and Darband in the 10th-11th Centuries
- ↑ [4] Ahmad al-Baladhuri. Book of the Conquests of Lands (Kitab Futuh al-Buldan)
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ B. Miller. Taty, ikh rasseleniye i govory (روسی)
- ↑ Kavkazskiy calendar, Tiflis, 1894
- ↑ Результаты переписи населения в Азербайджанской ССР (1926 г.)
- ↑ Результаты переписи населения в Азербайджанской ССР (1989 г.)
- ↑ http://unstats.un.org/unsd/demographic/products/dyb/dybcensus/V2_table4.xls
- ↑ “In the nineteenth century the Tats were settled in large homogeneous groups. The intensive processes of assimilation by the Turkic-speaking Azerbaijanis cut back the territory and numbers of the Tats. In 1886 they numbered more than 120,000 in Azerbaijan and 3,600 in Daghestan. According to the census of 1926 the number of Tats in Azerbaijan (despite the effect of natural increase) had dropped to 28,500, although there were also 38,300 “Azerbaijanis”with Tat as their native language.” (Natalia G. Volkova “Tats”in Encyclopedia of World Culture, Editor: David Publisher, New York: G.K. Hall, Prentice Hall International, 1991-1996).
- ↑ “In the nineteenth century the Tats were settled in large homogeneous groups. The intensive processes of assimilation by the Turkic-speaking Azerbaijanis cut back the territory and numbers of the Tats. In 1886 they numbered more than 120,000 in Azerbaijan and 3,600 in Daghestan. According to the census of 1926 the number of Tats in Azerbaijan (despite the effect of natural increase) had dropped to 28,500, although there were also 38,300 “Azerbaijanis”with Tat as their native language.” (Natalia G. Volkova “Tats”in Encyclopedia of World Culture, Editor: David Publisher, New York: G.K. Hall, Prentice Hall International, 1991-1996).
- ↑ население азербайджана
- ↑ Abbas Qoli Agha Bakikhanov, a 19th century literary figure from the Caucasia mentions in his Golestan Iram large number of Tats in the area around Baku:There are eight villages in Tabarsaran which are: Jalqan, Rukan, Maqatir, Kamakh, Ridiyan, Homeydi, Mata'i, and Bilhadi. They are in the environs of a city that Anushiravan built near the wall of Darband. Its remains are still there. They speak the Tat language, which is one of the languages of Old Persia. It is clear that they are from the people of Fars and after its destruction they settled in those villages. ..The districts situated between the two cities of Shamakhi and Qodyal, which is now the city of Qobbeh, include Howz, Lahej, and Qoshunlu in Shirvan and Barmak, Sheshpareh and the lower part of Boduq in Qobbeh, and all the country of Baku, except six villages of Turkmen, speak Tat. it becomes apparent from this that they originate from Fars. (Floor, Willem. and Javadi, Hasan. i(2009), "The Heavenly Rose-Garden: A History of Shirvan & Daghestan by Abbas Qoli Aqa Bakikhanov, Mage Publishers, 2009) Original Persian: درصفحه 18 کتاب مذکور آمده است: هشت قریه در طبرسران که جلقان و روکال و مقاطیر و کماخ و زیدیان و حمیدی و مطاعی و بیلحدی باشد، در حوالی شهری که انوشیروان در محل متصل به دربند تعمیر کرده بود و آثار آن هنوز معلوم است، زبان تات دارند. ایضا”در صفحه 19 کتاب یاد شده آمده است: محالات واقع در میان بلوکینشماخی و قدیال که حالا شهر قبه است، مثل حوض و لاهج و قشونلو در شیروان و برمک و شش پاره و پایین بدوق در قبه و تمام مملکت باکو به جز شش قریه ی ترکمن، همینزبان تات را دارند... قسم قربی مملکت قبه سوای قریه ی خنالق که ربانی علیحده دارد و ناحیه ی سموریه و کوره دو محال طبرسران که دره و احمدلو میباشند به اصطلاحاتمنطقه، زبان مخصوص دارند و اهالی ترک زبان را مغول مینامند. (Gulistan-i Iram, Baki Khanuf, “Gulistan-i Iram”, matn-i ilmi - intiqadi bi-sayy va ihtimam: Abd al-Karim Ali-zadah [va digaran],Bakku: Idarah-i intisharat-i Ilm, 1970.)
- ↑ گلستان-ارم - متن علمی - انتشارات علم (Gulistan-i Iram, Baki Khanuf, “Gulistan-i Iram”, matn-i ilmi - intiqadi bi-sayy va ihtimam: Abd al-Karim Ali-zadah [va digaran],Bakku: Idarah-i intisharat-i Ilm, 1970.)
- ↑ Great Soviet Encyclopedia, vol. 25 (روسی)
- ↑ شروانی، جمال خلیل. نزهتالمجالس. تصحیح و تحقیق محمدامین ریاحی. تهران، انتشارات علمی، چاپ دوم ۱۳۷۵.
- ↑ Gruenberg A. L. Yazik severo-azerbayjanskikh tatov. Moscow, 1958. (روسی)
- ↑ İsmayılov R. Azərbaycan tarixi (ترکی آذربایجانی)
- ↑ I. Semenov. O proiskhozhdenii gorskikh evreyev (روسی)
- ↑ A. Akopian. Ustnie istorii tatoyazichnikh armyan o sobitiyakh nachala 20 veka. (روسی)
- ↑ A. Akopian. Ustnie istorii tatoyazichnikh armyan o sobitiyakh nachala 20 veka. (روسی)
- ↑ Stilo, D. L. 1994. Phonological systems in contact in Iran and Transcaucasia. In Persian studies in North America: Studies in Honor of Mohammad Ali Jazayery By Muhammed Ali Jaza'iri, Mehdi Marashi, Mohammad Ali: Festschrift Jazayery, Published by Ibex Publishers, Inc., p. 90. ISBN 0-936347-35-X, ISBN 978-0-936347-35-6