مختصات: ۰۲″ ۴۰′ ۵۲°شرقی ۴۸″ ۲۸′ ۲۷°شمالی / ۵۲٫۶۶۷۲۲غرب ۲۷٫۴۸جنوب / -۵۲٫۶۶۷۲۲;-۲۷٫۴۸
بیدخون نام روستای نسبتاً بزرگی از توابع بخش مرکزی شهرستان عسلویه در استان بوشهر در جنوب ایران واقع است. طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۸۹۰ نفر می باشد.
این روستا در ۷ کیلومتری سمت مغرب دهنو و 5 کیلومتری شرق عسلویه واقع شدهاست. تنها روستای منطقه با مذهب تشیع می باشد. از شمال کوه، از جنوب حاله نابند، از مغرب عسلویه، واز سمت مشرق به کوه محدود میگردد.
تاریخ و وجه تسمیه بیدخون [ویرایش]
رضا طاهری در کتاب از مروارید تا نفت در معرفی بیدخون این گونه می نویسد: بیذخان، بیدخان كه خان پسوند مكانی و از كلمه خانه و خان گرفته شده است. خان به معنای چشمه نیز میباشد. بیذ یا بیذه یا بیاذه و بیذق و بیدق از یک ریشه اند و به معنای سرباز و مردان جنگی باشد که درحرکت چابک اند. کلمهپیاده ازهمین ریشه است. پیاده بهمعنای کسی است که بر پایش راه می رود و بیذق یا بیدق را سرباز شطرنج و به معنای راهنما و راهبر مسافرت نیز گفته اند وجه تسمیه بیدخون را باید بیذق خانه یا بیدق خانه دانست و با توجه بهوضعیت چشمه بیدخون و وجود آب انبارهای قدیمی و بزرگ در این منطقه میتوان به وجودآموزش یا هسته نیروهای چابک و چالاک در این منطقه اشاره کرد که علاوه بر انتظام امور ساحل دریای فارس و مرزبانی، به راهنمایی کاروانهای بازرگانی و کشتی های دریایی نیز کمک می کرده اند. بیدخون در کناره کوه و دریا و در کناره جنگل های حرا قرار گرفته است. حرا تنها درخت رویدنی و همیشه سرسبز درآب های شور خلیج فارس است. بیدخون درجغرافیای ایران نام کوهی درحدود سه هزار متر ارتفاع و از توابع کرمان است که در کنار آن روستاهای بیدوئیه و بیدستون قراردارد. بیدخون با چشمه آب شیریناش ازروزگارگذشته مورد توجه دریانوردان و مسافران سیراف و نایبند بوده است. رضا طاهری محقق تاریخ جغرافیای خلیج فارس با استناد به نام بیدخون در فارس نامه ابن بلخی بیدخون را روستای مهم در قرن های چهار و پنج می داند و بااشاره به ذکر چشمه ی بیدخون در فارس نامه ناصری بیدخون را در جغرافیای تاریخی جنوب ایران مهم می داند. درفارسنامه ناصری آمده است: چشمه بیدخون واقع در بلوک مالکی وشمال قریه بیدخون آب آن از کوه دروک و میانه بلوک گله دارو بلوک مالکی برخاسته و به مسافت صدگز و بیشتر و از کوه به دره ریخته و چون از دره به کوه بیرون رود در حوالی قریه بیدخون باغها و زراعت را آب دهد و در تمامی سواحل دریای فارس چشم های آب شیرین، گوارا تر از این چشمه یافت نشود.