برنامهریزی راهبردی
برنامه ریزی راهبردی- استراتژیک- فرآیندی است سازمانی برای تعریف راهبرد سازمان و تصمیم گیری برای چگونگی یافتن منابع مورد نیاز برای رسیدن به مقصود استراتژی، صورت می گیرد. این فرآیند افراد و منابع را نیز شامل می شود.
برای آنکه سازمان بداند به کجا خواهد رفت باید بداند اکنون دقیقن کجا قرار گرفته است. پس از آن باید آنچه می خواهد باشد را به درستی تعریف کرده و چگونگی رسیدن به آن جایگاه را مشخص کند. مستندات حاصل از این فرآیند را برنامهی راهبردی سازمان می نامند.
برنامه ریزی راهبردی برای برای برنامه ریزی موثر به منظور تصویر کردن پلان یک سازمان بکار می رود، اما هرگز نمی تواند مشخصن پیشبی کند بازار در آینده دقیقن چگونه خواهد بود و در آینده ی نزدیک چه اتفاقاتی رخ خواهد داد.
به هر رو، متفکران استراتژی در سازمان می باید استراتژی های سازمان را بر اساس زنده ماندن در شرایط سخت طراحی کنند.
درواقع برنامه ریزی راهبردی به نوعی تصویر رسمی آینده ی سازمان است. هر برنامه ی راهبردی ای دست کم به یکی از پرسش های زیر پاسخ خواهد داد: 1- ما دقیقن چه کار می کنیم؟
2- برای چه کسی کار می کنیم؟
3-چگونه کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام دهیم؟
در برنامه ریزی های تجاری ممکن است پرسش سوم به شکل زیر پرسیده شود:
چگونه می توان رقیب را از سر راه برداشت یا از رقابت اجتناب کرد؟
در این رویکرد بیشتر بدنبال شکست دادن رقیبان هستیم تا بهترین بودن!
در بسیاری از سازمان ها برنامه راهبردی درباره ی این است که سال آینده سازمان به کجا خواهد رسید که به طور معمول تر در خصوص سه تا پنج سال آینده (دراز مدت) نیز صادق است، اگرچه بعضی از سازمان ها چشم انداز خود را تا ۲۰ سال آینده گسترش داده اند.
محتویات |
[ویرایش] ریشه شناسی
[ویرایش] بیانیه ماموریت و بیانیه چشم انداز
چشم انداز: چگونگی سازمان در آینده را تعریف می کند. چشم انداز یک افق دراز مدت است که گاهی جهانی را که سازمان در آینده در آن فعالیت می کند توصیف می کند. برای مثال، نیکوکاری که به فقیری کمک می کند ممکن است بیانیه چشم اندازی داشته باشد که می گوید:"یک جهان بدون فقر". یک بیانیه چشم انداز آینده ی سازمان را به صورت خلاصه بیان می کند. این بیانیه بر روی آینده متمرکز می شود.
ماموریت: هدف بنیادی یک سازمان یا یک سرمایه گذاری را بیان می کند، مختصرا توضیح می دهد چرا سازمان وجود دارد و برای رسیدن به چشم اندازش چه کاری انجام می دهد.
گاهی ماموریت برای نمایش تصویر سازمان در آینده به کار می رود. یک بیانیه ماموریت گاهی جزییات کارهای را که انجام داده در اختیار می گذارد و به سوال "چه کاری انجام می دهیم؟" پاسخ می دهد. برای مثال ممکن است نیکوکار "کار آموزی برای بیکار و بی خانمان" را فراهم سازد. یک بیانیه ماموریت مشتری و فرآیندهای مهم را تعریف می کند. این بیانیه سطح کارایی مطلوب را به آگاهی شما می رساند و معیار تصمیم گیری صریح را مهیا می سازد.
در معدودی از شرکت ها یک بیانیه چشم انداز ممکن است شبیه یک بیانیه ماموریت باشد، اما این می تواند یک خطای سنگین باشد چرا که می تواند موجب سردرگمی مردم شود.
