بهشت برین حقیقت دارد (کتاب)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
بهشت برین حقیقت دارد
نویسنده ایبن الکساندر سوم (Eben Alexander)
برگرداننده محمود دانایی
چاپ اول، نخستین چاپ: ۱۳۹۲
شمارگان ۱۵۰۰
زبان انگلیسی
تعداد جلد یک
کتاب‌شناسی ایبن الکساندر سوم (Eben Alexander)

کتاب بهشت برین حقیقت دارد (به انگلیسی: Proof Of Heaven)[۱]توسط دکتر ایبن الکساندر سوم جراح مغز و اعصاب نگاشته شده است.[۲]

درباره کتاب[ویرایش]

این کتاب شرح تجربه نزدیک به مرگ او در دوران هفت روز کما است.[۳]و در سال ۲۰۱۲ مدت چهار هفته رتبهٔ پر فروش‌ترین کتاب را در مجله نیویورک تایمز کسب کرد[۴] نویسنده در توضیح تجربه‌اش فرضیه‌های متعددی را در نظر می‌گیرد و از لحاظ علمی موثق بودن آن را اثبات می‌کند. ایبن الکساندر بر طبق آنچه برایش پیش آمد می‌گوید که «قبل از این تجربه نمی‌توانست دانش خود را دربارهٔ مغز و عصب‌شناسی با اعتقاد به بهشت، روح و خدا تطبیق دهد اما امروز معتقد است که سلامت کامل هنگامی است که ما دریابیم خدا و روح واقعیت دارند و مرگ پایان موجودیت ما نیست، بلکه تنها یک انتقال است.» ایبن الکساندر در کتابش شرح می‌دهد که به عنوان جراح مغز همواره با بیماران در حال مرگ سروکار داشته است و داستان‌هایی درباره تجربیات نزدیک به مرگ از آنها شنیده بوده است. با اینکه این گونه داستان‌ها بسیار شگفت‌انگیز بودند ولی از نظر او که چندین دهه از زندگی‌اش را در محیط علمی گذرانده بود، تجربیات نزدیک به مرگ خیال‌پردازیی بیش نبودند. تا اینکه در سال ۲۰۰۸ در اثر ابتلا به بیماری نادری خود او تجربه نزدیک به مرگ داشت. او در دوران هفت روزه کما به همراه موجود فرشته‌گونه‌ای به عوالم فرامادی سفر کرد. تجربه نزدیک به مرگ سبب تغییر دیدش نسبت به این پدیده‌ها شد او در این باره می‌گوید: «تمام این کتاب‌ها و مقالات، قبل از تجربهٔ من هم وجود داشتند، اما هیچ‌گاه به آنها توجهی نکرده بودم. آنها را نخوانده بودم و حتی حاضر نشده بودم برای این‌گونه مطالب اعتباری قائل شوم. به خصوص پذیرفتن این امکان که جزئی از ما بتواند پس از مرگ جسم‌مان به موجودیت خود ادامه دهد. من، با صفت شکاکی‌ام، به نظر خودم نمونهٔ خوبی از جامعهٔ پزشکی بودم. اما اعتقاد من بر این است که اغلب آنهایی که خودشان را شکاک تلقی می‌کنند، شکاک به معنای واقعی نیستند. زیرا شکاک واقعی کسی است که موضوعی را با دقت و جدیت بررسی کند. اما من هم، مانند بسیاری از پزشکان دیگر، هیچ‌وقت موضوع اِن دی ئی را بررسی نکرده بودم، بلکه، فقط بدون دلیل خاصی ” می‌دانستم” غیرممکن است.»[۵]

ترجمه به زبان‌های دیگر[ویرایش]

این کتاب در سال ۲۰۱۲ با نام la prevue du paradis به زبان فرانسه و همچنین در سال ۱۳۹۲ با نام بهشت برین حقیقت دارد توسط محمود دانایی به فارسی برگردانده شده است.

بخشی از کتاب[ویرایش]

«عالم هستی آغاز و انتهایی ندارد و خدا هم در هر ذرهٔ آن حضور دارد. در واقع آنچه که ما انسان‌ها تا به حال در توصیف خدا و عوالم معنویِ بالاتر گفته‌ایم شامل این بوده که بتوانیم آن مفاهیم را در حد درک خودمان پایین بیاوریم، به جای آنکه میزان درک خود را به سطح آن عوالم برسانیم. به عبارت دیگر، ما با توصیف ناقص خود، طبیعت شگفت‌آور آنها را خدشه‌دار کرده‌ایم. با وجود اینکه عالم هستی آغاز و پایانی ندارد، اما نقاط ابتدا و انتهایی را نیز شامل می‌شود. هدف از این نقاط شاخص، فراهم آوردن امکان ایجاد موجودات و شرکت آنها در شکوه و عظمت الهی بوده است. نظریهٔ بیگ بنگ برای خلق جهان، یکی از همین «نقاط شاخص» خلقت بوده است. دیدگاه اُم از بیرون و محیط بر تمامی خلقت است، که بالاتر از حتی بالاترین بُعدهایی است که من از دیدگاه خودم، به آنها اشراف داشتم. در آنجا دیدن، مترادف با دانستن بود. هیچ‌گونه تمایزی بین تجربه کردن چیزی با فهم آن وجود نداشت. این نقل قول که: ”من کور بودم، ولی اکنون می‌بینم” حالا مفهوم جدیدی برایم پیدا کرده است. حالا می‌فهمم که ما در زندگی زمینی‌مان تا چه حد در مورد کیفیت واقعی عوالم معنوی کور هستیم، به خصوص افرادی مثل من که در گذشته، ماده را هستهٔ مرکزی واقعیت می‌پنداشتم و چیزهای دیگر- فکر، آگاهی، ایده‌ها، عواطف، روح- را فقط حاصل برهمکنش ماده تصور می‌کردم. این درک و بصیرت برایم بسیار الهام‌بخش بود، چون به من امکان داد که ارزش و اهمیت فهم و درکی را که پس از ترک محدودیت‌های جسم و مغز مادی در انتظار ماست متوجه شوم. همیشه تصور می‌کردم که مفاهیمی نظیر شوخی، طنز، ترحم صفت‌هایی هستند که ما را در تحمل این دنیای بی‌انصاف و زجرآور کمک می‌کنند. همین طور هم هست. آنها ما را تسلی می‌دهند ولی کوتاه و زودگذر هستند. مهم‌تر آن که یادآور این واقعیت‌اند که تمام سختی‌ها و زجرهای این دنیا موقتی‌اند و به هیچ وجه در سرنوشت نهایی ما مؤثر نیستند. شادی و طنز تنها یادآور این حقیقت‌اند که ما زندانی این دنیا نیستیم، بلکه مسافرانی هستیم که از اینجا عبور می‌کنیم. جنبهٔ دیگر این خبر خوب این است که لازم نیست تقریباً در حال مرگ باشید تا بتوانید نگاهی به پشت پرده بیندازید؛ اما می‌بایست جستجویی بکنید. یادگیری مطالبی دربارهٔ آن عالم از طریق مطالعهٔ کتاب‌ها و نمایش‌ها و... شروع مناسبی است، اما نهایتاً باید عمیقاً در آگاهی خود فرو برویم و از طریق دعا یا مدیتیشن به آن حقایق دست یابیم.»[۶]

منابع[ویرایش]

http://www.nytimes.com/2012/11/26/books/dr-eben-alexanders-tells-of-near-death-in-proof-of-heaven.html