کدام یک اول می آیند؟ بیانیه ماموریت یا بیانیه چشم انداز؟ بستگی دارد. اگر شما یک کسب و کار تازه یا طرح یا برنامه ی جدید برای خدمات جاری خود داشته باشید، آنگاه چشم انداز، ماموریت و باقی برنامه های استراتژیک را هدابت خواهد کرد. اگر شما یک کسب و کار تاسیس شده دارید در حالیکه ماموریت ایجاد شده، آنگاه ماموریت، چشم انداز و باقی برنامه های استراتژیک را هدایت می کند. در هر صورت شما نیازمند دانستن اهداف بنیادی خود یعنی -ماموریت، موقعیت کنونی شما از نظر منابع درونی و قابلیت ها (تعداد نفرات و/یا نقاط ضعف) و شرایط بیرونی (فرصت ها و/یا تهدید ها)، و اینکه به کجا می خواهید بروید - و چشم انداز آینده هستید. این مهم است که شما پایان و نتیجه مطلوب را از ابتدا در نظر بگیرید.
[ویرایش] طرح کلی برنامه ریزی استراتژیک
[ویرایش] فرآیند برنامه ریزی استراتژیک
[ویرایش] ابزار ها و رویکردهای برنامه ریزی استراتژیک
[ویرایش] تحلیل موقعیت
[ویرایش] اهداف موضوعات و هدف
[ویرایش] تکنیک های تحلیل کسب وکار
برنامهریزی را از جنبههای مختلف دستهبندی کردهاند: برنامهریزی از جنبه ماهیت به برنامه فیزیکی، سازمانی، فرایند، مالی، وظیفهای و عمومی دستهبندی میشوند. برنامه ریزی از جنبه افق زمانی نیز به برنامهریزی کوتاه مدت (عملیاتی و تاکتیکی)، میان و بلند مدت دستهبندی نمودهاند. نوع دیگری از برنامه ریزی برای افق بلند مدت با دیدگاه خاص وجود دارد که با عنوان برنامهریزی استراتژیک شناخته میشود. برنامهریزی استراتژیک بر تصمیمات سطح عملیاتی اثر میگذارد.
[ویرایش] تاریخچه
واژه «استراتژی» از واژه یونانی «Strategos» گرفته شده که به معنای «سالار سپاه» میباشد. سالانه هر یک از ده قبیله یونانی یک Strategos برمی گزیدند تا سپاهیانشان را هدایت نماید. بعدها وظایف وی به امور قضایی و مدنی نیز تعمیم داده شد. تاریخچه برنامه ریزی استراتژیک به امور نظامی برمی گردد. برابر تعریف لغت نامه وبستر «استراتژی، دانش برنامه ریزی و هدایت عملیات نظامی بزرگ در مقیاس کلان با هدف تشخیص و یافتن بهترین موقعیت پیش از درگیری واقعی با دشمن است».
برنامهریزی استراتژیک در سازمانها در دهه ۱۹۵۰ آغاز و در دهههای ۶۰ و ۷۰ به سرعت محبوبیت یافت و بسیاری از مدیران دریافتند که استراتژی، پاسخ بسیاری از مسائل است. در دهه ۶۰، مدلهای کیفی و کمّی استراتژی گسترش یافت. در آغاز دهه ۸۰ میلادی، مدل ارزش سهام داران و مدل پورتر برای برنامهریزی استراتژیک، استاندارد شناخته میشدند. نیمه دوم دهه ۸۰ میلادی، آغاز پیدایش مدلهای استراتژی معطوف به شایستگی محوری و تمرکز بر بازار بود. اواخر نیمه دوم دهه ۸۰ و آغاز دهه ۹۰ میلادی، شروع پیدایش مدلهای نسل دوم برنامهریزی استراتژیک بود که بیشتر بر اهمیت انطباق سازمان با تغییر، انعطاف پذیری، تفکر استراتژیک و یادگیری سازمانی تمرکز و تاکید داشتند.
[ویرایش] منابع
- دکتر کاوه محمد سیروس و مهندس امیرحسین صبور طینت. مدل مدیریت استراتژیک مبنا، چاپ اول. تهران: انتشارات دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران)، ۱۳۸۷. ۴-۳۷۴-۴۶۳-۹۶۴-۹۷۸
[ویرایش] منابع بیشتر
- برای اطلاع بیشتر از سایت گروه مشاوران سپهبد دیدن کنید www.sepahbod.ir .